اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی بود که به قصد زیارت دوستان و آشنایان راهی چند
کشور اروپائی و همچنین ایران وافغانستان شدم. در ضمن اینکه زیارت از اماکن متبرکه
و مزار پدر بزرگوارم شادروان استاد بشیر هروی در مشهد مقدس در پلان سفرم درج بود،
آرزومند آن بودم تا ادیبان و فرهنگیان توانای سرزمینم را که در دیار غربت در آنسوی
مرز می زیستند ، زیارت نموده و عرض ادب و ادای احترام نمایم. یکی از این فرهیخته
گان جناب استاد محمد آصف فکرت ، هنرمند ورزیده در رشتهء خطاطی ، محقق توانا ،
نویسندهء آشنا ، روزنامه نگار چیره دست و شاعر گرانمایه بود.
قیوم بشیر
اطلاع
یافته بودم که ایشان در کتابخانهء خطی آستان قدس رضوی در جوار ملکوتی حضرت ثامن
الائمه امام رضا ( ع) به وظیفه مشغول و زنده گی را سپری می نمایند. به محض رسیدن
به مشهد و بدست آوردن فرصت مناسب با خوشحالی تمام و شوق زیاد عازم آن محل گردیدم
وجویای جناب ایشان شدم. به مجرد پرسیدن از شخصیکه در آن محل مصروف ورق زدن کتابی
بود ، فرد دیگری که موهای جو گندمی داشت و در آن نزدیکی ایستاده بود ، متوجه سؤال
بنده شده صدایش را بلند نموده و با برخورد محترمانه ای مرا بسویش فرا خواند. پس از
عرض سلام و احوالپرسی معمول پرسید مگر شما اطلاع ندارید که استاد فکرت از اینجا تشریف
بردند به کشور دیگری؟
بزرگداشت
از پنجاه و پنجمین زاد روز داکتر عارف نوشاهی
گرامیداشت
پنجاه و پنج کتاب چاپ شده ی او درباره ی فرهنگ
و زبان دری فارسی در
نیم قاره ی
(هند ـ بنگله دیش ـ پاکستان) است.
داکتر اسدالله شعور
خانواده ی بزرگ نوشاهیه
که از چهارصد سال به اینسو، سنگردار عرفان، زبان و ادب دری فارسی و فرهنگ
خراسانزمین در شبه قاره بوده اند؛ صدها اثر ماندگار نظم و نثر بر گنجینه ی غنامند
فرهنگ فارسی زبانان افزوده اند.
استاد سیدعارف نوشاهی
نوشاهیان نه تنها در اشاعه
نور عرفان، زبان و ادب در کشورهای نیم قاره نقش ماندگاری داشته اند، بلکه در اواسط
سده ی دوازدهم هجری حتی شهر کابل نیز از آفریده های شاعر و دانشمند معروف این
خانواده ـ علامه محمد ماہ صداقت کنجاھی که مقیم کابل بود ـ فیضیاب گردیده است.
امروز نیز فرزندان دانشمند این خانواده ی
فرهنگی نه تنها وظیفه ی پاسداری از میراث های غنامند فرهنگ دوره های غزنوی، غوری،
خلجی، لودی، تیموری و بابریان شبه قاره را فداکارانه برعهده دارند؛ بلکه در
زوایای مختلف فرهنگ و زبان مان در افغانستان، پاردریا و ایران نیز پژوهش هایی
اساسی و با اهمیتی را به زبانهای دری و اردو انجام داده اند.
صالحه وهاب واصل
بنت حاجی محمد غوث واصل در چهارم اگست ۱۹۶۰میلادی
در یک خانوادهء منور در ده بوری شهر کابل چشم به دنیا گشوده بعد ازختم دوره
ابتدائیه در مکتب نیکبختی ودوره عالی در لیسه زرغونه ، تحصیلات فوق لیسانسش را در
دانشگاه کابل به اتمام رسانیده و ۲۲سال قبل با
داشتن افتخار درجه ماستری در بخش تجارت ومارکیتنگ مانند هزاران هموطن دیگرش نظر به
وخامت اوضاع امنیتی ذادگاهش را مجبورا رها کرده و بعد از سپری کردن شرایط طاقت
فرسای مها جرت از ۱۹۹۳ به این
طرف عازم کشور هالند شده و تا امروز با همسر و چهار فرزندش زندگی آبرو
مندانهء را در هالند به سرمیبرند.
خانم وهاب واصل درهالند به حیث کدر نرس رسما ایفای وظیفه میکند، ضمنا به
طور افتخاری با انجمن زنان روشن و اتحادیه انجمن های سر تا سری هالند فعالانه همکاراست
و به صفت عضو هیات مدیرهء کمیسیون سر تا سری زنان هالند هم فعایت دارد.
با تآسف فراوان و درد عمیق اطلاع حاصل کردم که دیشب جناب استاد
، حوالی ساعت سه شب در شفاخانۀ فیض آباد استان بدخشان ، پس از بیماری شدیدی که در
چند روز گذشته عاید حالشان بود با این دنیای فانی وداع نمودند.
إنا لله و إنا الیه راجعون
استاد " واذر " نود و شش سال قبل از امروز در شهرستان جرم استان بدخشان
در یک خانوادۀ متدین ، فرهنگی و وطندوست دیده به جهان گشود
سید نظام الدین طاهری
، او فرزند اول خانواده سید خیرالله بیک
جرمی بود که پدر در تعلیم و تربیۀ وی خیلی
کوشید،
ایشان دروس خود را در بدخشان و
کابل به پایا ن رسانید ، به علت مرگ نابهنگام پدر ایشان در سن جوانی مجبور به سرپرستی همه باز ماندگان
پدر و اعضای خانواده گردید .
او تدریس را از لیسۀ
جرم شروع نموده پیوسته در فیض آباد و لیسۀ
انصاری کابل و بعضی اماکن دیگری کشور هم سالهای متمادی وظیفۀ مقدس معلمی را ادامه داد
.
جناب استاد بزرگوار، محترم سید ابراهیم
" واذر " جرمی بیشتر از ۳۵ سال از عمر عزیزش را صرف آموزش و پرورش اولاد
وطن ، در اماکن مختلف کشور نموده است.
نظری آریانا، عینِ مردانِ روستای ماست و کتاب در دستش، هنوز هم نشاط انگیز و دلربا، جلوه می کند. من او را در دارالمعلمین عالی هرات، در دورانی که به ما، دری درس می داد، یافتم. تا آن زمان، بیش از پانزده سال در محیطِ عبوسِ مکتب بسر برده بودم. دیگر، سرزندگی های پدرم در مثنوی خوانی، همچون خاطره یی در گذشته مانده بود. اصلاً، روزی که در صنف اول، بی زمینه و دلیلی، «آب داد؛ او آب داد [و] بابا آب داد»، لفاظی و یاوگیِ کتاب آغاز گشت. و وقتی که نخستین شعر، «بیرق ما چه خوب قشنگ است...»، را لفظکی خواندند، بناچار، امید ها از ترنم، بریده شد و دلمردگیِ کتبِ رسمی، اشتیاق را افسرد.
استاد نظری آریانا
ولی، عمویم که با سن بالای پنجاه، بی معلم، سواد آموخته بود، همچنان در هر بیتِ «دارالمنظومِ» آثم صاحبی، گنجی می یافت؛ سرودخوان بی نظیری می شد؛ و پیشانیش از شادمانی می درخشید. خالو فیض محمد نیز با نیمچه سوادش، «یوسف و زلیخا» را در حافظه داشت و هر بار که روایت را جولان می داد، جوانتر می گشت.
من، اما مکتبی بودم؛ کتاب های درسی، با هلهلۀ جمعه، خصومت داشتند و درسها با شلاق و اشک، یکی می شدند. در آن جا، بعضی از شهر دیده ها به شاهنامه و شاهنامه خوانی مانندِ ملا ملکداد، بی عنایت بودند؛ در مشاعره های لیسۀ سلطان علاءالدین غوری ـ عالیترین مکتب ولایت ما، گاه، حتی بیت های حافظ را هم که از ذهنِ روستا با خود آورده بودیم، شاگردان نمی پذیرفتند. جو حاکم می آموخت که هر گونه «سرخوشی» و «خوشخوانی» با محیط مکتب، ناسازگار است.
امروز
پنجشنبه ۲۵ فبروری ۲۰۱۰
مصادف است با ۲۵ مین سال وفات فرهنگی شناخته روان شاد استاد محمد
سعید « سعید افغانی » عالم ، نویسنده ، ادیب ،شاعر و سیاستمدار کشور ، به
این مناسبت مراتب همدردی خود را به دوستان وهمکاران گرامی سایت ۲۴ ساعت
آقایان استاد امین الدین سعیدی، استاد
دوکتور صلاح الدین سعیدی ، برهان الدین
سعیدی ، نجم الدین سعیدی وباقی خانواده های سعیدی « سعید افغانی »تقدیم
داشته یاد و خاطره های استاد را
گرامی و روحش را شاد میخواهم و شما عزیزان خواننده را دعوت به مطالعه
زنده گی نامه آن مرحوم مینمایم .
مهدی بشیر مسؤول سایت ۲۴ ساعت
*******************************
تهیه
و ترتیب : برهان الدین
« سعیدی »
خانه و خانواده
کانون سعادت و خوشبختی
است درصورتیکه با « نیت پاک »
تهداب گذاری گردد
« سعید افغانی»
*************
بـیـسـت و پنجمین سالگرد وفات
علامه دوکتور محمد
سعید « سعید افغانی»
« ۱۹۲۲ ــ ۱۹۸۵ میلادی »
علامه دوکتور محمد سعید « سعید افغانی»
محمد سعید
در ده خیر آبـاد ، قـریه عمرزئی ولايت
لغمـان در یک فامیل روحانی ، تصوفی و مدرس در سال « ۱۳۰۰ هجری شمسی » چشـم
به جهـان گشـود .
او تعلیمات
ابتدائی از نظم و نثر دری و مبادی فقه عبادات صرف و نحو و رساله های علم منطق و غیره را از والدامجد خود مولوی عبدالمجید که از جمله مدرسین مجاهدی
نامدار وطن و یکی از مشایخ مشهور
طریقت قادریه شریفه بود ، آموخت و بنابراستعداد خا ص که داشت بعد از سپری نمودن امتحان فوق العاده
در صنوف بالا تر
مدرسه عالی دارالعلوم عربی کابل ، شامل شد.
علامه محمد سعید « سعید افغانی » د خپل د عصر یو ځلانده ستوری وه چه دهغه د
نور وړانګی به د تل لپاره
به ځلاندئی او نوم به ئی د پوهانو د قلم او آدب په سرلیکه کښی
خاص ځای لری .
استاد سعید
افغانی نه یوازی
زمونږ د هیواد مشهورعالم ،
لیکوال ، ادیب او
شاعر وه بلکه ډیر ښه مربی ، استاد ، رهنما او د لیکوالی تر څنګ د فلسفی او الهیاتو په
شق کښی ، یو ستر روحی او روانی داکتر
هم وه !
هغه د ټولنی د افرادو د دردونو تداوی لپاره ئی د نورو اقتصادی ،علمی ، تخنیکی ، فنی ،
سیاسی او ساینسی لارو او طریقو سره سره
د فلسفی له
نگاه او نظره د نجات او کامیابی لیاره ئی په ګوتو کړی چه په هغه
کښی « د بشریت سعادت ، د قهر او غضب علاج ، دزړه سوړ والی ، غفلت ، حیران والی علاج ، زه باید څه وکړم ، د بسیط جهل علاج ، د مرکب جهل علاج ، د
سعادت معراج ، د دنیا موفقیت ، دویری علاج او دعالی همت او د ځوانانو لپاره » ډیری منطقی روحی او روانی نخسی موجودی
دی .
امروز دوشنبه دوم قوس سال ۱۳۸۸خورشیدی برابر است با ۲۳ نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی و
مصادف است با بیست و هشتمین سال وفات پدر ما
شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی شخصیت فرهنگی کشور که از وی تآلیفات و تتبعات زیادی تحت
عناوین حالات پير هرات ، شاهراه تورغندي هرات
، قندهار، هزار و يك حكايت ادبي و تاریخی ، خميرخان ، كليات سنايي ، سيري در ملك
سنايي ، شيوهء داستانسرايي امير خسرو و انديشه هاي پير هرات كه بصورت كتابهاي
مستقل چاپ شده اند و هريك از آثار ياد شده درجاي خودش ارج فراوان دارد .
همچنان مقالات پژوهشی زیادی از استاد بشیر هروی در سيمينار ها و سمپوزيم هاي علمي و مطبوعات كشورطی دوران حیات شان ایراد و نشر شده است كه بي ترديد ازديد دانشمندان و حلقه هاي فرهنگي به دور نخواهد
بود.
شاد روان
استاد علی اصغر بشیر شخص ادیب،
شاعر، نویسنده، مؤرخ، محقق، منجم و طنز نویس بود که من با اطمینان میگویم که
اکثر خواننده گان عزیز سایت ۲۴ ساعت و برادران دانشمند و هموطنم در گوشه و کنار
جهان با شخصیت استاد بشیر آشنایی داشته اند و آثار شانرا خوانده اند.
استاد بشیر اضافه از ۵ سال مسؤولیت جریده ( ترجمان ) یگانه نشریه ادبي ،
انتقادي و اجتماعی کشور را به عهده داشت که یکی از معروفترین جراید طنز کشور بود که نارسایی های جامعه را با زبان شیرین
طنز و كارتون بيان مينمود .
۲۴ ساعت تا کنون موفق شده که نظر به تقاضای هموطنان عزیز
و خواننده گان گرامی دو اثر نایاب استاد
بشیر را بنام های اندیشه
های عرقانی پیر هرات و کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی را در
سایت نشر نماید که خوشبختانه کتاب اندیشه های عرفانی پیر هرات بطور کامل
نشر شد و خواننده گان و دوستداران کتاب میتوانند در قسمت راست صفحه اول ۲۴ ساعت با کلیک کردن کتاب و کتابدوستان و یا با لای این آدرس :
کلیک نمایند و آنرا که
در
بیست و شش بخش نشر شده مطالعه نمایند . همچنان
نشر کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی در سایت ادامه دارد که تاکنون ۵۶ حکایت آن
نشر شده و با کلیک کردن آدرس بالا میتوانند تمام ۵۶ حکایت نشر شده را مطالعه
نمایند.
برادر عزیزم قیوم جان چندی قبل به مناسبت روز پدر پارچه شعری را سروده
بود و برای نشر فرستاد که متاسفانه نظر به ازدیاد مطالب نتوانستم به وقتش نشر
کنم و با پوزش اکنون ار موقع استفاده کرده شعرش را نشر مینمایم . و در آخر به روان پاک تمام پدرران گرامی وبخصوص پدر دوستداشتنی ما که در کنارمان نيستند ، اما
يادشان هميشه نزد ما زنده و گرامی است دعا و درود فرستاده روحش
را شاد و خاطره هایش را گرامی میدارم.
مهدی بشیر
تقدیم به روح
پاک پدر بزرگوارم شادرواناستاد علی اصغر بشیر هروی و همچنین تمامی پدرانی که در تربیت سالم فرزندان دلبند شان نقش
اساسی را ایفأ نموده اند.
محترم آصف آهنگ مردی
از تبار بزرگان کشور ماست که در کشور کانادا به سر میبرد . او شخصیت دانشمند یست
که در سیاست ، تاریخ و ادبیات تسلط کامل دارد . باری از زبان این ابر مرد عزیز
افغانستان شنیدیم که پدرش میرزا مهدی خان چنداولی منشی خاص اعلیحضرت غازی امان
الله خان بجرم دشمنی با انگلیس ، با چهار نفر بزرگان وطن چون محمد ولی خان دروازی
وکیل سلطنت شاه امان الله خان توسط نادر شاه خان اعدام گردیده بود ، که در آنوقت
استاد آصف آهنگ و برادرش شهید محمد یونس دو طفل بیش نبودند .
استاد آهنگ در جنبشهای مشروطه خواهان عضویت فعال داشته و به
نسبت آن چندین سال در زندانهای منهوس هاشم خوانی و نعیم خوانی با زنجیر و زولانه
بسر برده است .
تالیفات آستاد آهنگ زیاد می باشد یکی از آثار قیمت بهای شان
"کابل قدیم" می با شد که حکایه ها
اندر باب حیات وزنده گی کابلیان که بسیار زیبا وپر کیفیت است .
آنچه لازمهء حق
شناسی مجامع فرهنگی بشمار میرود ، همانا یاد آوری از بزرگان ادب و فرهنگ هر
سرزمینی میباشد که آن مجمع فرهنگی متعلق به آن است . امروز که ما را بعنوان
فرهنگیان کشور بلا دیدهء افغانستان می شناسند لازم است تا دینی را که نسبت به بزرگان
فرهنگ جامعهء خود داریم به نحوی اداء نموده و بعبارهء رفع مسئولیت کنیم. چنانچه به
این ارتباط درین قسمت میخواهم صحبتی را که
اخیرآ با جناب استاد عبدالکریم« تمنا » ،
شاعر درد آشنا ، نویسندهء توانا ، طنز پرداز زبده و انسان متواضعی که هرگز برای
کسب جا ومقام زبان به مدح و ثناء حاکمان زر و زور و تزویر نگشود و زیر بار ریا
کاران نرفت ، انجام داده ام تقدیم خواننده گان گرانقدر نمایم.
آری !
از زمانیکه دست چپ و راست خویش را شناختم ، بیاد دارم که همواره با فامیل
محترم تمنا رفت و آمد های فامیلی داشتیم و
همواره در صحبت های فامیلی ذکر خیر ایشان جاری بوده و از نوشته هاییکه بی آلایشانه
درد های ملت ما را بیان میکردند صحبت می شد.