های آدم ها!
به دادم برسید.
زمن این بند گران بر دارید.
و
ززندان عتیق تاریخ
رهایم سازید.
که گنه کار ترینم به کیش زاهد.
وگناهم اینست
که:
از جنس زنم
****
خانه -مطبخ وطشت کالا
یاور ویار من اند.
صافی-جارو- کفکیرو اجاق.
هر زمان مونس وغمخوار من اند.
تابه ودود اجاق است مرا یاور ویار.
اشک هایم همه جایار ومددگار من اند ****
نشنیدست کسی فر یادم
گوشها کربودند
و:
چه کسی میگوید؟
که من از بندزمان آزادم
همگی در بندم.
به دادم برسید.! ***
و توای مرد!
که چون (کهنه زریکو) به هوا وهوست.
این شعر
زیبا را خو اهر نازنین و همکار گرامی سایت انترنتی ۲۴ ساعت محترمه صالحه
وهاب واصل انتخاب و برای نشر به این سایت فرستاده است که با تشکر از ایشان
آنرا تقدیم دوستان خواننده مینمایم و باید به عرض برسانم که نام شاعر
محترم آن بصورت درست معلوم نیست . از شاعران و شعر دوستان گرامی که در
مورد شاعر آن معلومات داشته باشند و نام مکمل آنرا بدانند ، تقاضا
مینمایم تا ۲۴ ساعت را کمک نمایند.