آه! ای هموطن با غرور و بی عِلمیّت!و ای رهبرپُر نَخوت و بی
مسـؤولیّت! ای همنفس جگر سوخته و آب بلب نرسیده!
در این ماه مبارک رمضان،که قرآن عَظیمُ الّشان یعنی اُمّ
الکتاب ، نازل شده است رهنمای همگیست ،بخود بیاندیش و از اعمال ناشایسته و غیر
انسانیّت، تَوبه نما! تاباشد لحظات عِشرت واقعی در سر زمین ما مُهــیــّا گردد و
بقدرت لایزالی او همه اتباع کشور عزیز مااز لِذّت صُلح بهرمند شوند و دیگر ظالمان
دست بداما ن پاک و بیآلایش کسان میاندازند واز افتراء ،جور و ستم خود داری
نمایند.در این زمان متبرّکه ،که دروازه های فردوس برین بروی تو باز است و خالق
بینیاز تَوبه های مخلوق عُصیانگر خود را می پذیرد مستفید شو! سر در گریبان خود
نموده یکبار دیگربر اعمال شوم وقبیح خویش که کرده ای نظر بیانداز، اُمید است که
تَوبه ات قبول مورد عفو قرار گرفته،از فضیلت لیلةُالقدر برخوردار شده ،صراط المستقیم
را نصیب شوی و بدان که دیگر راهی نیست! نظم زیرکه از عُمق قلب حَنّانم برایت سروده
شده مورد خوانش عمیق خود قرار بده!
عبدالکریم (خشنود
هروی کهدستانی)
شهر کییف جمهوری
اوکرائین...
۶ سپتامبر ۲۰۱۰ م
(حــالا زمانی تو است ،که دردت د و ا
کــُنــــی )
ای همنفــس !،که شور و شــرر را بــپا
کــــُنی
اُمـــید میـــرود،که
دمــــی یــا د ما کــــــُنـــــی
نظم زیرکه تقدیم خوانندگان محبوب ما قرار میگیرد،
فشُرده ای از احساسات بیآلایشا نه و محبّت خاصّی اینجانب است، که به شخصیّت واقعآ
انسانی و مملو از مهر و محبّت بیغرضانه یک پدر معنوی ،که باعث انگیزه های شعری
وسخنسرایی گردیده است ،ارتباط میگیرد و این شخصیّت برازنده محترم تاج الدین (سیفی)
استاد بزرگوار ما میباشد .
دوست و خواننده عزیز ایرانی ضمن نامه ایی نوشته اند که این شعر
زیبا :
ای کشـــور
گــرامی با جــان برابــــــــرم
خاک تو
توتیایم و سنــگ تـو گوهـــــــرم
در کتاب
فارسی دبیرستانمان نشر شده بود که نام شاعر آن مشخص نیست و من همیشه آنرا میخواندم البته بیت آخرش را که
چنین است:
خـوش آن
دمی که از در و دیوار کوی تو
آیـــد به
گوش نغمـــه ی اللـــه اکبـــــرم
و آنرا بسیار
دوست داشتم و امروز اتفاقی نام شاعر گرانقدر آنرا که جناب استاد عبدالکریم " تمنا "
شاعر افغانی اند ، دانستم وآن شعر را در سایت ۲۴ ساعت بار دیګر مطالعه کردم و به استقبال این شعر قشنگ سرودۀ کوتاهی را تقدیم خواننده گان عزیز مینمایم .