.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image

 

 حکایت۱۱۹

یک پرده  بیش  نیست  فصیحی  نوای غم

پندار گوش ماست که گه زیرو گه بم است

                                                    ( فصیحی هروی)

معالجهء وهم با وهم

  تاریخ نشر یکشنبه اول حوت ۱۳۸۹ - ۲۰ فبروری ۲۰۱۱ 

اوحد الزمان ، طبیبی بوده معاصر با المستنحد بالله سی ودومین خلیفهء عباسی ( ۵۵۵ - ۵۶۶) که نوادر معالجات اورا در تاریخ طب عرب نقل کرده اند و از آنجمله گویند مردی به بیماری مالیخولیا مبتلا شده بود و تصور می کرد که یک ظرف سنگین سفالی بر سر او قرار دارد که هرگز از او جدا نمی شودو از بیم آنکه مبادا آن ظرف بشکند هیچگاه از جایهائی که سقف کوتاه داشت عبور نمی کرد و همواره با احتیاط قدم بر میداشت و از معاشرت و مکالمهء اشخاص حذر میکرد.

طبیبان آن عصر همگی از علاج او عاجز مانده بودند و درمان او را از دایرهء علم و صلاحیت خود بیرون می شمردند.

 اقارب بیمار مذکور از اوحدالزمان التماس کردند که راهی برای معالجهء وی پیدا کند . اوحدالزمان پس از اطلاع بر سوابق احوال مریض و شنیدن سخنان وی بیکی از غلامان دستور داد که چوب بزرگی حاضر کند و غلام دیگر را نیز امر نمود تا ظرف سفالین سنگینی تهیه کرده در گوشهء مخفی نماید، آنگاه گفت بیمار را نزد وی حاضر کنند.

بیمار را آوردند و اوحدالزمان در حالی که با همان چوب بزرگ در مقابل بیمار ایستاده بود چنین گفت :

من میدانم که تو از برداشتن این ظرف گلین که بروی سر تو گذاشته اند چقدر در زحمت هستی و رنج می بری ، چه خوب شد که ترا نزد من آوردند تا ترا ازین زحمت و تکلیف بیجا رهائی دهم ، اکنون با همین چوب که در دست من می بینی این ظرف را می شکنم و ترا از برداشتن بار آن خلاص میکنم.

 سپس چوب را ببالای سر خود برد و چنانکه خواسته باشد بر فرق او فرود آورد بدون اینکه با سر بیمار تماس کند فرود آورد و در همان وقت غلام که منتظر اشارهء طبیب بود ظرف گلین را که حاضر کرده بود با سر بیمار اندکی تماسی داد و از بالای سر او به زمین انداخت و ظرف مزبور در هم شکست و قطعات آن در اطراف مریض پراگنده شد.

 بیمار که تماس ظرف را با سر خود احساس کرده بود و می پنداشت که بر اثر فرود آمدن چوب دست طبیب بر زمین افتاده و شکسته است بسیار خوشحال شد و از رنج بیماری موهوم خود نجات یافت و تندرستی وی بازگشت و چندین سال بعد از آن زنده بود.

سلسلۀ این حکایات ادامه دارد ....

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer