 شاد روان استاد صابر هروی
آتشکده !
شعر از :مرحوم استاد
صابر هروی
بدخشان ۱۳۴۱
ارسالی : زهره صابر هروی
دوم نوامبر ۲۰۱۰
در راه عشق تو
آنقدر به غم
سوخته ام
که چو پروانه
همه سوختن آموخته
ام
از سواد نگۀ چشم
سیه مست تو بس
جز سیه روزئ بسیار نیاموخته ام
|
|
ادامه مطلب...
|
|
 شاد روان استاد صابر هروی
آنجا و اینجا !
شعراز: روانشاد استاد صابرهروی
کابل - ۱۳۳۷
ارسالی : زهره صابر هروی
۲۶ - اکتوبر ۲۰۱۰
تو آنجا شاد و با غیر و من بیدست و پا
اینجا
تو آنجا گرم
عیش و من اسیر
ابتلا اینجا
ندارم ره به
منزلگاه نازت بعد
ازین هرگز
فزودی درد و
غم را بکنج
انزوا اینجا
کجا انصاف باشد
اینچنین با بیدلان
کردن
تو با بیگانه
آنجا شاد و
تنها آشنا اینجا
|
|
ادامه مطلب...
|
|
 شاد روان استاد صابر هروی
فقر بضاعت !
شعر از : مرحوم استاد
صابر هروی
کابل حمل ۱۳۷۲
ارسالی : زهره صابر هروی
۲۲ - اکتوبر ۲۰۱۰
نکشید یم
اگر خار غم از
پای کسی
نشدیم باعث
درد سر و سودای کسی
ما به پای خرد خویش
روانیم مدام
ننشستیم
با امید و
تمنا ی کسی
بی بضاعت بدُیم و رشک نبردیم باری
به
مقام وحشم و ثروت و دنیائ کسی
|
|
ادامه مطلب...
|
|
عید
مهاجر
شادروان
استاد صابر هروی
پشاور
پاکستان - ۱۹۹۵
 شاد روان استاد صابر هروی
عیدست و ما به یاد وطن
گریه میکنیم
برمرگ اهل ِ دانش و
فن گریه میکنیم
در ملک غیر بی سر
وبی برگ وبینوا
با عسرتیم دست
ویخن گریه میکنیم
افتاده ایم
به کشو ر بیگانه ناتوان
استیم اسیر
رنج و محن گریه
میکنیم
|
|
ادامه مطلب...
|
|
 شاد روان استاد صابر هروی
آزادی !
شاد روان استاد صابر هروی
خرم آن کر غلام آزادیست
افتخارش
بنام آزادیست
سر بلندست
ملتی که همیش
پایبند
نظام آزادیست
مست صحبای غیرت
آن کو
جر عه پیمایِ
جام آزادیست
|
|
ادامه مطلب...
|
|
 شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی
کابل - ۱۳۵۵
قسم !
قسم به حشمت و اعزاز و ابتلای وطن
قسم به
صولت مردان جانفدای
وطن
قسم به کوه
و بدشت وبدره های وطن
که از
سرم نرود هیچگه هوای
وطن
قسم به
بسوه بسوهِ افغاندیار که تا
دم مرگ
نمی رود
ز سرم نگهت
فضای وطن
|
|
ادامه مطلب...
|
|
شادروان استاد صابر « هروی »
پشاور - پاکستان
۲حوت
۱۳۷۲
شعر غربت
 شاد روان استاد صابر هروی
منکه دورم از تو ای میهن بلا
ها از تو دور
خواهم از حق تا که گردد دست اعداء از تو دور
تا جهان باشد ز
خالق رشک جنت خواهمت
حیله و کید و ریا و کین و
اغواء از تو دور
دست ظالم ، پای ملحد ، چشم حاسد
تا ابد
بر اساس امر نهی
حق
تعالی از تو دور
روزوشب خواهم که گردد دشمنت زار وزبون
خفت امروز و طعم تلخ فردا
از تو دور
|
|
ادامه مطلب...
|
|

بهار
مرحوم استاد صابر هروی
۱۳۶۳
کابل
 شاد روان استاد صابر هروی
آمد بهار و رفت ز
کف اختیار من
عطر گلاب می برد از دل
قرار من
من
بلبل نواگر گلزار
الفتم
باشد
خیال رویتو باغ
و بهار من
فصل بهار فرصت عیش و مسرت است
باز آ ، که باز می رود
از دست کار من
|
|
ادامه مطلب...
|
|
باغ یا وطن
؟
مرحوم استاد
صابر هروی
۳۱ سنبله ۱۳۷۷
راولپندی
- پاکستان
 شاد روان استاد صابر هروی
برو
بباغ ببین گل به بوستان مانده ؟
به
شاخ گلبنئ آباد
آشیان مانده ؟
شبو و سوسن و فرشی و مرسل و سنبل
ویا
که چنبل و ریحا ن و شعمدان مانده ؟
شگوفه
ریخته از شاخ و گشته فرش زمین
گلاب
و نسترن و تاک و ارغوان مانده؟
بنفشه
، میخک و نرگس ، پتونی و زنبق
زیاسمن اثرئ
نامئ و نشان
مانده؟
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
شاد روان استاد صابر
هروی
کابل ۱۷ قوس ۱۳۶۵
 شاد روان استاد صابر هروی
بگذار !
بگذار
ببارد ابر
بگذار
بخندد گل
بگذار
بغرد رعد
بگذار
بتابد خور
بگذار
بلغزد آب
در
مزرعه ها یکسان
بگذاربجنبد
نبض
اند
رگ بیماران
بگذار
بنالد نای
بگذار
بموید تار
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>
|
| صفحه 11 - 20 از 25 |