.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
کتاب و کتابدوستان
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

       حکایت۷۴

  تا کی بود ز راه خطا پیچ و تاب ما

            یارب کجاست هادی راه صواب ما

                                                                             « سلیم»  
            ادب در انتقاد

ابو زید احمد بن سهیل بلخی دانشمند معروف قرن سوم و چهارم هجری که حکایتی از وی سابقآ بشمارهء « ۱۹» این حکایات بیان شده بود، وقتی از راهی میگذشت و از بسیاری گردش در آن راه درمانده و خسته شده بود اتفاقآ امیر احمد بن سهیل بن هاشم با او روبرو شد و باو گفت

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

         حکایت۷۳

   فضل و هنر ضایع  است تا  ننمایند

          عود بر آتش  نهند و مشک بسایند

                                                                                           « سعدی »

           دیوانهء اجباری

ابن هیثم مصری ( ابوعلی حسن بن هیثم مهندس و خطاط و ریاضی دان معروف که عدسی محدب ذره بین از اختراعات اوست و در نزد علمای ریاضی به بطلیموس ثانی شهرت دارد و در حدود سال ۴۳۰ وفات یافته است .) در آغاز عمر به بصره بود و باش داشت در همان شهر برای کسی گفته بود که اگر من به مصر می بودم در رود نیل نوعی تصرف میکردم که هم در هنگام طغیان و هم بوقت کم آبی برای مردم سودمند باشد .

این مطلب را برای الحاکم بامرالله فاطمی ( ۳۸۶-۴۱۱ ) نقل  کرده  بودند و او مقداری  پول و دیگر چیز ها از مصر ببصره  فرستاد تا به ابن هیثم تسلیم نمودند و او را استقبال  کرد  و در قریهء  معروف به  « خندق » که در بیرون قاهره واقع شده است ویرا ملاقات نمود و اکرام و نوازش بسیار کرد.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

  

        حکایت۷۲

             نابغهء ده ساله

مادر امام شافعی ( حضرت امام ابو عبدالله محمد بن ادریس شافعی مطلبی رحمة الله علیه) میرمن پرهیزگار ومورد احترام مردم بود و بنی هاشم و دیگران امانات خود را باو می سپردند.

یکروز دو نفر نزد وی آمدند و صندوقی را برسم امانت باو سپردند. بعد از دو سه روز یکی از آن دو نفر آمدند و صندوق را از نزد میرمن مذکور گرفت و رفت.

متعاقب آن رفیق آن شخص آمد و صندوق را طلبید.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

      حکایت۷۱

    گویی  پی   مبارزات   ابر بهمنی

             پوشیده زال دهر ز بخ درع آهنی

                                  « بیضائی »

          توصیف برف

مهستی گنجوی شاعرهء معروف دورهء سلجوقیان ، شبی در محضر سلطان سنجر حضور داشت چون پاسی از شب گذشت برای کاری از بزم سلطان بیرون رفت و بعد از چند دقیقه باز گشت.

سلطان از او پرسید :

هوای بیرون چطور است ؟

اتفاقآ وقتی که مهستی از مجلس بیرون رفته بود ، برف می بارید و پرسش سلطان در بارهء چگونگی هوا طبع حساس شاعره را برانگیخت و با سرودن این رباعی به جواب سلطان پرداخت و از باریدن برف اطلاع داد:

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

     حکایت۷۰

  نصیحتی است  اگر بشنوی زبان نکنی

         که امتحان شده را دیگر امتحان نکنی

                                « ملک الشعراء بهار»

             انگشت ازهر

یعقوب  لیث صفاری ( ۲۵۴ - ۲۶۵ ) پسرعمه ای داشت بنام ازهر بن یحیی که مردی شجاع و خردمند و دبیر و ادیب بود ولی خود را بنادانی شهرت داده بود و در بعضی از اوقات کار هائی انجام میداد که مردم می خندیدند. ازین سبب بازهرخر مشهور شده بود و برخی از نوا در حکایات او چنان معروف شده بود که مثل یک مثل در میان مردم نقل می شد وحتی شعرا نیز در اشعار خویش یاد می کردند.

یکی از اینگونه حکایات  انگشت  در زلفین در کردن  اوست که  دقیقی شاعر معروف عصر سامانیان در یکی از قصاید خود از آن بدینگونه یاد کرده است:

بر آب گرم در ماندست بایم

چو زفرین در انگشت ازهر  

  و تقصیل این واقعه چنان بوده است که یک روز در قصر یعقوب نشسته بود و اتفاقآ چشمش بزلفین (زلفی بازفرین در گه زنجیر را بر آن میاندازند) افتاد و هوس کرد که انگشت خود را در حلقهء زلفین کند، چس از آنکه انگشت وی در حلقهء زلفین داخل شد، هر چه کوشش نمود که آنرا خارج کند نتوانست.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

     حکایت ۶۹

   مشو در  حساب  جهان  سختگیر

               که هر سختگیری بود سخت میر

   به  آسان  گذاری  دمی   میسپار

              که  آسان  زید  مرد  آسان  گذار

                                                « نظامی گنجوی»

              زبان خموشی

عدهء از دزدان باتفاق رئیس خود بخانهء یکی از اشراف کوفه هجوم برده اموال او را غارت نمودند و خودش را هم میخواستند بقتل برسانند ولی یکنفر از آن میان آنان را مانع از قتل صاحب خانه شد و زبان بشفاعت گشود تا انیکه رئیس دزدان خواهش او را پذیرفت و گفت :

بشرطی از سر قتل او میگذرم که سوگند یاد کند که هیچکس ازین دسته را بمردم معرفی نکند! آن شخص قسم یاد نمود و از مرگ رهائی یافت ولی دزدان چیزی برای او باقی نگذاشتند وهرچه داشت با خود بردند و او نیزاموال خود را بدست اشخاص مختلف در بازار میدید و جرآت نداشت که مال خویش را طلب کند یا دزد را به مردم بشناساند زیرا در آن صورت حانث میشد. ازین رو قضیه را بحضور امام اعظم ابو حنیفه ( رحمة الله علیه) عرض کرد و تقاضا نمود که برای این قضیه راهء حلی پیدا کنند که هم دزد دستگیر شود و هم معرفی کنندهء دزد حانث نشود!

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

   حکایت ۶۸

گر  پیر مغان  مرشد  ما  شد  چه   تفاوت

   در هیچ سری نیست که سری زخدا نیست

                                                                         « حافظ »

         ادب در خدمت حق

سنائی هشام بن عبدالمالک  اموی (۱۰۵- ۱۲۵) با عدهء از بزرگان اهل شام بمکهء معظمه رفته بود و در حریم حرم میخواست طواف کند ولی از شدت ازدحام مردم موفق نشد که خود را بحجرالاسود برساند و استلام نماید.

درهمان اثنا حضرت اما زین العابدین (علی بن الحسین رضی الله عنهما) وارد حرم شد ومردم باحترام امام راه را باز کردند تا به آسانی بتواند طواف کند؟

یکی از شامیان از هشام پرسید:

 این شخص کیست؟

هشام تجاهل نمود وخود را دور انداخت.

 فرزدق شاعر - ابوفراس همام بن غالب ۹۹ - ۱۱۰هجری که در میان اطرافیان خلیفه و در آنجا حاضر بود خطاب به آن شامی گفت :
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

   حکایت ۶۷

  سر حق کی بر تو گردد منجلی

                   ای  گرفتار  ابوبکر و علی

                                    « شیخ عطار»

                               جواب شافی

   خواجه کمال الدین بن غیاث مشهور به کمال غیاث که یکی از شعرای اواسط قرن هشتم و معاصر با خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی بوده و یکی از غزلیات او بمطلع ذیل میباشد: 

دلبر جانان من برده دل و جان من

برده دل و جان من دلبر جانان من

   در ردیف اشعار خواجه حافظ در دیوان او ثبت و بنام حافظ شهرت یافته است. وقتی از طرف یکی از امراء معاصر خود احضار شد و امیر مذکور که بروایت دولتشاه سمرقندی « ابراهیم سلطان میرزا» نام داشت از او پرسید:

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

      حکایت ۶۶

    یوسفی کن گرت اسباب مسیحائی نیست

        بفلک  گر نرسیدی  بن  چاهی  دریاب

                                       « صائب »

          یک قدم به پیش

   شیخ ابو سعید ابی الخیر (۳۵۷- ۴۴۰ ) عارف مشهور خراسان وقتی بطوس رفته بود مردم از وی درخواست نمودند تا برای ارشاد و هدایت اهالی ، مجلسی ترتیب دهد و خلق را موعظه کند.

شیخ قبول کرد و قرار شد که در خانقاه که به ( خانقاه استاد) معروف بود تختی بگذارند و شیخ از بالای آن سخن بگوید.

مجلس ترتیب داده شد و عدهء کثیری بخانقاه آمدند بطوریکه جای خالی باقی نماند و هنوز هم مردم بمنظور استفاده از سخنان شیخ می آمدند.

بعد از آنکه قاریان به تلاوت قرآنکریم پرداختند و هنگام آن شدکه شیخ به سخن شروع کند، شخصی از میان حاضرین برخاست و به آواز بلند گفت :
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

  حکایت ۶۵

 شعر است هیچ  و شاعری  از هیچ  هیچتر

     در حیرتم که بر سر هیچ این جدال چیست

                                         « سحاب » 

           جنگ شاعرانه

 در مجلس ظفر خان حاکم کشمیر میرزا محمد علی صائب و ابو طالب کلیم دو شاعر بزرگ سبک هندی اشعار خود را قرائت میکردند، ظفر خان گفت :

در صفت لبی که زخم دندان داشته باشد چیزی بگوئید .

کلیم بر بدیهه گفت :

زخم دندان خوبتر کرد آن لب پر خنده را 

قیمت  آری  بیش می باشد عقیق کنده را

اهل مجلس زبان به تحسین و آفرین گشودند. 
صائب این بیت را سرود: 

باشد بلیس نشان دندان

نقشی که  بمدعا نشیند

اهل مجلس این بیت را نیز مورد تحسین و تمجید قرار دادند .

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 91 - 100 از 192
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

تازه ترین اخبار افغانستان

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer