24 ساعت - کتاب و کتابدوستان
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز
نمایشنامه ها
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
به مشکلات مردم توجه کنید
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

Tel:0031644388706

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
کتاب و کتابدوستان
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

     حکایت ۶۹

   مشو در  حساب  جهان  سختگیر

               که هر سختگیری بود سخت میر

   به  آسان  گذاری  دمی   میسپار

              که  آسان  زید  مرد  آسان  گذار

                                                « نظامی گنجوی»

              زبان خموشی

عدهء از دزدان باتفاق رئیس خود بخانهء یکی از اشراف کوفه هجوم برده اموال او را غارت نمودند و خودش را هم میخواستند بقتل برسانند ولی یکنفر از آن میان آنان را مانع از قتل صاحب خانه شد و زبان بشفاعت گشود تا انیکه رئیس دزدان خواهش او را پذیرفت و گفت :

بشرطی از سر قتل او میگذرم که سوگند یاد کند که هیچکس ازین دسته را بمردم معرفی نکند! آن شخص قسم یاد نمود و از مرگ رهائی یافت ولی دزدان چیزی برای او باقی نگذاشتند وهرچه داشت با خود بردند و او نیزاموال خود را بدست اشخاص مختلف در بازار میدید و جرآت نداشت که مال خویش را طلب کند یا دزد را به مردم بشناساند زیرا در آن صورت حانث میشد. ازین رو قضیه را بحضور امام اعظم ابو حنیفه ( رحمة الله علیه) عرض کرد و تقاضا نمود که برای این قضیه راهء حلی پیدا کنند که هم دزد دستگیر شود و هم معرفی کنندهء دزد حانث نشود!

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

   حکایت ۶۸

گر  پیر مغان  مرشد  ما  شد  چه   تفاوت

   در هیچ سری نیست که سری زخدا نیست

                                                                         « حافظ »

         ادب در خدمت حق

سنائی هشام بن عبدالمالک  اموی (۱۰۵- ۱۲۵) با عدهء از بزرگان اهل شام بمکهء معظمه رفته بود و در حریم حرم میخواست طواف کند ولی از شدت ازدحام مردم موفق نشد که خود را بحجرالاسود برساند و استلام نماید.

درهمان اثنا حضرت اما زین العابدین (علی بن الحسین رضی الله عنهما) وارد حرم شد ومردم باحترام امام راه را باز کردند تا به آسانی بتواند طواف کند؟

یکی از شامیان از هشام پرسید:

 این شخص کیست؟

هشام تجاهل نمود وخود را دور انداخت.

 فرزدق شاعر - ابوفراس همام بن غالب ۹۹ - ۱۱۰هجری که در میان اطرافیان خلیفه و در آنجا حاضر بود خطاب به آن شامی گفت :
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

   حکایت ۶۷

  سر حق کی بر تو گردد منجلی

                   ای  گرفتار  ابوبکر و علی

                                    « شیخ عطار»

                               جواب شافی

   خواجه کمال الدین بن غیاث مشهور به کمال غیاث که یکی از شعرای اواسط قرن هشتم و معاصر با خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی بوده و یکی از غزلیات او بمطلع ذیل میباشد: 

دلبر جانان من برده دل و جان من

برده دل و جان من دلبر جانان من

   در ردیف اشعار خواجه حافظ در دیوان او ثبت و بنام حافظ شهرت یافته است. وقتی از طرف یکی از امراء معاصر خود احضار شد و امیر مذکور که بروایت دولتشاه سمرقندی « ابراهیم سلطان میرزا» نام داشت از او پرسید:

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

      حکایت ۶۶

    یوسفی کن گرت اسباب مسیحائی نیست

        بفلک  گر نرسیدی  بن  چاهی  دریاب

                                       « صائب »

          یک قدم به پیش

   شیخ ابو سعید ابی الخیر (۳۵۷- ۴۴۰ ) عارف مشهور خراسان وقتی بطوس رفته بود مردم از وی درخواست نمودند تا برای ارشاد و هدایت اهالی ، مجلسی ترتیب دهد و خلق را موعظه کند.

شیخ قبول کرد و قرار شد که در خانقاه که به ( خانقاه استاد) معروف بود تختی بگذارند و شیخ از بالای آن سخن بگوید.

مجلس ترتیب داده شد و عدهء کثیری بخانقاه آمدند بطوریکه جای خالی باقی نماند و هنوز هم مردم بمنظور استفاده از سخنان شیخ می آمدند.

بعد از آنکه قاریان به تلاوت قرآنکریم پرداختند و هنگام آن شدکه شیخ به سخن شروع کند، شخصی از میان حاضرین برخاست و به آواز بلند گفت :
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

  حکایت ۶۵

 شعر است هیچ  و شاعری  از هیچ  هیچتر

     در حیرتم که بر سر هیچ این جدال چیست

                                         « سحاب » 

           جنگ شاعرانه

 در مجلس ظفر خان حاکم کشمیر میرزا محمد علی صائب و ابو طالب کلیم دو شاعر بزرگ سبک هندی اشعار خود را قرائت میکردند، ظفر خان گفت :

در صفت لبی که زخم دندان داشته باشد چیزی بگوئید .

کلیم بر بدیهه گفت :

زخم دندان خوبتر کرد آن لب پر خنده را 

قیمت  آری  بیش می باشد عقیق کنده را

اهل مجلس زبان به تحسین و آفرین گشودند. 
صائب این بیت را سرود: 

باشد بلیس نشان دندان

نقشی که  بمدعا نشیند

اهل مجلس این بیت را نیز مورد تحسین و تمجید قرار دادند .

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

   حکایت ۶۴

   ظلم ماریست هر که پروردش

                      اژدها ئی شود  فرو  بردش

                                 « مکتبی شیرازی »

مهلبی وزیر ( ابومحمد حسن بن محمد بن هرون متوفی بسال ۳۵۲ ) گفته است : پیش از اینکه منصب وزارت بمن مفوض گردد، وقتی از بصره بقصد بغداد در کشتی نشستم مرد ظریفی در میان کشتی بود که مسافران با او شوخی و مطایبه میکردند و می خندیدند. 

از جملهء شوخیهایی که به آن شخص نمودند یکی این بود که زولانه ای نزد یکی از مسافران بود آنرا بپای آن شخص انداخت و قفل نمود ، بعد از آنکه وقت ساعت تیری و تفریح سپری شد و در صدد بر آمدند که قفل از پای او بردارند ، گلید گم شده بود و هرقدر جستجو نمودند بدست نیامد ، ناچار قرار گذاشتند که در بغداد آهنگری بکشتی بیاورند و زولانه را بشکند.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

    حکایت ۶۳

طالب حق را چو تیری کز کمان بیرون جهد

    هیچ  جا  آرام  جزء  منزل  نمی باید گرفت

                                           « صائب »

                 تفتیش

حضرت عمر فاروق (رض) گاه و بیگاه رفتار مآمورین را تفتیش میفرمود و اگر غفلتی در ادای وظیفه از ایشان سر میزد ، بعزل آنان فرمان میداد.

شخصی بنام عمید بن سعد ، بولایت حمص مقرر شده بود و یکسال در آنجا بود ، همینکه سال بپایان رسید ، نامهء بدست او دادند که خلیفهء اسلام در آن نوشته بود ، ای عمید فورآ بیا.

 چند روز بعد ، ناگهان چشم حضرت عمر (رض) بر وا لی افتاد که پیاده از راه رسید و انبانی و کاسهء بر پشت خود بسته بود و چوبدست و آفتابهء خود را در دست داشت.

حضرت خلیفه فرمود:

 آیا آمدن تو بر اثر دعوت ما بود که ترا خواسته بودیم یا اینکه در آنجا بتو خوش نمی گذشت؟

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

      حکایت ۶۲

     صحبت ا بلهان  چو دیگ  تهی است

            از درون خالی از برون سیهی است

                                                                « سنائی غزنوی »

                          معنای تنهائی

شاعر و حکیم معروف خراسان ابوالحسن شهید بن حسین بلخی ( متوفی بسال ۳۲۸ ) روزی در خانه نشسته و بمطالعهء کتاب علمی وقت خود را میگذرانید.

در این اثنا یکی از اعزهء شهر که متآسفانه مثل اغلب همقطاران خود از زیور فضل و کمال عاری بود و در مکتب زندگی جز درس زور گفتن و سود خوری چیزی نیاموخته بود ، بدیدن او آمد.

بعد از تعارف و احوالپرسی به شهید گفت :

واه واه چه خوب شد که من اینجا آمدم و الا این تنهائی برای شما تولید کدورت و کسالت و وحشت میکرد.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

    حکایت ۶۱

 کسی کز او هنر و عیب باز خواهی جست

       بهانه  ساز  و  بگفتارش  اندر آر نخست

 سفال  را  به  تپانچه  زدن   ببانگ  آرند

        ببانگ  گردد   پیدا  شکستگی  ز درست

                                                           «رشیدی سمرقندی»

              جعده و جعبه  

   در شرح حال شمس الدین ابوالنجیب در گزینی ، وزیر سلطان مسعود و برادرش محمد بن محمود نوشته اند که از کمالات نفسانی بکلی عاری و عاطل بود تا جائی که یک روز ، کمال الدین ابوشجاع زنجانی را که از بغداد به عراق عجم آمده بود گفت :

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image


   حکایت ۶۰

 دزد قباله دزد شنید است هر کسی

                یاران حذر کنید ز دزد مقاله دزد

                                  « عارف قزوینی »

             شاعر دزدی

شاعر شهیر خراسان اوحدالدین انوری ابیوردی ( که ظاهرآ وفاتش بعد از سال ۵۸۲ واقع شده ) وقتی در بازار یکی از شهر های خراسان گردش می کرد شخصی را دید که از اشعار او « انوری » انشاد میکند.

پیش او رفت و پرسید:

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 97
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

صندوق رای

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 

تازه ترین اخبار افغانستان

spacer

spacer
Afghanistan videos