.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
عرصه شطرنج بین المللی امریکا

پوهنيار سخي منير

عرصه شطرنج بین المللی امریکا

سه شنبه ۳۱ جوزا ۱۳۹۰ - ۲۱ جون ۲۰۱۱ 

پوهنیار سخی منیر
پوهنیار سخی منیر
یک صد سال پیش، روز ولت رئیس جمهور امریکا با انکار تشابه امریکا و دولت های استعماری اروپا گفته بود: "واقعیت ساده اینست که سیاست توسعه طالبانه یی که در تاریخ امریکا از آن یاد شده است، هیچ شباهتی به امپریالیزم ندارد."

اندکی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ و پیش از رخداد یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ، جورج بوش از وزیر دفاع خود رامسفلد خواست که ستراتیژی جنگی امریکا از سده بیست یکم را تدوین کند، سیاستهای که با الگو های امپراطوری های گذشته شباهت زیاد دارد و ساختار اساسی دفاعی امریکا دارای سه عنصر می باشد.

 ·         آزمایش بهره گیری از نیرو های که منافع ملی امریکا را بیشتر تامین کند. این حرکت های عملیاتی را به همکاری و کمک هم پیمانان امریکا باید انجام شود، دربر داشته باشد؛

·         توسعه سلطه طلبی جهانی و یا فرستادن نیرو های نظامی درهرزمان با هرگونه شرایط به هرجا؛ حفظ برتری نظامی امریکا، با تکیه بر دانش، تکنولوژی و منابع اقتصادی.

پایان جنگ سرد این دیدگاه را دگرگون کرد و فعلاً امریکا بر خلاف گذشته، سیاست خود را بر پایه جنگ های کوتاه مدت، با تکیه بر قدرت بسیار از منطقه های مختلف قرار داده است.

تدوین ستراتیژی جدید امریکا در خزان ۱۹۸۹ با فرو ریختن دیوار برلین آغاز شد و فرضیه جنگ کامل با اتحاد شوروی وقت، اعتبار خود را از میدان دیگر برای رویارویی های محدود تر از دست داد. اشغال خاک کویت از سوی عراق که عملیات (طوفان صحرا) را در پی داشت، افکار عمومی را متقاعد ساخت که کانون تهدید ها را باید در جهان سوم یافت.

·         توسل به جنگ به مشابه یک امر مقدر

بسیاری از بنیانگذران امریکا مردانی با سواد، با فرهنگ و آشنا با اندیش های متفکران دوران باستان بودند، و در ناب ترین سنت های یونانی - رومی، جنگ های ابزاری طبیعی و مشروع برای حل و فصل کشمکش های قومها و ملت ها می پنداشتند.

باوجودیکه (کلوزویتسن) نیم سده بعد، این سخن مشهورش را در باب جنگ و سیاست چنین گفت که " جنگ،  ادامه یک سیاست از راه دیگر است"

یکی از آموزده های رهبران امریکا، مقدر شمردن جنگ ها در آینده و حل و فصل مناقشات، از راه کاربرد قدرت بود. دورنمای جنگ با فرانسه، برتانیا و هسپانیا و بازستاندن مستعمرات آن ها در امریکا شمالی نزدیک می شد و امریکا می بایست با بهره گیری از قدرت نظامی برتر خود، به گفته هامیلتون و شرایط تماش دنیای قدیم و جدید را تکیه کند.

·         منافع حیاتی در سرحد های نامحدود جهانی

برپایۀ اصل تقدم منافع حیاتی، حفظ منافع امریکا، از همان آغاز در سیاست خارجی امریکا برتر از هر ضرورت دیگر مطرح شد، در حالی که برخی می گویند، امریکا تا زمان آغاز جنگ جهانی اول پیرو آموزه های انزوگرایی بوده و تنها دو مورداز این سیاست فراتر نرفته است. یک بار با امضای توافقنامه دوستی و تجارتی با فرانسه در فبروری ۱۷۷۸ و بار دیگر با پیوستن به پیمان اتحاد، بر ضد برتانیا در واقع، گسترش تسریع مناسبات سرمایه داری همگام با انقلاب صنعتی در سده نزدهم در بر آوردن امریکا به عنوان قدرتی امپریالیستی در قرن بیستم هیچگاه با آموزه های «انزوگرایانه» پدران بنیانگذار امریکا همخوانی نداشته است.

از پایان قرن نزدهم، سیاست خارجی امریکا بر محور کاربرد قدرت، قرار گرفت، سیاستی روز دولت كه از طرفداران سرسخت آن بود و در نوشته ها و گفته هایش به ماموریت ملتهای متمدن و پیشرفته برای فرمانبردار ساختن اشاره می کرد. او در سخنرانی در کالج نیروی دریایی امریکا در جون ۱۸۹۷ بزرگترین خطر برای یک ملت را نه جنگ بلکه روحیه صلح جو دانست و بزرگترین نژاد های فرمانروا را نژاد های جنگجو شناخت.

اما در نیمه دوم قرن بیستم سیاست های سلطه خواهی امریکا در چارچوب گسترده پاسداری از منافع حیاتی زیر پوشش رویا رویی با کمونیزم و دفاع از دموکراسی استمرار یافت.

امروز این سیاست زیر عنوان مبارزه با تروریزم ادامه دارد

اما نباید از یاد برد که، آموزه جنگ پیشگرانه در سپتامبر ۲۰۰۲ رسميت یافت به منزله جدایی از آموزه های دوران جنگ سرد شناخته می شود، که در واقع، این نیز در چارچوب سیاستهای پیوسته راستگرایان تندرو و ناسیونالیست و همان محافظه کارانی است که قدرت خود را در جنگ می جویند.

به گفته ویلیام کریستول یکی از اندیش پروران این جناح ملت امریکا اماده جنگ می شود این یک نشانه ضعف است.

اگر اين مساله را كه در اندیشه رسالت امریکا در قبال ملت های کم اقبال تر جهان مد نظر گرفته شود بی گمان یک ایدئولوژی سیاسی است كه به بحث گرفته شود، عقلانی، ساختن و توجيه پذير ساختن، سيا سياست که انگیزه های از یکسر متفاوت الهام می گیرد که در اصل، خود  پرستانه است.

درین مورد برخی ها به این نظر اند که رسالت تاریخی امریکا برای رستگاری ملت های جهان، اقدامات نظامی نیز مفهومی رهایی بخش یافته است، عادلانه شمرده میشود مهذا آموزه امریکایی در عرصه شطرنج بین المللی امریکا جنگ عادلانه که یکی از مفاهیم اساسی و پایدار سیاست خارجی امریکا است، رفته رفته شکل گرفتنی است.

با پایان جنگ سرد در ۱۹۹۱، و نیز سلب برتری ستراتیژیک امریکا، کاربرد زور، در روابط بین الملل، ابراز انحصاری امریکا شد. با بررسی سیاست های سلطه خواهانه امریکا در نیمه دوم سده بیستم با توجه به عملیات سیا و دخالت های اقتصادی، سیاسی، نظامی دموکرات ها و جمهوری خواهان، می توان گفت که تفاوت چندان میان آنها نیست. پس می شود، چنین نوشت که هدف استراتیژی نظامی امریکا، نگهداشت، برتری نظامی این کشور در دراز مدت است هر چند برتری به اندازه یی است تا چند دهه آینده نیز بی رقیب باشد، اما هدف ماندگار ساختن همبستگی قدرت نظامی امریکا است، به گونه که هیچ دولتی نیرومند با ائتلافی از دولت های نیرومند نتواند برتری جویی آن را به چالش بگیرد. اما چنین نتيجه گیریی که بحران مالی هم امریکا را تهدید می کند، و مصروفیت های بزرگ نظامی امریکا در افغانستان و عراق، روند را به كندي و دشواری مواجه ساخته است، این دشواریها چه از نظر مصارف نظامی، چه از نظر اوضاع اقتصادی خود امریکا و متحدین اش به مسایل را در جهان متحول کنونی به دلایل داخلی و خارجی تحت چالش قرار می دهد، بخت فراوان برای استمرار نخواهد داشت.

موضوع امضا سند ستراتیژیک با افغانستان و که هنوز خطوط محتوای آن دقیقاً معلوم نیست و حرکت پالیسی گونه امریکا در جهت آشنایی، با در نظر داشت برنامه های طویل المدت آن در آن منطقه و گزینش روابط جدی امریکا در جنوب آسیا با هند، و تاثیرات منطقه یی آن بالای پاکستان و افغانستن با نتایج از حضور نظامی دراز مدت امریکا در افغانستان و بازی خطرناک جدید که امریکایی ها بعد از مرگ اسامه بن لادن آغاز کرده اند به کجا خوهد انجامید،

و این استراتیژی و عرصه شطرنج بین المللی امریکا همواره میان آرمانخواهی و مصلحت طلبی خشونت آمیز در نوسان خواهد بود؟ آیا پیامد های آن برای امریکا زیانبار می گردد. گذشت زمان اين سوال ها را پاسخ ميدهد.

حضور نظامي امريكا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ به رامسفلد اجازه داد تا دكتورينش را در جنگ هاي آينده جامه عمل پوشاند:

فرستاندن تجهيزات تكنالوژي پيشرفته ، حمله هاي هوايي و جلب حمايت نيرو هاي محلي كه در مورد افغانستان در اتحاد شمال تجلي كرد.

حضور نظامي بعدي امريكا در عراق از نظر ‹‹شوك و هراس›› الهام ميگرفت، پنتاگون توانست دستگاه دولتي ، آن كشور را در اختيار خود بگيرد، جريان كه منجر هرج و مرج عراق شد.

بالاخره برنامه (ضد شورش) جنرال ديويد پيتريوس به همكاري گروه هاي قبيله يي ‹‹متحد›› كه اغلبا ً سني بودند، انتخابات سال ۲۰۱۰ را ممكن گردانيد.

 جنگ سرد در اروپا و جنگ كنوني بنام مبارزه، ضد تروريزم در افغانستان؛ امريكا فرصت هاي زيادي براي به صدا در آوردن سلاح هاي داشته اند: مي توان از كوريا، جنگ ويتنام ، اشغال كامبوج، عمليات نظامي در لبنان، گرینادا، پاناما، جمهوري دو مينيكن، السالوادور، سومالي ... و دو حمله نظامي به عراق  و يك حركت نظامي در افغانستان، جز در جنگ اول خليج، هيچ كدام از آنان به نتيجه هاي هماهنگ با اهداف اوليه نرسيدند.

واضيحست عرصه شطرنج بين المللي نيرو هاي نظامي امريكا در خارج از امريكا در داخل مرزهاي روبين تن نيست.

اگر سياست خارجي كشور امريكا بالاخره پنجاه سال تحركات نظامي در امور ديگران پشت كند، چنين تغييرات بدون شك از لحاظ سياسي پر هزينه مي باشد، اما زمان آن رسيده است كه رهبران امريكا، هدف تازة را براي شطرنج بين المللي امريكا تعريف كنند، مشكل است كه پذيرفت كه آنان اراده، توانايي سياسي و ايدولوژيك، اين عرصه را داشته باشد.

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer