.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
از ایجاد اداره ء انتقالی تا سراشیبی سقوط رئیس جمهور

یاد داشت های یک دیپلومات

 

از ایجاد اداره ءانتقالی تا سرا شیبی

 

        سقوط رئیس جمهور

      میرحسام الدین برومند سا بق مدیر اطلاعات و نشرات

 

                        وزارت امور خارجه

 

                     یادداشت سوم

 

تحول در کشور :

میر حسا م الدین برومند
میر حسا م الدین برومند
آوانیکه احمد شاه مسعود با زنده گی وداع گفت ، من در پشا ور بودم . آنگاه در پاکستان دونوع فضا مسلط بود .تعداد قابل ملاحظهء پشتونها ، خورسند به نظر میرسیدند، محافل خوشی میگرفتند ، اما برخلاف اکثریت قاطع تاجک ها که به مسعود به عنوان یک  ناجی دلبسته بودند ، با نبود او به خاطر آینده نگران بودند .

این استنتاج رااز قیافه های آنا نی که با علاقمندی رویدادهای افغانستان را بویژه در روزنامه های «سهار » ، «هیواد »  وده ها نشریه صبحا نه دیگر که در ما رکیت های فروش نشریه ها ی بورد وحیات آباد پشاور،  محل اسکان وتجمع  اکثریت افغانها ، عرضه میشد ، به ساده گی میتوانست به دست آورد  . 

 

با حادثه ۱۱ سپتمبر ، حوادث رنگ دیگری به خود گرفت . خاک افغانستان آماج راکت های « ب ۵۲» امریکا قرار گرفت ، راکت های مخربی که تا امروز که امروز است وهفت سال تمام از آن میگذرد ، چنان بمبارد مانهای مهیب ومخوف ، هنوز هم جان هزاران غیر ملکی بیگناه را گرفته ومیگیرد .

پس از حادثه ۱۱ سپتمبر ، کنفرانس بن به عنوان نقطه عطفی سیر حواث را در تاریخ کشوربه گونه ء دراماتیک  عوض کرد ، چنا نیکه علی الرغم نجات مردم وکشور از چنگ طالبان والقاعده ، امروزه اکثریت صاحبنظران افغان وجهان فیصله های آن را بجا وسودمند به حال افغانستان نمیدانند .

 

ایجاد رگه های  امید در دل وضمیر افغانها با باور به آینده نسبتا مطمئن در آن زمان  ، باعث شد که با رونما شدن تحول عده یی از افغا نها که به خاطر بمبارد ما نهای جت ها ی امریکایی موقتا به پاکستان  رفته بودند ، هکذا بخشی از مهاجرین در کشور های همسایه پاکستان وایران ، به افغانستان برگردند  .شرایط تازه ایجاد شده باعث شد تا کتله های عظیم مهاجرین برگشت  نمایند . امید  فزاینده  در سیمای پیروبرنا وزن ومرد این خطه خوانده میشد . 

 

تحول در وزارت امور خارجه :

 

من حدود سه هفته بعد از سقوط طالبان وایجاد اداره انتقالی به رهبری حامد کرزی،  با خانواده ام از پشاور به کابل برگشتم.

 جنا ب  داوود پنجشیری که الی  ترگ گفتن وزارت امور خارجه درنخستین سال حکمروایی طالبان در کابل منحیث سرپرست شعبه سوم سیاسی  ایفای وظیفه نموده وبعدا  کابل را به صوب پنجشیر ترک گفته وطی اقامتش در پنجشیر تا شهادت احمد شاه مسعود ، سمت  ریاست دفتر وی راداشت ، با رونما شدن تحول به وزارت خارجه برگشته  ، بنا به اقتضای وقت وهدایت شخص دوکتور عبدالله عبدالله وزیر امور خارجه افغانستان  منحیث مدیر مامورین در جذ ب مجدد  تمامی آن عده کا رمندان وزارت  که در زمان طالبان تحت نام « افراد نامطلوب » از وزارت منفک شده بودند ، به اسرع وقت همت گماشت  و  تمام کا رمندان منفک شده را مجددا دربست های درخور لیاقت وشا یستگی افراد  پیشنهاد ومقرر نمود . 

 

 از قضا روابط میا ن  وزیرامور خارجه وداوود پنجشیری بزودی به تیره گی گرایید وداوود پنجشیری آرام آرام از وزارت فاصله گرفت . سر انجام  پس از چندی  شرایطی فراهم  آمد که  داوود پنجشیری به حیث سفیر افغانستان درتاجکستان تقرر یافت. 

 

خدا یارجان یگان دوست ورفیق . من پس از انفکاکم از وزارت در زمان طالبان ، تا کابل را ترک نگفته بودم ، روز ها به دکان سیمساری سید محمد که اززمان حکومت مجاهدین در  شعبه اول سیاسی  ( شعبه ما یعنی مدیریت اطلاعات ونشرات دردوران جنگهادرکابل، به درشعبه اول سیاسی وزارت مهاجرشده بود )، با هم زیاد صمیمی شده بودیم ،میرفتم . هردو که جز منفک شد ه گان بودیم ، ساعتها در همان هوای سرد زمستان که ا کثرا هوا تحت صفر بود در هوای آزاد باهم روی حوادث وجریا نا ت سیاسی کشور بحث ودرد دل مینمودیم . 

 

ازقضا وقتی طالبان سقوط کردند ومن دوباره به وزارت برگشتم ، سید محمد مدیر مامورین وزارت شده بود . وی دیگر آن دوست روز ها ئی که درد مشترک داشتیم وقصه ها از جور روز گار میگفتیم نبود . مدیر مامورین جدید به من گفت :  « برومند صاحب بسیار ناوقت آمدی . چه میدانم که وزیر صا حب  پیشنهاد  تقررمجدد ت  را منظور نماید  .

 خلاصه درخواست  را نوشتم . روزها گذشت . مدیر مامورین هر روز بهانه  می آورد تا اینکه روزی صریحا برایم گفت که وزیر صاحب مقرری تان را منظور ننمودند .

 به تعجب افتیده پرسیدم :   عجب است .در جمع بیش از صد نفر از منفک شد ه گان وزارت  ، چرا فقط من باید مقرر نشوم ؟ 

همان روز بی هیچ گپ اضافی از سکرتر وزیر امر ملاقات گرفتم .  

 

برخلاف سید محمد مدیر مامورین ، رویه ء  داکتر عبدالله بقدری صمیمانه وگرم بود که ابدا آن روز را فراموش نمیکنم . داکتر عبدالله از روز گار ، از فعالیتهایم در زمان دوری از وزارت پرسید    ووقتی دانست که من مدیر مسسوول مجله « صبا » بوده ام . معلوم میشد که با مجله متذکره از قبل آشنا یی داشته است .از شیوه کار وپالیسی مجله اظهار رضا یت نموده گفت : من این مجله را چندین بار دیده ام . واقعا مجله پر محتوی است .

وقتی دلیل رد تقررم را پرسیدم ، در جوابم  گفت که خودت را دریک بستی پیشنهادکرده بودند که من بدان موافق نبودم. هدایت داده بودم که پیشنهاد را تغییر بدهند . مدیر مامورین را بگویید که اسناد شما را برایم بیاورد .

پرسیدم : جناب وزیر ، من میتوانم همزمان به کاردر وزارت ، در اوقات غیر رسمی ، به کار مجله « صبا» رسید گی نما یم .میخواهم موافقت شما را داشته باشم که آیا از نظر اداری اشکالی ندارد .   با ستایش از کار های مطبوعاتی ام گفتند :

 

به هیچوجه ! شما کار فرهنگی وژورنالیستی مینمایید . ما نعی ندارد ، موفقیت تانرا میخواهم .

تقریبا هفت هشت ماه را به کار مدیریت مسوولی مجله در بعد از وقت ادامه دادم . چند ماه بعد  نسبت تراکم امور در وزارت امور خارجه ودلزده شدن از فضای نامساعد وزدوبند هایی که در CHA حاکم بود، با مجله متذکره خداحافظی نمودم .

 

کار در وزارت امور خارجه با یک تحرک سیاسی چشمگیر آغاز شد . از نظر من داکتر عبدالله از موفقترین وزرای امور خارجه افغا نستان در سی سال اخیر بوده است .  

تیم کاری که وی برایش برگزید ، افراد آن بیشترینه اسا سا ت متشکله رهبری یک اداره خوب را دارا بودند  .

میگویند: « صد مرد جنگی به  از سیاهی لشکر»  .

وی همکاری وتوجه افراد با انرژی ، فعال وکارکن ، مخصوصا افراد جوان برگشته ازغرب را به وزارت  جلب کرد .

 عمر صمد ، خالد ذکریا ، فواد مسلم  ، عزیز آرینفر وچند تای دیگر افراد کلید یی بودند که در ارتقای ظرفیت کاری وزارت نقش ستوده یی را انجام دادند .

فواد مسلم  جوان نماز خوان و خدادوست برگشته از امریکا ، تکنالوژی معلوما تی  و کمپیوتر ساینس را برای اولین باردر ا فغا نستان آنهم در وزارت امور خارجه بگونه گسترده ووسیع آن به کار گرفت  .

با مساعی زیاد موصوف وجلب کمکهای گسترده کشور های جهان ، دستگاه ها ی جدید همراه با پیشرفته ترین وسایل تخنیکی تورید وکار نصب ومنتاژ آن در اسرع وقت عملی گردید .

 در نتیجه در یک فرصت زمانی کوتاه وزارت امور خارجه بشمو ل تمامی شعبات آن با تکنالوژی پیشرفته کمپیوتر مجهز شدند. ریاست تکنالوژی به رهبری فوادمسلم به کار شروع نموده ، چندین جوان مستعد که در پاکستان در زمان مهاجرت کمپیوتر ساینس را فراگرفته بودند ، در چوکات شعبه  جد یدالتشکیل به کار آغاز نمود ند .

 

ویژه برنامه های تدریس کمپیوتر همزمان برای دیپلوما تان ومنسوبین وزارت امور خارجه  ، برای کارمندان اکثریت ادارات و وزارت خانه ها ی دیگر با جدیت رویدست  گرفته شد  .  بدین ترتیب شمار زیادی از کارمندان خارج از وزارت ، طور رایگان دروس عملی کمپیوتر را به کمک وزارت امور خارجه فراگرفتند . البته با گذشت زمان ودسترسی با امکانات  ، بعد ها سایر ادرات کشور به تدریج  با سیستم کمپیوتر مجهز گردیدند . 

 

شخصیت وکرکتر ستوده ، وسعت نظر ، برخورد یکسان صمیمانه وگرم داکتر عبدالله با همه ستاف وزارت از بالاتا پایین ، حکایه از برازنده گی وتوانایی اش در ایجاد یک اداره موفق در آغاز داشت .

هرچند از نظر سن ، نامبرده درهفت سال قبل  وزیرامور خارجه ء نسبتا جوان بود ، ولی استعدادی بخصوصی در  جلب همکاری شخصیت های برجسته   همتا یش در سطح منطقه وجهان داشت .

 

در چند سفری که من منحیث مدیر اطلاعات ونشرات در ترکیب اعضای وزارت با ایشان داشتم ، از موضعگیری های سالم وسازنده ، قوت گفتار وجسارت سیاسی واستدلالا ت منطقی شان  نهایت حظ میبردم . انسان به وضوح میتوانست ببیند که شخصیت های سیاسی همتا یش با چه علاقمندی زا ید الوصفی ، سخنانش را استقبال وتا یید میکردند . 

هرچند آنکه واسطه وارتباطی با داکتر عبدالله یا رده های بالایی دولت داشت ، توانست در وزارت امور خارجه یا مستقیما به نمایند ه گیها ی سیاسی آن در خارج تقرر حاصل نماید  وآنا نیکه واسطه شان ضعیفتر بود به  عنوان افراد  ناراض علیه وزارت ووزیر متذکره ، قرار گرفتند .

با شناختی که من از داکتر عبدالله دارم ووی را انسان مهذ ب ، با درایت ویک سیاستمدار شایسته وپر هیز گار میدانم ، تقوای سیاسی اش را تا یید میدارم . فکر میکنم  اکثرا بامن موافق باشند که داکتر عبدالله صرفنظر از مجاهد بودنش که آ ن را نیز میتوان یک مجاهد متقی نامید ، در هیچ زدوبند سیاسی دخیل نبوده وتا حال هیچ شنیده نشده که از وی به عنوان انسان ضد منافع ملی  یاد شده باشد . در وزارت امور خارجه ویا هم هیچ  پست واداره کلیدی کشور شنیده ودیده نشده که برادران وافراد خانواده داکتر عبد الله ، کرسی هارا اشغال نموده باشند،  چنانیکه برادران حامد کرزی و یونس قانونی ووابستگان دورو نزدیک شان، از وزارت امور خارجه گرفته تا بسیاری ادارات کلیدی دیگر،  پست هایی را اشغال وتا حال در اختیار دارند .

 

داکتر عبدالله نه به عنوان یک آمر  دلسوز بل به عنوان یک برادر مهربان پیوسته درصدد کمک به مجموع منسوبین وزارت بود . از روزی که به پست وزارت امور خارجه رسید  تا روزی که وزارت را ترک گفت ،  ماهانه  ۲۰۰۰  دالر خرچ دستر خوانش را به دسترس ریاست اداری گذاشت تا صرف نا ن چاشت  کارمندان وزارت  گردد . در اعیاد ، ماه رمضان المبارک وبه خاطر خریداری آذوقه زمستان ، مجموعا سال سه بارامراجرای معاش بخششی رامیداد .

  

اگر او توانست سالها در مسند  وزارت امور خارجه بما ند ، از توانا یی های لازم اداری وپختگی سیاسی وی بود که از تجربه کاری خود با گذشت زمان آموخته بود .  

 

وقتی پروسه اصلاحات اداری درسطح کشور آغاز شد ،  داکتر عبدالله با استدلا ل قوی از کلیدی بودن وزارت امور خارجه وعدم کفاف معاشات درین  وزارت ، مخصوصا این که دیپلوما تان  وزارت پرنسیپا مکلف  اند ، با دریشی منظم در خور یک دیپلومات در وزارت ظاهر گردند که این امر مستلزم عواید بیشتر برای کارمندان  وزارت امور خارجه میباشد ، پس از زمینه سازی های لازم به دستور ایشان ،  کلیه کارمندان وزارت موفق شدند از طریق  راه اندازی رقا بت آزاد وسپری نمودن امتحان شامل پروسه اصلاحات شده واز امتیازات ماهوار آ ن مستفیدگردند که این به مثابه یک دستاورد قوی در جهت دفاع از حقوق منسوبین وزارت ، درزمان تصدی داکتر عبدالله محسوب میشود .

 

بزرگترین شکایت کارمندان وزارت از داکتر عبد الله این بود که اکثریت کارمندان وزارت  میخواستند وحق شان هم بود که با ید در مقرری ها در نماینده گیهای سیاسی عدالت به کار گرفته شود که این کار به طور قطع وجود نداشت . واقعیت هم ، آ نکه وزیر را میشناخت ویا از مقامات بالایی ، بالایش تحمیل میشد ، باآ ن که وزیر  اکثرا واسطه های قوی را رد مینمود ، اما با قبول این واقعیت که « آب زورسربالامیرود  » در جامعه سنتی افغانستان ، امروزه واسطه به یک عنعنه تبدیل شده و بی واسطه هیچ کاری پیش  نمیرود ، افراد غیر مستحق در خارج مقرر میشد ند .

 

اکثرا در وزارت شاهد بوده اند که یقینا وی به اندازه یی تحت فشار بالایی ها قرار داشت که در تامین عدالت اجتماعی در وزارت کوتاه می آمد. به حدی که بسیاری از کارمندان سابقه وزارت بیست سال میشد که به نمایند ه گیهای سیاسی مقرر نگردیده بودند ، اما  افراد واشخاص زورمند بدون آنکه در وزارت قدم رنجه کنند ، به طور ترانزیت از کشوری به کشوری مقرر واشغال وظیفه میکردند .

چنا نچه من چندین بار در دفتر داکتر حیدر معین اداری وزارت د رزمان داکتر عبدالله   با چشم سر بوده شاهد ام که شاید هم  به صلاحیت  خود ویا هم شناخت روحیه داکتر عبدالله چندین نفر را در فرصت های زمانی مختلف  که احکا می از حامد کرزی ،  معاونینش و یا هم ازمسوولین با نفوذ ریاست جمهوری با خود به همراه داشتند تا مستقیما به سفارتخانه های افغانستان مقیم خارج تقرر یابند ،  با جدیت جواب رد داده وحتی بعضا سفارشنامه ها را پاره کرده ، استدلال مینمود که اگر قرار باشد همه واسطه داران به سفارتخانه ها مقرر شوند ، جواب کارمندان سابقه دار وزارت را چه باید داد؟

 

نا گفته نباید گذاشت که ، برخلاف داکتر عبدالله ،  معین اداری وزارت  داکتر حیدر، که درضمن ادعا میکرد دوست وزیر است ، به خاطر برخورد های خشن وجنجالی اش با کارمندان ومنسوبین وزارت ، کدام محبوبتی نداشت .

جالبتر اینکه آقای کرزی هرچند گاهی که بریکی از همکاران دورو برش خشمگین میشد ، نظر به رابطه هایی که وجود داشت ، برای اینکه چنین فردی را از دفتر خود واز پیش چشمم دور ساخته باشد ، فورا امر مقرری اورا به حیث سفیر ومستشار وزیر مختار یا سکرتر اول در یکی از سفارتخا نه ی افغانی مقیم خارج صادرمینمود .

وقتی رئیس دفتر ویا یکی از کارمندان عالیرتبه دیگر دفتر کرزی تبدیل میشدند رئیس قبلی حتما باید سفیر مقرر میشد که جاوید لودین سفیر افغانستان  درکشور  ناروی وسید طیب جواد سفیر افغانستا ن در ایالات متحده امریکا از همین جمله ا ند .

البته کیس سید طیب جواد قویتر از آنست که میتوان تصور کرد .

از یاد نبریم که سید طیب جواد وعمر صمد سفیر افغانستان در کانا دا ، از سفرای موفق وبرازنده یی اند که جا دارد بالای شان افتخار کرد .

نکته دیگر قابل توضیح این که ، تقرروارسال شخصیت های رانده شده از کابینه های مختلف به عنوان سفیر به خارج ، تقریبا ازسی سال بدینسو  به یک عنعنه تبدیل شده است .

 

از انتقادات دیگر درزمان تصدی داکتر عبدالله در وزارت امور خارجه ،  تقرر افراد مسن وسالخورده چون کاکای حامد کرزی یا وابسته گان مسسولین  با نفوذ دیگر در دستگاه دولت  ، در پست های کلیدی وزارت امور خارجه بود که از طریق وزارت خارجه درمرکز ویا هم مستقیما در نمایند ه گیهای سیاسی کشور در خارج مقرر میگردیدند  .

 

همچنان بعضی کارمندان سا بقه وزارت امور خارجه  در در دوسه دهه قبل  ،  با اینکه سواد چندانی هم نداشتند  ،  با وجود کبر سن از اثر مساعی  واسطه های شان ، مجددا در وزارت امور خارجه جذب  شده ، بدون تشخیص صلاحیت کاری آ نا ن چه بسا که مستقیما  در راس مدیریت های پنجگانه سیاسی یا ریاست های وزارت قرار گرفته ،  پس از سپری نمودن چند ماهی  به طور غیر مستحق به عنوان سفیر یا نفرات دوم وسوم سفارتخانه های افغانی تقرر اشغال وظیفه مینمودند.  برخی از چنین  افراد پس از گذشت مدتی به مقصد ارتقا ، از بست یک سفارت به سفارت دیگر  تبدیل میشدند . 

 

آقای انورزی که بیش از هفتاد سال عمر دارند ، دیپلومات در آلمان ، سپس سفیرافغانستان در آسترالیا ، بعد سفیرافغانستان در سویس بوده اند ، دیده میشود که قحط الرجالی بر این کشور چنان سایه افگنده است که از مرده ها کار زند ه گان را میگیرند ...

به همین ترتیب آقای طرزی که سالهای سال سفیر افغانستان در اسلام آباد بودند وفعلا سفیر افغانستان در سویس تشریف دارند ،  با ید مادام العمر سفیر باشند . 

 

 هرگاه از ز مان آغاز حکومت مجاهدین محاسبه شود ، همین اکنون دیپلوما تا نی وجود دارند که نزدیک به بیست سال را درنماینده گیهای سیاسی سپری نموده اند. در زمان حاکمیت مجاهدین در کابل ، ربانی وسیاف  ، دوستم وامثالهم وپس از آن کرزی واطرافیا نش ، واسطه های این آقایون بوده واستند . 

 

خوب اینکه میگویند بنده بی عیب نیست ، مقوله یی است که روی تجربه گفته شده است  . به باور من داکتر عبدالله  طور شا ید وبا ید در مقرری ها دست باز نداشت . بست های نمایند ه گیهای سیاسی وزارت در خارج قطعا در انحصار واسطه داران و زورمندان بوده ، از آن نمیتوانست فراتر رود . ازینرو کوشیدند خسته آن همه بیعدالتی ها در وزارت امور خارجه را به پای وزیر وقت بشکنند.

اما به نظر من ، شخصیت داکتر عبدالله در نفس خویش محفوظ از گزند هرنوع تعصب وزد وبند سیاسی بوده است . 

 

معین سیاسی با مسوولیت : 

 

نخستین معین سیاسی وزارت امور خارجه پس از رویکار آمدن اداره انتقالی جناب  داکتر عبدالر حیم شیرزوی بود که با کارنامه های برازنده وسلوک نهایت نیک خویش  طی  دوره کارشان در وزارت ، خاطرات بس بزرگی در دل ودماغ فرد فرد وزارت امور خارجه ،از خود به جا گذاشتند . 

 

جنا ب زلمی عزیز که از کا در های سابقه دار ومطرح وزارت  در گذشته ها بودند  ، در دوره انتقالی به حیث مدیر شعبه ملل متحد وزارت امورخا رجه ایفای وظیفه مینمودند . ایشان بنا بر اهلیت وشایستگی بخصوص پس از تقرر داکترعبد الر حیم شیر زوی در پست سفیر کبیر ا فغانستان مقیم  قاهره ، به سمت معین سیا سی وزارت به کار گماریده شدند . 

 

شایستگی ، تجربه وتخصص اداری وسیا سی زلمی عزیز در یک فاصله زمانی کوتاه متبارز گردیده ، ایشان بزودی محبوب القلوب کلیه کارمندان وزارت گردیدند ،  به حدی که منسوبین وزارت با افتخار ّبه همدیگر میگفتند:

«  وزارت امور  خارجه در داشتن معین سیاسی مهربان ، ورزیده وخوب ،  چا نس طلا یی دارد ».( البته با تبدیلی زلمی عزیز از پست معینیت سیاسی ،  کارمندان وزارت خارجه شانس داشتن یک مدافع خوب را از دست دادند )   

 

جناب زلمی عزیز از آغاز کارشان  با آنکه یک دیپلومات نخبه وموفق بودند ولیکن نه به عنوان یک معین بلکه به حیث یک دوست ورفیق وهمکار خوب یکسان برای همگان ، به حساب می آمدند  . این حقیقتی است که مطمئن استم همه کارمندان وزارت برآن مهر تا یید میکوبند . 

 

من به  موجودیت دوست گرانقدری چون زلمی عزیز پیوسته افتخار نموده ومینمایم . شخصیتی که همیشه در صدد بود از دردها وآلام درونی منسوبین وزارت آگاهی داشته واگر بتواند مرهم گذاری باشد . 

 

زلمی عزیز پیوسته در تلاش آن بود که حقوق کارمندان وزارت امور خارجه اعاده گردد مخصوصا درقسمت تقرر کارمندان در نمایند هگی های سیاسی سخت در تلاش بود  کارمندان وزارت به طور متناوب سه سال در خارج وسه سال درمرکز ایفای وظیفه نما یند .

 در وزارت امور خارجه هرچند گاهی یکبار به مقصد دلخوشی وشاید مصروف نگهداشتن ذهن کارمندان وجلو گیری از تقاضا ها جهت اعاده حقوق شان ، از ترتیب لست ها از سوی وزارت غرض مقرری ها به ترتیب نوبت ، آوازه هایی پخش میشد  . اما کجا بود که جنبه عملی به خود بگیرد . 

 

زلمی عزیز که ازین بیعدالتی در قسمت کارمندان سابقه دار وزارت رنج میبرد ، خود را درزمینه مسوول میپنداشت . وقتی متوجه شد که تلاشهایش نتیجه نمیدهد ، استعفایش را به رئیس جمهور تقدیم وموضوع را به هیات رهبری وزارت که من منحیث منشی جلسه توظیف بودم وموضوع درج پروتوکول های روز مره وزارت گردیده است  ، به جلسه گزارش داد ند . 

 

لاکن رئیس جمهور استعفای موصوف را نپذیرفته واز ایشان  خواست به کارشا ن ادامه بدهد .  

 

آخرالا مر از اثر پافشاری های زلمی عزیز ، بن بست مقرری های کارمندان سابقه وزارت شکست . حدود پنجاه تا شصت فیصد واجدین شرایط پس از پا نزده تا بیست سال کار مستمردرمرکز وزارت ، به علاوه یک تعدادی از کارمندان  جدید  که سه سال را در وزارت کار نموده بود ند ، به اسا س لست مرتبه زلمی عزیز معین سیاسی که درزمینه خود را متعهد میدانست ، در سفارتخا نه ها ونماینده گیهای سیاسی کشور در خارج مقرر گردید ند که به تاسی از آن من نیز از بست مدیریت اطلاعات ونشرات وزارت امور خارجه تبدیل و به تاریخ ۱۹ اکتوبر ۲۰۰۵ به حیث سکرتر اول سفارت افغانستان دربرلین ،با خانواده ام  عازم جمهوری فدرال آلمان شدم . 

 

داکتر عبدالله به مثا به حریفی در چشم کرزی :

 

داکتر عبدالله در یک مقطع سرنوشت ساز ، توانست با کار خستگی نا پذیرش چهره واقعی  افغا نستان  را چنا نیکه بود در مجامع بزرگ بین المللی  به جهان معرفی دارد  ودر لحظات حساس وسرنوشت سازی که کشور به دستگیری در عرصه های سیاسی واقتصادی نیاز مبرم داشت ،توانست پا به پای زمان موفقانه پیش رود .

به نظر من توانا یی ها وظرفیت کاری بلند داکتر عبدالله عبدالله ، باعث شد که جهان به موصوف به چشم یک سیاستمدار توانمند بنگرد. 

 

تا جاییکه شنیده میشود میان وی وبرخی از شخصیت های سیاسی مطرح جها نی صمیمیت  ها ئی ایجاد گردید  که افتخار وفیضش به ملت افغانستان میتوانست برسد .  

 

میگویند در بسا از ملاقات ها که به سطح بلند یعنی میان  رهبران دوکشور انجام میپذیرفت ، وقتی حامد کرزی حین معرفی اعضای معیتی اش وی را معرفی میکرد ، در مقابل با این جواب روبرو میشد  که :

 « با شخصیت ایشان از گذشته از زمان جهاد ومقاومت آشنا استیم  » .  

 

ازینجاست که حسادت حامد کرزی برانگیخته شده ، وی را به عنوان رقیب سیاسی خود تصور میکرد . ازینروحریف  در پی لحظه ها وفرصت ها بود تا به فکر خودش  چگونه این خار بغل را از سر راه بردارد. کرزی برای  اینکار به زمان نیاز داشت . زیرا داکتر عبدالله کسی نبود که بساده گی از کنا ر حامد کرزی دور ساخته میشد . جهان به وی به عنوان یک چهره موفق ،  صمیمی ومحبوب مید ید .

سیاستمداران جهان وافغا نها یی که کرزی وداکتر عبدالله یعنی هردورا میشناختند ، از نظر شخصیتی میان این دو تفاوتهای زیادی مشا هده میکردند ، به نظر من از نظر شخصیتی ، موقعیت داکتر عبدالله نزد شان والاتر بود  . 

 

در روز های پایانی کارم درمرکز وزارت  ، پروسه انتخابات پارلمانی در جریان بود . همه میدانند که طبق قانون بعد از تشکیل پارلمان ، بایست رئیس جمهور کرزی ، کابینه جدید را به پارلمان معرفی ورای اعتماد میگرفت . 

 

از نخستین روز ها آوازه تبدیلی داکتر عبدالله به گوش میرسید که در میان کاند یدان   از زلمی رسول مشا ور امنیت ملی کرزی ، هدایت امین ارسلا ، سید طیب جواد وداکتر رنگین سپنتا وزیر مشاور کرزی در امور بین المللی ، نام برده میشد . 

 

وقتی این آوازه ها توسط دوستان داکتر عبدالله در وزارت ، به وی باز گو گردید ، نامبرده آن را نا ممکن دانسته ومتذکرشد که با شناختی که من از جامعه بین المللی نسبت به خود دارم ، امکانا ت این تبدیلی راغیر عملی میدانم .

باری از زبان عزیز آرینفر رئیس مطالعات ستراتیژیک وزارت در آن وقت شنیدم که به داکتر عبدالله گفته بود :

داکتر صاحب ، میگویند سپنتا وزیر خا رجه میشود ، شما چرا دست به کار نمیشوید ؟

داکتر عبدالله در پاسخ گفته بود : اصلا این کار مقدور نیست . 

 

 قرار اطلاعات بعدی داکتر عبدالله قبل از سفر رسمی اش به ایالات متحده امریکا   به رئیس جمهور گفته بود که آیا من در پست ام منحیث وزیر خارجه ابقا شده ام ویا چسان ؟

اگر مساله تبدیلی من دقیق باشد ، من درین سفر رسمی منحیث وزیر امور خارجه ، حاضر نیستم اشتراک کنم ّولی حامد کرزی بنا برتفاهما ت قبلی که  با دیگران داشت ، ظاهرا به داکتر عبدالله اطمینان داد که : خیر شما درپست تان باقی مانده اید وباید سفر کنید .

حینیکه داکتر عبدالله مصروف سفر رسمی درامریکا بود ، کرزی تلفونی مساله برکناری اش را برایش ابلاغ نمود. 

 

...وبدین ترتیب جنا ب داکتر سپنتا درمقام وزارت امور خا رجه قرار گرفتند . اما مد ت ها قبل زما نی که سپنتا وزیر مشاور کرزی در امور بین المللی بود ومن هنوز مدیر اطلاعات ونشرات وزارت امور خارجه بودم ، من وسپنتا یک صحبت مختصر تلفونی جنجالی داشتیم . 

 

آغاز خصومت سپنتا  با من : 

 

در ریاست اطلاعاتی آژانس باختر ، در سرویس داخله آ ن چنین مرسوم است که اخبار واصله یومیه را به خاطر همدست ساختن وبه یک زبان واحد در آوردن ، اکثرا باز نویسی مینمایند .

به باور من منحیث یک ژورنالیست ، این کار دومزیت دارد ، اول اینکه از ادارات  ومراجع مختلف با ادبیات مانوس وغیر ما نوس ، گزارشها یی بگونه مفصل ومطول ویا هم گنگ وکوتاه در آژانس باختر مواصلت مینماید . آژانس مکلفیت دارد اخبار وگزارشها را از نظر ارایه همگون ویکدست ساخته ، متن آن را مطابق پالیسی نشراتی خویش باز نویسی نماید .  

 

از روزی که مسوولیت مدیریت اطلاعات ونشرات در وزارت امور خارجه به من محول گردید ، چون از شیوه کار در آژانس بلد بودم ، بجهت آن که محتوای اخبار وگزارشهای ارسا لی وزارت امور خارجه به آژانس باختر صدمه ندیده با شد ، بارئیس آژانس اطلاعاتی باختر ومسوولین مربوطه آن ملاقات گرفته وبه نتیجه رسیدیم که :

 « مدیریت اطلاعات ونشرات با شناختی  که از پالیسی دولت ، بویژه پالیسی وزارت امور خارجه ، رعایت اصول ژورنالیزم وادبیات متداول وزبان مشخص نوشتاری دارد ، اخبار ملاقات ها ، گزارش  ها ، تحلیل ها ، پیام ها ی تبریکیه وتسلیت مربوط به وزارت خارجه وسایر مراجع ، بخصوص  ریاست جمهوری را که از طریق این مدیریت ارسال میگردد ، همه مسوولیت آن را متقبل  وآژانس باختر اجازه هیچگونه تغییر وتصرف ویا باز نویسی آن را ندارد  » .

بنا ء  با امتنان از ریاست آژانس باختر ، طی دوره کارمن در مدیریت اطلاعات ونشرات ، این اصل جدی تعقیب شد .

 

بنا برهمین مسوولیت وظیفوی ، مکلفیت داشتم متونی را که از ریاست جمهوری می آید  پس از باز نویسی جهت نشر به آژانس اطلاعاتی باختر ارسال بدارم . 

روزی وقتی  زنگ  تلفون دفترم به صدا آمد  ، حینیکه گوشی را برداشتم ،  صدایی نا آشنایی به گوشم آمد که میپرسید : 

 

ـ آقای برومند است ؟

ـ  بلی امر کنید !

ـ من داکتر سپنتا استم  ، وزیر مشا ور دولت درامور بین المللی ریاست جمهوری . در مورد تغییرات در متون ارسالی این اداره به آژانس باختر زنگ زدم ،  گفتند چون اخبار وگزارشات د ولتی دررابطه به مسا یل بین المللی  از جانب شعبه اطلاعات ونشرات وزارت خارجه وبه امضا ء شما به آژانس میرسد ، درین مورد خواستم همرایتان تماس بگیرم .

ـ بفرمایید جناب سپنتا ، موضوع از چه قرار است ؟

ـ شما کلمات وجملات را دست میزنید ، در متونی که از ریاست جمهوری میفرستم مخصوصا در قسمت  القاب رئیس صاحب جمهور . نوشته میباشد : «  حامد کرزی رئیس جمهوری افغا نستان » شما  آن را  به « حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان » تغییر میدهید . موصوف همچنا ن چند مثال دیگر آورد .

در مقابل من استدلا ل نمودم :  

 

ـ   ببینید هردولت یک اسم دارد . مستند به قا نون اسا سی افغانستان  نام دولت  افغانستان :  « جمهوری اسلامی افغانستان  » است که بعضا دولت جمهوری اسلامی افغانستان نیز میگویند .

 هرگاه  اسم رئیس جمهوررا کناراسم رسمی  دولت  قرار بدهیم ، « حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان »  خوانده میشود . مگر چرا رئیس جمهوری ؟ 

 

  گذشته از اینها باید خدمت تان عرض شود که ما درین شعبه از کاربرد کلمات نا ما ء نو س وشیوه های نگارشی با ادبیات ایرانی باید   بپر هیزیم . وقتی میگوییم رئیس جمهوری افغانستان ، فورا ادبیات مروج ایران در ذهن انسان تداعی میگردد ، گذشته ازین ها ....... 

                                       (سلسله یادداشت ها ادامه دارد )

 

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer