حیرتگه چشم
سید همایون شاه (عالمی)
۲۱ جنوری ۲۰۱۰ م
وزیر اکبر خان مینه کابل - افغانستان

سید همایون شاه (عالمی)
ز چه از هجر رخت عالمی محشر نکنم
نیست یک قطره ی اشک آمده
گوهر نکنم
گلشن سبز برون آمده
از گلخن دل
آتش اشک از
آن شعله ی اخگر نکنم ؟
کشور دل شده پر گل به
تمنای وصال
نشود دعوت آن
شاه به کشور نکنم
ای مه و زهره و پروین به ناهید تو هیچ
نور خورشید جهان تاب
برابر نکنم
طره چرخانده
دلم را که به یغما بردی
تشبیه زلف سیاه تو
به عنبر نکنم
آمد از ناوک تو راست به
پهنای جگر
دفع آن تیر که شد از
پر شهپر نکنم
واعظ ِ شهر وصایت بکند بی خبر است
دل به عشق تو چرا بیش قلندر نکنم ؟
سجده ی ذوق براند دل من را به شتاب
نشود تا
که به پای تو
محقر نکنم
تا رسد نور منور ز تو ای
مهر صفا
شمع ، روشن، دراین خانه ی
بیدر نکنم
محو ِ حسن آمده دل باز ز حیرتگه چشم
ساز و سامان تعلق
که میسر
نکنم
حسرت آتش عشق آمده هموار
به ره
این سپند دل خود باز به مجمر نکنم
ماجرای ست خیالات خرامیدن او
به چه این دل به فدای لب
دختر نکنم
سایه افکن چو هما منکه
(همایون) توام
این قدر عذر ز
بیچارگی اکثر نکنم