.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
اندر تعریف نان

از کتاب گیاهستان

تألیف مولانا علیل الشعراء

(مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی )

اندر تعریف نان

تاریخ نشر جمعه ۶ حوت ۱۳۸۹ - ۲۵ فبروری ۲۰۱۱ 

شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی
شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی
و بدان ای عزیز که نان بر وزن جان ، نوعی از طعام است که فرزندان ابوالبشر علیه السلام را بدان رغبتی تمام است و ادامهء زنده گی بدون آن صعب باشد و ازین سبب ایزد تعالی مواد خام آنرا بیش از هر نوع خوراکی دیگر بیافریده و در دسترس آدمیزاده گان نهاده است تا بر حسب سلیقه و عادت و رسم و رواج خویشتن به ترتیب و تهیهء آن پردازند و سد جوع کنند و منعم حقیقی را سپاس گویند چنانکه شاعر گفته است:

ای که در خانه ترا هست دو بوجی از آرد

بخور آن  را و  لب  از شکوهء بیجا بر بند

این سعادت که تو داری همه کس را ندهند

شکر میکن  که  به   خباز نیی حاجتمند

و نان را در ایام قدیم از مغز گندم یا جو یا جواری یا دیگر حبوب و غلات خالص تهیه کردندی ولیکن در عصر ما به تناسب انصاف علاف و نان پز ، چیزهایی از نوع سرمه ریگ و خاک و خاشاک و امثال آن در مواد اصلی آن همی امیزند و پختن نان نه چون سایر اطعمه باشد ، چه درپختن اقسام طعام ها رسم است که نخست مواد آنها را در دیگ ریزند و دیگ را بر فراز دیگدان نهند و در زیر آن آتش بر افروزند تا بصورت مطلوب در آید لیکن در پختن نان کمتر به دیگ حاجت افتد ، بلکه مغز گندم یا غلهء دیگر را که نرم کوبیده باشند و آنرا آرد نامند ، در ظرفی گلین یا مسین که اصطلاحآ تغاره اش خوانند با آب نیمگرم بیامیزند و کلوله ای از خمیرترش که هم از جنس آن باشد در آن اندازند و سپس آنهمه را چندان با مشت در هم فشارند و زیر و رو کنند که چسپناک گردد و آنگاه قطیفه ای بر روی آن بگسترانند وخود ساعتی بیاسایند تا حرارت طبیعی هوا در خمیر آن اثر کند و آنرا بحد قابلیت زواله کردن برساند و از بزرگی شنیدم که میگفت : چون خواهی رسیدن خمیر را بیازمایی کف دست را از فاصلهء ده سانتی متر چند نوبت متوالی بر آن بزن ، اگر آوازی که از اصطکاک دست با آن مسموع افتد « تپ تپ » باشد فطیر است و اگر « دم دم » باشد خمیر است چنانکه گفته اند:

دانی که  چرا  خمیر خان را

از کار همیشه  اجتناب است

در خانه و مجلس و به هر جا

اندیشه و همتش  کباب  است

زیرا  که  فطیر  بود  و سهوآ

گفتند  که  او خمیر ناب است

و بباید دانست که نان را اقسام بسیار و انواع بی شمار است ، همچون داشی و تندوری و تاوگی و کاک و قاق و قلفتی وسمنک و چلپک و بولانی و کمبه و قدمال و سنگک  و چپاتی و شیرمال و جوزی و پیازی و قندی و جزغالگی و روغنی و کیک و کلچه و بتقسیم ثانوی نیز انواع مذکور را افرادی باشد مانند تندوری که به خانگی و بازادری قسمت پذیرد و مانند نان بازاری که به سبک  و سنگین از یکدیگر ممتاز باشد و هریک از این دو قسم نیز به خام و پخته و سوخته تقسیم شود والبته صد البته که هریک ازین اقسام را طعمی خاص و لذتی جداگانه باشد.

و صاحب حیل الخبازین ادر تصنیف خویش بیاورده است که از عجایب صناع نان پزی که خود دیده ام و اینست که چون شاروالان از وارسی بازار و غمخواری اهل دیار خویش غافل شوند، خبازان که ایشان را بلفظ عجمان نانوا گویند، مرزواله تاب را که یکی از کارگران فابریکهء خبازی است فرمان دهند تا از هر زواله لقمه گکی بکاهد و باصطلاح چوندی گیرد و گویند این مقدار را نزد خریدار ارج  ومقداری نباشد و در جهاز هاضمهء وی نقصان لقمه گکی اثر نکند ولیکن خباز بینوا را که ناچار از پرداخت مصارفی همچو کرایه دکان و دستمزد نان فروش و نان پز و بردست و زواله تاب و خمیر گر و آرد بیز است و هم جریمهء احتمالی و چای پولی ارتجالی و یرا تهدید همی نماید، ازین چوندی ها تفاوتی در عایدات حاصل شود و زواله تاب نیز فرموده عمل نماید وچون خباز بیند که کسی باز خواست نکند لقمه گک معبود را به لقمه و لقمتان و لقمات مبدل نماید  و کار بجایی رسد که اکنون در بلدهء مبارکهء کابلستان مشاهدت فرمایی ومردم را همی بینی که اندر بهای یک قرص نان خام نیم پاوه ، هم دوصد و پنجاه پول تأدیه کنند وهم ناز نانفروش را بجان پذیره شوند چنانکه شاعر فرماید :

 بگاه آنکه شود پیره گشنگی بر مرد

بوقت آنکه  شود اسب  اشتها  تازان

بغیر دادن  زر  در  بهای  نان  باید

کند  تحمل   ناز   و عتاب  خبازان

و مصنف اخبار الخبازین آورده است که بهمین دو گوش گناهکار خود از یکی از نانوایان شنیدم که وقتی بمزاح یکی از خریداران نان را همی گفت :

دانی آن خط که در طول دانه های گندم رسم شد ه و آنرا به دو قسمت متساوی تقسیم می کند و اشارت به چیست ؟

مخاطب در پاسخ گفت : نی و طرف مقابل گفت : اشارت بدانست که نیمی از گندم سهم نانوا و نیم سهم مفتش بازار است و العاقل یکفیه الا شاره و هم اندرین معنی شاعری چنین درفشانی کرده است ؟ رباعی !

 چون پسته گرانست چه خندان و چه پوش

چون رخت ن  داریم  چه  پوشیده چه لوچ

چون   بیخبر   است   شاروالی   از   نان

چه خام  چه  سوخته  چه پخته چه کلوچ

 پایان

برگرفته از شماره ۲۱ سال سوم ترجمان

منتشرهء ۲ میزان ۱۳۴۹هجری شمسی

کابل - افغانستان

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer