با كشته شدن ده تن از سربازان قرانسوي در ولسوالي سروبي در شرق كابل، نگرانيهاي
به ارتباط وخامت اوضاع امنيتي به خصوص در پايتخت افزايش يافته است. طي سه سال
گذشته اين حادثه، پرتلفاتترين حمله يي طالبان بر نيروهاي خارجي در كشور ميباشد.
ساركوزي رئيس جمهور فرانسه بلافاصله وارد كابل شد و هدف سفر خود را بهافغانستان، ديدار از سربازان فرانسويعنوان كرد.
طي ده روز گذشته، افزايش حمله هاي طالبان در نزديكي هاي شهر كابل و ساير نقطه
هاي ديگر كشور، باعث نگراني هايي بيشتر براي شهروندان سرزمين ما گرديده است.
شهريان كابل كه در زمان جنگ هاي داخلي تجربه يي تلخي از راكت باران اين شهر و
كشته شدن افراد بيگناه دارند، تكرار حمله هاي طالبان در نزديكي هاي كابل و شليك
راكت به مقر نيروهاي ائتلاف در كابل را، به فال نيك نگرفته، و اين هراس بازهم در ذهن
كابليان تداعي ميگردد كه مبادا كابلاين بار آماج حمله هاي راكتي طالبان قرار
گيرد.
گروه
طالبان با اینکه شاخه يي از حرکت جهانیالقاعده به حساب می آید ، اما شاخه ایست که برای القاعده حیات بخشیده ،
بدون آن ممکن نیست رهبران القاعده خودرا در نقاط دیگر جهانحفظ کرده بتوانند و چنین جنگی را به پیش ببرند
.هیچ شاخةالقاعده مثل تحریک طالباندر افغانستان و
پاکستان از نفوذ نسبی مردمی بر خوردار نمیباشد .تداخل کاری به نحوی میان
القاعدهکه گروه
تعدادی ازطالبان در یکی از مزارع کشت خشخاش و توليد ترياک دیده میشوند
بسیارگسترده و بنیاد گرای اسلامیاست ، با مافیای مواد مخدر ، بعضی از شبکه های
استخباراتی مخصوصا آی، اس، آی و عده يي از شیخ های سرمایه دار عرب در کمک با
طالبان وجود دارد. این جريانها یکی دیگری
را تقویت کرده و با اینکه به طور رسمی در اتحاد و همکاری قرار ندارند ، اما ناگفته
منافع یکی با دیگری چنان پیوند خورده که حیات یکی را به دیگری منوط میدارد. برای اینکه این بحث را با
دقت تحلیل کنیم ، چگونه گی این روابط و اثر گذاری یکی را بر دیگری را ارزیابی کرده
و درین میان به این نتیجه که طالبان چگونه
تقویه ، تمویل و تسلیح میگردند، میرسیم .
اگر
تعليق روا بط ناتو و روسيه دوام يابد و شوراي امنيت همچنان راه حل اساسي بر موضوع
گر جستان و منافع روسيه در نظر نگيرد، احتمال شكل گيري يك قوت سوم نظامي در منطقه
حتمي است.
و
اين پكت يا جريان، چنان كه مقامات روسي اشاره كرده اند، ائتلافي بين روسيه و ايران
خواهد بود و در آن صورت تمايل برخي از كشورهاي قدرت مند منطقه به اين فكت نظامي
بعيد به نظر نمي رسد.
تنش
بين امريكا و روسيه بر سر اوستياي جنوبي ومنطقه آبخاز كشور گرجستان درحوزه قفقاز،
سرانجام همكاري بين ناتو و روسيه را به تعليق در آورد و بار ديگر حكايت از سر گيري
جنگ خاتمه نيافته قدرت هاي منطقه يي در افغانستان دارد.
ولايت بادغيس كه در شمال غرب
افغانستان موقعيت دارد، يكي از ولايت هاي صعب العبور بوده كه اكثراً در زمستان ها
رفت و آمد به ولسوالي هاي دور دست آن مشكل مي باشد. اين ولايت در بسياري از سال ها
با خشكسالي روبه رو بوده، با اين كه زمستان هاي آن پر برف است، اما ساحات آبگير آن
به شدت كم مي باشد و هنوز تابستان از راه نمي رسد كه برف كوه ها آب مي كردند و مردم
آن لب خشك در قريه ها و قصبه ها به سر مي برند. از چندي به اين سو در غور ماچ و
بالا مرغاب كه در ميان بادغيس و فارياب قرار دارند، يكي از مركزهاي مهم درگيري
نيروهاي دولتي و طالبان به حساب مي آيند و مردم اين منطقه زير فشار جنگ و بي
امنيتي قرار دارند. نگاه دولت به اين ولايت هم بسيار ضعيف ميباشد.
از دوسال به اين سو تجاوز هاي جنسي بر زنان و مخصوصاً بر
دختران خورد سال به شدت افزايش يافته است. گزارش هايي از تخار، جوزجان، قندز، فارياب، سرپل و كابل حاكي از آن است كه
جنايتكاران مسلح دست به چنين اعمالي مي زنند و چون مسلح و مورد حمايت زورمندان مي
باشند، بر خورد لازم با آنان صورت نگرفته، لذا روز تاروز اين جانيان قوي تر شده،
اين جنايت را گسترده تر مينمايند. اخیرآ 9 تن از پولیس های سرحدی به یک دختر
13 سالهدر ولایت تخار تجاوز نمودند که قرار معلوم شش
تن از این جانیان وحشی دستگیر شدند . همچنان چندی قبل پنج شرفباخته بر عفت دختر 12 ساله در قندز تجاوز کردند كه
بعد اين پنج جاني نیز توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدند، سر جنايتكار آنان حينيكه از
دفتر پوليس به دفتر څارنوالي انتقال داده مي شود، رها گرديده، اعلان شد كه فرار كرده است. اين
رهايي كه پوليس آنرا به افراد څارنوالي و افراد څارنوالي آنرا به پوليس نسبت مي دهند مردم را سخت نگران ساخته، فكر مي كنند كه
نهاد هاي امنيتي و قضايي با جنايتكاران متجاوز به عفت دختران افغان دست دارند و به
اين خاطر دلهره و اضطراب ميان خانواده ها از اين بابت چنان بالا گرفته است كه
بسياري از خانواده ها دختران كوچك شان را تا بيرون دروازه هم اجازه گشت وگذار نمي
دهند.
امروز دوشنبه 28
اسد 1387خورشیدی برابر است با 18 آگست 2008میلادی و مصادف است با هشتاد و نهمین
سالگرد استرداد استقلال کشورعزیز ما که در قدیم الایام به آریانا شهرت داشت وچندین
قرن آنرا خراسان می نامیدند و بعدآ به افغانستان موسوم شد. این روز پرخاطره در
تاریخ وطن ما یک روز با عظمت ، پر افتخار و فراموش ناشدنی برای هرفرد افغان از زن
و مرد میباشد.
هشتاد ونه سال قبل فرزندان آزاده و فداکار مادر وطن با دادن
قربانی های گرانبها توانستند استقلال سیاسی این کشور را از خطر تجاوز بیگانگان حفظ
کنند و با جنبش دلیرانه خود سرمشق دیگر ملل استعمار زده مشرق واقع شوند .
در اواخر سال 1297هجری
شمسیامیر امان الله خانپس از مرگ مرموز پدرش امیر
حبیب الله خانبه جای او به قدرت رسید و
در حالی که شمشیر برهنه ای را به کمر بسته بود در مسجد عیدگاه کابل در محضر
شهروندان پایتخت ،
اراکین دولت وسربازان ،افغانستانرا کشوری مستقل اعلام کرد و از بریتانیا
خواست تا استقلال
افغانستانرا به رسمیت بشناسد.
طالبان نیروی قشری است که در زمان جهاد جبهات مستقل خود را
داشتند و عموما در تنظیم ها ی حرکت مولوی محمد نبی محمدی و مولوی یونس خالص
جمع شده بودند، با این تفاوت که طالبان خالصی بیشتر قشری، بنیاد گرا و جوان
بودند، اما طالبان محمدی بیشتر سنتی و سالخورده بودند. در میان این طالبان
که بسیار با قدرت میجنگیدند، مثل جبهات قومندانان دیگر فساد کمتر راه داشت و به
این خاطر تا حدی مورد اعتماد مردم قرار میگرفتند. آنان عموما با احزاب اخوانی
چونحزب اسلامی، جمعیت اسلامی و اتحاد اسلامی مخالف بودند و از اینکه پاکستانیها
و مخصوصا يي اس ييبیشترین کمکها را به این تنظیم ها میکرد سخت عقده گرفته
بودند. مهمترین این جبهات، جبهه ملانسیم و برادران او در هلمند بالا بود که
بار ها بر سر کنترول منطقه و مخصوصا عواید تریاک با این جبهات درگیر شد و حزب
اسلامی را شکست داد و بعد خودش درجلوزی پشاور به وسیله افراد حزب
اسلامی به قتل رسید و این عقده تا زمان ظهور طالباندرسطح کل کشور
باقیماند و علاوتا ملا نصرالله منصور هم به وسیله حزب اسلامی به قتل
رسید که پسر او تا همین ماه ها با طالبان فعالیت میکرد و گفته شد که در
عملیات نیرو های امریکایی به قتل رسیده است.
بااینکه طالبان نسبت به سال گذشته نیرومند تر شده وعملیات شان در سطح بسیاری
از ولایتها کشور بالا رفته و کشتار و خونریزی چند برابرافزایش یافته است، اما
هنوز هم این جریان به حدی که قادر به گرفتن قدرت سیاسی گردند، فاصله زیادی دارند. ارزیابی
از وضعیت دو طرف در گیر نشان میدهد که طالبان و القاعده تا هنوز نیروی اند که
میتوانند به عملیاتهای ایذایی بپردازند و قادر به جنگ رویارویی با نیرو های خارجی و افغان نیستند .
نیرو های ائتلاف، ناتو و آیساف که حدود71 هزار سرباز و افسر را درخود دارد و
با پیشرفته ترین سلاح های زمینی و هوایی مسلح میباشند، میتوانند در وضعیت های
خطرناک به هر حرکت طالبان و القاعدهدر هرجایی از کشور جواب جدی بدهند.
بااینکه رئیس جمهور و اکثر بلند پایگان دولت
افغانستان ، آزادی بیان را یکی از دستاورد های مهم شان در شش سال اخیر میدانند ،
اما از جهات گوناگونی امنیت خبرنگاران با خطر رو به رو بوده و روز تا روز احساس
مصونیت میان شان از بین میرود . مخصوصا که امنیت ملی کشور بدون اینکه تمسک قانونی
در دست داشته باشد ، به گرفتاری خبرنگاران میپردازد و به این صورت به آنچه
رئیس جمهور مباهات میکند ، لطمه وارد کرده ، این رکن اساسی دموکراسی را ضربه میزند
. خبر نگاران درحالیکه از سوی جنگسالاران ، طالبان و نیرو های بین المللی
زیر فشار طاقت فرسایی قرار دارند ، اینک از سوی مقامهای خود دولت افغانستان
نیز مورد اهانت قرار میگیرند.
سخن من با آنانى است كه با سياست يك بام و دو هوا به دروغ سنگ دفاع از شخصيت،
دست آورد ها و كارنامه هاى مرحوم امان الله پادشاه استقلال طلب و ترقى خواه افغانستان
را جهت كوبيدن طرفداران به رسميت شناختن خط ديورند به سينه مى كوبند، تا باز بيش
از پيش اذهان عوام مسلمان افغانستان را از اصل علت جنگ و بحران در كشور ما، كه
همانا معضله ى عدم به رسميت شناختن خط ديورند توسط افغانستان است، به انحراف به
كشانند.
آرى، سخن من با آنانى است كه با نيرنگ بازى از يك طرف مرحوم امان الله را يك
شخصيت و قهرمان ملى، امير، غازى و ناجيى استقلال كشور مى گويند، ولى از طرف ديگر
بر خلاف كارنامه ها و دست آورد هاى سياسى و تاريخى آن پادشاهِ كم طالع افغانستان حاضر
نيستند مانند وى معايده ى خط ديورند و همه مرز هاى كشور را با كمال واقعيت بينى بر
اساس منافع ملى ميهن ما به رسميت به شناسند، و به داعيه ى ناميمون پشتونستان سازيى
افغانستان، كه اكنون توسط هندوستان - تك تاز ميدان رقابت با پاكستان در منطقه - تمويل مى شود، پايان بخشند.