.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
حکایت۱۵۱ 
 
درین عالم از هرچه بایستنی است 

نکوتر  ز  فرزند  شا یسته  نیست

                                        « ؟ »

مرگ بهتر از ننگ

تاریخ نشر یکشنبه ۱۷ میزان ۱۳۹۰ - ۹ اکتوبر ۲۰۱۱

در سال (۷۱) هجری جنگ سختی میان مصعب بن زبیر و محمد بن مروان در عراق اتفاق افتاد . مصعب به طرفداری از برادر خود عبدالله بن زبیر (رض) که مردم حجاز ویرا بخلافت نوید داده بودند و محمد نیز بطرفداری از برادر خود عبدالملک بن مروان که در شام به عنوان خلافت فرمانروائی میکرد میجنگیدند ، مصعب احساس شکست نمود و پسر خود عیسی را که در معرکه حضور داشت گفت :

از موقع استفاده کن و بگریز!

عیسی گفت :

هرگز چنین کاری نمیکنم و این ننگ را بر خود هموار نمی نمایم که زنان قریش بگویند : عیسی پدر خود را تسلیم دشمنانش کرد و جان خود را نجات داد.

مصعب گفت :

پس به مکه برو و عم خود عبدالله را اطلاع بده که مردم کوفه مرا بکشتن دادند!

عیسی گفت :

 این کار هم از دست من نمی آید که خبر مرگ ترا برای قریش ببرم ! اما ای پدر بهتر آنست که به بصره برویم زیرا مردم بصره با امیرالمؤمنین ( عبدالله بن زبیر ) وفا دارند.

این عمل جایز نیست زیرا میل ندارم که زنان قریش از فرار من سخن بگویند!

سپس پدر و پسر هر دو در میدان جنگ پایداری کردند تا اینکه به قتل رسیدند.
 
    سلسلۀ این حکایات ادامه دارد
 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer