.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز
نمایشنامه ها
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
به مشکلات مردم توجه کنید
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
آزادی !
شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

آزادی !

شاد روان استاد  صابر هروی

خرم آن کر غلام آزادیست

افتخارش  بنام  آزادیست

سر بلندست  ملتی  که همیش

پایبند  نظام آزادیست

مست صحبای غیرت  آن  کو

جر عه پیمایِ  جام آزادیست

ادامه مطلب...
 
قسم !
شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی  

کابل - ۱۳۵۵

قسم !

قسم به حشمت و اعزاز و ابتلای  وطن

قسم به  صولت  مردان  جانفدای  وطن

قسم به  کوه و بدشت وبدره های  وطن

که از  سرم  نرود هیچگه  هوای  وطن

قسم به  بسوه بسوهِ  افغاندیار که تا دم  مرگ

نمی رود  ز  سرم  نگهت  فضای  وطن

ادامه مطلب...
 
شعر غربت

شادروان استاد صابر « هروی »

پشاور - پاکستان

۲حوت ۱۳۷۲

شعر غربت

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

منکه  دورم  از تو ای  میهن  بلا ها  از  تو دور

خواهم از حق تا که گردد دست اعداء از تو دور

تا  جهان  باشد  ز خالق  رشک  جنت خواهمت

حیله و  کید  و  ریا  و کین  و اغواء  از تو دور

دست  ظالم  ،  پای  ملحد  ،  چشم  حاسد  تا ابد

بر  اساس  امر  نهی   حق  تعالی  از  تو  دور

روزوشب خواهم که گردد دشمنت زار وزبون

خفت   امروز   و   طعم  تلخ  فردا  از تو  دور

ادامه مطلب...
 
بهار !

ImageImage 

بهار

مرحوم استاد  صابر هروی

۱۳۶۳  کابل

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

آمد بهار  و  رفت  ز کف  اختیار  من

عطر گلاب می برد  از  دل قرار من

من   بلبل    نواگر    گلزار   الفتم

باشد  خیال  رویتو  باغ  و  بهار  من

فصل بهار فرصت عیش و مسرت است

باز آ ، که  باز می رود  از دست کار من

ادامه مطلب...
 
باغ یا وطن ؟

Image 

باغ  یا  وطن ؟

  مرحوم استاد صابر هروی

۳۱ سنبله ۱۳۷۷

راولپندی - پاکستان

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

برو بباغ  ببین گل به بوستان مانده ؟

به شاخ  گلبنئ  آباد  آشیان  مانده  ؟

شبو  و سوسن و فرشی و مرسل  و سنبل

ویا که چنبل و ریحا ن و شعمدان مانده ؟

شگوفه ریخته از شاخ و گشته فرش زمین

گلاب و نسترن و تاک و ارغوان مانده؟

بنفشه ، میخک و نرگس ، پتونی و زنبق

زیاسمن  اثرئ   نامئ  و  نشان  مانده؟

ادامه مطلب...
 
بگذار !
  شاد روان استاد صابر هروی
  کابل ۱۷ قوس ۱۳۶۵ 
شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی
 
بگذار !
بگذار ببارد ابر 

بگذار بخندد گل

بگذار بغرد رعد

بگذار بتابد خور

بگذار بلغزد آب

در مزرعه ها یکسان

بگذاربجنبد نبض

اند رگ بیماران

بگذار بنالد نای

بگذار بموید تار

ادامه مطلب...
 
باشرفتر !
شاد روان استاد صابر هروی

کابل ۱۳۴۸

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

باشرفتر !

هر جه میبینم  تلاش  آرزو  درد  سر  است

هر چه می جویم  وفا  و مردمی  ها کمتر  است

هر چه   میدانم   ، نمی دانم   که  دانستن  چرا ؟

هر  چه  میگویم به  گوش این  وآن نا با ور است

هر  چه   میخوانم   همه   توصیف  ناهنجا ر  ها

هر چه می نویسم ، نوشتن  واهی  و  نا مثمر است

هر چه می بالم  خریداری  صداقت  مرده است

هر  چه می  پوشم لباس  راستی  بد منظر  است

ادامه مطلب...
 
ما را از مسلمانی پشیمان نتوان کرد

مرحوم استاد صابر هروی

  جدی۱۳۷۲

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

ما را از مسلمانی پشیمان  نتوان کرد

این کشور ما  را دگر عمران نتوان کرد

ویران شده انقدر که ویران نتوان کرد

بی سوگ  و عزا  خانه ئ اینجا نتوان یافت

لم یزرعئ را باز گلستان  نتوان  کرد

نی قصر مزاریست ، نه تعمیر ونه راهی

آنقدر خرابست  که  جبران  نتوان  کرد

این ظلم که از جنگ مذاهب  شده  بر  پا

هیچ آتش یاغی  به  نیستان  نتوان  کرد

از بیخ و بن اینقدر  خرابی  به  همه  جا

سیلاب  خروشنده  به طوفان نتوان کرد

ادامه مطلب...
 
ای قلم !

ای قلم !

Image 

اشکهای تو

تراویده های تو

نقش قدم های تو

یا انچه می نویسی ، مردم همه را به حافظه می سپارند ، تاریخ همه را ثبت می کند و مطالعان با باور بزرگ و اعتماد عظیم به آن باور می نمایند.

تضمین مقام جاویدان فردای ما، من و قلمزنان دیگررول عمده دارد. همه کتب ، رسایل ، مجموعه ها و اعصار فکر و اندیشهء درست و نادرستی که توسط تو بر روی صفحات پاک کاغذ نقش می بندد در تثبیت شخصیت و دست نویس های مطبوع و غیر مطبوع یاد و نمایندهء ارزش معنوی و معرف آمال و اندیشه های درونی ماست .

آینده گان بر آن قضاوت خواهند کرد و از خلال آن ما را خوبتر خواهند شناخت.

پس ای قلم !

خدای را :

کاری مکن که امروزیان را فریفته و فردائیان بر ما تو نفرین کنند.

زیرا:

زمانه از این بدتر جزائی بر قلم و قلمزن ندارد.

شادروان استاد صابر «هروی»

راولپندی - پاکستان

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی
 

ای قلم !

ای  قلم   ترک   سرگردانی  کن

با   من    خسته   مهربانی   کن

پرده   بردار   از   خموشی  ها

بزبان   آی    و   درفشانی   کن

داستان   ترور   و   قتل   نویس

شکوه ها  زان  گروه  جانی  کن

قصهء  جانگداز   جور  و  ستم

زان   بلا   های   آسمانی   کن

ادامه مطلب...
 
هنگام تنهایی ؟
 
هنگام تنهایی ؟

مرحوم استاد صابر « هروی »

۱۵ عقرب  ۱۳۶۱ کابل - افغانستان

شاد روان استاد صابر هروی
شاد روان استاد صابر هروی

ز بد  مستی  چشمت  گشته ام   دیوانه  ،  دیوانه

ز صبر و عقل و خوشبختی شدم بیگانه ، بیگانه

غمت  هنگام  تنهایی  چو  می اید  به  سر وقتم

سرشک از دیدهء من می رود  پیمانه  ،  پیمانه

منم  کز  سوختن  هرگز  ندارم  بیم  و  پروائی

به دور شمع  رخسار  تو ام  پروانه  ،  پروانه

بسر سنگ  ملامت  می زنندم  طفلکان  هرجا

به صحرای جنونم بی سر و  سامانه ،  سامانه

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 11
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer
Design by Groen