مادرم با خوشحالی تمام استقبالم نمود. او هم به نوبۀ خودش از من سوالاتی از
قبیل اینکه در محل کارم راحت هستم یا خیر و چطور فاصله میان دفتر تا خانه را
پیموده ام و بیشتر آنها رنگ و بوی مادرانه داشت پرسید و وقتی خاطر مهربانش را از
هر نگاه جمع نمودم با خوشحالی صورت و پیشانی ام را بوسید و برایم دعا نمود که
همیشه در زندگی موفق باشم.
پدرم که حالا دیگر آهسته آهسته رو به پیری می رفت وقتی از کار روزانه اش برگشت
عکس العملی مشابه مادرم از خودش نشان داد.
بدینترتیب بعد از آن همه رنج و بدبختی به نظر می رسید که روزهای خوب زندگی ام
شروع شده است. به نظر تمام کسانی که مرا می شناختند مشکلات من که یک شخص معیوب و
معلول بودم و مشکلات کشورم، افغانستان جنگ زده، بعد از سالها خانه جنگی و منازعات
مسلحانه حل شده بنظر می رسید.
امروز
پنجشنبه ۲۵ فبروری ۲۰۱۰
مصادف است با ۲۵ مین سال وفات فرهنگی شناخته روان شاد استاد محمد
سعید « سعید افغانی » عالم ، نویسنده ، ادیب ،شاعر و سیاستمدار کشور ، به
این مناسبت مراتب همدردی خود را به دوستان وهمکاران گرامی سایت ۲۴ ساعت
آقایان استاد امین الدین سعیدی، استاد
دوکتور صلاح الدین سعیدی ، برهان الدین
سعیدی ، نجم الدین سعیدی وباقی خانواده های سعیدی « سعید افغانی »تقدیم
داشته یاد و خاطره های استاد را
گرامی و روحش را شاد میخواهم و شما عزیزان خواننده را دعوت به مطالعه
زنده گی نامه آن مرحوم مینمایم .
مهدی بشیر مسؤول سایت ۲۴ ساعت
*******************************
تهیه
و ترتیب : برهان الدین
« سعیدی »
خانه و خانواده
کانون سعادت و خوشبختی
است درصورتیکه با « نیت پاک »
تهداب گذاری گردد
« سعید افغانی»
*************
بـیـسـت و پنجمین سالگرد وفات
علامه دوکتور محمد
سعید « سعید افغانی»
« ۱۹۲۲ ــ ۱۹۸۵ میلادی »
علامه دوکتور محمد سعید « سعید افغانی»
محمد سعید
در ده خیر آبـاد ، قـریه عمرزئی ولايت
لغمـان در یک فامیل روحانی ، تصوفی و مدرس در سال « ۱۳۰۰ هجری شمسی » چشـم
به جهـان گشـود .
او تعلیمات
ابتدائی از نظم و نثر دری و مبادی فقه عبادات صرف و نحو و رساله های علم منطق و غیره را از والدامجد خود مولوی عبدالمجید که از جمله مدرسین مجاهدی
نامدار وطن و یکی از مشایخ مشهور
طریقت قادریه شریفه بود ، آموخت و بنابراستعداد خا ص که داشت بعد از سپری نمودن امتحان فوق العاده
در صنوف بالا تر
مدرسه عالی دارالعلوم عربی کابل ، شامل شد.
مسابقات جهانی شطرنج در شهر کپیل فرانسه بتاریخ ١٢ فبروری
٢٠١٠ آغاز وبه تاریخ ٢٠ فبروری ٢٠١٠ ختم گردید .
درین مسابقه با ارزش از ٧٠ کشور جهان به تعداد ٧٠٠ شطرنج باز سهم داشتند که از افغانستان نیز محترم ظهیرالدین آصفی فاید ماستر واینجانب
نیز دعوت شده بودیم که سیستم بازی به اساس سویسی ٩ روند صورت پذیرفت که
نتایج قناعت بخش و از تعمیم تجارب گرند ماستر های بین المللی مستفید گردیدیم
وبه مستحقین مقام های اول الی سوم هر گروپ وکتگوری های
د ډیر خوښی ځای دی چه د
ټوپک په ځای د عقل، منطق او د وطن د
مصالحو ګټو او بین الافغانی مفاهمی ته
اولویت ورکول کیږی.
د ډیر خوښی ځای دی چه د
ولس لپاره ددوی د سیاسی نظام د انتخاب
سپارښت د هیواد د ټولو پرګنو د برخی اخیستنی او خلکو ته د مراجعی په بنسټ په لیار باندی
تأکید او نسخه وړاندی کیـږی.
د ډیری خوښی ځای دی چه
ټوپک او زور دحل لار نه بلکه دا حالت او جکړه په افغانانو باندی تحملی جګړه پیژندل
کیږی او جګړه د حل لار نه بولو.
په دی کې هیڅ شک نه شته چه زمونږ وطن او خلک ددی دردناکه حالت نه د ژغورنی د جګړی او ورور وژنی د ختم لپاره هڅی ، طرحی او عملی اقدامات یو انسانی او اسلامی رسالت او وجیبه ده. زمونږ
وجیبه او رسالت دی داسی لیاری ولټو او پری د توافق زمینی برابر کړو چه په هغو کې د الله
تعالی رضا او د مقدسو انسانی اهدافو ته درسیدو لپاره په کې لږ ترینو قربانیو اړتیا وی.
وعدۀِ هیچ
برایِ این همه تن سر نبینم
به سربازِ صفا سنگر نبینم
شده شهری کبابِ وعدۀِ هیچ
جگر در سینه ی باور نبینم
........... پیچ ومهره
بپا تاجرگه ی جوری بسازیم
سرازنومجمعِ شَوری بسازیم
برای چرخشِ چرخِ جنایت
زپیچ ومهره ها دَوری بسازیم
........ آوازه
کهن جاری به هر دروازه باید
جهالت را ز نو آوازه
باید
پیِ ترویجِ یاسایِ جنایت
زبونی را زبانی تازه باید
با دیدن من با خوشرویی تمام از جایش برخواست و ما با هم دست دادیم.
بر خلاف دفعۀ قبل که برای مصاحبه آمده بودم اینبار یخ غربت و بیگانگی آب شده
بود و احساس خجالت و بی دست و پایی نمی نمودم. آن مرد از ترموز کوچکی که نزدیک
میزش بود برایم چای ریخت.
برادرم هم روی یکی از مبل ها نشست. آن
مرد یا به عبارت دیگر رئیس در جریانی که چای را می نوشیدیم برایم راجع به قوانین کار ی و مسئولیت هایم گفت. حرفهایش را بدقت شنیدم.
ساعت هشت صبح بود و مامورین و کارمندان سر کارهای شان
حاضر شده بودند. رئیس تلفنی با یکی از بخش ها تماس گرفته وکسی را به دفترش خواست.
کمی بعد همان جوانی که در جریان مصاحبه هم در آنجا حاظر بود به دفتر آمد. رئیس او
را به عنوان بهروز معاون بخش نشرات معرفی نموده و مرا هم به او به عنوان مترجم
جدید زبان انگلیسی یاد نمود و از او خواست تا بخش های مختلف مجله را به من نشان
بدهد. با بهروز دست دادم. جوان بسیار خوش اخلاق و خوش کلامی بود.
ښه او غوره سیاسی
نظام او حاکمیت هماغه نظام دی چه د خلکو په قوت او زور منځ ته راغلی او د خلکو نه
یی خپل مشروعیت ترلاسه کړی وی. په داسی سیاسی نظام او حاکمیت کې خلک دخپل حاکم او حاکمیت د تعیین،
انتخاب او برطرفی په هکله د هغو
قواعدو سره سم صلاحیت لری او ونډه اخلی ، چه پـری
د مشترک کور په تنظیم کې په توافق
رسیدلی. د
افغانستان خلک مسلمانان دی او دا وطن او ملت د مختلفو قومونو
او قبیلو څخه څخه جوړ شوی نو ښکاره ده چه هغه حاکمیت چه د خلکو حاکمیت وی د خلکو د دینی
او قومی نیکو ارزښتونو او افتخاراتو ساتنه، روزنه او پالنه به کوی. داسی حاکمیت به د اسلام د دین په اصولو او چوکاټ کې د خلکو د
معتقدات او ارزښتونو څخه دفاع ، ساتنه او
پالنه کوی.
ښه او غوره
سیاسی نظام او
حاکمیت هماغه نظام دی چه د عصر او همغه ټولنی د
عملی امکانا تو او ودی سره سم د عملی کړنلارو او پرمخ تللو نسخو د پیاده کولو
توان او ځواک ولری. داسی توان، ځواک او مشروعیت د خلکو په زور ریښتینی او غوښتلی
وی.
گفتی چرابه کوچه ی ما شوق وشورنیست؟
در بامِ خانه ی خبری از غرورنیست!!
گفتی هوای هلهله ها
را چه کرده ایم؟
گفتی بساطِ سیل وصفا
ازچه جورنیست؟
گفتی چگونه
خاطرِه های نشاط را
اینجا مجالِ
جلوه ی موجِ ظهور نیست؟
گفتی که ازمسیر خطوطِ خرامِ ما
بر راکبانِ فتنه جواز عبور نیست
پرسیده ای زمن
زچه عاشق نمی شوم
این کارها زحضرتِ دل گرچه
دورنیست!! ............
راضی به
زحمتِ دلِ بی صاحبم نیم
عاشق شدن برادرِ
جانی به زورنیست!!
جشنِ جلوسِ جهل وتجلِّی ظلمت است!!
اینجا دگر نشانه ی از بو یِ نورنیست!!
از جورِ جنتریِ
جنایت سخن چه سود