رښتیا
بشر د احتیاج ، مشکلاتو او تنګسو د خلاصون
په هڅه دغارونو
او سمڅو څخه را ووت او بر ، بحر او هوایی تسخیره کړه ، نوی نوی
اختراعات
او اکتشافات یی مینځ ته راوستل او ډیر
داسې کارونه یی وکړی چي
پرون نه کیدونکي ښکاره کیدل
.
دنیایې
رڼا کړه او د خوند ، رنګ او شرنګ جهان یې جوړ
کړ !
علمي
، صحي ، اقتصادي ، اجتماعي ، سیاسي ، تخنیکي ، زراعتي ، دفاعي ، مواصلاتي ، مخابراتي اونورو ډیرو حیرانونکو پر مخ تګونو سره مخامخ شول او
لیا نورهم د فعالیت او مسابقي په ډګر
کښې د راتلونکو نوو ابتکاراتو هیله لری ، هڅه کوی
او د جدیت او فعالیت په میدان
کښې پاخه قدمونه پورته کول غواړي
او .... . خو کاشکې !!!
کاشکې
: چی دا شریف انسان ،
دی زړه لړزونکو ټکرونو ، تصادمونو او تضادونو
سره نه مواجه نه
کیدلې .
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی از شاعران و
عارقان
بزرگ قرن پنجم و اوایل
قرن ششم ( ۴۶۷- ۵۲۹ ) است . محل تولد و
زندگی حکیم شهر غزنه بوده که مکرارآ در آثار و اشعارش ، زادگاه خود را غزنین ذکر
نموده است ، چنانچه میگوید :
گرچه مولد مرا ز غزنین است
نقش شعرم چو نقش ما چین بود
خاک غزنین چو من نزاد حکیم
آتشی باد خوار و آب ندیم
در باره سال تولد و مرگش تذکره نویسان اختلاف نظر دارند و
بنا بر روایات تذکره نویسان تاریخ قوق الذکر در باره تولد و مرگش قرین به حقیقت
است . آنچه از اشعار و آثارش واضح میگردد ، آغاز شاعری وی به عهد سلطنت علاوالدوله
سلطان مسعود سوم بوده است.
مقام حکیم
سنایی در میان عارفان ، شعرای فارسی زبان جایگاه بلندی است که در « میان بزرگان
صوفیه به مقام پیشوایی رسیده و اورا حکیم و شیخ نامیده اند و از اشعارش شاعران هم
عصرش استشهاد نموده اند » .
سیاست گیچ
کننده چندین ماهه سر انجام به این منجر گردید که اسراییل و فلسطینی ها روز دوم
سپتمبر ۲۰۱۰ مذاکرات صلح را از سر گیرند
برای دریافت این پاسخ که آیا مذاکرات
مذکور به چه نتایجی می انجامد، بایست تا یک سال دیگر نیز در انتظار قرار داشت.
چند روز قبل
در مطبوعات جهان این خبر به نشر رسید که گروه چارگانه ی شرق میانه از محمود عباس رئیس
دولت خود گردان فلسطینی ها و نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو دعوت بعمل آورد
است تا فردا پنج شنبه دوم سپتمبر مذاکرات مستقیم صلح شرق میانه را در واشنگتن از سر گیرند.
گفته شده است که تعیین این روز و محل مذاکرات نیز
از قبل مورد موافقت نماینده گان گروه موسوم به «گروه چهار گانه ی شرق میانه» که
متشکل است از سازمان ملل متحد، اتحادیه ی اروپا، ایالات متحده ی امریکا و روسیه قرار
گرفته بود.
اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی بود که به قصد زیارت دوستان و آشنایان راهی چند
کشور اروپائی و همچنین ایران وافغانستان شدم. در ضمن اینکه زیارت از اماکن متبرکه
و مزار پدر بزرگوارم شادروان استاد بشیر هروی در مشهد مقدس در پلان سفرم درج بود،
آرزومند آن بودم تا ادیبان و فرهنگیان توانای سرزمینم را که در دیار غربت در آنسوی
مرز می زیستند ، زیارت نموده و عرض ادب و ادای احترام نمایم. یکی از این فرهیخته
گان جناب استاد محمد آصف فکرت ، هنرمند ورزیده در رشتهء خطاطی ، محقق توانا ،
نویسندهء آشنا ، روزنامه نگار چیره دست و شاعر گرانمایه بود.
قیوم بشیر
اطلاع
یافته بودم که ایشان در کتابخانهء خطی آستان قدس رضوی در جوار ملکوتی حضرت ثامن
الائمه امام رضا ( ع) به وظیفه مشغول و زنده گی را سپری می نمایند. به محض رسیدن
به مشهد و بدست آوردن فرصت مناسب با خوشحالی تمام و شوق زیاد عازم آن محل گردیدم
وجویای جناب ایشان شدم. به مجرد پرسیدن از شخصیکه در آن محل مصروف ورق زدن کتابی
بود ، فرد دیگری که موهای جو گندمی داشت و در آن نزدیکی ایستاده بود ، متوجه سؤال
بنده شده صدایش را بلند نموده و با برخورد محترمانه ای مرا بسویش فرا خواند. پس از
عرض سلام و احوالپرسی معمول پرسید مگر شما اطلاع ندارید که استاد فکرت از اینجا تشریف
بردند به کشور دیگری؟
هارون الرشید (۱۷۰- ۱۹۳ ) وقتی برقه رفته بود . نایب الحکومة رقه عیسی بن جعفر
هاشمی ملقب بامیرالامرا بود و عبدالله طیان قاضی رقه مردی بود بصفت علم ، فضیلت و
عدالت موصوف و مشهور شخصی بمحکمه رفته عارض شد که پنجصد هزار درهم نزد عیسی بن
جعفر دارم و او از پرداخت حق من خودداری می کند، قاضی مسلمانان دادستانی کند.
قاضی نامهء به عیسی نوشت
که زندگانی امیرالامرا دراز باد، مردی بمحکمه آمد و می گوید پنجصد هزار درهم نزد
امیرالامرا دارم که ادا نمیکند، امیر تفضل کند و به مجلس قضا بیاید یا وکیل خود را
بفرستد تا جواب خصم داده شود ونامه را بخود مدعی داد تا بامیرالامرا برساند. عیسی
برقعهء قاضی را خواند و در خشم شد و به آورندهء رقعه گفت :
چار پنج روز میشد که بابه سیفو ره
موتر زده بود و بیچاره ده شفاخانه علی آباد بستر بود. مام خبر نداشتم، بچیم خان
محمد دیده بود که تکسی خلیفه حیدر آمد و بابه سیفو ره زیر قولهایشه گرفته درون
خانه بردنش . از بیچیش که پرسان کده بود گفته بود که بابه مه ده کوته سنگی موتر
زده و یک پایش شکشته.
مام که شش هف ماه میشد که کتی بابه
سیفو غالمغال کده بودم و کتیش گپ نمی زدم دلم بریش سوخت ونه نه اولاد ها ره گفتم
بخی که بریم احوالشه بگیریم، گمش کو خوبیت نداره هرچه نباشه د ای مشکلاتش خوش
نیستم.
فورآ خوده د روی حویلی انداختم و
یک دو تا مرغه گرفته زیر قل کدم و رفتیم د خانه بابه سیفو. هر دویشه دادم بری بچیش
و گفتم بچیم پاهایشانه بسته کو که کرد های بابیته گد و ود نکنن که بابیت گوشهایته
میبره.
«معده محل هر درد است
: از پر خورى وخوردنغذانا مناسبجلو گيرىكنيد.اين عمل شما شفا ءبخش همهدرد هاوامراضبشمار ميرود.».
واقعآ
روزهاسلام دارایی چنان عظمتی است که جسم
وروح انسان را صیقل میدهد . بخاطر اینکه روزه بهترمورد قبول قرار ګیرد، لازم
دانستم برخی از نکاتی مهم وضروری را که روزهوروزه دارضرورت دارد خدمت خوانند
ګان محترم تقدیم بدارم:
طبیب : خیلی مسرورم که با مریضی سروکار شدم که در
راه تشخیص دردها و آرامی اجتماعی با من معاونیت میکند .
مسرورم که شما فطرتآ پاک و بی الایش میباشید
و آرزوی خدمت و جذبه عشق قلبی را به
وطن عزیز خویش دارید .
آن چه شما در
تحلیل اخیر خود وانمود کردید ، توجه عمیق من را جلب و جذب نمود . بنآ بشما تحت عنوان « فلسفه حیات و راز زندگی » یک سلسله حقایق، واقعیات و اندرزها را تقدیم میدارم ، امید است شما و
هموطنان عزیز ، از آن مستفید شوند .
فلسفه حیات و
راز زندگی : نمیدانم تحلیل درست زندگی را چطور باید کرد ؟ زیرا؛ انانیکه به یک نوع زندگی عادت گرفته اند و یا بفکر
خویش وسیله منفعت را طور دیگر فکر میکنند ، تحلیلات
درست و مثبت زندگی را اهتمام ندارند !!!
افغانستان در حال حاضر با کمبود شدید
کادرهای مسلکی مواجه میباشد.در عین حال در جمهوری ترکیه تعداد زیادی افغان های
تحصیلکرده هستند.خوشبختانه برخی از آنها امروز در جامعه ترکیه مقام های
شایسته دارند درین جمله ژورنالستان وسایل ارتباط جمعی ، داکتر های متخصص و
استادان و همکاران علمی انستیتوت های مختلف شامل میباشند.داکتر هاشم اردم یکی ازین
قشر شخصیت های است که مدت هاست به بیماران خدمت نموده و هزارها تن از مریضان که به
ترکیه آورده میشوند را تداوی نموده و یاهم به بخش های صحی جهت سوق آن همکاری
های شبانه روزی را انجام داده است.
شخصیتی که سال های متمادی در ترکیه
زندگی به سربرده و داکتر ورزیده ای است که تجارب ۳۰ ساله اش را به تداوی شبانه روزی
بیماران هموطن رسیدگی کامل نموده و فقط این هم کافی نبوده در پهلوی این فعالیت ها ،
خدمات صحی مختلف را در زمینه های متفاوت بدون درنظر داشت هیچ دلیلی انجام داده و
میدهد.
خبرنگار آژانس خبری بین المللی
کوکچه مصاحبه ای را با این شخصیت صحی انجام داده و آنرا به سایت انترنتی ۲۴ ساعت
هم فرستاده است که با تشکر از وی آنرا تقدیم شما خوانندگان محترم مینمایم .
دوست و خواننده عزیز ایرانی ضمن نامه ایی نوشته اند که این شعر
زیبا :
ای کشـــور
گــرامی با جــان برابــــــــرم
خاک تو
توتیایم و سنــگ تـو گوهـــــــرم
در کتاب
فارسی دبیرستانمان نشر شده بود که نام شاعر آن مشخص نیست و من همیشه آنرا میخواندم البته بیت آخرش را که
چنین است:
خـوش آن
دمی که از در و دیوار کوی تو
آیـــد به
گوش نغمـــه ی اللـــه اکبـــــرم
و آنرا بسیار
دوست داشتم و امروز اتفاقی نام شاعر گرانقدر آنرا که جناب استاد عبدالکریم " تمنا "
شاعر افغانی اند ، دانستم وآن شعر را در سایت ۲۴ ساعت بار دیګر مطالعه کردم و به استقبال این شعر قشنگ سرودۀ کوتاهی را تقدیم خواننده گان عزیز مینمایم .
به تاریخ ۲۳/۸/۲۰۱۰ م. مصاحبهء محترم دوکتور سید مخدوم رهین وزیر
اطلاعات و فرهنگ دولت
اسلامی افغانستان را در تلویزیون جهانی پـیام افغان پروګرام « سپینی خبری- سخن عریان » با دانشمند محترم عمرخطاب دیدم و شنیدم.
بجاء است
از همچو برنامه های مردمی و رسالتمند تلویزیون پیام افغان اظهار تشکر وسپاس نموده و برای همه گردانند ه گان این تلویزیونرسالتمندمؤفقیت
های بیشتر از
درګاه الهی تمنا بدارم. بلی
تلویزیون پیام افغان منبر کسانی است که صدای شان شینده نمی شود و ګوش شنوای صدا
های شان به جزء ذات بارګاه الهی نیست. (منبر من لامنبر لها).
با
وجود اینکه محترم وزیر صاحب اطلاعات و فرهنگ در مصاحبه خویش پیرامون
یک سلسله قضایا توضیحات
ارایه فرمودند ، ولی
با آنهم بعضی
از جوابات شان ، طوری توضیح و تشریح شده که ضرورت دیدم
تا پیرامون آن مکثی کوتاه داشته باشم،
دید ګاهـها و سوالات خویش را با شما و محترم وزیر صاحب ذیلا شریک سازم:
شام شنبه بیست و یکم ماه جاری بعد از یک وقفه کوتاه تابستانی ، دوستان ،
علاقمندان و فرهنگیان در خانهُ فرهنگی" مولانا" شهر ونکوور بار دگر گرد هم آمده و بدور چراغ این خانه در
فضای پر از صفا و صمیمیت ، همبستگی و همدلی حلقه زدند و این بار هم به سلسلهُ بر
نامه های قبلی از شخصیت معذز و یکی از مشروطه خواهان دوره امانیه جناب محترم الحاج
"نورزی" که فعلا در شهرونکوور کا نادا زندگی دارد و همچنان تجلیل و
گرامی داشت از نودو یکمین سالروز استرداد استقلال کشور ما افغانستان عزیزرا با شور
شعف فراوان بر گذارنمودند.
محترم مجید" قیام" حین مصاحبه با محترم الحاج محمد کبیر "نورزی"
شایان ذکر است که بعدآ محترم مجید " قیام "
رُیس خانه ُ فرهنگی "مولانا" ضمن اینکه یکبار دیگر تشریف آوری مهمانان ،
دوستداران وعلاقمندان حضرت مولانا را خوش آمدید گفته ، مطلبی را که در باره
استقلال کشور نوشته بود و از جان بازی هاو قهرمانی های راه آزادی و نیاکان ما که چطور متجاوزین و اشغال
گران را از پا در انداختند و آزادی کشور را بدست آوردند ، صحبت کرد . همچنان
مصاحبه یی را که یکروز قبل با جناب الحاج "نورزی " در مورد خاطرات و باز
دیدش با اعلیضرت شاه امان الله خان
قطب
الدین فیماز که امیرالامراء در بار المستضبئی بنورالله ( ابو محمد حسن بن المستنجد
بالله عباسی ( ۵۶۶ - ۵۷۵) بود اقتدار بسیار بهم رسانیده بود و در نتیجه غرور بروی
مستولی کشته و پای از حدود ادب فراتر میگذاشت و خلیفه را میرنجانید.
وقتی در صدد گرفتار کردن ظهیر الدین عطار که یکی از خواص
خلیفه بود برآمد و ظهیر الدین بدارالخلافه پناه برد و قطب الدین با اتباع خود بطرف
دارالخلافه رفت و خواست که ظهیر الدین را بزور از دارالخلافه بیرون بیاورد،در
نتیجه جمع بسیاری از مردم برای تماشا در آنجا اجتماع کردند. خلیفه که این بی
احترامی را مشاهده نمود امرکرد تا دروازه های دارالخلافه را ببندند وخود بر بام
رفته خویشتن را بمردم نشان داد و گفت :
من نگویم دلفریبــــــــــــا بهر
دیدارم بیا
از برای رنگ
زردم ، حال غمخوارم بیا
کافر عشقم
تودانــــی ای برهمن زاده خو
ازکلسیا تا
دم مســـــــــــجد به افطارم بیا
تیرمژگان را
چوبرکـــــندی زابروی کمان
داغ
زخــــــمت در جگر دارم تبهکارم بیا
بزرگداشت
از پنجاه و پنجمین زاد روز داکتر عارف نوشاهی
گرامیداشت
پنجاه و پنج کتاب چاپ شده ی او درباره ی فرهنگ
و زبان دری فارسی در
نیم قاره ی
(هند ـ بنگله دیش ـ پاکستان) است.
داکتر اسدالله شعور
خانواده ی بزرگ نوشاهیه
که از چهارصد سال به اینسو، سنگردار عرفان، زبان و ادب دری فارسی و فرهنگ
خراسانزمین در شبه قاره بوده اند؛ صدها اثر ماندگار نظم و نثر بر گنجینه ی غنامند
فرهنگ فارسی زبانان افزوده اند.
استاد سیدعارف نوشاهی
نوشاهیان نه تنها در اشاعه
نور عرفان، زبان و ادب در کشورهای نیم قاره نقش ماندگاری داشته اند، بلکه در اواسط
سده ی دوازدهم هجری حتی شهر کابل نیز از آفریده های شاعر و دانشمند معروف این
خانواده ـ علامه محمد ماہ صداقت کنجاھی که مقیم کابل بود ـ فیضیاب گردیده است.
امروز نیز فرزندان دانشمند این خانواده ی
فرهنگی نه تنها وظیفه ی پاسداری از میراث های غنامند فرهنگ دوره های غزنوی، غوری،
خلجی، لودی، تیموری و بابریان شبه قاره را فداکارانه برعهده دارند؛ بلکه در
زوایای مختلف فرهنگ و زبان مان در افغانستان، پاردریا و ایران نیز پژوهش هایی
اساسی و با اهمیتی را به زبانهای دری و اردو انجام داده اند.
آژانس خبری بین
المللی کوکچه به سلسله فعالیت های اطلاع رسانی شفاف همواره درتلاش است تا سیستم
خبررسانی و گزارش دهی خویش را توسعه داده و در چارچوب قوانین ملی وبین المللی
وظایف عمده اطلاع دهی عمل نماید.
کوکچه پریس بطور
شبانه روزی به دنبال گلچینی از اخبار،تحلیل ها،عکس ها،مقالات، گفتگو ها.یادداشت
ها، اسناد، اصوات، برنامه موبایل و سیماها و زندگی نامه بزرگان می باشد تا جامعه
پاک افغانستان عزیزهم از اخبار و هم از باقی نظریه های سایت استفاده کنند .