.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
حکایت۱۵۰ 
 
زن  بد  در سرای  مرد نکو 

هم درین عالم است برزخ او

                                 « سعدی »

همسر سعدی

 تاریخ نشر یکشنبه ۱۰ میزان ۱۳۹۰ - دوم اکتوبر ۲۰۱۱

شاعر بزرگ اجتماعی ، سعدی شیرازی ، در یکی از غزوات شرکت جست و اتفاقآ اسیر کفار فرنگ شد و آنان ویرا مدتی درخندق شهر طرابلس شام به گلکاری وا داشتند.

 شاعر آزاده در آنجا بجای سرودن غزل های آبدار خاک و گل را بیل میزد و امثال و نظایر این قطعه را زیر لب زمزمه میکرد:

همی گریختم  از مردمان بکوه و بدشت

که از خدای  نبودم  به  آدمی  پرداخت

قیاس کن که چه حالم بود در آن ساعت

که  در طویله   بنامردمم   بباید  ساخت

و پس از آنکه روزگاری در آن حالت بسر برد یکی از بزرگان شهر حلب که باوی آشنائی داشت اورا به ده دینار خرید و آزاد کرد و با خود به حلب برد و دختر خود را بنکاح او در آورد و مهر دختر را صد دینار معین کرد . خود شاعر درین باب میگوید: 

مدتی بر آمد ، بد خوی ستیزه جوی ، نافرمان بود . زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغص داشتن ، باری زبان تهنت دراز کرد و همی گفت : تو آن نیستی که پدر من ترا از فرنگ باز خرید ، گفتم بلی من آنم که بده دینار از قید فرنگم رهانید و بصد دینار بدست تو گرفتار کرد.

 شنیدم  گوسفندی   را   بزرگی

رهانید  از  دهان   چند  گرگی

شبانگه کار د بر حلقش بمالید:

روان  گوسفند  از  وی  بنالید

که از چنگال گرکم  در ربودی

چو دیدم عاقبت گرگم  تو بودی

    سلسلۀ این حکایات ادامه دارد
 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer