.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 تاریخ نشر یکشنبه ۲۶سنبله  ۱۳۹۱  - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۲ هالند
 
 
 
 حکایت۱۸۶

بخرابی من ای ساقی  دوران  آخر

  آنقدر سعی نمودی که خرابم کردی

                                           ( ؟ )

کسی که هیچ دوست نداشت

*********

در سال (۲۸۷) امیر اسمعیل بن احمد سامانی (۲۷۹-۲۹۵) بر عمر و بن لیث صفاری (۲۵۶-۲۸۷) دست یافته و او را اسیر نمود.

چندی بعد ازین واقعه نامهء از خلیفه معتضد عباسی (۲۷۹-۲۸۹) برای امیر اسمعیل سامانی رسید که در آن از امیر موصوف تقاضا شده  بود  که عمرو را بهمراهء اشناس خادم ( که بعضی ار مؤرخین اسم او را اسناس ضبط نموده اند) ببغداد بفرستد. امیر اسمعیل به عمروگفت:

من نمیخواستم که تو بدست من اسیر شوی و چو اسیر شدی ببغداد اعزام گردی زیرا خواهان زوال دولت شما نبوده ام ولی اکنون فرمان از درگاهء خلافت رسیده است که ترا ببغداد بفرستم و من ناچارم که فرمان را اجرا کنم ، اما میل دارم که ترا به اتفاق سی نفر سوار از راهء سیستان ببغداد بفرستم، شاید در اثنای راه هواداران توقیام کنند و ترا نجات بدهند که هم من از مسئولیت خلاص باشم و هم تو آزادی خود را بدست آورده باشی . آنگاه عمرو را با شناس خادم سپرد وعدهء نیز بهمراهء آنان فرستاد. 

ایشان از راه سیستان عازم بغداد شدند و یکماه در شهری که آنرا « ند» می نامیدند توقف نمودند ولی هیچکس از مردم سیستان وخراسان را پروای عمرو نبود واحدی برای رهائی ونجات او اقدام نکرد.

یکی از فرستادگان امیر سامانی که از مذاکرهء نهانی امیر و عمرو اطلاع داشت از عمرو پرسید:

 ای امیر ! آیا در تمام جهان یکنفر هم دوست برای خود نگاه نداشته ای ؟

عمرو جواب داد:

 ای استاد، من بر سر فرمانروایان جهان مانند معلم در مقابل کودکان بودم آیا هرگز کودکانی که از دست استاد خود نجات یافته اند آرزوی بازگشتن و نشستن استاد را خواهند داشت؟

عاقبت عمرو را ببغداد بردند و او در آنجا پس از یک چند زندانی بودن بدسیسهء قاسم بن عبیدالله وزیر بعد از وفات معتضد( چهارشنبه ۵ جمادی الاخری۲۸۹) بقتل رسید.

  سلسله این حکایات ادامه دارد

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer