.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
حکایت۱۷۱ 
 

زین پیش نخواهم که کنی یاد سنائی

بامات چکار است چنانیم که هستیم

                                          « سنائی »

تاریخ نشر یکشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۱ -   اول اپریل  ۲۰۱۲

کور خود بینای مردم

کودکی که از اثر آبله زیبائی صورت را از دست دادته بود و با امیر اسمعیل سامانی (۲۹۷- ۲۹۵) نسبتی داشت در بارگاه امیر موصوف حضور داشت .

یک از ندیمان امیر که به قاضی ابو منصور شهرت داشت در موقعی که امیر در بارهء کودک مذکور سخن میگفت از روی خوش طبعی گفت :

لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل السافلین و از تلاوت این آیه مقصودش این بود که از زیبائی گذشته و زشتی حال آن کودک بکنایه یاد کند.

طفل که منظور قاضی را دریافته بود بی درنگ در پساخ قاضی این آیه را تلاوت کردم

وضرب لنا مثلا و نسی خلقه ( برای ما مثل زد و خودش را فراموش کرد) . چون قاضی از حیث چهره و اندام بسیار زشت بود و بر رخسار وی نشانه های آبله نیز دیده میشد از جواب کودک متغیر شد و گفت :  

راست گفته اند که با طفل و دیوانه نباید سر بسر گذاشت .

کودک گفت :

در مثلها میگویند که دیگ به دیگ میگوید تو سیاهی ! این ضرب المثل در حق من و تو ای قاضی چه خوب صدق میکند؟

امیر اسمعیل خندید و قاضی از شدت خشم خاموش شد!

   سلسلۀ این حکایات ادامه دارد 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer