.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
ابتذال فرهنگی

 سید ولید «صاعد»  مونتریال ـ ماه می  ۲۰۱۱

ابتذال فرهنگی

یا جفا در حق هنر و هنر مند  واقعی

تاریخ نشر شنبه ۲۴ ثور ۱۳۹۰ - ۱۴ می ۲۰۱۱

سید ولید صاعد
سید ولید صاعد
هدف از این نوشته کوتاه  نقد ادبی و یا انگشت گذاری بروی کدام اثر ادبی  نبوده بلکه غم شریکی با  هنرمند واقعیست که در طول دورۀ ابتذال فرهنگی و هرج و مرج هنری ، یعنی از کودتای ننگین هفت ثور تا به امروز ،  لقب و جایگاه هنری اش مورد دستبرد  بی هنران قرار گرفته  است ، بی هنرانی که  به ناحق لقب «هنرمند» را کسب نموده اند و  هر روز بیشتر از پیش به تعداد شان  بروی پرده های تلویزیون و  دیگر رسانه های جمعی ما افزوده میگردد . بیائید ببینیم  تصویری که از هنر و هنرمند به ویژه هنر موسیقی در کشور ما  وجود دارد به چه منوال میباشد .
 
 
Imageسارترپرسیده بود:«آیا به نظرشما یک اثرادبی مهمتراست یا کودکی که ازگرسنگی میمیرد؟» و خود در جواب گفته بود : « به طور مطمئن کودکی که از گرسنگی میمیرد . ادبیات تنها وقتی مهم است که بتواند مانع مردن یک کودک  از گرسنگی گردد » .

کودکان و مردم بی گناه ما ، از فاجعۀ هفت ثور تا امروز نه تنها در اثر  گرسنگی و  آتش جنگ های تحمیلی جانهای عزیز شانرا از دست داده  و میدهند  بلکه  ابتذال فرهنگی نیز بر تمام ساحات اجتماعی و  فرهنگی جامعه ما  سایۀ شوم خویش را پهن نموده  است. 

هنر ساحات مختلفی دارد  که یکی هم ساحۀ هنر موسیقی است و موسیقی مانند هر نهاد فرهنگی دیگر نیاز به کار و جدیت  دارد . نابسامانی در این عرصه و نگاه تفننی و غیر جدی به آن ، این هنر  را به رکود کشانیده  مانع رشد و بالندگی آن   میگردد .  اگربه تاریخچه موسیقی افغانی نظر اندازیم  ،  یک تعداد از پژوهشگران را عقیده بر این است که  افغانستان  گهوارۀ همین موسیقی کلاسیکیست که در سر زمین هند در آغوش هندویسم و بودیسم  رشد و شگوفائی یافته است  .  موسیقی در کشور ما دارای فراز و نشیب بوده  ، در دورۀ آریائی ها و هخامنشی ها رونق خوبی داشت  ولی بعداً بنابر  معاذیری پژمرد و از رشد و شگوفائی باز ماند تا آنکه دوباره  به کوشش و زحمت هنرمندان  آهسته آهسته جان گرفته در قالب همان موسیقی هندی ریخته شد  و در آن   سبک ها و شیوه های  جداگانه بوجود آمده ،  اصول و ادا های تازه ای  ایجاد گردید .  بدین ترتیب به مرور زمان  از حلقۀ دربار بیرون برآمده در دسترس مردم و توده ها قرار گرفت  . میتوان گفت که از  دورۀ شاه امان الله و ایجاد  مکتب استاد قاسم که یکی از افتخارات هنری جامعه ما می باشد  به بعد  در تمام  بخش های  موسیقی  از کلاسیک گرفته تا  موسیقی مذهبی  ، موسیقی سنتی )فلکلوریک( و موسیقی مدرن ) موسیقی پاپ  که از سال ۱۹۲۱ به بعد رایج گردید( ، استادان و هنر مندان پر استعدادی هنر نمائی نموده و پارچه های زیبائی را در آرشیف موسیقی کشور جاویدانه به یادگار گذاشته اند .  ولی با تأسف از مدتی  همین موسیقی اصیل افغانی  از سوی خوانندگان تازه کار چه از نظر شعر و شیوۀ اجرای خواندنها ، که هیچ گونه تطابقت با طرز ها و شیوۀ موسیقی اصیل افغانی ندارد و چه از نگاه نمایش  و طرز لباس  و شیوه های رقص و ادا های ناموزون  که کاملاً با فرهنگ افغانی مغایرت دارد  ، به ابتذال کشانیده شده است  .

در کشوری که بیشتر از ۹۵ در صد از باشندگانش از نعمت خواندن و نوشتن محروم اند ، آیا می توان جهت بالا بردن سطح هنر به «ذوق عامه» اعتماد نمود ؟   آیا این همه چهره های نا آشنا  و غیر هنری که یک شبه رۀ صد ساله رفته  و همه روزه بر روی پرده های تلویزیون های افغانی به نام هنر مند ظاهر می شوند ،  به اساسات هنر پی برده و نقش مهمی در بالا بردن سطح هنر ،  به ویژه هنر موسیقی  ادا خواهند توانست  ؟  با توجه به اینکه یکی از ویژگی های انسان هنرمند ، البته با در نظر  اصول و اساسات هنری  و نزاکت های فرهنگی  جامعه ، قدرت آفرینندگی و خلاقیت او میباشد ،  این چهره های نو پیدای دنیای موسیقی ، که باید آنان را تجاران موسیقی  نامید ،  در پهلوی اینکه هیچ گونه شناسائی با  اساسات و نزاکت های فرهنگی خود ندارند ، عاری از هرگونه خلاقیت هنری نیز میباشند . آنان موسیقی  را نه به خاطر هنر بلکه جهت کسب شهرت  و خوشگذرانی های روزمره و غیره  انتخاب نموده  و نخواهند توانست  در این عرصه هنری نقش مهمی ایفأ  نمایند .

 برعلاوه عدم خلاقیت هنری و استفادۀ نامشروع از هنر و جایگاه هنرمند ،  کاهش تعداد بیشماری از هنرمندان و استادان طراز اول ما ، چه خواننده و چه نوازنده ، که در طول بیشتر از سه دهه  دنیای فانی را ترک نموده و یا در زیر ساطور فرهنگ ستیزان و دشمنان علم و هنر به دیار عدم کشانیده شده اند  ، انگیزۀ دیگریست که  باعث تنزل  سطح هنر در جامعه گردیده از نگاه کیفی و احساسی هنر موسیقی ما را از رشد و بالندگی باز داشته است که  اگر از  استثناعات  بگذریم ، هنرمندان دیگری که این خله هنری را پر نموده بتوانند  و یا حافظ این میراث فرهنگی ما باشند  ، کمتر به نظر میرسد .

در دیاری که هر روزه صد ها تن از فرزندانش قربانی امراض گوناگون ناشی از فقر و مسکنت ، گرسنگی ، بی سوادی ، عدم  امکانات درمانی و غیره گردیده  و یا در زیر بمباردمان های بیگانگان جانهای شانرا از دست می دهند  ، آیا سخن سارتر که در بالا ذکر گردید صدق نمی کند و بیانگر این واقعیت نمی باشد  که در شرایط امروز  زندگی و حیات مردم ما مهم تر از تولید هنر های مبتذل و ساختن هنرمندان جعلیست  ؟ آیا  این همه  وقتی  که به این عرضه  های غیر هنری و زشت که هیچ گونه تاثیری در زندگی امروز و فردای ما و در رشد فرهنگی ما نداشته و نخواهند داشت ، اختصاص داده می شود  و کانال های تلویزیون شب و روز  این همه ساخته ها و بافته های غیر هنری را به خورد مردم میدهند  ، بهتر نیست تا همه دست بدست هم  در جستجوی  راهی برآئیم جهت رشد و غنای فرهنگی خویش و جهت بهبودی  این همه امراض گوناگون و دیگر کمبود هائیکه گریبان گیر مردم  ما بوده و میباشد  ؟ آیا مسوولان امور و آنانی که به تقلید از «استار اکادمی»  ، ماشین «هنرمند» سازی را در دست دارند و لقب «هنرمند» را به شاخی باد  میکنند ، به این واقعیت پی برده اند که مردم دردمند و رنج دیدۀ ما  به آب و نان نیاز دارد  به  لباس و خانه و تعلیم ودرمان و دیگر نیاز های اولیۀ انسانی ضرورت دارد ، اطفال و نو جوانان ما که در کشور های بیگانه  آواره و پراگنده شده اند ، به تربیۀ افغانی ، به آموزش زبانهای مادری و فرأ گیری نزاکت های فرهنگی  شان ضرورت دارند و بهتر است تا کانال های تلویزیونی و اولیای امور توجه شانرا شب و روز به راهگشائی این مشکلات و کمبود های اساسی معطوف بدارند تا  توانسته باشند   وظیفۀ  انسانی ، ملی و دینی  شانرا   به نحو شایسته  انجام دهند  .

 با این همه فقر مادی و کمبود های اجتماعی و فرهنگی  که دامنگیر مردم و جامعۀ ما میباشد  ایا نیاز  داریم  که بدون در نظر داشت امکانات و ضرورت های مردم و جامعه خود  و به  تقلید از کشور های دیگر ،  این چهره های تازه وارد و بدون توانمندی های هنری  را  به مردمی که بد بختانه به خاطر فقر مادی و نبودن شرایط لازم در کشور ، از ارزش های هنری آگاهی زیادی ندارند ، به نام هنر مند معرفی نموده موسیقی تفننی و غیر علمی را جانشین موسیقی اصیل و پر احساس و میهنی خویش نمائیم ؟ آیا هنرمند شدن شرایط و پیش شرط های خودش را  ندارد ؟ آیا میتوان هر خوانندۀ را که یکبار بروی صفحۀ تلویزیون ظاهر شد هنرمند  گفت ؟ متاسفانه در جامعۀ ما یک برداشت نادرست از هنر و هنرمند خلق شده است .  یک تعداد از گردانندگان تلویزیون های گوناگون افغانی که هیچ گونه کنترولی از یک مرجع با صلاحیت بر آنها وجود  ندارد ، بدون داشتن یک  برداشت درست از ارزش و معیار های هنری  و جایگاه هنرمند ، همه را استاد و هنرمند گفته و حتی  جهت معرفی یک خواننده  و  یک آماتور نو کار  لقب «هنرمند » را به کار می برند ، در حالیکه هنرمند شدن زمان می خواهد و صبر   ایوب . آیا اینگونه برداشت از هنر و هنرمند باعث تنزل هرچه بیشتر سطح هنر و جایگاه هنرمند در جامعه نمیگردد  و این طرز دید خود تیشه بر پیکر هنر و جفا در حق هنر و هنرمند واقعی ما نیست ؟  جفا در حق هنر که زیباست و مقدس و هنر مند واقعی که رنج ها دیده و موی سیاه اش را سپید گردانیده  تا در جایگاه هنرمند رسیده است ؟ به ویژه اینکه  از مدت بیشتر از سی سال  جفا در حق هنر و هنرمند در کشور ما روا داشته شده  ، کار های غیر هنری را  ، جهت کسب شهرت ، استفاده جوئی های سیاسی و کسب سرمایه های زود حاصل ، تاپۀ هنری زده و هر بی هنری  را  هنر مند گفته و می گویند . انسانی که هنرمند است قدرت خلاقیت دارد و با ظرافت های هنری خویش می آفریند و زیبائی خلق می کند . پس جایگاه این انسان که انسان هنرمندش می خوانیم تا آن انسانی که نمی آفریند و تفاله های دیگران را مانند شتر به نشخوار می گیرد و چیزی زشت و دلخراشی بیرون میدهد  ، در چه است ؟ هنر خصوصیات و ویژگی هائی دارد که فقط میتواند در وجود هنرمند واقعی   نمایان گردد  . به دیگر سخن در هنر زیبائی هائی نهفته است که دیدن و کشف این زیبائی و رسانیدن آن به طرف مقابل  کار هنر مند واقعی است و بس ، پس نباید هر زشت و ناپسند و هر تولید غیر هنری را  به حساب هنر شمرد .

در سرزمین «بی در و دربان » ما  ارزش های فرهنگی و هنری قسمی که قبلاً یادآور گردید ، سالهاست که  به سوی ابتذال کشانیده شده و عده ای با استفاده از هرج و مرج و بی ثباتی اوضاع کشور ، القاب و عناوینی را به  اشکال گوناگون و بدون آنکه سزاوار آن باشند به خود اختصاص داده اند که امید است روزی هنر مندان ، دانشمندان و فرهیختگان با صلاحیت و دردمند ما جهت سره و ناسره نمودن این همه القاب و عناوین و اعطای آن به آنانی که مستحق آن اند ،  دست بکار شده   به میز داوری بنشینند .   

در کشوری که هیچ گونه کنترولی بر رسانه های جمعی  ) در داخل  و به خصوص در خارج از میهن ( وجود ندارد ، جهت رشد و ارتقای سطح  فرهنگ و هنر و با در نظر داشت «رأی عامه» ، «ذوق عامه»  را باید کنار بگذاریم ،  سره و ناسره  ، اصل و قلب و لولو و خرمهره را با توانائی و تعهد هنری از هم جدا نموده  تا  از یک سو خدمتی به هنر و هنرمند واقعی نموده باشیم   و از سوی دیگر مانع رشد  و وسعت هر چه بیشتر ابتذال فرهنگی در جامعه گردیم .

   سید ولید «صاعد»

مونتریال ـ ماه می ۲۰۱۱

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer