امروز دوشنبه دوم قوس سال ۱۳۸۸خورشیدی برابر است با ۲۳ نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی و
مصادف است با بیست و هشتمین سال وفات پدر ما
شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی شخصیت فرهنگی کشور که از وی تآلیفات و تتبعات زیادی تحت
عناوین حالات پير هرات ، شاهراه تورغندي هرات
، قندهار، هزار و يك حكايت ادبي و تاریخی ، خميرخان ، كليات سنايي ، سيري در ملك
سنايي ، شيوهء داستانسرايي امير خسرو و انديشه هاي پير هرات كه بصورت كتابهاي
مستقل چاپ شده اند و هريك از آثار ياد شده درجاي خودش ارج فراوان دارد .
همچنان مقالات پژوهشی زیادی از استاد بشیر هروی در سيمينار ها و سمپوزيم هاي علمي و مطبوعات كشورطی دوران حیات شان ایراد و نشر شده است كه بي ترديد ازديد دانشمندان و حلقه هاي فرهنگي به دور نخواهد
بود.
شاد روان
استاد علی اصغر بشیر شخص ادیب،
شاعر، نویسنده، مؤرخ، محقق، منجم و طنز نویس بود که من با اطمینان میگویم که
اکثر خواننده گان عزیز سایت ۲۴ ساعت و برادران دانشمند و هموطنم در گوشه و کنار
جهان با شخصیت استاد بشیر آشنایی داشته اند و آثار شانرا خوانده اند.
استاد بشیر اضافه از ۵ سال مسؤولیت جریده ( ترجمان ) یگانه نشریه ادبي ،
انتقادي و اجتماعی کشور را به عهده داشت که یکی از معروفترین جراید طنز کشور بود که نارسایی های جامعه را با زبان شیرین
طنز و كارتون بيان مينمود .
۲۴ ساعت تا کنون موفق شده که نظر به تقاضای هموطنان عزیز
و خواننده گان گرامی دو اثر نایاب استاد
بشیر را بنام های اندیشه
های عرقانی پیر هرات و کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی را در
سایت نشر نماید که خوشبختانه کتاب اندیشه های عرفانی پیر هرات بطور کامل
نشر شد و خواننده گان و دوستداران کتاب میتوانند در قسمت راست صفحه اول ۲۴ ساعت با کلیک کردن کتاب و کتابدوستان و یا با لای این آدرس :
کلیک نمایند و آنرا که
در
بیست و شش بخش نشر شده مطالعه نمایند . همچنان
نشر کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی در سایت ادامه دارد که تاکنون ۵۶ حکایت آن
نشر شده و با کلیک کردن آدرس بالا میتوانند تمام ۵۶ حکایت نشر شده را مطالعه
نمایند.
برادر عزیزم قیوم جان چندی قبل به مناسبت روز پدر پارچه شعری را سروده
بود و برای نشر فرستاد که متاسفانه نظر به ازدیاد مطالب نتوانستم به وقتش نشر
کنم و با پوزش اکنون ار موقع استفاده کرده شعرش را نشر مینمایم . و در آخر به روان پاک تمام پدرران گرامی وبخصوص پدر دوستداشتنی ما که در کنارمان نيستند ، اما
يادشان هميشه نزد ما زنده و گرامی است دعا و درود فرستاده روحش
را شاد و خاطره هایش را گرامی میدارم.
مهدی بشیر
تقدیم به روح
پاک پدر بزرگوارم شادرواناستاد علی اصغر بشیر هروی و همچنین تمامی پدرانی که در تربیت سالم فرزندان دلبند شان نقش
اساسی را ایفأ نموده اند.
محترم آصف آهنگ مردی
از تبار بزرگان کشور ماست که در کشور کانادا به سر میبرد . او شخصیت دانشمند یست
که در سیاست ، تاریخ و ادبیات تسلط کامل دارد . باری از زبان این ابر مرد عزیز
افغانستان شنیدیم که پدرش میرزا مهدی خان چنداولی منشی خاص اعلیحضرت غازی امان
الله خان بجرم دشمنی با انگلیس ، با چهار نفر بزرگان وطن چون محمد ولی خان دروازی
وکیل سلطنت شاه امان الله خان توسط نادر شاه خان اعدام گردیده بود ، که در آنوقت
استاد آصف آهنگ و برادرش شهید محمد یونس دو طفل بیش نبودند .
استاد آهنگ در جنبشهای مشروطه خواهان عضویت فعال داشته و به
نسبت آن چندین سال در زندانهای منهوس هاشم خوانی و نعیم خوانی با زنجیر و زولانه
بسر برده است .
تالیفات آستاد آهنگ زیاد می باشد یکی از آثار قیمت بهای شان
"کابل قدیم" می با شد که حکایه ها
اندر باب حیات وزنده گی کابلیان که بسیار زیبا وپر کیفیت است .
آنچه لازمهء حق
شناسی مجامع فرهنگی بشمار میرود ، همانا یاد آوری از بزرگان ادب و فرهنگ هر
سرزمینی میباشد که آن مجمع فرهنگی متعلق به آن است . امروز که ما را بعنوان
فرهنگیان کشور بلا دیدهء افغانستان می شناسند لازم است تا دینی را که نسبت به بزرگان
فرهنگ جامعهء خود داریم به نحوی اداء نموده و بعبارهء رفع مسئولیت کنیم. چنانچه به
این ارتباط درین قسمت میخواهم صحبتی را که
اخیرآ با جناب استاد عبدالکریم« تمنا » ،
شاعر درد آشنا ، نویسندهء توانا ، طنز پرداز زبده و انسان متواضعی که هرگز برای
کسب جا ومقام زبان به مدح و ثناء حاکمان زر و زور و تزویر نگشود و زیر بار ریا
کاران نرفت ، انجام داده ام تقدیم خواننده گان گرانقدر نمایم.
آری !
از زمانیکه دست چپ و راست خویش را شناختم ، بیاد دارم که همواره با فامیل
محترم تمنا رفت و آمد های فامیلی داشتیم و
همواره در صحبت های فامیلی ذکر خیر ایشان جاری بوده و از نوشته هاییکه بی آلایشانه
درد های ملت ما را بیان میکردند صحبت می شد.
امروز بیست و هشتم رمضان المبارک ۱۴۳۰
، مصادف است با نهمین سال درگذشت وارسته مردی از دیار خواجه عبدالله انصاری که با
مزاج آتشینش هرگز هراسی بخود راه نمیداد و
همواره استوار و انعطاف ناپذیر در مقابله با بیعدالتی ها ، جهل و خرافات مقاومت
میکرد و با قلم توانایش بر علیه زورگویی ها و حق تلفی ها مبارزه می نمود.
شاد روان استاد صابر هروی
آری ! این مرد توانا کسی نیست جزء مرحوم استاد محمد محسن
صابر « هروی» که در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی در یک خانواده
روشنفکر در محله خواجه عبدالله ( مصری) پا بعرصه وجود گذاشت. او نه تنها شاعر
اندیشمند ونویسندهء توانا بود، بلکه ژورنالیست وطنپرست و مؤرخ بی مانند و
اکادمیسین مؤفق نیز بشمار میرفت.
زنده یاد استاد صابر هروی
تعلیمات ابتدایی خود در مکتب ابتدایی سلطان غیاث الدین غوری سپری نمود ومتعاقبآ
شامل لیسه جامی گردیده و با اخذ درجهء بکلوریا مؤفق گردید. ولی با وجود استعداد
سرشار و ذوق و علاقه به ادامه تحصیل متآسفانه نسبت کمبودی سایهء پدر دلسوز و مادر
مهربان و همچنین فقر و تنگدستی از ادامه تحصیل باز ماند . اما با پشت کار و زحمت
شبانه روزی توانست علوم متداولهء آنزمان را نزد اساتید باتجربه حاصل نماید.
از جمله
نسلي كه بين سالهاي ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰
خورشيدي در هرات پا به عرصه وجود گذاشته اند ورهروان خسته نا پذيرفرهنگ وهنر وشعر
وادبيات بوده اند وامروز طبل سخن در بسياري موارد بنام شان كوبيده ميشود ومايه
مباهات نيز ميباشند،يكي هم فيض محمد عاطفي است،كه در آستانه هشتاد و پنجسالگي
بازماندهء اين همرهان قلم بدست و هنرآفرين ميباشد وديگرانش بجاودانگي پيوسته اند.
اوبياد ميآوردكه دركنارش كساني چون شايق، فكري،عطار،غواص ، توفيق ، مايل، بشيرهروي، صابرهروي، مشعل ومانند ايشان بوده اند،كه
بايد گفت همدوشي با ايشان چه خاطراتي خجسته را بذهنش تداعي ميكند.عاطفي با همه اين
پيشكسوتان معاشر ومباشر بوده واز تبار اين نسل بشمار ميآيد،كه از كاركردهاي آنها
فيضها برده وثمرها برگرفته است.
من اگرچه با استاد عاطفي از نزديك همنشين
وهمراه نبوده ام،ولي جسته گريخته از فضيلت وقلم گوبا،رسا و با نيشخند ونوشخند وي
سخنهاي زياد شنيده ام.من بياد دارم كه او، روزگار درازي با مرحوم شمس الدين ظريف
صديقي كه داستاننويس با پشتكار بود،در مجله اردو كه به مسووليت ايشان به طبع
ميرسيد،همكار وهمراز بود واين دو در كنار هم اگرچه در لباس اردو كار مطبوعاتي
ميكردند،ولي قلب وروح وشخصيت شان عاطفي وشاعرانه بود و با قلم و قدم درپي رفع
دغدغه هاي مردم گام برميداشتند.
چند شب قبل
در حالیکه رویداد های خبری کشورم را مرور میکردم ، خبری اسف باری توجه ام
را بخود جلب کرد وآن خبر درگذشت وارسته مردی از توابع فرهنگسرای ادبیات غنامند
کشورم ، استاد احمدضیإ تخاری بود که بتاریخ 11 مارچ سال جاری در کشور دانمارک پس
از یک بیماری طولانی این دیار فانی را وداع گفته و به لقإالله پیوست. روانش شاد
و یادش گرامی باد.
زنده یاد استاد احمد ضیاء تخاری
لازم است
با استفاده از فرصت و در سرآغاز مطالبم درگذشت این استاد گرامی را خدمت
تمامی هموطنان و بالاخص جامعهء
ادبی کشور و اخصآ فامیل مرحومی تسلیت عرض نموده واز درگاه احدیت برای آنمرحوم طلب
آمرزش و برای بازمانده گان ایشان صبر و شکیبایی مسلت نمایم.
در سایت انترنیتی 24 ساعت نوشته هایی به نظرم خورد که از پدر بزرگوار تان و استاد معظم و معلم فراموش نا شدنی و قابل قدر مایان مرحوم استاد بشیر هروی حکایه میکرد.
بسیار خرسند شدم که یکبار دیگر فرزندی چون شما از استاد بزرگوار از آن بزرگمرد تاریخ یاد آوری نموده و دوستان و عزیزان را بیاد استاد برده و خاطرات شان را زنده ساخته اید.
منهم به نوبه خود ضمن آنکه ار پروردگار عالم برای استاد رحمت می طلبم ، نکات بسیار کوتاهی را تقدیم نموده به شما توفیق می طلبم.
با تآثر و تآسف عميق اطلاع يافتيم كه محترم بيرنگ كوهدامني شاعر توانا و نويسنده چيره دست كشور كه از سال 1995ميلادي در كشور انگلستان اقامت داشت پس از يك بيماري طولاني شام سه شنبه 11 دسامبر برابر با 20 قوس 1387 درسن 56 سالگي در شهر لندن دارفاني را وداع گفته و بديار ابدي شتافت. ضمن ابراز همدردي به جامعه ادبي و فرهنگی كشور و همچنين فاميل محترم كوهدامني اين مصيبت وارده را تسليت گفته و آنرا يك ضايعه جبران ناپذير مي پنداريم. روانش شاد و يادش گرامي باد.