.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
پدیده مهاجرت در میان روشنفکران

پدیده مهاجرت زمانی در قاموس ملت ما وجود نداشت و یک پدیده نا مانوس و شناخته نا شده بحساب میرفت. ما افغانها چنانکه تحت شرایط یک نظام سلطنتی بسر می بردیم ، اگر صدای ناله و فریاد ما بر خاسته از ظلم ، گرسنگی و یا تنگدستی هم بود ، بگوش کسی نمیرسید ، به قول ضرب المثل عامیانه که « سر خانه پوشیده است » میسوختیم و میساختیم.

دروازه های کشور نیز نیم کشوده و بهمان گونه آرزو ها و خواستهای ما نیزمحدود و سر پوشیده بود و از زرق و برق بیگانگان، بیگانه بودیم. سطح سواد و تحصیل نیز در محدودۀ همان شرایط سیاسی و اجتماعی در پائین ترین درجه آن قرارداشت و همین عدم موجودیت سواد همگانی و سطح عالی تحصیلات در کشور بود که مشکلات و نارسایی های دنباله دار آن باعث هزاران هزار مشکل گردید که تا امروز ضایعات عظیمی در سطوح مختلف زنده گی اجتماعی مردم ما بجا گذاشت.

در این نوشته کوتاه سعی بعمل آمده تا پیرامون مسآله ظهور مهاجرت و عوامل آن و بخصوص روی این محور، در کشور که حد اقل نفوس آن با سواد بوده و آنهم دستخوش مهاجرت گردیده است، چه مصیبتی  ببار آورده و حرفهای بمیان آمده و سطوری رقم زده شده است. خواهشمندیم که تا خواننده گان با ارائه نظریات خود طی نوشته های جدا گانه ، این نوشته را تکمیل و یا غنا بخشند.

با سقوط سلطنت در افغانستان، ضربات اساسی بر پیکر واحد حد اقل وحدت ملی که وجود داشت، وارد آمد، طبقه محدود روشنفکر تحصیل یافته و با سواد که در مقایسه با نفوس کشور نهایت اندک بود، نییزاز این حوادث بر کنار نماند.

در حقیقت میتوان سه مرحله بخصوصی را در هم ریزی و هم پاشیدن این شیرازه و سیستیمی که موجود بود بحساب آورد.

در مرحله اول با سقوط سلطنت تعدادی از روشنفکران و تحصیل یافته گان که بگونۀ از اشکال با خاندان سلطنتی و یا با نظام از هم پاشیده شده زینفع بودند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و عازم کشور های بیگانه، بخصوص غرب شدند. البته این طبقه از تحصیل یافته گانی بودند که چانس تحصیل را در کشور فقیر ما بدست آورده بودند و یا با نظام مرتبط بودند و یا از لحاظ اقتصادی توانسته بودند که تحصیل نمایند و از مکاتب عالی و پوهنتون های خارج و داخل برگه های تحصیلی بدست آورند. این ها محدودی از تحصیل یافته گان و کدر های فنی و تخنیکی وطن بودند که ضایع گردیدند.

درغرب بخصوص در ایالات محتده امریکا با تجمع این ها، زمینه های تبلیغات علیه رژیم محمد داؤد خان آغاز گردید و گفته میشد که « با کودتای داؤد خان پای کمونیسم در افغانستان داخل میشود » یعنی به تعبیر دیگر، اژدهای کمونیزم به بلعیدن افعانستان دهن باز میکرد.

سیاست شرق و غرب چنان بود که باید چنین میشد، زیرا افغانستان دستخوش همین منافع دو قدرت جهانی گردید و زمام داران افغانستان، متاسفانه نتوانستند که تعادل را در میان این دو قدرت حفظ نمایند.

تعدادی از تحصیل یافته گان و اهل نخبه افغان، باز هم آنانیکه به شکلی از اشکال با رژیم وقت سر سازش داشتند، باقی ماندند و به دور رژیم محمد داؤد مرحوم تجمع کردند و به اضافه تحصیل یافته گان کشور های شرقی بخصوص اتحاد شوروی وقت.

ازطرف دیگر محمد داؤد خان، علاقه مفرطی به تربیه و تعلیم جوانان بخشی از ملیت های برادر افغانستان و حتی از آنسوی سرحدات جنوبی کشور داشت. سالانه تعداد قابل ملاحظه یی از جوانان را از مؤسسات تعلیمی چون حقوق، طب، اردو، پولیس، رحمان بابا، خوشحالخان، به اتحاد شوروی، آلمان و دیگر کشور های غربی میفرستاد که همان تربیه شده گان دست خودش در اردو بود که پسان ها باعث سقوط وی گردیدند. نه تنها سقوط ، بلکه باعث بر بادی فامیل بی گناه اش.

با کودتای ثور، با چیده شدن قدرت سیاسی رژیم جمهوری داؤد خان، بخشی از این روشنفکران و تحصیل یافته گان باقی مانده از رژیم سلطنتی، فرار کردند و عازم کشور های همسایه، غربی و بخصوص ایالات متحده امریکا گردیدند. این گروه افزون با گروه های قبلی آغاز به تبلیغات علیه رژیم وقت و کمونیزم جهانی نمودند و دیگر تخیلات به واقعیت مبدل گردید. گویا که هیولای کمونیزم، افغانستان را ببلعیده و بکامش فرو برد.

غوغای سراسری دنیای غرب علیه کمونیزم چنان شد که افغانستان به حیث گویا هسته کمونیزم معرفی شد و توجه همه جهان اسلام و غرب بدینسو جلب شد.

در غرب میان افغانها چنان سر و صدا پیدا شد که روسها افغانستان را به تصرف در آوردند و حتی که دین مقدس اسلام را در افغانستان از بین بردند. ( البته مظالم و تند روی های وقت رژیم آتش براین تبلیغات افزود ).

طبقه تحصیل یافته ها و روشنفکران در گروپ سوم که در وطن باقیمانده بودند بخشی از آن متعلق به حزب بر سر اقتدار بود وبخش دیگر آن بیطرفها بودند و یا در گروپ های سیاسی جداگانه تنظیم بودند.

البته جوانان و عناصر وطنپرست کشور شامل دکتوران، استادان و هنرمندان، علیرغم این گیرودار و فشار ها، مردانه در کشور باقیماندند و با شهامت زیستند.

در خارج از کشور، سر و صدا های ضد کمونیزم و مبارزه علیه آن با پوشیش دفاع از اسلام، ذهنیت کثیری از طبقه روشنفکر و تحصیل یافته گان خارج از کشور ما را مغشوش و از داخل وطن، تصویر دیگری به آنها بخشیده بود که گویا هرکسی در داخل کشور است با کمونیست ها ملموس و یا خود کمونیست ها هستند.

وبدین شکل هسته های خطر ناکی بر بادی و سیه روزی وطن ما در آنسوی سرحدات پایه گذاری شد. چنانکه هزاران هزار عناصر وطندوست و روشنفکر وطن در کشور های خارج ، که تا بحال نیز چنین است با فریب این نیرنگ در حالت بدی به زنده گی ادامه دادند و بلا تکلیف و دور از وطن سوختند و یا جان دادند.

با سقوط رژیم، بدینگونه بخش سوم روشنفکران کشور چه عناصر حزبی و چه غیر حزبی آغاز به مهاجرت کردند و حتی تعداد آنانیکه بگفته خودشان در جهاد مساعدت کردند و یا سهیم بودند از رفتن به داخل حذر کردند و به مهاجرت ادامه دادند.

 بدون شک پاکستان جایگاه اصلی این توطیۀ بزرگ علیه ملت ما بوده و کتله عظیم  هموطنان بی خبر ما را در مراکز تروریستی که آن وقت « مراکز اسلامی و دفاع از اسلام » نام نهاده بودند قربانی این توطیه کردند. و اکنون می بینیم که بقایای آن ها در لباس طالبان ( یا به زعم خودشان لشکر های خداوندی ) در کشور ما به چه درامۀ ادامه میدهند، پدیده خطر ناکی است که تجربه میشود.

پیامد همۀ این حوادث چنان شد که روشنفکران افغانستان از هم جدا شوند و پرده های ضخیمی از افتراق بی اعتمادی و جدایی در میان آنان بوجود آید. واکنون نیز شاهد آن هستیم که این پدیده شوم هنوز هم به شدت خود ادامه دارد.

ادامه دارد

ر- رنجدیده

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer