مقدمه:معادن شناسی یکی از مشاغل
است که از ۴۵۰۰ سال سابق الی
اکنون مروج است.مصری ها درچشمان مجسمه
اخناتون وملکه نفریتیت از لاجورد کار گرفته اند که از افغانستان استخراج میگردید.در
آن زمان مردم معدن طلا آهن مرمر لاجورد یاقوت فیروزه را میشناختن واز آن آلات وزیورات میساختن.درقرن
۱۸ پس از انقلاب صنعتی در اروپا جهان کشایان غرض کشف معادن افغانستان باستان شناسان و معادن شناسان خودرا تحت نامهای
سیار و یا نام دیگر گسیل داشتن.تعداد زیادی از معادن افغانستان را انگلیسها
شناسائی نمودند.سپس روسها درشمال و
امریکایها در جنوب و جنوب غرب وطن ما با
وسایل نسبتاً مدرن تر م تشبیت نمودن. درین
اواخرکمپنی ناسا امریکا با وسایل اشعه
لایزر توانستن معادن عمق کوها وزمین
افغانستان را عکاسی نقشه برداری وتثبیت
تقریبی نماید.
شهروندان کابل روزی
پر رعب، و حشت و خونین را سپری کردند
به شمول یک
خبرنگار رادیو تلویزیون ملی بیست و یک نفر در شهر کابل زخمی گردیده است
باقی سمندر
«
سرپرست وزارت صحت عامه می گوید که تا شام امروز یک شهید و بیست و یک زخمی ناشی از
حوادث تروریستی شهر کابل به شفاخانه های این شهر رجعت داده شده است »
داکتر ثریا دلیل،
که در این مورد با خبرنگار آژانس اطلاعاتی باختر صحبت میکرد گفت، درین رویداد ها
یک جوان شهید شده و به شفاخانه وزیر محمد اکبر خان انتقال یافته است.
تعریف: مخابرات تبادله معلومات بین دونقطه که توسط امواج وسایل الکترونیکی صورت گیرد میگویند. صنعت مخابرات عباتند از تلویزون تلفون تلگراف
انترنیت فکس تیلکس پرنترو غیره میباشد. وسایل انتقال واخذ عبارتند از ریسور تاور
کیبل ستلیت میاشند که به دو سیستم انله
لوگ و دیجیتال فعالیت دارند.وسایل مخابراتی توسط کیبل خیلی ارزان تر تمام
میشود.مثلا دو تلفون یا کمپیوتر یا سایروسایل الکترونیکی کیبلی میتواندساعتها تبادله حرف نماید زیرا وسایل فرسنده واخذه
درخود وسایل است ولی زمانیکه از یک مبایل حرف زده شود ضرورت به آنتن تاور ستیلایت است که خیلی گران تمام میشود.در
افغانستان ۹۶فیصد ارتباطات تلفونی
توسط ستیلایت است .که بزرکتیرین عواید مصرفی وفرار سرمایه محصوب میگردد.درجهان
امروز درمنازل و دفترها توسط سیستم کیبل ود ر نقاط غیر ثابت توسط موبایل وسایل ستیلایت و ماهواره تبادل
معلومات میگردند. برخلاف در افغانستان تلفون ها ثابت به حال خود باقی
مانده سیستم مخابراتی موبایل انکشاف نموده است.
د لغمان پوهنتون د تأسيس فرمان د جلالتمآب ولسمشر له خوا د ١٣٨٩ هـ ش کال دقوس مياشتې په ۶ تاريخ لاسليک شوی،او د يادې مياشتې په ۲۷ تاريخ د لغمان والي صاحب ،د لوړو زدکړو وزير صاحب ،دجمهوري رياست علمي او فرهنګي چارو مشاور وزير صاحب له خوا ، د کابل پوهنتون ، تعليم او تربيې پوهنتون او ننګرهار پوهنتون رئيسانو، د لوړو زده کړو وزارت معينانو او رئيسانو، د ولا يت وکيلانو ، ولايتي شورا غړيو ، دولايت نورو مشرانو او چارواکيو په محضرکې دسلطان غازي بابا په ښارګوټي کې د بنسټ ډبرې په ايښودلو او پټۍ په پرېکولو سره رسماً افتتاح شو.
افغانستان یک کشور اسلامی است که دارای قدامت پنج هزار ساله مملو از
حماسه ها و فرازونشیب ها بوده و دارای جغرافیای سیاسی وتاریخی معین فرهنگی
امروزی بوده در قلب آسیا موقعیت دارد، این سرزمین به حیث شاهراهی بزرگ ابریشم، محل
طلاقی فرهنگها ومحل تقاطع ایدیولوژی ها، استعمار و سیاست ها قرار گرفته است به
دلایل عمده که عبارت از داشتن موقعت حساس خاص و با اهمت استراتیژیکی و تکتیک
نظامی، جیوپولیتیک تجاری و زراعت خود و با داشتن منابع سرشار و دست نخوردۀ طبیعی و
اقتصادی متناسب به دوره های تارخی بر اهمیتش افزوده و دقیقآ که با موجودیت همین
عوامل اکثرآ این سرزمین در مسیر تاریخ تحت توجه و دستخوش تاراج، تاخت و تازها
نبردهای خانمانسوز قدرت های جهانگشا،
اگست سال میلادی گذشته از مسافرت افغانستان برگشتم و
باید این گزارش را قبلآ آماده مینمودم، اما از اینکه در دشوارترین ایام زندگیم که
از پنجم سپتمبر سال پار بود روبرو گشتم لذا نتوانستم این نبشته رادر زمان معین
تکمیل کنم که از این بابت معذورم. با
توفیق خداوند جلیل اینک بر سر آنم تا به وسع خود انباشته های سفرم را که گوشه ای
از حقایق روند زندگی آن یار و دیار را بنمایانم که مسولیت ایمانی و اخلاقی منست.
از هر نقص و کمبودی که در این قطعه بچشم میخورد پوزش میطلبم و از خدای منان
خواهانم که این وجیزه ناچیز را به دیدهء قبول از من بپذیرید.
پیشگفتار :
افغانستان کشوریست که از بدوا پیدایش تا به امروز فراز و نشیب عجیب و حیرت
انگیزی را سپری مینماید. لشکرکشی ها
منازعات، شقاوتها، مظالم و بیرحمی نمونه مثال گویا است. در تاریخ جدید افغانستان بعد از ۱۷۴۷ میلادی تا به کنون، مخصوصآ در یک قرن اخیر چنان جنگ
وحشت خشونت و ویرانی در سرزمین ما سایه افگنده که نه تنها روزنه ی امید به فردا
وجود ندارد بل با امید گنگ به دورنمای مبهم و سر درگمی که نا پیداست چشم دوخته است
که تحلیل گران نتوانند آنرا پیش بین باشند که چه اتفاق پیش خواهد آمد، چون امروز
تمام جهان و منطقه افغانستان را به عنوان یک لقمهء چرب محسوب میکنند نه به عنوان
یک کشور.
خبرنگار «نیویارک تایمز N. Y. Times» از «بوزی گنبد»
گزارشگر به پارسی
صدیق رهپو طرزی ۳۱ - اکتوبر ۲۰۱۰
صدیق رهپو طرزی
آن گاهی که موتر لاری کوچک مان به سوی دهکده های دور دست در شمال شرق «افغانستان» می خزید، همراهان ما به «زرمینه نظری»، پرستار بیست و شش ساله گفتند که دیگر نیازی به چادری ندارد. آنان به او یادآور شدند،٫٫این جا دیگر آزادی است،،.
او چادری آسمانی رنگش را از سر به پایان لغزاند و آن را در چوکی عقبی موتر گذاشت.
دستور و قاعده هایی که در بخش های دیگر این کشور رایج است، در دهلیز «واخان»، توته زمینی که به انگشت شصت می ماند و سراپایش را یخبندان پوشیده است، رنگ می بازند. این توته زمین انگشت گونه، درمیان کشورهای «تاجیکستان»، «پاکستان» و «چین» فشرده شده است. این جا، از بخش های دیگر کشور به وسیله کوه های یخ زده «هندوکش» بریده شده است.
پوهنتون
کابل در سال « ۱۳۲۵ هجری شمسی »
و پولي تخنيک کابل در سال « ۱۳۴۸ هجری شمسی » تاسیس شده
و بر علاوه اینکه این هر دو تاسیسات علمی از جمله مراکز تحصیلی عمده کشور عزیز ما افغانستان ، طی سالهای
شصت و هفتاد قرن گذشته
بشمار میرفت ، میدان داغ مبارزات «
آزادیخواهی ، سازمانی و صنفی » نیز بود
.
تاسیس ، تشکل
و پایه گذاری نهاد های مختلف
سازمانی و صنفی و بخصوص
روند فعالیتهای ( اتحادیه اول
محصلان پوهنتون کابل در سال « ۱۳۲۹ هجری شمسی »، اتحادیه دوم محصلان پوهنتون کابل
در سال « ۱۳۴۸ هجری شمسی » و اتحادیه استادان پوهنتون های افغانستان در سال
« ۱۳۵۰ هجری شمسی ) که بخاطر دفاع از حقوق « ملی ، وطنی و صنفی
» در این دو مرکز تحصیلی ایجاد و تاسیس شده بود ، تاریخ طولانی دارد ؛ که در این بحث کوتاه صرف معلومات
مختصر توام با اسناد دست داشته و
خاطرات عده یی از شخصیت های سیاسی و ملی کشور، ارايه میگردد و ارزومندم تا زمینه مساعد را برای
بحث های « سالم ، هدفمند و مفصل » آماده سازد .