.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 حکایت۱۷۵ 

غم  نا  امیدی  من  مگر آن  نفس  بدانی

که برون روی ز باغی و گلی نچیده باشی

                                             « فغانی »

خانهء وصال

تاریخ نشر یکشنبه  ۱۷  ثور ۱۳۹۱ -  ششم  می  ۲۰۱۲

        یکی از اعیان قرن سیزدهم هجری کنیزکی حبشی برای وصال شیرازی  ( میرزا شفیع مشهور بمیرزا کوچک و متخلص بوصال شاعر معروف قرن گذشته که در سال ۱۲۶۲هجری قمری در گذشته است ) بخشیده بود وصال قطعهء دلپذیری در توصیف سیمای کنیزک مذکور سروده  و در ضمن آن به سفرهء بی نان و نان خوار فراوان خود اشاره کرده است که اگر چه عکس العمل کنیز در برابر شعر او معلوم نیست ولی خود این قطعه به آن می ارزد که خواننده گان محترم آنرا بجای یک حکایت قبول کنند.قطعه یاد شده اینست:

دوش چون گشت جهان از سپه زنگ سیاه

از  درم  آن  بت   زنگی   بدر   آمد   ناگاه

با رخی غیرت مه ، لیک بهنگام خسوف !

خنده بر لب چو درخشی که جهد ز ابر سیاه

بینیش  چو  الف  ،  اما  بسر   های  دهن

ابرویش همچو یکی مد  که  نهد بر سر آه

همچو نرگس که به نیمی شگفد در دل شب

چشم  افگنده  بصد  شرم  همی  کرد  نگاه

لب چو انگشت  ولی  نیمهء  انگشت  آتش

مو چو سرطان ولی چو شب سرطان کوتاه

چون یکی شب که دو روزش بمیان در گیرند

می خرامید  و زاصف  دو وشاقش همراه

گفتم ای از رخ تو گشته شب من شب قدر

وی   بزلفین   تو  آورده   شب  قدر  پناه

ای تو  با  بخت  من  سوخته  توام زاد ده

زی  برادر  بشب  تیره  که  بنمودت  راه؟

هر زمان بر من و بر کلبه من می نگریست

آه   میزد   که   بدوزخ   شده ام  واغوثاه

خانه ای حجرهء او هفت  و مقیمش هفتاد

سفره ای گردهء او پنج  و بگردش پنجاه

مطبخی  دید  بمانند   یکی   بیضه  سفید

روزنش   لیک  ز دود  دل  اطفال  سیاه

آن یکش گفت که بی آرد بزن نان به تنور

وان دگر گفت که بی دلو بکش  آب از چاه

خواست دستاس ، یکی گفت که بر بام فلک

جست گندم ، دگری گفت که در خرمن ماه

از من وخانهء من شد همه نومید، چو دید

که همه  چیز  ضعیف است  مراحتی الباه

  سلسلۀ این حکایات ادامه دارد

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer