بهروز صفری کارشناس ارشد جامعه شناسی و فعال
آینده نگر
۲ / ۱۱ / ۱۳۸۸
در وبسايت های وزین ۲۴ ساعت
و كانون آينده نگري ايران مقاله پر باري به قلم خانم
سپیده هدایت نیا منتشر شد كه در آن به بررسي يكي از معضلات اساسي جهان امروز پرداخته
شده است. وجود چنين مقالاتي (مقالات مستقيماً اجتماعي) مرا بيش از پيش به درستي
مسيري كه كانون آينده نگري برگزيده متقاعد میکند. معتقدم كه مسائل اجتماعي مهمترين
وظيفه يك سازمان غير دولتي است و ساير فعاليتها بايد فرع بر آن تلقي گردد. مطالب
مندرج در آن مقاله به درستي طرح شده و در اينجا قصدم رد كردن آنها نيست. نوشتهاي
كه در پي ميآيد در واقع متممي است كه بايد بر آن مقاله وزين افزوده گردد تا شرايط
خاص جامعه ايران نيز مد نظر قرار داده شود.
۲۴ ساعت: تشکر از آقای بهروز صفری، ومطلب ارسالی شان امید است پژوهشگران و نویسنده گان افغان هم در همین ارتباط روشنی انداخته و مقالات جالب و ارزندۀ را تقدیم هموطنان عزیز و خواننده گان ګرامی نمایند.
*************
بهروز صفری
جامعه ايران به لحاظ ساختار اجتماعي، بنيانهاي معرفتي و
شرايط تاريخي خاصي كه در گذار به مدنيته بر آن گذشته، با بسياري از جوامع غربي و حتي جهان
سوم متفاوت است. اين مساله البته از حوصله اين نوشتار خارج است (براي بررسي بيشتر
رجوع كنيد به: [۷]). اما آنچه به بحث ما مربوط است
نحوه كاربرد برخي نظريات غربي درباره ايران است. خانم هدايت نيا با پارادايمي
دوركيمي به بررسي مساله خود كشي پرداختهاند [۱]. اين پارادايم، مهمترين رويكرد در
تبيين مسائل و آسيبهاي اجتماعي بوده، هست و خواهد بود. اميل دوركيم تفكيك اساسي
ميان جوامع سنتي و جوامع مدرن را در نوع همبستگي اجتماعي حاكم بر آنان ميداند: بر
اولي همبستگي مكانيك و بر دومي همبستگي ارگانيك حاكم است. وي معتقد است در جوامعي
كه در حال گذار از نظام اجتماعي سنتي به نظامي مدرن هستند، به دليل آنكه هيچيك از
اين دو شكل همبستگي حاكم نيست، نوعي آنومي (بي هنجاري) حاكم است. از آنجا كه
همبستگي اجتماعي نوعي پيوند ميان انسانها برقرار ميكند، لذا در شرايطي كه فقدان
همبستگي جامعه را در بر ميگيرد آسيبهاي اجتماعي و مهمتر از همه، خود كشي، اوج پيدا ميكند. دوركيم همچنين
بر اين عقيده است كه در اجتماعاتي كه همبستگي ميان اعضا كمتر است، خودكشي بيشتر
است: مانند پروتستانها در مقايسه با كاتوليكها، يا روستائيان در مقايسه با
شهرنشينان، يا متاهلها در مقايسه با مجردها و مانند اينها.
با به ارزیابی گرفتن سیاست های هندو پاکستان در
افغانستان، می بینیم که در طول مدت کشور هند طرفدار صلح و امنیت در افغانستان بوده
و برعکس پاکستان از بدو تأسیس خود که بیشتر از ۶۳ سال تاریخ ندارد ،همیشه سیاست
های دهشت افگنانه در قبال افغانستان را دنبال کرده است. اگر در کل سیاست های
پاکستان را در مورد افغانستان از دوران علی جناح تا صدراعظم گیلانی مورد ارزیابی
قرار دهیم ، پاکستان کوشش کرده تا از روش های غیر انسانی جهت پیاده ساختن اهداف
شوم خود در افغانستان استفاده نماید.از یک سو در فکر تباهی ، ناامنی ، بدبختی ،
فقر اقتصادی ، از سوی دیگر آموزش افراد مغرض در داخل جهت رسیدن به هدف های که دارد،
می باشد. مثلاً آموزش اشخاص بخاطر انجام اعمال تروریستی جهت ناامن ساختن اوضاع
سیاسی در داخل کشور می باشد.
چرا
پاکستان در تلاش انجام همچون کارهای تخریبی در داخل کشور است؟
چنانچه که میدانیم پاکستان در طول مدت از ایجاد اوضاع ناامن در
افغانستان ازهرنگاه سودی بسزای برده است.
مورد اول
اگر پاکستان ادعا کند که شاهرگ اقتصادی افغانستان را در دست دارد ، میتوان ادعای
پاکستان را تا حدی زیادی تأیید کرد. طور مثال اگر ما بخواهیم یک جنس را به بازار
کشور های جهان بفرستیم، اکثر اوقات
ناگزیریم تا از طریق پاکستان جنس خود رابه کشور مقصود انتقال دهیم.
این مطلب را خانم سپیده هدایت نیا عضو شورای مرکزی کانون آینده نگری ایران به سایت ۲۴ ساعت فرستاده اند که با تشکر از ایشان آنرا تقدیم شما خواننده گان عزیز مینمایم .
سپیده هدایت نیا
خودكشی رفتار یا پدیده ای است
كه از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا كه مشخص است خودكشی در
بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر كجا كه انسان ها زندگی می كنند خودكشی
هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودكشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای كه اتفاق بیفتد
عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و... برجای می گذارد؛ به نوعی كه این
خودكشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یك نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و
حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود . افراد
یك جامعه نیز زمانی كه از خودكشی فرد و یا افرادی مطلع شوند ، غم زده می شوند و
ممكن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودكشی در خانواده خود
گردند، به همین دلایل است كه خودكشی بایستی از دیدگاه های روانی ، اجتماعی ،
خانوادگی ، اقتصادی ، تحصیلی ، كاری ، قانونی و... مورد بررسی و توجه قرار گیرد.
ریشه یابی هرگونه عامل ، و یا عواملی كه زمینه را برای خودكشی فراهم می سازد بسیار
مهم است ؛ از این رو است كه اگر در كشورهای پیشرفته آمار خودكشی بالا برود موضوع ،
آنقدر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و كارشناسان و صاحب نظران موضوع خودكشی را
بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودكشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره
جویی نمایند.
از
آنعده دوستان وعزیزانیکه این داستان را تا کنون مطالعه نموده اند صمیمانه
تقاضا میکنم که نظریات ، پیشنهادات و انتقادات سالم خود را عنوانی ۲۴ ساعت
بفرستند تا نویسنده محترم آن بتواند در آیندهاز راهنمایی های شما استفاده کند. همچنان کسانیکه تا کنون موفق به مطالعه آن نشدند میتوانند بالای این آدرس:
موازی با این جریانات افسانۀ دیگری بنام القاعده و ناراضی ملیاردر عربستان
سعودی بنام حسامه بن لادن آغاز گردید که
حقیقت و ماهیت واقعی آنرا بجز از خدا و شاید هم سازمان سیا کسی دیگری نمی دانست.
این سازمان که شامل عده ای از افراطی ترین عناصر عرب، شورشیان چچین و نارضیان
ازبک بود و رهبری آن را یک ملیادر شورشی عرب بنام حسامه بن لادن به عهده داشت از
حمایت چندین سازمان تندرو و بنیاد گرای اسلامی برخودار بود و در ضمن دالر های شیوخ
و موسسات خیریه عربی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در حساب بانکی آنان سرازیر می
گردید. این سازمان در سالهای جهاد مجاهدین علیه روس ها در داخل افغانستان جنگیده
بودند و همزمان با اشغال بیشتر از نود درصد خاک افغانستان توسط طالبان روابط
دوستانه و بسیار نزدیکی را با این گروه بهم زده و حسامه بن لادن اقامتگاهش را از سودان
به شهر جنوبی کندهار که زادگاه گروه طالبان بود انتقال داد. کمپ های آموزشی
تروریستان بسرعت در نقاط مختلف افغانستان تاسیس گردید. تمام تروریستان مشهور و غیر
مشهور دنیا ، افغانستان را پناه گاه امن و مطمینی برای خودشان یافتند و از آنجا با
خیال راحت حملات خودشان را علیه اهداف شان در غرب سازمان دهی نمودند.
ولایت بدخشان در
شمال شرق افغانستان موقعیت داشته و داراي (۲۸) واحد
اداری میباشد اهالی این ولایت نسبت نبود راه های مواصلاتی بمرکز اين ولايت به مشکیلات فراوانی دچار هستند بخصوص اهالی
ولسوالی های درواز ها و پامیر ارتباط شان با مرکز اکثرآ قطع می باشند حتا در ایام فصل زمستان که آنها مجبور اند تا مریضان
خود را به کشور همسایه تاجيكستان انتقال دهند.
البته کشور همسایه تاجيكستان همکاری چندان با آنها
نداشته ودر دادن ویزه به اهالی این ولسوالی ها یک اندازه خرده گیری می کنند اگر چه
از طریق شبکه تلویزیون آریانا صدا خود را بگوش دولت مردان افغانستان رسانیده اند
اما تا کنون دولت مردان افغانستان در این
راستا سهل انگاری نموده اند و جواب قناعت
بخش با آنها داده نشده است ( بقول شاعر (پیش کر بربط سرای وپیش کور آیینه دار )
موسساتی که در
این ولایت فعالیت دارند پول های را که دولت افغانستان و جامعه جهانی بمنظور انکشاف
این ولایت به مسولین ولایت سپرده اند تا کنون
حیف ومیل گردیده است اهالی این ولایت دلیل آنرا نبود انجنیران مسلکی وکارا در این
موسسات وناتوانی مقام ولایت عنوان کرده اند
طورئیکه در ریاست مبارزه با حوادث اين ولايت افراد بکار گماشته شده اند که
نتها مسلکی نیستند بلکه از سواد بقلم نوشتن هم برخوردار نیستند و از طرف مقام
ولایت براساس مصلحت ها بکار گماشته شده اند.
با احترام نهایت به ادب دوستان پارچه شعر زیرین را خدمت تان تقدیم نموده و بدینوسیله
جرأت اشتراک مشاعره را با شما اهل ادب که هر یک مایه افتخار ادبیات زبان فارسی دری
و در ضمن از جمله بزرگان میباشید با سن کم خویش مینمایم. امید با مشاهده کمی ها
خرده نگرفته و معذورم بدارید.
به سلسله فعالیت های فرهنگی و هنری خانـۀ فرهنگی "مولانا،
شام پانزدهم جنوری برنامه ای تحت عنوان
"شب مولانا" به اشتراک عده ای از عارفان، شاعران، ادیبان و پژوهشگران فرهنگی
و ادبی افغان و ایرانی مقیم ولایت برتش کلمبیا برگزار گردید.
در این محفل، محترم مجید قیام، رئیس خانۀ فرهنگی "مولانا"
با به خوانش گرفتن قطعه شعری از مولانا
ای خدا این وصل را
هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
دوستی و همبستگی فرهنگیان را در راه تحکیم هر بیشتر پایه
های فرهنگ و اندیشه مولانای بزرگ آرزو نمود.
سپس، شاعر ذواللسانین کشور ما، محترم اسحاق ثنا، مسؤول
کمیتۀ شاعران و نویسندگان خانۀ فرهنگی "مولانا" با بخوانش گرفتن قطعه
شعری از سروده های اخیرش، در رابطه به لفظ پرمعنی و شیرین و اشعار بدیع مولانا
صحبت نموده و آنرا سر شار از ادب، هنر و فرهنگ
تعبیر کرد.