عدهء از دزدان باتفاق رئیس خود بخانهء یکی از
اشراف کوفه هجوم برده اموال او را غارت نمودند و خودش را هم میخواستند بقتل
برسانند ولی یکنفر از آن میان آنان را مانع از قتل صاحب خانه شد و زبان بشفاعت
گشود تا انیکه رئیس دزدان خواهش او را پذیرفت و گفت :
بشرطی از سر قتل او میگذرم که سوگند یاد کند که هیچکس ازین
دسته را بمردم معرفی نکند! آن شخص قسم یاد نمود و از مرگ رهائی یافت ولی دزدان
چیزی برای او باقی نگذاشتند وهرچه داشت با خود بردند و او نیزاموال خود را بدست
اشخاص مختلف در بازار میدید و جرآت نداشت که مال خویش را طلب کند یا دزد را به
مردم بشناساند زیرا در آن صورت حانث میشد. ازین رو قضیه را بحضور امام اعظم ابو
حنیفه ( رحمة الله علیه) عرض کرد و تقاضا نمود که برای این قضیه راهء حلی پیدا
کنند که هم دزد دستگیر شود و هم معرفی کنندهء دزد حانث نشود!
اخیرا
تبصره محترم سروریورش را در مورد اظهارات
آقای میخاﺋیل ګرباچف آخرین رهبر اتحاد شوروی سابق در رابطه به افغانستان در سایت
وزین آفغان جرمن مطالعه کردم. با تشکر از
محترم سرور یورش خواستم توجه خواننده ګان
محترم را به بخش از نکات نظر و یا هم انکشاف بخش از
نظریات ارایه شده را بدون درنظر داشت
سمپتی و انتی پتی خویش به صورت ریالیستیک وواقع بینانه مطرح و خدمت شما تقدیم
بدارم.
نظروهدف
من ازین نوشته و درمجموع نوشته های من ادای رسالت ارایه نظریات اند که برای من مستدل تر جلوه نموده - میباشند. هدف من أرایه نظر دیګر و یا هم انکشاف و بازکردن جوانب
دیګر قضایای است که به سرنوشت همه ما ارتباط دارد - میباشد. ارین طریق تلاش دارم زمینه
انتخاب را برای خوانندګان مهیا کرده باشیم.
مسلم
این است که درسیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد. منافع و مصالح است که کی با کې
در کدام مقطع منافع و مصالح مشترک دارد. ای کاش معیار این توافق به اهداف مشترک انسانی باشذ.
امروز روز فرو ریختن کاخ آمال و آروز های شیطان و مریدانش است.
امروز روز مرگ و پایان همه بدی، پلیدی ها و زشتی هاست.
امروز روزی هست که زلزله مهیب بارگاه ستم گران جهان را فرو
خواهد ریخت.
امروز شاهین دور پرواز عرش الهی به پرواز در خواهد آمد و با
بالهای پر مهرش سایه همای خوشبختی و سعادت دو جهان را بر فرق تمام بشریت خواهد
افگند.
امروز روز تولد رسول آخر الزمان و پیمبر نور و روشنایی است.
امروز او آمده تا با نور وجودش، با محبتش، با اخلاق نیک اش،
با پاکی اش، با بزرگی اش، با عترت پاکش و بلاخره با قرآن اش تاریکی ها را به
روشنی، بدی ها را به نیکی، زشتی ها و پلیدی ها را به زیبایی تبدیل نماید و چه زیبا
هم نمود.
صبح روز شنبه بود. دریور از آنچه که فکرش را نموده بودم زودتر بدنبالم آمد.
برای اینکه او را منتظر نگذاشته باشم بدون آنکه چیزی بخورم با شکم گرسنه عازم کار
شدم. دم در کاکا رسول بایسکل ام را آورد.
فکر نمی نمودم در آن صبح زود کسی آمده باشد. اما وقتی داخل دفتر شدم فهمیدم که اشتباه نموده ام.
رئیس، بهروز و یک دختر جوان میانه قد که تقریباً می شد گفت هم سن و سال خودم
بود آنجا نشسته بودند.
زیر چشمی نگاه سریعی به صورت آن دختر انداختم. با وجود آنکه آرام و مهربان به
نظر می رسید اما باز هم یک نوع غرور و بلند پروازی در صورت و نگاه اش مشهود بود.
در همان لحظۀ اول با خودم فکر نمودم که از آن دختر مغرور و بلند پرواز انتظار
هیچ نوع رفتار خوش و دوستانه را بجز اینکه برایم دلسوزی نماید نداشته باشم و این
چیزی بود که من سخت از آن نفرت داشتم.
وادی
دراصطلاح ادبیات به « صحرا و بیابان » معنی شده و در عرفان عبارت از « سیروسلوک » سالک ؛ بخاطر وصول معرفت الهی است .
علامه
محمد سعید « سعید افغانی » در مورد چنین نوشته است :
( شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری درسالهای
اخیر زندگی خویش ، کتب
« صد
میدان و منازل السائرین » را تحت بررسی مجـدد
قرار داد و به تعقیب آن
رساله کوچک را نوشت و در آن
ده مقام «
اراده ، زهــد ، توکـل ، صبر ، حـزن ،
خـوف ، رجــا ، شکر، محبت وشـوق »
را که منازل اهـــل شرح
هستند وسیر به سوی حقیقت است ، توضیح داد وهمچنان این مقامات را به سه
مرتبه « آغار عزم سیر ، دخول در غربت و حصول مشاهده جاذبه در طریق فنا و طریق
توحید » تقسیم
کـرد و چنین گـفت
:
شاعران، نویسندگان و
فرهنگیان افغان در شهر ونکوور کانادا روز بیست و هفتم فبروری از خاطرات ارزشمند
استاد محمد عبدالحميد اسير ملقب به "قندي آغا"، يكي از بيدل شناسان
پيشتاز و كم نظير كشور ما را طی محفلی شانداری در سالون خانه فرهنگی
"مولانا" گرامی داشتند.
در آغاز محفل، پیام صوتی محترم الحاج محمد کبیر
نور زی، یکتن از همراهان دوره فعالیتهای ادبی استاد عبدالحمید اسیر که خود شان نظر
به کهولت سن در محفل تشریف نداشتند ، به این مناسبت به محفل شنوانیده شد که در آن
معاني ابيات بیدل با آيات مباركه قرآن شریف، احاديث نبوي و مقوله هاي بزرگان دين
اسلام تلفيق داده و ابيات ناب آن بخوانش گرفته شده بود.
ملا برادر
اگر واری برایم شد برابر
دوباره عقده هایم را کنم سر
به پهلوی نگاهم می نشانم
تورا ای حضرتِ ملا برادر .......
گوشِ جهان
صدایی برنخیزد از نهادی
کجا گوشِ جهان ودادِ دادی
شده آزادی و
دیموکراسی
درین میهن دروغی را نمادی ............ یادفراموشی
به زن آتش به دل آباد کابل
به کَن ازبیخ وبن بنیاد کابل
من وتو هردو باهم همصداییم
فراموشِ جهان و یادِ کابل
نمازگزاران
مصلی محترم حاجی عبدالصبور خدایار، همراه با خانواده هایشان و جمعی از افغانهای
مقیم برتش کلمبیا، مراسم جشن ميلاد پيامبر گرامي اسلام، حضرت محمد "ص"
را روز بیست و ششم فبروری سال روان در رستورانت دایمند واقع در شهرک برنابی با ختم
قرآن عظیم الشان، برگزار نمودند.
در این محفل، بعد
از آنکه چند آیـۀ مبارک توسط مولانا محمد خان، امام مصلی برنابی تلاوت شد؛ شاعر
شهیر کشور ما محترم اسحاق" ثنا" گرداننده گی پروگرام را بدست گرفته به تفصيل
مطالبي را پيرامون اين مناسبت فرخنده به سمع حضار رسانیده و اشعاری از سروده هایش را در وصف
میلاد سرور کائنات بخوانش گرفت.
سنائی هشام بن عبدالمالک اموی (۱۰۵- ۱۲۵)
با عدهء از بزرگان اهل شام بمکهء معظمه رفته بود و در حریم حرم میخواست طواف کند
ولی از شدت ازدحام مردم موفق نشد که خود را بحجرالاسود برساند و استلام نماید.
درهمان اثنا حضرت اما زین العابدین (علی بن الحسین
رضی الله عنهما) وارد حرم شد ومردم باحترام امام راه را باز کردند تا به آسانی
بتواند طواف کند؟
یکی از شامیان از هشام پرسید:
این
شخص کیست؟
هشام تجاهل نمود وخود را دور انداخت.
فرزدق شاعر - ابوفراس همام بن غالب ۹۹ -
۱۱۰هجری که در میان اطرافیان خلیفه و در آنجا حاضر بود
خطاب به آن شامی گفت :