.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
پَرودی سازیهای حضرت خلیفه

نگاهی به کتاب  تازۀ رهنورد زریا ب

نوشتۀ جلال نورانی

پَرودی سازیهای حضرت خلیفه

پَرودی ها ونا پَرودی ها

تاریخ نشر شنبه ۲۶ سنبله ۱۳۹۰ - ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱

جلال نورانی
جلال نورانی
در آ غاز سال جاری خورشیدی (۱۳۹۰ )  تا زه ترین کتاب  استاد  رهنورد  زریاب را انتشارات تاک  در۱۱۴ صفحه به چا پ رساند  .  روی جلد  را تماما ْ  تصویر خود  رهنورد ګرفته  است . این عکس اندک دستکاری شدۀ رهنورد ، بهترین تصویر اوست  که تا حال دیده ام . در این تصویر که رهنورد عزیز لبخند مهربانانه  به لب دارد ، ابهت ، پخته  سالی ، وقار و درعین  حال اطمینان به نفس  موج می زند . سالها پیش در مهاجرت و قتی که  « هذ یان های دورغربت  » رهنورد را خواندم خوشحال شدم که  غیراز دا کتر اکرم عثمان ، این پیشکسوتِ  دیگر داستان نویسی معاصر افغانستان ، یعنی رهنورد زریاب  ، هم  به طنز نویسی علاقۀ و محبت ، و حتی تمایل  به  نوشتن  طنز دارد . بعد  ها که مقاله های رهنورد  را در بارۀ طنز ومقدمۀ اورا  بر کتاب  حلیم  تنویر  خواندم  ، فهمیدم که رهنورد در بارۀ هنرطنز پردازی آ گاهی درخور  دارد . در کتاب  « هذیان های  دور غربت » رهنورد  از دریچۀ پَرودی  سازی  وارد  جهان  طنز شده است. پَرودی Parody  یکی اشکال  طنز است ، ما نند : طنز تصویری  ( کارتون و کاریکا تور ) ، طنز تمثیلی ، طنز منظوم و طنز های  داستانی و . . .

    من در رابطه  به  پَرودی کتاب  کو  چګی نوشته ام که به صورت پا ورقی  سال  پار در انیس چاپ شد و  به شکل کتاب  امسال به بازار کتاب خواهد  آ مد .  پَرودی ، که  گفتم  شکلی از طنز است  ، از یونان  قدیم  شروع شد . اریستوفان  با  نوشتن  « بقه ها »  و « پرندگان  » نخستین پَرودی ساز Parodist یونان قدیم  است . همچنان  منظومۀ « دیلیاد » اثر نیکو خارس نمونۀ دیگری از پَرودی های یونانی است که به  تقلید و یا مسخره کردن « ایلیاد »  اثر هومر نوشته شده است. درصد سال اخیر درایران به تقلید سبک  شیخ سعدی بزرگ در گلستان ، آثار طنزپرودیک Parodic را زیرعنوان های « ملستان » ، « خارستان » و « گندستان » نوشته اند . اما باید  فراموش نکنیم که در فارسی  دری نخستین طنز پرودی ها را  بابای  طنزپارسی عبید زا کانی نوشته است. عبید رساله صد پند  والتعریفات و موش و گربه را به تقلید ازنصیحت نا مه ها ، لغتنامه هاوجنگنامه های زبان  دری نوشته است .  به همین علت ادوارد براون در« تاریخ ادبیات فارسی » وقتی که به عبید زاکانی می رسد ، اورا بهترین  Satirist وParodist  زبان فارسی می خواند .  یعنی بهترین طنز پرداز وبهترین پَرودی ساز .

   چهل دوسال پیش درجریدۀ ترجمان من وچند  نویسندۀ دیگر وقتی که طنز هایی  به تقلید از سبک  سعدی ( حکایت ها ) می نوشتیم ، با لاتر ازعنوان به خط کو چک استاد بشیرمرحوم می نوشت : « نثرجدیم » ؛ در آن وقت نه استاد بشیر ،نه من ونه  دیگران  می دا نستیم  که این  شکل  طنز را  در مغرب زمین پرودی   می گویند واین اصطلاح ترجمۀ دری  ندارد و متر جمان ایرانی که  آنرا تقلید نویسی  ترجمه کرده اند و یا مرحومان علامه قزوینی و مهدی  اخوان ثا لث که  آنرا « نقیضه » خوانده اند همه  اشتباه کرده اند  . من در این  رابطه دلا یل خود را درکتابم نوشته ام و دراینجا به آن نمی پردا زم .

     در پَرودی سازی از  تکنیک ها  یا شګرد های مختلفی که در طنز پردازی مروج است  کار می ګیرند اما از شګرد تحریف  Distortion بیشتر از سایر تکنیک  ها  استفاده  می شود . و این  شگرد را بار اول در زبان  دری ، حضرت حکیم سنا یی  غزنوی به کاربرد . من همیشه  ازعبید زا کانی، به عنوان « با بای طنزپارسی » یاد می کنم .اما بنیانگذارونخستین طنزپردازدراین زبان ، سنایی غزنوی است. سنایی دا ستان  های طنز ، به معنای واقعی آن را آفریده است . نه اینکه ما نند  شعرای قبل ازخود  صرفاً در برخی  از ابیات ، به بیان خود لحن طنزداده باشد . در یکی از این داستانها وی« ریاکاری » را موضوع طنز قرارداده است . در این داستان زن پیری، دختر جوان وبیمارخود را هرروز نا ز میدهد  و به اصطلاح « بلایت  به جانم ، دردت به جانم  »  را تکرار می کند  . از قضا  گاو پیر زن سرش را به دیگی  فرو می کند  تا چیزی  بخورد سرگاو به دیگ بند می ماند وگاو قیا فۀ هیبت  ناک  پیدا  می کند .  پیر زن اوراعزرا ئیل پنداشته  فریاد می زند که : « عزرا ئیل ، اگر آمدی که جان مرا بگیری ، من جور وتیار هستم ، مهستی ( دختر جوان  پیرزن ) مریض است برو جان اورا بگیر. جالب اینست که درهمان هزارسال پیش ، این طنز پردازنخستین ، گویی با صنعت تحریف آشنا بوده است و میدانسته که آ دمیها  در موقع ترس  ،  یا بخاطر بیسوادی ، کلمات را دگرگونه استعمال می کنند . سنایی از زبان پیرزن ملک الموت ( به تصورخودش ) را، « مقلموت  » خطاب  می کند .

از قضا گاو زالک  ، از پی خورد

پوزروزی بدیگش اندر کـــــــــرد

ماند  چون پای مقصــد اندر ریگ

آن سر  مرده  ریگش اندر  دیگ

گاو ما نندی  دیــــــــوی از دوزخ

سوی آن  زال تا خت  از  مطبـــخ

زال  پنداشت ، هست  عزرا ئیـــل

بانگ بر داشت  از  پی تهویـــــــل

کای مقلموت  من  نه مهستیـــــــم

من یکی  زال پیر محنتیــــــــــــــم

اوست بیمار ، من نیم بیمــــــــــار

من درستم ، مرا بدو مشمــــــــــار

گر ترا مهستی  همی  بایــــــــــــد

آنک او را  ببر ، مرا  شایــــــــــد

دخترم اوست ،  من نه بیمـــــــار

بسرش رو ، زدســــــــــت  بگذار

من برفتم تو دانی و دختـــــــــــــر

سوی او رو  ، زکارمن بگــــــــذر

بی بلا نا زنین شمـــــــرد  ، او را

چون  بلا دید  ، در ســـــپرد  اورا

تا بدانی که وقت  پیچا پیـــــــــــــچ

هیچکس مر ترا نباشد  هیـــــــــــچ

پرودی ساز نخستین زبان دری عبید زاکانی ، با اضافه کردن پیشوند عربی « ال » با کلمات  دری، صنعت تحریف را به کار بست :  البا نو ، الکد بانو، البیگم ، البازاری ، البد بخت و . . .

     شاد  روان استاد  علی  اصغر بشیر از نیمه های کلمات جدید و قدیم اصطلاح « جدیم »  را  با لای پرودی  های ما قرارداد  ، شاملو بار اول در سال ۱۳۴۶ خورشیدی طنز های بسیار کو تاه  پرویز شاهپور را  « کاریکلما تور » خواند .

     ترکیب  کاریکاتور را با فوتو « کاریفو تو »  خواندند  . سید عبدالقادر رحیمی از کلمات  انتخابات و انتصابات ،  انتصخابات را  ابداع  کرد . احسان  الله سلام سنگ تمام تر گذاشت و وزارت خانه ها و بعضی  نهادها راچنین نامید : وزارت تعطیلات عالی ، وزارت مداخله ، اتحادیه هنربندان . کورنالیــــــــــــزم  واحد نظری شعارنان ، خانه ، کا لا را با  پیوسته نوشتن  این  طور کاریکاتوریک ساخت : نا نخانهکا لا.

    نسرین گروس ابوبکر در کتابش « قصاریخ ملالی » از  کلمات قصه و تاریخ « قصاریخ » را ابداع نمود وصنعت  تحریف یا Distortion را به  کار بست  .

     نویسندۀ  ایرانی  سعید نفیسی  نویسند گان ودولتمردان  عصر خود  را با استفاده از این صنعت چنین نامید : دا کتر منو چهر ادبار ( دا  کتر اقبال ) ،داکتر دیپلماسی ( دا کتر سیاسی  ) ، سیداحمد کجروی( سید احمد کسروی ) دا کتر مهرعلی عورتگر( لطفعلی صورتگر ) ، سریع الامان گریزان پر( بدیع الزمان فروزانفر )  (۱)

   و اینک رهنورد  زریاب از داستان وحکایت « داستایت » را ساخته است .

     گاهی از طریق  سر چپه سازی  کلمات هم  می توان  کلمه  ساخت . ما در ترجمان می نوشتیم در شهر « لباک »  که طبعا ً مراد  ما  کابل  بود . غلام حضرت کو شان  تخلص خود را  در برخی  از  طنز گونه هایش سرچپه می کرد ومی نوشت به قلم « نا شوک  »

      در مغرب زمین هم همین کار را کرده اند . جورج  اورول O rwell  در سال  ۱۹۴۸  کتابی  نوشت  اما عنوان کتاب  خود را « ۱۹۸۴ » نامید  . همین گونه نویسنده یی در مغرب زمین عنوان  کتاب خود راErehwon  گذاشته بود که سر چپۀ Nowhere  است ، و این کلمه « نا کجا » یا«هیچ جا » معنی می دهد  .

     رهنورد  زریاب  ، طوریکه  گفتم طنز پردازی  را درکتاب « هذیان های دور غربت » شروع کرد ، و آن طنز ها ، پَرودی بودند .  وقتی که کتاب مورد  بحث من  « و شیخ  . . .  گفت  » به  دستم  افتاد  با دیدن ترکیب « داستایت  » وخواندن  نخستین داستان  یا حکایت کتاب  فهمیدم که باز هم خلیفۀ مان  حضرت  رهنورد  زریاب  قصد  پرودی  سازی کرده است .  قبل از این که به نقد  کتاب  بپردازم میخواهم  بسیار  مختصر  شرح بدهم  که پرودی Parody چگونه طنز را گویند  وخصوصیات پرودی  یا  طنز های پرودیک چیست . چون کتاب من  در رابطه به  پرودی  از چا پ بیرون  نشده است  یقین  دارم که جز  چند  طنز پرداز و چند محققی چون  منیژه  باختری ، مرحوم  کاظم  آ هنگ ، دا کتر سمیع حامد ، محمود  نظری ، احسان الله سلام  ، مسعوده خزان ، نصیر احمد  نشا ط  ، عبدالنافع همت  ، سید عبدالقادر رحیمی  ،  دا کتر  ظا هر ایوبی  ، یما  ناشر یکمنش ، واحد  نظری ، دا کتر اسد  بدیع ، مبارکشاه شهرام ، تواب امیری ، استاد  نعمت الله شهرانی واحتمالاً ده  تا  پنجاه  شخص  دیگر ، از خصوصیات پرودی  و تئوری  های آن    آ گاهی نداشته باشند وقضاوت های من در بارۀ پرودی  های رهنورد زریاب  قابل  درک نبا شد  .

    در واژه نامۀ فرهنگ آ مده است که  : « در اصطلاح ادبی  پارودی تقلید مسخره آ میز از کلمات  ،  سبک ، نگرش ، لحن وعقاید نویسنده  یی  یا  شیوه  خاص  در نوشتن  است  و شاخه یی از طنز محسوب  می شود . . .   کتاب  اخلاق الاشراف  نوشتۀ عبید زا کانی ،پَرودی است بر کتاب « اوصاف الا شراف » خواجه نصیر الدین طوسی . . .  کتاب « مقویم » نوشتۀ سرهنگ میرزا  رضا خان افشار، پَرودی تقویم های قدیمی است (۲)

    دا کتر حسن جوادی استاد  دانشګاه درلندن  که کتابهایی هم  به  فارسی وهم به انګلیسی د ر بارۀ  طنز نوشته است  می گوید  :

    «  یک  پارودی کتابی  است  به تقلید از معرا ج نامه  ها یی که  به فارسی یا عربی  نوشته  شده  ،  به  قلم ذبیح بهروز است  . وی  همچنان کتابی را به  تقلید از سبک  « گلستان » سعدی نوشته  و اسم  آنرا « گندستان » گذاشته است .

   در ایران چندین کس  این کار را کرده اند . فریدون تو للی هم « التفاصیل » را به تقلید  شیوۀ نگارش  پیشنیان نوشته که  چون  موضوعات  مطروحه در آن مسایل  روز گار ماست، می توان  این  کتاب  را  طنز  هایی از نوع پَرودی خواند . چهل و چند سال  پیش من  این  حکایت را برای جریدۀ « ترجمان » نوشته بودم :« حکایت همی کنند که بیتلی  را گرل فرندی  بود خوشگل و زیبا  که  چشم  فلک به زیبا  یی  او کمتر دیده و عطر گیسوانش  دل  از  زاهد و نازا هد ربیده ( ربوده ) ، هر دو  با  پوشیدن لبا سهای عجیب مرخویشتن را آ را ییده و سرو وضع خویش  مدر نیزه کردندی و چون همدیگر  بدیدی ، ها واریوگویان  به استقبال همدیگر بشتا فتی . . . . .   روزی       نا صحی مر ایشانرا فراز آ مد ودست کنارگوش گرفته ندا دادی  : هان ای جوانان !  مگر چشم  امید وطن برشما نباشد ؟  بدا نید و آ گاه باشید که دیگران اپولوها به هوا کردند و به تسخیر سیارات روی آوردند ، اما شما هنوز دراندیشه تقلید نکات منفی تمدن باشید ، افسوس  . زهی افسوس . . .   پسر ابرو درهم کشید وخروشید : ترانشاید نصیحت ما کردن که ما  انچه همی کنیم  از نوع  تقلیدات  ،  آ مو خته ایم  از  فلم ها  ، واین  فلم هارا بر ما دیگران وارد کنند و ماراگناه نباشد ، گود بای »

   و در همان  سالها که اسرا ئیل زمین های کشور های عربی را اشغال کرده بود  و یک وزیر  دفاع یک چشمه  به نام موشه دایان  داشت، من  زیر عنوان « حکایت موش یک چشم  »  با نام مستعار   « چو شکی » طنزی نوشته بودم که بخشهایی  از  آن  را می آورم  : « . . .  را  وی گفت برهمن را که در بیا بان فلسطین  موشکی بود یک چشم وتیز دندان  که همواره به زمین های دیگران رخنه کردی  وبه مال  دیگران  چشم  دوختی  و به هر چند  وقت نزد  پیری  تیز گر رفتی تا دندان  هایش   تیز کردی و پیراز وی حمایت  دریغ نداشتی  . . .   روزی  پیر تیز گر گفتش ، هان ای موشک !  بدان و آ گاه باش که من حیلت ها به کار بسته ام تا در میان  برا درانی که  ترا دشمن دارند،نفاق اندازم ،تومی باید این حیلت ها غنیمت شمری وچون آ نان به جان هم افتند ، درگوشه یی نشسته دم بجنبا نی نا خن به هم زنی، تا مشغول خویشتن باشند وترا به فراموشی  سپرند .

     موش  پرسید ، اگر آ نان  یکی شوند  مرا چه سر نوشتی باشد  ؟

     پیر گفتش . ای ساده دل  !  اگر آ نان را و حدت و اتفا قی باشد ،  به یک طرفة العین مر ترا از دم گرفته  به دریا اندازند . چنا نکه  درکتاب درسی  صنف دوم  مذکور باشد  :

موش در ساعتی  که جان  میداد

گفت  بر نفس فتنه  لعنت  بـــا د(۳)

    پیش از اینکه جریدۀ طنز « ترجمان » اولین  نشریۀ طنزی افغانستان منتشرشود ،  در دهۀ  چهل خورشیدی ، استاد علی اصغر بشیر در مجله  ژوندون  دو صفحۀ مجله  را به طنز اختصاص داده  بود . این  صفحات  طنز در«ژوندون» زیرعنوان  « کچری قروت » به چا پ میرسید  .

کارتونهای« کچری قروت » در مجلۀ ژوندون به مدیریت مسوول بشیررفیق را دکتورعبدالرحیم  نوین با امضا های « چکک »، « گل بی خار » ، « بانجان بد» و« آفت» می کشید . استاد غلام علی امید زیر کارتونهای خود « امید » امضاء می کرد.

     در یکی از شماره های « کچری قروت » ، استاد بشیر یک طنز پَرودی کو چک  را به تقلید از حکایت های ګلستان سعدی به چاپ  رسانید . در این پَرودی ُ استاد  از صنعت تحریف Distortion  به گونه وارونه  سازی استفاده کرده  کلمات  « حکایت » ،  «  گلستان » و« شیخ  سعدی » را دگر گون ساخت ،  بدین گونه:

شکایت

از گلخنستان  شیح نحسی

    یکی را دوستی بود که عمل  نسوار کردی  ، مدتی  اتفاق  ملاقات نیفتاد  ، کسی گفتش  فلان را دیر شد که ندیدی . گفت من اورا نخواهم  که ببینم  . قضا را یکی از کسان او حاضر بود، گفت : چه خطا کرده است که ملولی از دیدن او ؟

      گفت : هیچ ملا لی نیست . اما دوستان نسواری را وقتی توان دید که  بیهوش باشند و مرا را حت خویش دررنج او نباید.

قطی ناس در کف  وسر  گیــــــــــــچ

از سلامت فراغتی دا رنــــــــــــــــــد

گاه بیهوشی ودهن  بو یــــــــــــــــی

درد دل  پیش  دو ستان  آ رنــــــــــد

امروز نیز طنز پردازان از شیوۀ پَرودی سازی  در طنز پردازی  استفاده  می  کنند  . یما  نا شر یکمنش در رابطه  به  پارلمان امروزی  افغانستان ، طنز طویلی دارد که به  نظم و به نثر اســـــــت

ودرهر بخشی سبک  یکی از متقد مان را تقلید کرده است ، در جا یی می گوید :

گفت کرزی ، کا که تیغون را  کــه هی

یک خبر دارم ، تو ای فر خنده پــــــی

پارلمان  آ مد به کشور، پا رلمــــــــا ن

در جوابش گفت ، آن  نا مهربـــــــــا ن

چون بگفتی ، پس بگویم ، در مپیـــچ

پارلمان  ها  پیش ما صفر است و هیچ

ما زبا لا ئیم و  بالا می رو یـــــــــــــــم

گرنیا یی، ما که تنها می رویــــــــــــــم

در نیا بد حال  پخته  هیچ خــــــــــــــا م

پس بگویم  پارلمان را صد  ســـــــلا م

من  خبر کردم ترا، ای  بی خبـــــــــــــر

ای  برا درغم  نداری  بز بخـــــــــــــــر

و در بخــش  دیگـــــــر  این  نوشتۀ  یکمنــــــش  می  خوا نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم :

شنیدم  که در  پارلمان عجـــــــــــــــــم

نمودند  بر جنس  مردان  ستـــــــــــــم

رۀ نیــــــک  مــــــــــــردان  آ زاده  را

گرفتنــــــــد و بستنــــــــــد  دروازه را

مبا دا رود  مردی  ، در  آن ســټــــرای

که او جو فرو شیست گندم  نمــــــــــا ی

بود از علا مات  آخر  زمـــــــــــــــــا ن

که سر می برآرد ، زن  از  پا رلمــــا ن

چنان قحط  سالی شد اندر وطـــــــــــــــن

که  محتا ج  گشتنــد  ، حتـــــــی  به زن

زن و پار لمان؟ و ای بر  روز مــــــــــا

خدا حافـــظ  ای روز پیـــروز مــــــــــا

چه خوش گفت دا نای دا نستـــــــه  را ز

به  بعضی از اینها بگوئیـــــــــــد  بـــا ز

بنی آ دم اعضای  یک دیگرنـــــــــــــــد

هلو، مستر افسوس ، بعضی خرنـــــــــد

و در جای دیګر همین  نویسنده می نګارد  :

 

     مگر تاریخ  مسعودی که  مشهور به تاریخ  بیهقی است   در این مورد  {  در مورد پارلمان } پرده از روی حقایق  تاریخی بر میدارد . . .  و  من که  ابو الفضلم ، از رسول  خلافت امریکا  شنیدم  که  سلطان از جامعۀ مدنی و پارلمان و طنی صحبت می فرمود که استادم  بو نصر مشکان عطسه ها زد و اشک خوشحالی بر دامن چگا نید و روی  گردا نید وزبان خا موشانید و هیچ  نگفت که دانا یان خود دا نند که پارلمان داشتن شاخک چسپاندن  است  بر جان  جور . . .

    بزرگترین نظریه پردا زان در رابطه  به پَرودی و پَرودی سازی میخا ئیل باختین وولفگنگ کایزر آلمانی هستند ودرروزگارما دو پروفیسوردا نشگاه های مغرب زمین خانم « لینداهچن» وخانم «مارگرت روز» کتاب های زیادی دربارۀ پرودی ، تاریخچه وانواع  آن و تئوری های آن نوشته اند .

     کتاب « . . . وشیخ قدَ سَ الله سره گفت »  نوشتۀ رهنورد زریا ب ، از لحاظ سبـــــــک نو شتاری تقلید  سبک پیشینیان  است . درمورد تقلید  سبک  ، مارگرت  روز می گوید :

     « اگر پرودی که تقلید  سبک یا شکل  یک نسخه قبلی است ، حاوی  چیز « تازه یی » نباشد  ، آن پرودی  ارزشی ندارد . بر عکس اگر دارای  ارزش  های جدیدی باشد ، ما نند  یک  اثر  بکر ومستقل ، ماندگار می شود . (۴)  

قبل از اینکه درمورد این تقلید نویسی رهنورد زریاب  سخن بگویم ،  میخواهم  توضیح کنم  که  چندین نوع تقلید  ادبی  ـــ هنری و جود دارد و طنز پردازی که قصد  ساختن ِطنز پَرودی دارد یکی از این  نوع تقلید ها را به کارمی ګیرد :

۱ ــ  برلسک Bur lesque

     و برلسک نیز دو نوع  باشد .  برلسک عالی  وبرلسک نازل . در نوع اول  طنز پرداز  برای قهرمان داستانش که از میان مردمان عامه ،  بازاری  وپتیاره انتخاب کرده است ، زبان  فاخر را به کارمی گیرد . یعنی  یک  مرد ک  عامی  ،  به زبان  شاعران  ،  پروفیسران ، شا هان و ادیبان گپ می زند . در این مضحکه سازی(  Bur lesque ) تضاد میان  شخصیت و گفتار ، زمینه خنده آ فرینی را فراهم  می  کند ، طنز پرداز  آ ما ج  خود  را آنگونه  که میخواهد  می مالد و مسایلی

   را برملا می کند. بهترین نمونۀ چنین طنزها « بیان نامۀ وارثان زمین» اثراستاد واصف باختری است ، که با به کارگیری شگرد بر لسک تا حال کسی درکشورما چنین طنزی نیا فریده است  . ( ۵ )

     بر لسک ماخوذ از کلمۀ ایتا لوی Burla   است  و بار اول  در قرن  شانزده  میلادی  در فرانسه  وارد  ادبیات  شد .

      ۲  تراوستی Travesty   :

      یک نوع  تقلید و یا وامگیری از  اثر دیگران را در مغرب زمین تراوستی می گویند .  این کلمه  ماخوذ ازکلمۀ فرانسویTravestire   است که« تغییرلباس دادن » معنا می دهد . به نظرلیندا هـچن

 تراوستی نویسان شکل را تقلید نمی کنند ، صرف محتوا را تقلید می کنند . جمال میر سا دقی  در واژه نامۀ خود  ، آ ثار« دهخدا » زیر عنوان  « چرند  و پرند » را در « صور اسرافیل » تراوستی خوانده است .

      ۳  کاریکاتورCaricature :

       بسیاری ازمنتقدان ادبی ، پَرودی را «کاریکا توریک » کردن  یک اثر دیگر می دا  نند .  ما میدانیم که  کاریکاتور ، تقلید مبالغه آ میز شخصیت ها ،  چیز ها و آ ثار است .

     ۴  سرقات  ادبی  و تقلید  های فریب  آ میز .

     گا هی از آ ثار دیگران ، لهجه ها  ،  لحن ها  وسبک ها به گونه هایی  وام گیری  می شود که یا مطلقاً سرقت ادبی است و یا تقلید هایی است شوخی آ میز که درمغرب زمین آنرا  hoaxمی نامند.

     شرح و تفصیل  این گونه  تقلید  ها نیز  در کتاب  من « پرودی و پرودی  سازان » آمده است .

     ۵  پاستچ  Pastiche    :

      دراین نوع تقلید یا وامگیری ازکاردیگران ، نویسنده  برای مستند کردن  نوشته اش برشها یی از آ ثار دیگران را بر میدارد . ودرجا هایی از  نوشته اش  جا به جا می کند . ابیات معروف ، ضرب المثل ها  ، گفته  های ناب و نغز گذشتگان ، آیات  و احا دیث  وحتی قصه های کو چک و پند  آ میز را در میان قصه  ویا  مقالۀ طنز آمیز خود آوردن ، در صورتی که میان  آنها و نوشتۀ نویسندۀ وامگیر  یک ارتبا ط  شگفت انگیز و منطقی بر قرار شده باشد ، اگر هنر نباشد ، حل اقل می توان     آ نرا نوعی مهارت  یا  خوش ذوقی خواند .

     درطنز مقاله های استاد علی اصغر بشیر و برخی از طنز های جناب عبدالاحد  عشرتی دیده ایم که  چگونه  این دو طنز پردا ز  با آوردن  ابیات ، قصه های کو تاه  ، گفته  های معروف بزرگان و امثالهم  بر قوت نوشته های خود  افزوده اند . اد وارد لوسی وسمت در فرهنگ اصطلاحات هنری خود  ، اصطلاح پاستچ فرانسوی یا  Pasiccio  ایتالوی  را چنین  تعریف کرده اند :  یک کار هنری  که درآن استایل یا برخی ازعناصرآ ثاردیگران وام گرفته شده باشد ، چه آ گاهانه وچه غیرآ گا هانه، چه به گونۀ مبالغه آ میز یا غیر آن ( ۶ ) وحالا  که اندکی از انواع  تقالید هنری وادبی سخن گفتم مروری خواهم داشت بر داستان هاوحکایت های شیخ رهنورد زریا ب که اعزا ز« قَدَ س الله سرهُ »را نیز از خویش  دریغ نفرموده است، این شیخ قصه ګوی وروایتګر که  آغاز ګرهر یک از قصـــــــــــه

 ها وحکایت ها است، هر چند  از امروز تا دیروز های چند  قرن پیش در سیر وسفر است و هر چند  در یک مکان  معین نی ، بلکه از  شام  وخجند ومصر وروم  سر می بر آرد ، « من » نشسته  در درون خودرهنورد  است . این قصه ها و داستانواره ها را با استفاده  ازصنعت Distortion ، نویسنده ، «  داستایت » ها نامیده است وخودش  آنرا ترکیبی  از کلمات داستان وحکایت می داند . اما بسیاری از نوشته ها حکایت هم  نیستند بلکه  صرف روایت  هستند . پس داستایت هایی چند در این کتاب « داستان  +  روایت » هستند  .

« پا یان بخش  اول  »

 لطفا بخش دوم را فردا مطالعه کنید

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer