بنگاه انتشارات میوند بسیار به تازه گی یک مجموعة طنزرا زیر عنوان «نزدیک بود بی آب شوم» منتشر کرده است . دراین مجموعه شصت وپنج عنوان طنز ازنوشته
های جلال نورانی به طبع رسیده است. اما جالب اینست که تمامی این طنز ها ازمیان آن
طنز های نورانی انتخاب شده است که آنها را دراواخر دهۀ چهل واوایل دهۀ پنجاه هجری
خورشیدی نوشته است . یعنی آن طنز هایی که جلال نورانی ازهجده ساله گی تا بیست
وچهارساله گی نوشته است . ناشر کتاب ابتکارجالبی هم کرده است ودرپشتی آخر کتاب عکس
هجده ساله گی نویسنده را درکنار یک تصویر شصت ساله گی وی به چاپ رسانیده است . ما
آگاهی داریم که یک مجموعۀ طنز های نورانی که دردهۀ شصت نوشته بود درهمان دهۀ شصت
زیرعنوان « وغیره نویسی» به چاپ رسیده بود که نسخه های آن فعلاً به کلی نایاب است
واحتمال دارد موسسۀ نشراتی میوند آنرا هم تجدید طبع نماید .
دراین نوشته من عمده تاً دربارۀ مجموعۀ تازه چاپ شدۀ «نزدیک بود بی آب شوم»
ونویسنده آن جلال نورانی صحبت می کنم ، اما اشاره هایی خواهم داشت به وضعیت طنز
دردهۀ بیست ، سی ، چهل وپنجاه هجری خورشیدی ونقش روزنامۀ وزین وبا اعتبار انیس
دراین عرصه .
دربیست سال اخیر تعداد زیاد کتابهای طنز به چاپ رسیده اند وبسیاری از جوانان
فکر می کنند که طنز پردازی درادبیات ما پدیدۀ بسیار نو است . یک عده هم گمان می
کنند که آغاز چاپ جریدۀ طنز وفکاهی ترجمان (۱۳۴۷ش )
سرآغاز طنز نویسی درمطبوعات افغانستان است درحالیکه چنین نیست .
عقيده دارم در رديف ساير موضوعات فرهنگى ، ادبى و اجتماعى که در نشرات و رسانه هاى برون مرزى در سر زمين غربت در ين يا آن گوشه دنيا به نشر ميرسد ، چاپ نشريه هاى اختصا
صى در جاى خود قابل ارزش و يادهانى است که
از اين جمله نشرات برون مرزى يکى هم نشر دو کتاب بيدلستان و گلدسته بوده که هر دوى آن در يک جلد در شروع هر
سال ميلادى در شهر استانبول ترکيه چاپ مى
گردد که نويسنده ، مهتمم ، گرد آورنده و ناشر آن شاعر و نويسنده ذواللسانين جناب حبيب ا لله همنوا چغتائى است
که تا حال موفق شده به صورت دو جلدى تا
جلد نهم اين نشريه ر ابا اشعار زيباى ازحضرت
شمارهء
سیزدهم مجلهء وزین "بانو" را به اثر لطف آقای غوث الدین میر،مسوول انجمن
فرهنگی افغانها مقیم اتریش ، بدست آوردم . آنرا سر تاپا خواندم ، دلچسپ بودن مطالب
مرا واداشت که تا آخرین صفحه مجله رانیز بخوانم. در همین جا میخواهم به همه دست
اندرکاران مجله ء بانو ، به عنوان احترام به پشتکار و زحمات شان که محصول اش چنین
یک کار فرهنگی ، ادبی است از تهء دل تبریک عرض بدارم .
مطبوعات
ورسانه ها در واقعیت یکی از مهمترین عوامل توسعهء فرهنگی واز نشانه های پویائی و
تحرک در جامعه به شمار می آیند که کثرت متنوع و متفاوت رسانه ها جایگاهء شایسته در روشن ساختن اذهان عامه ، ایجاد فضای مناسب
برای گفتمان و برخورد سالم و سازنده نظرات و هکذا در ارتقاء سطح آگاهی ، تعالی
فرهنگ و فهم عمومی دارد . کثرت رسانه ها ، متفاوت بودن و متنوع بودن رسانه ها ،چی
روی صفحه انترنت بیشتر از صدها سائت و بیشتر از
دهه شصت هجری شمسی يک برهۀ زمانې بغرنج، دلچسپ،
شگفت انگيز و پر حادثه در تاريخ معاصر افغانستان است. در اين دهه در سراسر
کشور و به خصوص در کابل ويرانی و سازندگی، بيم و اميد، اشک و لبخند، قهر و
آشتی، فرار و استقرار، بی جايی و جابجايی، اعتماد و بی اعتمادی، انتيگونيزم و
سازشها، راد مرديها و بی آزرميها، در کنار هم ديده ميشوند. درين دهه همه روزه ده
ها جوان به حجله زفاف پا ميگذاشتند و ده ها جوان ديگر در گورهای پيدا و نا پيدای
نامرادی سر به خاک می نهادند. روزانه ده ها دولی عروسان سپيد بخت و تابوت شهيدان
جوان و نگون بخت بر شانه ها حمل می شدند.
همه روزه در خانه هايی، عروس نو و يا کودک نوزاد شمار
اهل بيت را افزون ميکرد و کشتگان و يا فراريان نيمه شب، از
شمار خانواده ها ميکاستند. صدای ترانه ها و ترنم های تازه ساخت با غرش مسلسل
ها و راکت های منفر شده و ترکيده با هم می آميختند. روزها مردم از احوال هم
جويا می شدند و شب ها پاسداران نام شب می پرسيدند.
شهر کابل به تدريج از باشندگان بومی و تحصيل کرده خالی و
از روستائيان پناه آورده به کابل انباشته می شد ولی سيماي « شهری» شهر بکلی
روستايی زده نميگرديد، گويی ظرفيت های شهر نشينی پايان نداشت و روستايی زود شهری
می شد
.
مردم شهر در قطارهای
نظامی و خود روهای زرهی هم سرباز و افسر وطنی ميديدند و هم زرد مويان چشم کبود را
که زبانی ديگر داشتند.
دنيا تقابل دو ابر قدرت را به مشاهده نشسته بود و نام
کابل چی که حتی خوست و پنجشير و کنر و سپين بولدک در سر خط اخبار رسانه های جهان
بود.
سخاورز، بشير. طرزى و سراج الاخبار. تهران: نشرعرفان، 1386
. 207 ص، شابك: 8- 9473 - 06 - 964 محمود طرزى روزنامه نگار، اديب، سياستمدار وروشنفكران
نامدار افغانستان و از شاگردان مترقى سيدجمال الدين مي باشد. مطالب گوناگونى در قالب
نوشتارى، گفتارى و شنيدارى از پژوهشگران مطبوعات فارسی زبان خارج از كشور درباره
احوالات ايشان منتشرشده است.
شايد قديمی ترين اثرى كه بتوان به آن مراجعه و
به عنوان كتابى مستقل و ويژه درباره اين شخصيت مبارز و روشنفكر ياد كرد، كتاب «محمود
طرزى افغانى «نوشته
عبدالبشير شور، سال 1366 باشد و يكسال بعد كتابى ديگر با عنوان «محمود طرزى
» توسط نصيرسهام منتشر شد 2. پيش از اين آثار و تك نگاشت هاى متعددى درباره شخصيت
محمود طرزى در جرايد و روزنامه هاى آنزمان و همچنين دوره اخير به چاپ رسيده است 3.
اكنون پس از گذشت دو دهه از آخرين اثرى كه درباره محمود طرزى نگاشته شده است، در
سال 1386 ، كتابى تحت عنوان « طرزى و سراج الاخبار » به قلم بشير سخاورز، توسط
انتشارات عرفان در تهران، روانه بازار نشر شده و نسبت به آثار قبلي، جامع تر و كامل تر به نظر مى رسد.