یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی اْلأَرْضِ
حَلالاً طَیِّبًا وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ
مُبینٌ
«ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه
بخورید! و از گامهای( راه )شیطان، پیروی
نکنید! بخاطر
اینکه اودشمن آشکار
شماست.»(سوره بقره، آیه ۱۶۸ ) .
اکثریت مطلق علماءزبان شناسیبدینعقیده وباور اند که «شيطان»
اصلآ کلمه
ایعربى استو از ماده «شطن»مشتق شده است.
شطن به
معناى دور شدن است و به هر متمرد یاغی وباغی اعم از انس و جن و حيواناتکه باشد ، خطاب (شيطان ) برایش کرده میشود.
ولی«شاطن»به
معناى خبـيث است و به ابليس و ذريه (خانواده) و اعوان(
مساعدین ) او
به مناسبت همان تمرد و عصيانگرى و خباثت و وسوسه گرى، شيطان خبيثاطلاق ګردیده است.
این کلیمه به آنعده
ازانسانهایکه با شیطان همدستی وهمکاری میکنند در قرآن عظیم الشان بنام
شیطان خطاب شده است. ( و اذاخلوا الى شياطينهم قالوا
انا معكم ) ( سوره بقره آیه : ۱۴ )(و منافقانزمانیکهبا شياطين خود خلوت مى كنند، مى گويند ما با
شما هستيم)ویا همطوریکهقرآن عظیم الشان در سورهانعامآیه ۱۱۲ ) میفرماید: (و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شياطين الانس والجن) ( و همچنين براى هر پيامبرى دشمنى قرار داديم
از شيطانهاى انس و جن ).
زمانیکه نام از
نقش شخصیت و تاریخ میبریم، آنگاه ما با یک تنوع حیرت انگیز از شخصیتها، رویداد ها،
چرخشها، انقلابها، کارنامه ها، قیامها و تحولات و تنازعات بزرگ و کوچک آرام و
خونین، بازگشتها، جهشها، شتابها، درنگها و با نبرد های قهرآمیز و مسالمت آمیز،
شکستها وپیروزیهای انسانها و جامعه سروکار داریم.
انسان از همان
روزهای نخست و مراحل آغازین زنده گی خویش به این فکر افتاد تا کوه ها را بشگافت،
دریاها را بپیوندد، کیهان را تسخیر و طوفانها و آتش فشانها را فرو بنشاند و بلاخره
طبیعت را انسانی نموده و انسانها را سعادتمند بسازد، وی مانند «پرومته» خویش را
مظهر نیرومندی و مقاومت نموده، و مثل «مینرو» عقل و هنر را متجلی ساخت، غرور بی
مورد «ژوبتر» را نکوهش، و عشق، عاطفه و محبت «هیستا» را سرمشق قرار داد، چون «آرس»
جنگ و دفاع از میهن را آموخته، «هرموزد» را محبوب و «اهریمن» را منفور خواند و
مانند «اتلاس» بار کمر شکن زنده گی را هزاره های فرساینده و متوالی بر دوش کشید و
در روند تاریخی به عنوان «شخصیت» همواره از زنده گی های ابتدائی بسوی زنده گی
بهتر، از نا آگاهی بسوی آگاهی، از ناخویشتنی و خود بیگانگی بسوی یافت سرشت و اتکا
به خویش، از جهالت به دانش، از اسارت در پندار های خرد ستیزانه به تعقل و علم، از
دشمنی بسوی دوستی در نبرد بوده، که گاه خود انگیخته و گاه آگاهانه، گاه خموش، گاه
پرآوازه، گاه عیان، گاه نهان میدانهای سخت و دشوار را پشت سر گذاشته و در یک مسیر
پیچاپیچ بسوی قلعه ای شامخی که «آینده» نام دارد در حرکت است.
مردمی را عادت چنان است هر جا بنشینند سخن از خویش و اعمال شایسته خویش دراز
کنند .چنان
گویند و خویشتن را بزرگ پندارند که هیچ شخص دومی را مجال گپ زدن ندهند عجب از
خویشتن راضی باشند . چنین اشخاص این عادت زشت را اکثراً درحالی بخود میگیرند که یا
خیلی جاهل هستند که دیگران را به هیچ گرفته اند و یا سرو کار شان
با جاهلان است که به هر جا دهن باز کرده اند بیمورد تحسین شده آفرین و
مرحبا شنیده اند .
از بس بخود بالیده و خویشتن بالا کشیده اند در نهاد شان این باور تضمین شده
است که هیچکس نسبت به ایشان فهم نداشته هیچ شخص دیگر نباید در
حضور جناب عالم و فهیم و مستعد و دراک و همه چیز فهم ایشان دهن باز کند .
متاسفانه این نوع بیماران روحی در جامعه عقب افتاده چون کشور ما بیشتر
مشاهده میشوند . باور کنید خاطر مرا خیلی
ناراحت میسازد تا حال ندانسته ام این گونه
بیماری ها از کجا سرچشمه میگیرد و بدبختی اینجاست که این نوع ناجور ها در بین طبقه
باسواد و یا بهتر بگوئیم کم سواد و نیمه با سواد بیشتر دیده میشوند .
به فهم ما اسلام
با دموکراسی مشکلی ندارد، ولی بالعكس این فهم معیین غیر موجه
دموکراسی است که با اسلام ایجاد مشکل میکند.
فهم درست و بجاء از
دیموکراسی به معنای حاکمیت مردم و شناخت دقیق از اسلام مشاکل زیاد جهان
امروزو سوء تفاهمات را برطرف نموده و زمینه های زندګی باهمی کلتور های مختلف جهان
را با ارزش ها مختلف معنوی شان در فضای صلح و زیست با همی، هماهنګی، تفاهم نیک
تعقل و تدبر مهیا ساخته و سبب جلوګیری دهها تراژیدی عصر امروز در جوامع بشری
امروزی شده میتواند. رمز و کنه زنده ګی و زندګی با سعادت، رفاه و زنده کی در
صلح در همین فهم دقیق و درست از حدود و ثغور دموکراسی و حاکمیت مردم با در نظر
داشت و مطابقت دادن آن با اولویت های ارزشهای جوامع مختلف بشری - ممکن است.
پیشنهاد من
به متفکرین وتیورسن های مد افعين دموكراسي وعلما ء جهان اسلام روشن
ساختن تعریف واضح، صریح وقابل فهم در مورد اسلام واقعي وهم در مورد
فهم واضح روشن وصريح از دموکراسی امروزی، حدود و ثغور و
روشن ساختن سفارش های شان برای عالم بشریت میباشد.
پیشنهاد مشخص من برای علماء
، وتیورسن های که خواهان تطبیق بدون چون وچرا دموکراسی و آزادی!؟ در جهان
اسلام اند ،اينست كه اګر زحمت نمیشود یکبار با دید واقعی، دین اسلام را با دقت تام مورد مطالعه قرار دهند ،
واز آن شناخت کامل
بدست آرند. بعدآ در جستجوی تطبیق نظریات دموکراتیک؟! خویش در جهان
اسلام ګردند .
اعتدال و
میانهروی به معنای انتخاب راه وسط و عدم تمایل به افراط و تفریط را میګویند .قرآن عظیم الشان ، امت اسلام را امت میانه
معرفی نموده است.
اعتدال در
دین مقدس اسلام، قلمرو وسیعی
را در بر دارد .ولي علما ٍ ودانشمندان از
جمله اعتدال در امور شخصیرا به
عرصه های مختلفی به شرح ذیلخلاصه
وفورمولبندی نموده اند :
اعتدال
در عبادت، اعتدال در سخن گفتن، اعتدال در راه رفتن، اعتدال در خوردن و آشامیدن،اعتدال در دنیا طلبی،اعتدال در قهرو غضب،اعتدال در ارضای غریزه جنسی
واعتدال در دوستی ودشمنی .
در مورد اعتدالدردوستی ودشمنی
باید ګفت که دین مقدس اسلام در ایجادروابط دوستانه وبرادرانه با افراد مسلماننه تنهاتــأکید نموده بلکه
ازتأسیس این روابطدفاع و جانبداری هم نموده است واین
دوستی را سرمایه های ارزنده و گرانبها ی می شمارد، ولی با افراط در
رفاقت و دوستی مخالف است و خواهان اعتدالدر
روابط دوستانه میباشد.
این دو عادت بخل و
حسادت از جمله بد ترین عادات و خواص انسان
ها است، و در وجود انسانهای که این دو مرض مدهش حاکمیت کامل دارد از جمله
بد بخت ترین انسان های روی زمین به شمار میروند.
سرور کائنات (ص)
فرمودند ( لذت حسود از همه کس کمتر است ).
همچنان از علی ابن
ابو طالب کرم الله وجهه است که :
حسادت سر
آغاز تبه کاری است .
حسد زندان
روح است .
سعدی (رح) فرمود:
حسد مرد
را بر سر کینه داشت
یکی را به خون خوردنش بر گماشت
منشاء اصلی :
اگر متوجه شده
باشید زمانی که یک جفت طفل به دنیا میآورند دنیای آن طفل به اصطلاح گل و گلزار است،
چون تمام حواس والدین متمرکز به راضی نگاهداشتن طفل اول باری شان بوده و حتی خوشی
های خود را برایش قربان میکنند و در نظر شان زیبا ترین موجود در جهان فقط همین طفل
شان است.
اما دیری نمی گذرد که طفل دومی به دنیا آمده و
مقام اولی را به سهولت به دست میآوَرَد. اکثراً هفتاد در صد توجه والدین بطرف طفل
نوزاد دومی شده باقی ۳۰
فی صد میماند و تمام مسایل خانوادگی و به همین ترتیب ادامه میابد.
مدت ها
است که کشف مهر های خاص و بی مانند در هند، از منطقه ی دره ی سند ، فراگیر شده
است. حفاری های اخیر در دو منطقه ی (هاراپا) در ایالت پنجاب، و (موهنجو دارو) در
سند، از وجود شهر های پهناور با بنا های آجری پیش رفته پرده بر داشته است.
وفور
اشیای باستانی کوچک در اکتشافات این مناطق، از دوره انتقال از عصر حجر به عصر مس
حکایت میکند. این یافته ها در لایه ی زیرین کشفیات مربوط به عهد (کوشان) ولی با
فاصله ی اندکی از سطح زمین یافت شده اند.
اما وجود
چینه های عمیق تر ، از این واقعیت خبر میدهد که فرهنگ دوره سند، دارای پیشینه ی
طولانی و کهن تر در همان ناحیه بوده است، تمدن که ما از آن با عنوان تمدن بومی یاد
میکنیم .
دیوار های بجا مانده از تمدن موهنجو دارو در پاکستان امروزی
به گفته ی
( روستووتسف) ((هر قدر که در مورد عصر مس
آگاهی مان بیشتر میشود به اهمیت آن پی میبریم)) این عصر موجب شکوفایی مراکز برجسته
ی حیات فرهنگی در سراسر جهان، خصوصاً در مشرق زمین گشت.
حال به
نام های آشنا و معروفی چون عیلام، بین انهرین و مصر، میتوانیم ترکستان، شمال قفقاز
و سر انجام دره ی سند را اضافه کنیم.
نحوه و طرز
صحبت و تکلم
انسانها بيانگر نحوه تفکر و شخصیت آنهاست. ما باید بیشتر مثبت بينديشيم و مثبت بگوييم و انرژي مثبت از خود به ديگران منتقل سازیم.
زبان وسیله ی است که موجب بدبختی وهم موجب خوشبختی انسان را فراهم می سازد . اگر انسان زبان خود را در اختیار داشته باشد ،وبا نیروی تعقل و تدبیر، آن را به
کنترل خود درآورد، و در افاده مطلب قبل از ګفتن اولا آنرا هضم کرده و بسنجد، بطور یقین که از بسیاری مفاسد وگناهان درآمان خواهد ماند .
زبان یکی از اعضای عمدن بدن است که منشأ بسیاری از
گناهان و انحرافاتدر انسانشده میتواند.
از زبان میتوان برای شهادت حق و ناحق، حفظ آبرو و
بیآبرویی، دروغ و صداقت،غیبت و سکوت، تهمت و
واقعیت استفاده کرد.
انسان بدزبان در نظر دیگران
متنفر است وهمگان از نیش زبانبد زبان فرار و کناره جویی میکنند. با این وصف،سعادت انسان در گرو آن است که از شرّ زبان به خدا پناه ببرد و آن را به
کنترل خود درآورد. زبان وسیله و ابزاري است كه اگر برايخيرونيكي استفاده گرددشخص راحفظ كرده به بهشت مي رساند واگر همین زبان براي
شروبدياستفاده گردد، انسان را به
هلاكت ونابودي مي كشاند . بنابراهمیت که زبان در
شخصیتانساندارد ، پروردګاربا عظمت ما در
( آیه ۳۳ سوره احزاب در خطاب به همسران پيامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم
میفرماید : « باصداي نرم به گونه هوسانگيزسخننگوييدكه بيماردرلان درشما طمع كنند (بلكه)برخوبي وشايستگي سخن بگوييد » .
بلخ به حیث باستانی ترین شهر منطقه اولین شهر بنا شده پس از
مهاجرت آریایی ها در ۲۰۰۰ الی ۱۵۰۰ ق م از شمال آمو دریا به
جنوب محسوب میگردد. عرب ها این خطه را (ام البلاد) و یا مادر شهرهای ماورای آمو
گفته اند. اصل مکان و خانه ی (زوراسپائی) و یا (زوراسپا) بود .
زوراسپا : فلسفه ی دینی بود که
عقاید زوراسپا را منتشر میساخت، نزدیک به مادیزم و پرستش (آهورا مزدا) میباشد،
انعکاس آن به دوش زوراسپا پیام رسان پُر قدرت و اختیار دار آن بود.
موجودیت اولین معبد بزرگ این سلسله ( هزار ِ اسب) طوریکه
(استرابو) ذکر نموده { به دو طرف دریای باختر یعنی آمو دریا قرار داشت}
نظر به اینکه (هند و آریایی ) ها اولین دولت شاهی خود را در
بلخ بنا نهادند ( باکتریا- باخسیا بخدی -
بهدی) ، همان بود که از همین نواحی امواج
ِ اقوام متعدد هند و آریایی به سمت های ایران امروزی،
سیستان، مناطق پشتون نشین (روه) بلوچستان و جاهای دیگری مسکن گزین شدند .
نظریاتی هم تائید کننده این مطلب است که اقوامی که مهاجرت
نکرده و در آریانا ویجه متوطن ماندند همین تاجیک های هر دو طرف آمو اند.
به نمایندګی از
مرکز کلتوری دحقلارهومر کز مطـالعات سـتراتیژیک افغانبهترین وصمیمانه ترینتبریکات وتهنیت خویشرا بمناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر بحضور
شماتقدیم میداریم .
حمد و سپاس
پروردګار با عظمت که برای ما انسانها ماه مبارک رمضان و عــیــد هارا ارزانیفرموده است.
عيد سعید
فطر يكى
از دو عيدبزرگ اسلامى است كه مسلمانروزه داردر طول ماه رمضان با ارتبا طهاىپى
در پىبا خداوند متعال واستغفاراز گناهانبه تصفيهروح وجـان خويش همتگماشتهوازآلودگى ها ى ظاهرى وباطنى كه
برخلاففطرتانسان است خود راپاك نمودهوبه فطرت واقعى خود بر مى گردند.
پروردګارعالمیان در قرآن عظيم الشان میفرماید: «اللهم ربنا انزل
علينا ما ئدة من السما ء تكون لنا عيدٱلاولنا وآخرنا وآية منك».
روز اول ماه شوال رابدين سبب عيد فطر
مسمى نموده اند كه امرامساك ، صوم از
خوردن ونوشيدنبر داشته شده وبه
مسلمانانهدايت داده شده كه روزه خود
راافطار كنندوبه خوردن ونوشيدنرو آورند.
مسلمانان
در ايامخجسته
عید فطر با يك ماه روزه گرفتن، تراويح ، تلاوتقــــــرآن ، صدقه ، خيراتوساير عبادات
وخوبيهاي كهبه دستوررب العزتانجام دادهاند ،اين روز را منحيثروز خوشىوعيد تجليلمى نمايند.