«ما قرآن را نازل کرديم و همانا ما نگهدار آنيم - صدقه الله
العظیم».
امــیـن الـدیــن» سعـیـدی - سعید افـغــانی«
تتبع
ونگارش :
امین الدین
« سعـیـدی- سعید افغانی »
مدیر مرکز
مطالعات ستراتــیــژیکی افغان
ومسؤل
مرکزفرهنگی دحق لاره- جرمنی
جای
شک وتردیدی نیست که قرآن کریم کتاب الله
است ، واین قرآن معجزه ، دليل و حجت رسولالله صلی الله علیه وسلم
میباشد. پروردګار ما این کتاب را چراغي براي
انسانها قرار داده تا از هدايات ونور
مطلع شویم ، وپرتو روشنی ونور راه مستقيم
را از راه خطاء تشخیص دهیم .
قران
عظیم یګانه کتابی است الهی است،
که بطور نوشته و شفاهينسل به نسل بدون هيچ گونه تغيير و تبديل بدسترس
ما انسانها قرار ګرفته است، وخود پروردګار ضمانت حفظ ونګهداری آنرا کرده است . وتاکه انسان در کرهء خاکی زنده
اند، این کتاب آسمانی ، احکام عالی و رهنمودهای رهایی بخش آن پابرجا خواهند بود.
حلول عید سعید فطر را به تمام هموطنان شریف ونجیب خویش وکافه روزه دارانی که در
ماه مبارک رمضان به مهمانی پروردگار شتافته و قلب و روح
خود را از سیاهی گناه پاک کردند ، از صمیم قلب تبریک میگوییم.
برحق عيد واقعی آن وقتی است که انسان رضایت خداوند تعالی را به دست بياورد و به اصلاح وپرهیزگاری نفس و روح خود بپردازد.
هموطنان مسلمان و متدین!
عید سعید فطر؛
یکی از اعیاد
بزرگ مسلمانان است ، عید ختم قرآن عظیم الشان ، عید قبولی طاعات و عبادات صیام سی روزه در پیشگاه پروردگار و عید خشنودی و رضای روزه داران است .
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی از شاعران و
عارقان
بزرگ قرن پنجم و اوایل
قرن ششم ( ۴۶۷- ۵۲۹ ) است . محل تولد و
زندگی حکیم شهر غزنه بوده که مکرارآ در آثار و اشعارش ، زادگاه خود را غزنین ذکر
نموده است ، چنانچه میگوید :
گرچه مولد مرا ز غزنین است
نقش شعرم چو نقش ما چین بود
خاک غزنین چو من نزاد حکیم
آتشی باد خوار و آب ندیم
در باره سال تولد و مرگش تذکره نویسان اختلاف نظر دارند و
بنا بر روایات تذکره نویسان تاریخ قوق الذکر در باره تولد و مرگش قرین به حقیقت
است . آنچه از اشعار و آثارش واضح میگردد ، آغاز شاعری وی به عهد سلطنت علاوالدوله
سلطان مسعود سوم بوده است.
مقام حکیم
سنایی در میان عارفان ، شعرای فارسی زبان جایگاه بلندی است که در « میان بزرگان
صوفیه به مقام پیشوایی رسیده و اورا حکیم و شیخ نامیده اند و از اشعارش شاعران هم
عصرش استشهاد نموده اند » .
«معده محل هر درد است
: از پر خورى وخوردنغذانا مناسبجلو گيرىكنيد.اين عمل شما شفا ءبخش همهدرد هاوامراضبشمار ميرود.».
واقعآ
روزهاسلام دارایی چنان عظمتی است که جسم
وروح انسان را صیقل میدهد . بخاطر اینکه روزه بهترمورد قبول قرار ګیرد، لازم
دانستم برخی از نکاتی مهم وضروری را که روزهوروزه دارضرورت دارد خدمت خوانند
ګان محترم تقدیم بدارم:
مدیر مرکز
مطالعات ستراتــیــژیکی افغان ومسؤل
مرکزفرهنگ د حق لاره- جرمنی
رمضان
ماهى است كه بشويد ، هم بسوزد .بشويدبه آبتوبه دل ها ى مجرمان را، بسوزد
به آتشى گرسنگى تن هابندگان را ،
رمضان در لغت از) رمضا(به معناى شدتحرارتويا به معناىسنگ گرم وداغى گرفته شده استوايــن بدين معناى كه اگر اين سنگ داغ رابه هر چه بگذارندآنرا بسوزند .
ويــا هم رمضاناز «
رمض»گرفته شدهاستكه به معناىباران استكه بر هر چه برسد ، آن رابشويد .
واقعٱ اين كلمه از دقت ولطافتخــاصى برخوردار است ،چون در اين ماهگناهانانسانبخشيده
مـى شود ، بنٱ بر مسلمانان استتا همیشه به
ضميمه مـاهرمضان كلمه مباركرا
اضافــــه نمايد ، واحسنتراست آنرابنام« ماه مبارك رمضان» مسمی نمايند.
حمد و
سپاس پروردګار با عظمت که برای ما انسانها
این ماه با عظمت را ارزانی
فرموده است .
به نمایندګی از بورد علمی مرکز کلتوری دحق لاره و
مر کز مطـالعات سـتراتیژیک افغان فرا
رسيدن
ماه مبارك رمضان كه آغازش رحمت و تداومش مغفرت و فرجامش رهايي از آتش
جهنم است، به شما هموطنان
عزیز
تبریک عرض داشته
وبرای همه مسلمانان توفیق در بجا
آوردن آن از بارګاه ایزد متعال، رب العزت تمنا داریم.
پروردګار با عظمت در آیه ۱۸۳
و۱۸۴ سوره بقره در مورد روزه و ضرورت آن مىفرمايد:
در نیمه ی اول قرن ششم ق م . یک
دوره مشخص تاریخی آغاز گشت. پادشاهان دو سلسله شایشوناگا ( ۶۴۲ الی ۴۱۳ ق م ) و ناندا ( ۴۱۳ الی ۳۲۲ ق م در منطقه
(مگده) (Magadha) حکم
میراندند. در میان پادشاهان سلسله( شایشو نا گا) ،بیمبیسارا )Srenika) &(Bimbisaraو شرنیکا – بنیان گذار شهر( پاتا لیپوترا )
معاصرمهاویرا
و بودا بودند.
मगध) Magadha- ) مگه دا :- در (مهاجاناپادا) یا (مناطق هند باستانی)شهر( مَگَده) ایجاد گردید ، هسته و مرکز مناطق باستانی هند در آن زمان ( بِهار) بود که در جنوب (گنگا) موقعیت داشت. پایتخت اولی آن (راجاگاها) یعنی (راج گهر) مدرن بوده و بعد ها (پاتالیپوترا) یعنی(پتنه ) مدرن شد اما ( مَگَده) وسعت یافت که حتی قسمت های بهار و بنگال را دربر میگرفت.
در سال(۵۴۳ ق م ) یکی از
شاهان امپراطوری (مگادا)، (بیمبیسارا) بود و مربوط سلسله سلطنتی (هاریانکا) میشد.
چگونه از اُسطوره «آریایی»، برای قدرت و هویت
سازی
بهره گرفته می شود
·«اروپاییان»: برای رد ستم کلیسا و نا
کهن بودن باور های
«موسایی ـ عیسایی»
·«هندیان»:برای بازگشت به گذشته، مقابله
با خارجیان و
سلاحی برای خیزش «نجسان»
·«ایران»: برای دریافت هویت پیشین و رد
نفوذ «عرب»
·ما، برای دریافت و یا ساختن هویت کهن.
صدیق رهپو طرزی
یاد
آوری:
هنگاهی که به حیث دبیر
«روشنی» فصلنامه «کانون روشنگران افغانستان» که در شهر «گت تینگن» در «جرمنی» نشر
می شد، کار می نمودم، در هر فصل یادداشتی زیر عنوان «سخن فصل» می نوشتم.
در یکی از این «فصل ها» نوشته
زیر را به دست نشر سپردم. این یاد داشت با واکنش های گونه گونه یی رو به رو شد. در
نظر داشتم تا در همان موقع در این زمینه بنویسم.
اما، حادثه ها و رخداد های
آغاز سده بیست و یکم عیسایی، بحران و سر درگمی تندی در میان آنانی که نگران وضع
کشور بودند، به میان آورد، و نشر «روشنی» در موج های این گرداب، غرق گردید.
اکنون پس از پرداخت به پیشینه
تاریخ کشور، در نوشته تمدن «سند ـ هلمند» آغازگر تاریخ ما، بر آن
شدم تا به این اسطوره و چگونگی نگاه هابه آن، بپردازم. صدیق رهپو طرزی
سرزمينی بيافريدم که در
آن:
ده ماه زمستان و دو ماه تابستان است
مار بزرگ و زمستان را،
ديواس (شيطان) آفريده است. «اهورا مزدا»
قوم «آرين!»
سرچشمه و ریشه !؟
بازهم «فصل» پرسش ها برای دست يابی به پاسخ هایی که خود اين
پاسخ ها، پرسش های ديگری می زايند، فرا رسيده است.
مردمان دراویدی: مربوط به مردمانی
میشود که به زبان های فامیل (دراویدی) مکالمه داشته اند. که بیشتر در مناطق جنوب
نیم قاره هند ساکن بوده اند. ولی بخش دیگری از این مردمان ساکنان هند مرکزی، سریلانکا،
بنگلدیش، پاکستان ، افغانستان و ایران میباشند.
بعضی از علما معتقد اند که مردمان
اصلی تمدن ( هندو والی)
هستند، مردمان زبان دراویدی با
داشتن متکلمین در حدود ( ۳۰ الی ۷۰ ملیون) هر کدام : (تلیوگو)ها، (تامیل)، (
کانادیگا) (مالایالیس) میباشند. و دیگران با نفوس در حدود ( یک و نیم) ملیون عبارت
اند از ( تولوواس) ، ( گوندس) و(براهوی)
اثری از درویدیان
لست مردمان دراویدی:
الف - براهوییان :- متعلق به رده
بندی گروپ شمال دراویدیان اند. که در ایالت بلوچستان پاکستان قسمتی از سیستان ِ ایران و مناطق زرنج ( نیمروز) افغانستان بود
و باش داشتند و ازینکه توسط مردمان بلوچ احاطه شده و در محیط اکثریت بلوچ زندگی
کردند به مرور زمان با اقوام بلوچ مخلوط شدند.