﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.2" -->
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>Joomla! powered Site</title>
		<description>Joomla! site syndication</description>
		<link>http://www.24sahat.com</link>
		<lastBuildDate>Thu, 11 Mar 2010 19:40:48 +0100</lastBuildDate>
		<generator>FeedCreator 1.7.2</generator>
		<image>
			<url>http://www.24sahat.com/images/M_images/joomla_rss.png</url>
			<title>Powered by Joomla!</title>
			<link>http://www.24sahat.com</link>
			<description>Joomla! site syndication</description>
		</image>
		<item>
			<title>بگذار !</title>
			<link>http://www.24sahat.com/content/view/1194/87/</link>
			<description>





 
شاد روان استاد صابر
هروی


 
کابل ۱۷ قوس ۱۳۶۵  


 


 


بگذار !


بگذار
ببارد ابر 








بگذار
بخندد گل




بگذار
بغرد رعد




بگذار
بتابد خور




بگذار
بلغزد آب




در
مزرعه ها یکسان




بگذاربجنبد
نبض




اند
رگ بیماران




بگذار
بنالد نای




بگذار
بموید تار



</description>
			<category>اشعار مرحوم استاد صابر هروی - به مادرم</category>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 12:34:34 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>و سگ ها میجنگند ...</title>
			<link>http://www.24sahat.com/content/view/1193/12/</link>
			<description>















قسمت نوزدهم




من عادت داشتم روزانه برای یک ساعت به کمک دیوار، میز و یا عصا ایستاده شده تا
بدینترتیب کش و قوسی به بدنم داده و در ضمن از ایجاد زخم فشاری بر اثر نشستن زیاد
جلوگیری کرده باشم. 




آنروز نیز بر روال روزهای دیگر و با وجود آنکه از انجام دادن آن کار جلو چشمان
اشخاص بیگانه خجالت می کشیدم تصمیم گرفتم برای نیم ساعت هم که شده ایستاده شده تا
تقسیم اوقات هر روزه ام را تغیر نداده باشم. 




از تمنا خجالت نکشیدم. معلوم نبود که همکاری ما دو نفر تا چه زمانی ادامه پیدا
می نمود. 




حتی اگر برای یک هفته هم اگر می بود من نمی توانستم عملی را که برایم اهمیت
حیاتی داشت انجام ندهم. 




برای انجام دادن آن عمل به کمک کسی نیاز نداشتم. چیزی بود که سالها آنرا به
تنهایی انجام داده بودم. 




بایسکل ام را به  میز نزدیک نموده و به
ترتیبی که آنرا داکتر فزیوتراپست یادم داده بود از  جایم برخاستم. تمنا دیگر نتوانست بر کنجکاوی اش
غلبه نموده و از جایش برخاست و  پرسید: می
خواهی چه کار کنی؟ به کمک من نیاز نداری؟  



</description>
			<category>داستان - کتاب</category>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 10:26:13 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>لباسِ شب</title>
			<link>http://www.24sahat.com/content/view/1192/72/</link>
			<description>












 نورالله وثوق


پنجشنبه ۲۰ حوت ۱۳۸۸  





تابوشکن
----------
چراغِ رهنما
زدی  
بیجا  چراغِ رهنما را
زکف
دادی    اتوبانِ   حیارا
 نگر ازگوشۀِ
  آینۀِ    هوش
کنون   افسانۀِ
کجراهه هارا
............
عالیجنابان
من وتو  هردومان
عالیجنابیم 
جنابِ  دارِ قدرت
را  طنابیم
بهارِ  
گلشنِ  نابِ  وفا  را
تبردارانِ   فصلِ
اضطرابیم
........
لباسِ شب
که می گوید سحرنزدیک گشته
لباسِ شب  دوباره
شیک  گشته
چنان  بادی 
فتاده  برسرِ  کین
که  چرخ 
آشنایی  لیک  گشت



</description>
			<category>اشعار نورالله وثوق - نژاد بزرگوار</category>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 10:17:22 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>ملت آگاه</title>
			<link>http://www.24sahat.com/content/view/1191/70/</link>
			<description>












قیوم بشیر


۱۶جون ۱۹۹۵


ادیلاید - آسترالیا


 


ملت آگاه


من جوانی  ام  به  ظاهر پیر پیر


در  دیار  دیگران    هستم   اسیر


در  وطن   باشد   جوانی   نعمتی


دور  از  آن  هرگز   ندارد   لذتی


چشم  امید  وطن    بر   ما   بود


بر  شما   ای   ملت
  آگاه
   بود


دست  هم  گیرید  بپا  خیزید همه


در  وطن   آمد   بلا
  خیزید  همه


هر  طرف  گردیده   پر پر  نوگلی


هر  طرف    آواره   گردید  بلبلی


</description>
			<category>اشعار قیوم بشیر - عید عشاق</category>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 11:40:59 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>هدف چیست و چه باید کرد؟</title>
			<link>http://www.24sahat.com/content/view/1190/17/</link>
			<description>











دوکتور صلاح الدین سعیدی
- سعید افغانی       


هدف چیست و چه باید کرد؟


مکثی بربعضی جوانب مصاحبه اخیر
محترم عمرخطاب 


با دوکتور زلمی خلیلزاد - سپینې  خبری




۹ مارچ ۲۰۱۰ 



مطبوعات
و از جمله رادبو و تلویزیون جزلایتجزای زندګی امروزی جامعه انسانی ګردیده. دیموکراسی
امروزی بدون مطبوعات تحت نظر قانون - ناقص میباشد. این وسیله خوب در عصر ما در
قسمت تنویر و آکاهی مردم نقش بسیار مهم و ارزنده ای دارد. نقش آن در جامعه که
تعداد زیادی از مردم ما در اثربیشتر از  سه
دهه جنګ تحمیلی از برکت نوشتن و خواندن محروم ماندن اهمیت فوق العاده خاص خویش را
دارد.  تلویزیون صدای افغان درین راستا با
در نظر داشت امکانات عملی  توانسته و
میتواند رسالت بس ارزنده و نیک را ادء کند. برنامه سپیني خبری  و بخش از برنامه دیګر تلویزون پیام افغان صدای
ملت افغان و صدای صلح است و در تنویر مردم نقش ارزنده مثبت خویش را بازی کرده و
انشاءالله که خواهد کرد. 


درین
سلسله میخواستم مکث کوتاه بر مصاحبه فوق داشته و نکات نظر خویش را  به قسم که درین مصاحبه آمده است خدمت شما خواننده
ګان ګرام و عالیقدر تقدیم بدارم.

</description>
			<category> سیاسی - خيرت ولدرس، سياستمدار راست</category>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 10:01:41 +0100</pubDate>
		</item>
	</channel>
</rss>
