تف لب ها
سید همایون شاه (عالمی)
۱۶ جنوری ۲۰۱۰
وزیر اکبر خان مینه کابل - افغانستان
 سید همایون شاه (عالمی)
بکردی ساغر لب را
نهان خمخانه خمخانه
مکن مرواری چشمم چنین گلدانه گلدانه
فلک رنگین کنم از دیدن روی
گلستانت
کنم جان در قدم هایت چنین نذرانه نذرانه
بیا تا تنگ گیرم در بغل آن
سرو سیمینت
بیندازم تن ناز ترا
بر شانه بر شانه
بخوابانم به تخت ِ سینه ام بوسم لب نابت
که تاج ِ عشق
تو زیبد بسر شاهانه شاهانه
بکن ناز و ادا با آن بدن در شوخی الفت
بسازم حلقه دستم بر کمر مردانه مردانه
برم این پنجه ها ، با ناز
اندر حلقه های مو
کشم عطری زگیسویت همه
درشانه درشانه
تف گرمی لبهایت کنم آب
ِ حیات خود
بسازم بازوانم
را به تو کاشانه
کاشانه
مرا دیده لب ِ گل را نمودی غنچهء خندان
شدم در سحر چشمانت بسی زولانه زولانه
خرامیدی به پیش من ز تمکین
نگاه هایت
خلل در عقل من آمد
شدم دیوانه دیوانه
اگر دادی یکی بوسه چنانت سخت میبوسم
که افتی در پی من از پی پیمانه پیمانه
جنون عشق یارآمد (همایون)
پرده کن پرده
چنان در آتش افتادی
شدی پروانه پروانه
|