.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
حکایت۱۷۰ 
 

امیر قافله اندک تغافلی شرط است

که بی نصیب نمانند قاطعان طریق

                                         « ؟ »

عذر بد تر از گناه

تاریخ نشر چهارشنبه نهم حمل ۱۳۹۱ - ۲۸ مارچ ۲۰۱۲

هنگامیکه خواجه نظام الملک نظامیهء بغداد را می ساخت ، معتمد او ابو سعید احمد بن محمد نیشابوری صوفی  بود « آغاز بنای نظامیه در ذیحجه ۴۵۷ بود و به روز شنبه ۱۰ ذیقعده ۴۵۹افتتاح یافت » وقتی بخواجه اطلاع دادند که معتمد وی خیانت کرده و از پولی که باید بمصرف عمارت مدرسه میرسید، مبالغی را تصرف کرده است . ابو سعید از این اطلاع یافتن خواجه با خبر شد و ببصره گریخت و پس از چندی از گریختن پشیمان شد و ببغداد بازگشت و نزد خواجه رفت و عذر خواهی نمود و گفت :

ای خواجه تو این مدرسه را خالصالوجه الله تعالی بنا کرده یی ، هر کس خیانت کرده باشد حساب او را به خدا واگذار کن تا تو ثواب حاصل کنی و خاین و زرو وبال آنرا بقیامت ببرد.

خواجه گفت :

اندوه من بخاطر مال نیست که تو خیانت کردی ، بلکه اندوه من برای فرصت و زمانی است که فوت شده و تدارک آن امکان ندارد ، من میخواستم که بنای این مدرسه مانند بنای جامع منصوریه و شفاخانه عضدالدوله محکم باشد زیرا شنیده بودم که ایشان برای تهیهء یک خشت یک زنبیل گچ میریختند ، ولی من شنیدم کحه تو پول عمارت را در خشت منقوش صرف کردی و از آن میترم که زود خراب شود.

خواجه بعد از گفتن مطالب فوق دیگر چیزی به ابوسعید ، نگفت و از سرزنش وتوبیخ او صرف نظرکرد.

  سلسلۀ این حکایات ادامه دارد 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer