.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
جلال نورانی این بارتنها طنز نویس

جلال نورانی هنگام مصاحبه
جلال نورانی هنگام مصاحبه
  

     گفتگویی با جلال نورانی

     مصاحبه و نوشته ء : قیوم بشیر

        جلال نورانی

        این بارتنها طنز نویس

                       بخش سوم 

   بشیر: آقای نورانی ، در رابطه به هدف طنز و اثر گذاری طنز، یک نظریهء ادبی  جهان شمول ، وجود دارد. و آن اینست : « طنز نویس به هدف اصلاح نواقص ، ناهنجاری ها وبدی ها، این پدیده ها را بزرگ میکند و با مسخره کردن آن و مضحک کردن آن ، در پی اصلاح جامعه است، پس در نتیجه طنز نقش اصلاحی دارد و میتواند در اصلاح رفتارهای بشری مفید واقع شود.» ، آیا شما نیز چنین هدفی را در طنز پردازی دنبال می کنید؟ آیا معتقد هستید که طنز حتمآ پیآمد اصلاحی دارد؟

جلال نورانی
جلال نورانی
  نورانی : در سؤال قبلی تان شما مرا با تئوری های طنز درگیر ساختید، من برای گریز از اطناب کلام کوشیدم با اشاره های عمومی به برخی نظریات ادبی در رابطه به طنز ازین مغاک بزرگ بیرون آیم. اما با طرح این سؤال ، شما مرا دوباره به باطلاق تئوری ها پرتاب می کنید. ببینید ... در جوامع انسانی مفاهیم عمومی همیشه موجود بوده اند وهستند، مانند خوب وبد - درست ونادرست - پاکی و ناپاکی - صداقت و دروغ - زشتی و زیبایی - خوش اخلاقی و بد اخلاقی ... آیا این مفاهیم به اصطلاح جهان شمول مرز های بسیار دقیق ، معین ومشخص دارند؟ طبعآ نه. و آیا در اعصار مختلف حیات بشر، معیار های تبیین وتفسیر این مفاهیم دستخوش تغییر میشوند؟ - طبعآ - بلی.

   درین زمینه مثالی میآورم. جووینال طنز پرداز معروف روم در شانزده طنز خشمآگین خود، بر ناهنجاری های شهر روم عصر خود به شدت تاخت. از جمله در یک طنز خود ، اطوار زنان را نکوهش کرد ونوشت : زنان روم به حدی بی بند وبار شده اند که میروند تا زبان یونانی یاد بگیرند.و در عصر ما که بازسازی افغانستان اساسی ترین مسأله زندگی مردم افغانستان است، در کابل فامیل ها پول مصرف می کنند تا پسران ودختران شان زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی و ... را بیآموزند تا برای ساختن دوبارهء وطن خود مستعد شوند. حالا اگر طنز نویسی در کابل ، زبان خارجی یاد گرفتن دختران را به باد تمسخر گرفته، انتقاد کند، آیا « عیبی» را مسخره می کند ویا خودش را؟

  این یک مسأله  و مسأله  دیگر اینکه  هر انسان به  مثابهء  یک  فرد - یونیک - است . همانگونه  که  نشان انگشت یک آدم تا آدم دیگر فرق دارد، در میان یک جامعهء معین  وحتی در میان  یک  خانواده ،  فردیت 

Individuality  و شخصیت Personality  وذهنیت Mentality دو نفر صد درصد با هم یکی نیست.
  
   حالا - مفاهیمی که قبلآ ذکر کردم ( از هنجار ها و پدیده های خوب صرف نظر می کنم ، چون طنز پرداز با آن سرو کار ندارد، الی در مقام مقایسه) پدیده های بد اجتماعی مانند، دروغ ، ریا ، تظاهر ، بد بینی ، زشت خویی ، ظلم ، خیانت ، بد اخلاقی و ده ها پدیده زشت دیگر در ذهن طنز نویس با معیارهای فردی خود طنز نویس ( ذهنیت ، شخصیت ، فردیت ، قضاوت و حسن ظرافت یونیک) او ارزیابی میشود. این فردیت طنز نویس است که برایش تعیین میکند، کدام پدیده ء زشت خطرناکتر است ، کدام پدیده آزار دهنده تر و یا مخرب تر است و بایستی به آن حمله کند وبه جنگ آن برخیزد .

 و بعد - زمانیکه طنز پرداز قربانی و یا هدف Target را تعیین کرد ، آنگاه بر مبنای ( ذهنیت ، شخصیت و حس ظرافت و حس درک هنری یونیک خود) ابزار تیر اندازی وحمله بر قربانی را تعیین میکند و لحن وشیوهء بیانش را نیز.

   و ما میدانیم که ابزار ها برای ساختن طنز بسیار زیاد است، چند تا ازمهمترین ابزار ها را یادآوری می کنم:

  پاروردی Parody ، گروتسک Grotesque  ، مضحکه Burlesque ، بدگمانی و بدبینی Cynicism 
 طعنهو نیشخند  ، Sarcasm ، آیرونی Irony ، تمسخر و استهزاء Ridicule ، پارادوکس ،  Paradox ، بذله گویی ، Wit، هتاکی و دشنام Invective ، بت شکنی و نقاب  برداری Unmasking، و ده ها ابزاردیگر. فردیت های یونیک طنز پردازان و استفاده از ابزار های متفاوت ، لحن وزبان و بیان خاص طنز نویس در طول سده ها سبب آن گردید تا انبوهی از آثار بسیار متفاوت طنز، در برابر مان قرار گیرند. در برخی ازین طنز ها تحریک  جامعه و تکان دادن مردم برای تغییر وضع موجود، هدف طنز پرداز بوده است. در چنین حالتی طنزپرداز به طرد وتبعید و زندان مواجه می شد.(جووینال تبعید شد و در عصر ما ناظم حکمت و دهخدا و ده ها تن دیگرچنین سرنوشتی یافتند) حتی درقرن شانزده در انگلستان مقام ارشد کلیسا به یاری مقام ارشد سیاسی ، قانونی را ( بهتر است بگویم فرمانی را) انتشار دادند که براساس آن طنز نویسی جرم پنداشته شد و به کلی ممنوع گردید. وآثاری را که قبلآ به وجود آمده بودند، سوختاندند.

   خطرناکتر از آن ، در بسیاری از طنز ها ، طنز نویس بت شکن ونقاب برداری و افشای آدمهای معین جامعه را مضر ، خطرناک ، جبار و بسیار نالایق تشخیص داده، هدف طنز خود قرار داده است. چنین طنز نویسان عاقبت دردناکی داشته اند. دیکتاتور هایی که خود را محبوب مردم جا می زنند ، طبعآ افشا گران را بر نمی تابند، در بلغاریا طنز نویسان زیادی یا گریختند و یا زندانی شدند، الکوکنستانیتونن کشته شد، در ایران میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل ، میرزاده ء عشقی و فرخی یزدی را کشتند، در افغانستان اکرم عثمان  گلوله باران شد، اما خوشبختانه زنده ماند.

   درین میان نویسندگان زیادی هم بوده اند که کمتر به سیاست نزدیک شده و بیشتر هم وغم شان اصلاح جامعه بوده انسانها- حتی با قوت بودن حس ظرافت در بعضی نویسندگان و توانایی شان در ظرافت گستری وکمیدی سازی سبب آن گردید تا آثار شاد تر بیافرینند، بیشتر کمیدی نویس باشند تا طنز نویس.

   خوب ، حالا تنوع طنز ها وشیوه های نگارش متفاوت ، آیا برای یک پژوهشگر و نظریه پرداز ، مجال این را می گذارد تا « هدف» طنز را دقیق و مشخص فورمولبندی کند؟

   همین سان به جواب بخش اخیر سؤال شما باید بگویم که در رابطه به مؤثریت طنز ، قدرت دگرگونی کنندهء آن ، اندازهء ضرورت طنز در این و یا آن جامعه ، هرگز نمی توان حرف آخر را گفت. اگر بخواهیم ، اندازهء مؤثریت  و قدرت  اصلاحگرانه طنز را در میان پژوهش های ادبیات شناسان ، هنرشناسان و منتقدان ادبی و هنری مطالعه و بررسی کنیم درین زمینه نیز در میان ده ها تئوری سرگردان خواهیم شد.

   بشیر : جناب نورانی صاحب ، می خواهم شما را ازین سرگردانی بیرون بکشم و از چنگال تئوری ها رهایی بخشم... فقط بگویید که آیا پژوهشگران و نظریه پردازان هنری و ادبی طنز نویس ها را با لذات ، یعنی از نگاه فردیت و خصوصیات ذهنی ، مشابه به هم می بینند و یا از دیدگاه های مختلف ، ایشان را رده بندی کرده اند؟ مقصدم اینست که به نظر شما و یا به نظر این جنابان تئوریسین ها، پژوهشگران و ادبیات ، از لحاظ ساختار روانی، این آدم ها  که ایشانرا اشرف مخلوقات وخلیفهء خدا برروی زمین هم نامیده اند، در کدام کتیگوری( رده بندی) ذهنی و کرداری قرار میگیرند؟ البته مشخصآ منظورم طنز نویسان است. چگونه آدم هایی هستند این بخشی از خلیفه های خدا بر روی زمین؟: مهربان؟ مصلح ؟ پرخاشگر؟ طرفدار ترقی و اصلاحات ؟، پرعقده ؟ بدبین ؟ ماجرا جو؟ خرده گیر؟ انتقامجو؟ همیشه ناراضی ؟ شریر ؟ ظالم ؟ هنرمند و پر استعداد ؟ ویا آدم هاییکه چون نتوانسته اند نقاش ، شاعر ، اکادمیسن ، تاجر و سرمایه دار شوند ازسرناچاری رفته اند تا طنز نویس شوند ؟ 

   نورانی : نوش جانت ، آقای قیوم بشیر، مرا در گرداب تئوری ها پرتاب می کنی و بعد ازینکه با تلاق خودم را به ساحل می کشم باردیگرروانه باتلاق  دیگری از تئوری ها می سازی... مگر فکرت باشد که درین گفتگو این آخرین کویر تئوری ها خواهد بود که سرگردان  در پی آب، میراژ  Mirage و سراب ها را گز  و پل خواهم کرد .

آخر ای مسلمان بگذار گپ های بحث انگیز و دور و دراز را برای کتابم بگذارم

   بشیر : قول می دهم دیگر شما را به سوی نظریه ها نکشانم ، هرچند پاسخ های شما ناچارم می سازد...

نورانی : خوب ، این جانوران دو پا که گلاب پیشروی تان، بخش بسیار کوچکی از اشرف مخلوقات ، یا خلیفه های خدا را بر روی زمین تشکیل می دهند، هرکدام جداگانه، منحیث یک فرد، خصلت معین و مشخص و به قول فرنگی ها کرکترستیک خود را دارند. اما وای  و امان ازین پژوهشگران و نظریه پردازان. یکی شان که آثار  سه  چهار طنز نویس  مشابه  را مورد ارزیابی  و تحقیق قرار می دهد ،  به نتیجه می رسد و تئوری قایم می کند که طنز نویسان مردمان پرعقده بوده اند. بعد دلیل و شاهد می آورد: فلان طنز پرداز معروف روم قدیم برده بود، فلان طنز پرداز فرزند یک برده بود، فلان طنز پرداز علیل و ناقص العضو بود،  فلان طنز پرداز کریهه المنظر بود، فلان طنز پرداز در تمام عمرش فقیر و نادار بود. لاجرم کسی که چنین تحقیقی را مطالعه می کند، طنز پرداز را یک آدم پر عقده و انگیزه طنز پردازی را عقده مند بودن تصور می کند. در میان خصلت ها و خصوصیاتی که طنز نویس ها دارند، ( از خوب خوب تا بد بد) سیری می کنیم در دیدگاه ها ودریافت های پژوهشگران و نظریه پردازان . من بدون اینکه هر نظریه و هر نظریه پرداز را نام ببرم و طنز پردازان مورد مطالعه اش را دانه دانه معرفی کنم، به خاطر جلوگیری از اطناب کلام بر جند نظریهء عمده مکث می کنم. تا برسم به بدبینانه ترین و خصمانه ترین قضاوت ها در رابطه به طنز نویسان.

1 - طنز نویس مهربان ، انساندوست و اصلاح طلب است : در میان پژوهشگران ادبی و هنری کم نیستند کسانیکه طنز را یک هنر والا و محصول ذهن انسانهای هنرمند، انساندوست و مصلح می دانند. به نظر این محققان ، طنز پردازان مردمان جدی هستند که با داشتن « حس درک ظرافت» بسیار بالا ، آثاری برای اصلاح جامعه خود می آفرینند که  از سوی  دیگر این آثار بخشی از میراث فرهنگی آن جامعه را هم تشکیل می دهند. به نظر این پژوهشگران طنز نویس خوش بین است ، حتی زمانیکه او « قربانی» خود را می کوبد ویا مسخره می کند.بازهم به وی دلسوزی دارد و او را قابل اصلاح می داند، نه اینکه او را به کلی طرد و یا نفی کند. این پژوهشگران هرچند معتقد نیستند که با طنز می توان بدی ها را به کلی ازبین برد. جامعه را به کلی انسانی و دنیا را گل وگلزار ساخت، ولی منکر اثر گذاری طنز نیستند. به نظر آنان طنز حداقل برخی از گروه ها وآدم های منفرد جامعه را متوجه می سازد که فلان هنجار یا خصلت ، مسخره و خجالت آور است ویافلان و فلان برخورد ، بینش و کنش ، ناشی از حماقت و یا زادهء نادانی و خود بالا بینی ناشناخته ای است که قبلآبه آن پی نبرده بودند، نتیجتآ برای اینکه احمق ونادان ، خود خواه ، خود ستا وخودبین و بی عاطفه تلقی نشوند، می کوشند تغییر روش بدهند. اگر در سیستم سیاسی - اداری جامعه یک دموکراسی حتی نیم بند وحد اقل ، اندکی خویشتن دار و با تحمل برقرار باشد.

می توان امیدوار بود که طنز در اتخاذ روشهای بهتر اداری و تاحدودی رفع نقایص نظام نیز، اثر گذار باشد.

2 - طنز حربه عاجزان و طنز نویس ناتوان  است :

   پژوهشگرانی که طنز را در جوامع دیکتاتور زده ونظام های استبدادی وخودکامه و مطلق العنان مطالعه کرده اند، وضعیت طنز ، کارایی و اثر گذاری طنز و شخصیت طنز نویس را به گونهء دیگری تفسیر کرده اند. به نظر آنان طنز یعنی پدیده ادبی ایکه جنبه انتقادی اش تا بجلک پای قدرتمندان می رسد، طنز نویس یعنی کسی که گریه هایش را با خنده بیان می کند و با طنز اندکی دل خود و خواننده اش را یخ می کند و تا زندگی طاقت فرسا را اندکی قابل تحمل بسازد. در چنین جوامع طنز هوراسی تر می شود و هنرمندی طنز نویس در آنست که با زیاد تر کردن عنصر « خنده» در طنز و به کارگیری شگردهای ایهام، کنایه وبازی ، جنبه های هنری طنز را بالا ببرد. طنز با فکاهی نویسی نزدیک تر می شود.

   طنز نویسی گفته بود: « بزرگترین هنر من خنداندن مردم گریان است » این گفتهء « بایرون» این اعتقاد را به خوبی بازتاب می دهد:

و اگر من  به هر  تنابنده ای  می خندم

از آنروست که از گریستن باز مانده ام

 و یا به قول مردم خود ما « گریه هم یک دل خوش می خواهد.» در نظام های استبدادی ، چه نظام یک دیکتاتورخودکامه ویا نظام های  توتالپیتر،طنز« استخوان دار» مجال بالیدن نمی یابد. اگر در ایران، رضا شاه

« توفیق» را تحمل کرده نتوانست و توتالیتاریسم اسلامی « گل آقا» را برنتافت، در توتالیتاریسم هفتاد سالهء پرولیتری نیز، طنز از سطح « کروکودیل » ( نشریهء طنز و فکاهی در اتحاد شوروی چاپ ماسکو ) سربلند نکرد و دیگر شیداین ، گوگول و چخوفی در آن سرزمین نروئید. در حالیکه در شوروی سابق در میان همکاران « کروکودیل» چه از لحاظ قوهء تخیل بالا در طنز پردازی و چه از نگاه آشنایی با رموز ، قواعد و شگرد های طنزپردازی نویسندگان نیمه نابغه کم نبودند. اما از تجربه شخصی خود ، من به این عقیده هستم که حتی در جوامع بسیار استبداد زده و کم تحمل نیز طنز واقعی به کلی ناپدید نمی شود. منتهی شفاهی می شود و زیر زمینی من در اتحاد شوروی سابق ، طنز های قابل هضم ( برای رژیم) را در کروکودیل می خواندم و در « تیاتر ساتیر» تماشا می کردم، اما در محافل خصوصی ، چنان لطیفه های طنز آمیز سیاسی را می شنیدم که آدم از شنیدن آن بر خود میلرزید چه برسد به ساختن و گفتن آن . ازین هم آگاهی دارم که طنز هایی که ایرانیان مهاجر می آفرینند، و در داخل ایران حق التالیف آن « نقدآ اعدام شدن» است ، زیرزمینی تکثیر و  زیر زمینی دست بدست می شوند.

   بهرحال پژوهشگران ادبی شامل این « دیدگاه» ، حد اقل طنز پرداز را هنرمند می دانند و خنداندن مردم را هنر والا به حساب می آورند. یک گفتهء عزیز نسین را به نقل از داکتر اسدالله حبیب می آورم: « اگر مردم می خندند، نمی جنگندند واگر می جنگندند نمی خندند. ازین تناسب فرضی و ساده ی خندیدن و جنگیدن می توان نتیجه گرفت که افزایش خنده به معنای کاهش جنگ باید باشد و در فرجام خنده ضامن آرامش مردم است . مگر امروز مردم کدامش را بیشتر دارند؟ - جنگ را.  به کدامش نیاز مند اند؟ - به خنده»

3 - طنز نویس پرخاشگر و دادخواه مظلومان است و طنز سلاحی است در مقابله با ریاکاران ، ظالمان و

بدکاران:

   پژوهشگرانی که به طنز ازین دیدگاه می نگرند ، هم طنز را جدی می گیرند وهم طنز نویس را. به اثر گذاری طنز اعتقاد دارند وبه هنرمند بودن طنز نویس باور. این پژوهشگران به خصوصیت های ذهنی و روانی طنز نویس کمتر غرض دارند و در بند خویشبین بودن و بدبین بودن طنز پرداز نیستند. نرم وخویشتن دار بودن ویا عصبانی و پرخاشجو بودن طنز نویس را به حساب خصلت فردی او می گذارند. اگر طنز نویس مورد مطالعهء شان در چند طنزش جووینالی و در طنز های دیگرش هوراسی است ، اینرا عیب طنز پرداز نمی شمارند. آخر بندگان خدا در عین سختگیری و عصبانیت می توانند خویشتن دار باشند ویا با تمام نرم دلی

و مسامحه، گاهی اتشی شوند وبه قول برادران ایرانی از کوره بدرروند. حتی اگر گاهی طنز پرداز«حرفوی»

 از مرز های باریک و خاکستری رنگی که میان طنز وبرادر اندران ، یا برادر خوانده گان طنز است ، شیر غلتی می زند و چیزکی از لون کمیدی ، هزیان گویی و حتا فارس می سازد و یا تیر هجوی را حواله کدام دشمن شخصی می کند وباد دلش را می خواباند، فکر می کنم نباید « کبیره» به حساب آید. ولی باید گفت که پژوهشگران در چند مورد محدود در رابطه به خود طنز نویس ودر موارد بیشتر در رابطه به « چیزیکه» به نام طنز عرضه شده سختگیر هستند. آرتور پولارد می گوید: « اولین وظیفه طنز نویس این  است که خواننده اش را نسبت به ارزش و لزوم کارش مجاب کند. باید به آنچه میگوید باور داشته باشد».

   یعنی قربانی و موضوع مورد انتقاد او برای خواننده دارای اهمیت یا حد اقل مورد توجه باشد. همچنان خواننده باید حس کند که نویسنده بی طرف، دارای تعادل فکری و نیک طبع است. نویسنده همچنان باید خواننده را قانع بسازد که قربانی او سزاوار چنین انتقاد و مسخره کردن ویا افشإ کردن بوده است . لحن و بیان نیکو و هنرمندانه ارزش کار طنز نویس را بالا می برد . مهمتر از همه صرف نظر از اینکه طنز نویس، آدم حساس ، سرخورده ، متعصب و یا خرده گیر باشد، باید زشتی ایرا که به باد انتقاد گرفته، در خودش سراغ نشود، در غیر آن خودش متهم به ریاکاری می شود. طنز نویسی که از « محراب و منبر طنز» به لونی « جلوه» می کند ودر « خلوت» کارهایش از لون« آن کار دیگر» است ، آدم را به یاد « واعظان» مورد نظر حافظ می اندازد.

   این پژوهشگران دررابطه به خود طنز، اهداف، قالب ها، اشکال وتکنیک های آن فراوان نوشته اندوتوضیح

آن درینجا نمی گنجد.

4 - طنز نویس فرزانهء ظاهرآ دیوانه وطنز یعنی بذله های نیشدار و تفکر برانگیز:

   با توجه به اینکه در طول تاریخ در جوامع مختلف بشری، شخصیت های خیالی یا حقیقی ، بذله ها ، ظرافت ها و نکته های پر از فرزانگی ، هشدار دهنده، بیدار کننده، نتبیه کننده  و حتی بت شکنانه به یادگار گذاشته اند که ابدالاباد ماندگار خواهند بود، برخی از پژوهشگران ، طنز نویس را آدمی می دانند فرزانه که برای گفتن حقیقت و کوبیدن بدان و ظالمان قصدآ خود را نادان ، ناچیز ویا مسخره وانمود می کرده است.

   این درست است که ما در عرب جوحی ، در شرق میانه ملا نصرالدین ، در ایران کریم شیره ای ، در یونان ایزوپ ، در آلمان اویلن شپیگل ، در روسیه « ایوان لوده گک» ، در عصر غزنویان طلحک و ... داشته ایم و بذله های ( طنز ها ) شان زنده مانده اند.

   این هم درست است که در کشور های مختلف جهان بسیاری از طنز نویسان در عقب نام های مضحک و مسخره پنهان می شدند. انتون چخوف در نخستین طنز هایش نام چخونته را برای خود برگزیده بود. فکر می کنم گوگول هم

برای طنز هایش یک نام مسخره داشت که همین لحظه یادم نیست.

بشیر: نورانی صاحب ، حاجی اسماعیل هراتی مان یادتان نرود.

نورانی: قیوم جان به قول بچه های گدی پران باز کابل، لطفآ چیلک نینداز. نه تنها به حاجی اسماعیل بزرگوار، بلکه خدمت دو شاعر نازنین دیگر هراتی تان هم خواهم رسید. ابوالقاسم حالت طنز نویس و شاعر ومهمتر از همه بهترین بحر طویل نویس مجله توفیق ایران مثل سایر طنز نویسان« توفیق» نام های مستعار زیاد داشت. یک نام مستعارش خروس لاری بود. حاجی اسماعیل سیاه که در هرات میزیست و طنز پرداز برجستهء وطن ما بود تخلص مضحکی برای خود برگزیده بود. ناصر طهوری شاعر شناخته شدهء وطن ما که برای فراگیری فنون شعر وعلم عروض از محضر استاد بشیر هروی استفاده میکرد، شاعر عاشق پیشه بود وعاشقانه هایش را آواز خوانان رادیو افغانستان بسیار خوانده اند، او هرگز نخواست شعر طنز آمیز بسراید. یک بارهم که شعر کومیک و طنز آمیز سرود وبه استاد بشیر داد که در ترجمان چاپ کند، برای این شعرش نام مستعار خوبی انتخاب کرد: « ترسندوک» ، اما برعکس یک شاعر خوش قریحهء دیگر هراتی که بسیار قریحهء خوب در طنز منظوم داشت ، از آغاز چاپ نخستین شماره های ترجمان سیل اشعار طنز آمیز خود را به سوی« ترجمان» سرازیر کرد. او در چند شعر آغازین خود، « بزدل» تخلص می کرد، اما به زودی متوجه شد که « بهاءالدین بلا گردان طنز نویسان جریدهء ترجمان» یعنی استاد بشیر هروی ، مسوولیت تمام نوشته ها را بگردن گرفته است، طی نامه یی نوشت:« چرا بزدل؟ ... من عبدالکریم تمنا هستم» و بعد ازآن اشعارش در ترجمان به نام « تمنا» چاپ می شدند.

بشیر : پدرم شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی چند نام مستعار داشتند؟

نورانی: از آثار شان در « اتفاق اسلام» و انجمن ادبی هرات آگاهی ندارم، اینرا از استاد محمد آصف فکرت و یا داکتر ناصر امیری بپرسید ویا کدام دوست دیگر شان. احتمالآ قبل از انتشار ترجمان در صفحه طنز وفکاهی « کچری قروت» از نام های مستعاری استفاده کرده اند. اما تا جاییکه من اطلاع دارم، ایشان مقالات ، طنز ها و برخی  اشعار شانرا با مخفف های  چون ع، ب ، ع هروی - ع بشیر - ب عامی - به چاپ  می رسانیدند. در ترجمان بعضی طنز هایش را با نام های مستعار « میرزا قیوم» و « پوستین دوز» هم چاپ کرده بود. روزی از ایشان پرسیدم : استاد چرا پوستین دوز؟ گفت:

- اسم بی مسمایی نیست ، در یک مقطع معین عمرم پوستین دوزی هم کرده ام.

   دلیل انتخاب نام مستعار « میرزا قیوم» را خودم می دانستم . دیده بودم که استاد فرزند دلبندی دارند به نام قیوم که درمیان فرزندان،کوچکترین است و فکر کنم نازدانه ترین و آن شخص شخیص شما می باشید که حالا ریش  تان سفید شده ونواسه هم دارید.

بشیر: اینرا می دانستم که پدرم نام مستعار شان « میرزا قیوم» را از نام من عاریت گرفته اند. 

نورانی : ومن امیدوارم که به بهانهء « قیوم  بودن آن نوشته را از آن خود ندانید. من شاهدم که در آن روزگار شما متعلم مکتب ابتدایی فکر کنم سپین ادی و بعد ها بوبوجانی بودید. و شاهد دیگری هم دارم که در کانادا زندگی می کند و او معلمهء شما در مکتب ابتدایی بوبوجانی « لیلا جلالی » که خواهر منست ، بوده است.

بشیر: کاملآ درست است. شما نام خدا حافظهء خوبی دارید. ما سال  1351 از قلعهء موسی  به خیرخانه مینه کوچ کردیم  و در مکتب  ابتدایی  بوبوجانی  شاگرد  معلمه  نازنینم  لیلا جان نورانی  بودم  که بعدها به خاطر  ازدواج  با  آقای  ظاهر جلالی « معلمه صاحبه لیلا جان جلالی» نامیده می شدند.

نورانی: قیوم جان بشیر، فکر می کنم به خاطر طولانی شدن حدیث نفس از اصل مطلب دور افتادیم.

بشیر: واقعآ همین طور شد، قول میدهم دیگر سخن تانرا قطع نکنم، اصل مطلب را ادامه بدهید.

نورانی : دستاویز این عده از پژوهشگران تنها متعلق بودن طیف وسیع طنز پردازان به اقشار پایینی جامعه و انتخاب نام های مستعار مضحک ویا خاضعانه نیست . آنها به نقل قول خود طنز نویسان هم استناد میکنند که خود شان خود را مسخره و یا نادان و یا دیوانه نامیده اند. درین مورد از مثالهای اروپایی ( که در آنجا هم زیاد بوده) صرف نظر میکنم، مگر بابای طنز فارسی دری عبید زاکانی نگفته بود که « مسخرگی پیشه کن تا داد خود از کهتر ومهتر بستانی؟» . در مورد اثر گذار بودن « تجاهل عارفانه» و « خود کم زنی» و « مسخره نمایی» برخی از فرزانه گان چند قصه گونه را می آورم. محمود غزنوی که سلطان هیبت ناکی بود، و حتی میگویند وزیر اعظم محبوب خود « حسن میمندی» را به « جرم» کدام « سرفهء مشکوک» و یا کدام « عطسهء بدون اجازه» هشت سال تمام در قلعهء کالنجر در غل و زنجیر نگهداشت ، مسخره ای داشت به نام طلحک . میگویند شبی در بزم شراب محمود که بر طلحک تکیه داده بود، پرسید: هی طلحک ! تو دیو ثان را چه باشی؟ طلحک فورآ پاسخ داد: همین لحظه متکای شان. در عصر قاجاریه در ایران مسخره ای به نام کریم شیره ای از وزراء وبزرگان باج می گرفت . اگر کسی بروتش را چرب نمی کرد، از زبان پر از نیش او مصئونیت نمی یافت. حاجی اسماعیل سیاه ، این شاعر طنز پرداز و فرزانه که در هرات همه با اشعار تند وطنز آمیزش آشنایی داشتند، تخلص « گوزک» را برای خود انتخاب کرده بود. می گویند باری یک شاعر ایرانی که « ندرت» تخلص میکرد به هرات آمده بود. در محفلی این آقای « ندرت» را با حاجی اسماعیل معرفی کردند. « ندرت» که قبلآ شنیده بود حاجی در شعر « گوزک» تخلص می کند، از سر تعریض و طعنه به حاجی گفت: حاجی آقا! شنیده ام که شما بسیار خوب شعر می تیزید.

   حاجی اسماعیل به جوابش گفت: همیشه نه ، ولی گاهگاهی بر سبیل ندرت می تیزم.

   سردار محمد هاشم خان در دورهء نایب الحکمه گی خود در هرات حاجی اسماعیل را با تمام خصوصیات و استعداد هایش می شناخت، بنا بران با وی باب رفاقت و صمیمیت گشوده بود. بعد ها که سلطنت به خانواده خودش انتقال یافت واو به حیث والا حضرت افخم و صدراعظم کبیر  مورد خطاب قرار میگرفت و از هیبت او حتی وزراء مستقیم به سوی چشمانش جرأت دیدن نداشتند، حاجی اسماعیل هروقتی که به کابل می رفت بدون حصول اجازه قبلی ملاقات وارد اتاق صدراعظم می شد.

   میگویند در یکی از روزها که از هرات آمده وارد دفتر صدراعظم شد، گفت : صدراعظم صاحب از هرات دست خالی نیامده ام برای شما سوغاتی گرانبهایی آورده ام. آنگاه دستمال گره شده یی را سر میز صدراعظم نهاد.

   سردار محمد هاشم خان گره دستمال را کشود ، دید در میان دستمال یک پرچه نان است و یک توته قند.

گفت : حاجی! تحفه گرانبهایت همین است؟

   حاجی جواب داد:

   - بلی از برکت حکومت شما نان خشک و چای شیرین خوردن در هرات حالا دیگر غذای اشرافی به حساب

می آید، چون برای همه میسر نیست. زیرا قحطی در هرات بیداد می کند.

    هاشم خان سراسیمه می شود و هدایت میدهد که به صورت عاجل غله وخوراکه به هرات ارسال شود. این دو قصه « حاجی» نشان میدهد که او به توصیهء پیر خود« مولانا عبید زاکانی» داد خود از کهتر ومهتر می گرفت.

   ولی با وصف کارایی این شیوه برخورد از سوی طنز نویس وبه کارگیری طنز به حیث وسیله فشار و تهدید به عقیدهء من نباید، نه نحوه برخورد طنز نویس و نمایش سیمای خود در جامعه بدین « گونه» خاص ونه هدف طنز را بر همهء طنز نویسان وهمهء طنز ها تعمیم بدهیم وبگوییم طنز نویس یعنی فرزانهء ابله نمایی که خود را به در دیوانگی می زند و طنز یعنی باجگیری . هم اهداف ، نتایج و پیامد های طنز، مثل اشکال و قالب های آن گونه گون است وهم طنز نویسان آدم های متفاوت و دارای روش های گونه گون اند. این شاید نوعی تاکتیک و استراتیژی در عملکرد برخی از طنز پردازان باشد و بی گمان یگانه روش هم نیست.

ادامه دارد...

 
 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer