.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
نقدی بر کتاب : طرزى و سراج الاخبار

نوشته : مهدی جعفری خانقا

نقدی بر کتاب : 

طرزى و سراج الاخبار

سخاورز، بشير. طرزى و سراج الاخبار. تهران: نشرعرفان، 1386 . 207 ص، شابك: 8- 9473 - 06 - 964
محمود طرزى روزنامه نگار، اديب، سياستمدار وروشنفكران نامدار افغانستان و از شاگردان مترقى سيدجمال الدين مي باشد. مطالب گوناگونى در قالب نوشتارى، گفتارى و شنيدارى از پژوهشگران مطبوعات فارسی زبان خارج از كشور درباره احوالات ايشان منتشرشده است.

 شايد قديمی ترين اثرى كه بتوان به آن مراجعه و به عنوان كتابى مستقل و ويژه درباره اين شخصيت مبارز و روشنفكر ياد كرد، كتاب «محمود طرزى افغانى «نوشته عبدالبشير شور، سال 1366 باشد و يكسال بعد كتابى ديگر با عنوان «محمود طرزى » توسط نصيرسهام منتشر شد 2.
پيش از اين آثار و تك نگاشت هاى متعددى درباره شخصيت محمود طرزى در جرايد و روزنامه هاى آنزمان و همچنين دوره اخير به چاپ رسيده است 3. اكنون پس از گذشت دو دهه از آخرين اثرى كه درباره محمود طرزى نگاشته شده است، در سال 1386 ، كتابى تحت عنوان « طرزى و سراج الاخبار » به قلم بشير سخاورز، توسط انتشارات عرفان در تهران، روانه بازار نشر شده و
نسبت به آثار قبلي، جامع تر و كامل تر به نظر مى رسد
 .

اين كتاب نگاهى تازه به ابعاد زندگى محمود طرزى در دوره هاى مختلف تاريخى دارد. كليات كتاب حول محور زنده گی نامه محمود طرزى، انتشار سرا ج الاخبار، پيامدهاى آن و تاثير انديشه هاى طرزى بر فضاى سياسى  فرهنگى آن روز افغانستان دلالت دارد.
در اين كتاب به ترتيب عناوين ذيل به چشم مى خورد:
پيشگفتار (اسدالّله حبيب)، مقدمه مؤلف، سالشمار زندگى طرزى، آثار طرزى، ساختار بيرونى سرا ج الاخبار ( واكنش اميرحبيب ا لله خان، درباريان، روحانيون، استعمار، روشنفكران خواهان تجدد)، نمايشنامه اشرافيان، نخبگان طرزى، پان اسلامى، پان آسيايى يا نشناليزم، افغانستان و كشورهاى همسايه (هندوستان، ايران و تركيه)، طرزى و ادبيات (طرزى و ادبيات بومى، برج عاجى از سخن، يا سخن وسيله اى براى تفهيم و تفاهم؟)، تأثير مشروطيت بر شعر ما (شاعران راس مشروطه، شاعران پيرو، بردن شعر به بيان مردم، وطن، اتحاد و پرخا ش بر عليه استعمار، سرنوشت نويسند ه گان مشروطه خواه)، معارف ( تاسيس انجمن معارف براى زنان)، حضور زن در زمان طرزى، فهرست مآخذ (فارسى و انگليسى) و تصويرها.
زندگي نامه نويسنده
بشير سخاورز در سال 1339 ش. در محل هاى بنام « دروازه لاهورى « واقع در شهر قديمى كابل ديده به جهان گشود. وى پس از اخذ ديپلم وارد دانشكده مهندسى دانشگاه كابل گرديد. در سال 1363 با دريافت بورس تحصيلى، افغانستان را به مقصد انگلستان ترك گفت.
پس از اتمام تحصيلاتش، در دانشگاه هرت فورت شاير 4 هندوستان مشغول به كار شد. در اين دوره دكتراى خود را در زمينه ادبيات و توسعه 5 دريافت كرد. علاقمندى وى به حوزه شعر و ادبيات است. از بشير سخاورز درسال 1369 ش. دو كتاب با عناوين « سبزينه ى شرقى » شامل اشعار و سروده هاى او و ديگرى به شكل مجموعه مقالات به چاپ رسيده است (آفتاب) ،  1378.
دكتر اسدالله حبيب كه مقدمه اى بر كتاب وى نگاشته، از داستا ن نويسان، پژوهشگران، بيد لشناسان و شاعران معروف افغانستان است. (روزنه، ) 1387.
موضوع كتاب

موضوع كتاب، تحقيق و جستجو درباره محمود طرزى با تاكيد بر سرا ج الاخبار است. نويسنده كتاب در اينباره چنين مى نويسد: « پژوهش من در مورد طرزى، براساس سرا ج الاخبار است كه خوشبختانه آن را در كتابخانه بريتانيا يافته ام. من بيست سال است كه اين نشريه را گاه گاهى برمى دارم و مى خوانم. مى خواستم كه اين نوشتار فقط نقل قول از سراج الاخبار باشد، اما متوجه شدم كه ممكن است خودم نيز محكوم به يك سونگرى و قهرمان سازى شوم. به همين سبب از منابع معتبر ديگر و آثار مورخين نام آور استفاده كردم تا ببينم كه آنها درمورد طرزى چه مى گويند .»  سخاورز در ادامه درباره نحوه انتخاب منابع تحقيق خود معتقد است كه از آثارنويسنده گان انگليسى و روسى به دليل آنكه بيشتر جنبه سياسى و سودجويانه داشته و تصويرى درست از مردم افغانستان به دست نمى دهد كمتر بهره جسته است. به همين ترتيب نيز ازآثار نويسنده گان افغانستانى به دليل بزرگ نمايى هاى غيرواقعى كمتر استفاده كرده است. لذا مبناى تحقيق خود را استفاده از منابعى قرار داده است كه در آن رعايت صداقت و انصاف يك اصل بوده باشد.
هدف از انتشار كتاب
بشير سخاورز در مقدمه كتاب خود نگاهى نوستالوژيك به گذشته افغانستان دارد. وى با درك درستى كه ازشرايط جامعه امروزى افغانستان پيدا كرده، كوشيده است كه انتشار اين كتاب به بازآفرينى نقش دوباره جريان روشنفكرى كه هدايت و رهبرى آن را محمود طرزى بر عهده داشته، بيانجامد و نقش فراموش شده نسل امروز را با تطبيقى موشكافانه با اقدامات نسل صد سال گذشته به ايشان يادآور شود. طرزى حلقه گمشده جامعه آن روز خود را يافته بود. او وطن پرستى بود كه قلبش براى تمام افغانستان مى تپيد و از ملى گرايى، اسلا مگرايى و آزاديخواهى تعبيرى جز متحد ساختن تمام افغانستان نداشت. با توجه به دركى كه از توانايى و قدرت تأثيرگذارى انتشار جريده بر افكار عمومى داشت؛ توانست در اولين اقدام اصلاحى خود به منظور تغيير و تحول در ساختاراجتماعى و حتى سياسى افغانستان دوره دوم سراج الاخبار را منتشر سازد. گرچه انتشار آن ايده هاى استعمارى بسيارى از استعماريون را بر هم ريخت ولى سايه شوم استعمار هرگز از سرمردم افغانستان دور نگرديد. بر اين اساس نويسنده كتاب معتقد است كه « افكار طرزى همين امروز میىتواند مارا به فردايى بهتر رهنمود گردد » و در ادامه میىنويسد: « ما در اين صد سال اخير مسير ترقى قابل توجهى نداشته ايم اما مانند گذشته گانمان، بيگانگان را عامل اين عقب مانى مى دانيم و معترف نيستيم كه دربسيار موارد خود ما عامل آن بوده ايم. «شايد يكى از مهمترين اهداف انتشار اين كتاب پاسخ به اين موضوع هم باشد كه شناخت طرزى وسرا ج لاخبار هنوز هم نياز جامعه امروز افغانستان است.
محورهاى مهم كتاب

محور هاى مهم كتاب در بررسى بخش هاى مختلف آن به قرار ذيل است:
 
تلاش هاى طرزى براى ايجاد انقلاب فكرى وفرهنگى در افغانستان با استفاده از ابزار رسانه (ترويج انديشه هاى خود به وسيله سراج الاخبار ) بررسى جايگاه تجدد و ترقى خواهى در ميان مخا لفان و موافقان كه در اين ميان عده اى آنرا درمغايرت و يا در موافقت با اسلام تفسير مى كردند.
 
پيگيري هاى طرزى براى كسب استقلال افغانستان و متعاقب آن ايجاد تحولات اقتصادى با رويكردى نوين و با استفاده از نخبگان جامعه.
 
بررسى جريان روشنفكرى در ميان كشورهاى همسايه و افغانستان و اينكه طرزى تركيه را الگوى مناسبى براى نظام سياسى افغانستان معرفى میىكند.
 
تأثير آرا و نظريات طرزى بر شعر و ادبيات و روند داستا ن نويسى در افغانستان.
بنابراين مى توان چنين استنباط كرد كه طرزى براى رساندن افغانستان به جايگاه مطلوب خود، چهار هدف اصلى شامل آگاه كردن مردم به معارف و علوم جديد، آزادى افغانستان از چنگال استعمار انگليس، تجدد و ترقى خواهى و متحد ساختن مردم افغانستان پيگيرى مى كرد. آن هم زمانى كه ديد گاه هاى مترقى او مخا لفان سرسختى در دو جبهه متعصبين دينى و صاحبان قدرت در دربار داشت و جالب آنكه هر دو گروه منافع خود را در مواجهه با افكار طرزى و به طبع با ادامه انتشارسراج الاخبار در خطر مى ديدند.
جامعه مخاطبان كتاب
به بيان نويسنده شيوه هاى كه وى براى نوشتن كتاب برگزيده، الگو قرار دادن شيوه طرزى براى فهم مطالب كتاب براى مخاطبان عام است.
« كار مهمى كه طرزى انجام داد، بيرون آوردن زبان از مقصوره منشيان بود. او زبان را در خدمت اجتماع به كار برد و خواست تا حرفش را مردم عادى بفهمند، نه فقط درباريان فاضل
» (ص 16 ). اما از نگاه ديگر، اين كتاب میىتواند مورد استفاده بسيارى از پژوهشگران، مورخان و علاقمندان به تاريخ مطبوعات قرار گيرد. البته مطالعه اين كتاب به روزنامه نگاران و دست اندركاران مطبوعاتى نسل امروز افغانستان بدليل نوع نگاهى كه طرزى به اهميت انتشار جريده در نزد افكار عمومى داشت به دلايل ذيل توصيه مى گردد:
 
حفظ روحيه اتحاد و همبستگى و مبارزه با استعمار براى طرزى اهميت فراوانى داشت و از اينرو منافع ملى را قربانى منافع فردى و گروهى نمى كرد و از دامن زدن به اختلافات دورى مى كرد.
 
دانستن را حق مردم مى دانست و تلاش زيادى براى بالندگى افكار جامعه از خود نشان مى داد. وجود فضاى مستبدانه و بازار گرم تملق و چاپلوسى در نظام پادشاهى آن دوره، مانع از فعاليت رسان هاى او نشد بلكه با آگاهى از شرايط حاكم و به دور ازجنجال هاى سياسى، نقب هاى سياسى و اجتماعى خود را چنان زيركانه و جسورانه میىنگاشت كه شاه را گرچه مى آزرد ولى لاجرم تحت تأثير انديشه هاى طرزى قرارمى داد.
طرزى سياستمدارى مدبر و دورانديش بود و اين نكته سنجى او نشان از درايت و آگاهی اش از تجربه سركوب مشروطه خواهان در سال هاى 1908 - 1909 م. توسط مرتجعين داخلى داشت. وى همواره سعى میىكرد كه در برخورد با ارتجاع و دشمنان استقلال و آزادى افغانستان بهانه هاى به دست آنها ندهد.

جايگاه كتاب:
آنچه كه مسلم است خالى بودن جاى چنين كتابى درعصر كنونى است. زيرا با گذشت قريب به يكصد سال ازانتشار سرا ج الاخبار تاكنون كتابى كه بيانگر سير تحولى انديشه هاى طرزى و چگونگى تاثيرگذارى سراج الاخبار برتحولات جامعه آن روز افغانستان باشد، وجود نداشت. بنابراين اين كتاب میىتواند به بازشناسى پيشينه مطبوعاتى افغانستان، بخصوص به شناخت هر چه بيشتر مخاطبان با افكار طرزى و جريان روشنفكرى در افغانستان كمك شايانى كند و ازطرفى الگوى عملى خوبى براى روزنامه نگاران جوان افغانستانى با استفاده از تجربه هاى روزنامه نگارى پيشينيان خود باشد و براندوخته هاى آنان بيافزايد.
ويژگى هاى مهم كتاب
نويسنده فارغ از بزرگنمايى هاى رايج با نگرش واقع بينانه اى به تبيين ابعاد شخصيت طرزى پرداخته و با رويكردى جسورانه ديدگاه هاى موافق و مخا لف وى را مورد ارزيابى قرار داده است.
« واكنش در برابر نشر سراج الاخبار
» از موضوعات جالب توجه كتاب است. در اين بخش خواننده كتاب درمىيابد كه دو جريان ارتجاع داخلى و استعمار خارجى چگونه در مواجهه با يك جريده روشنگر هدف مشتركى را در پيش گرفته و براى به زير يوغ خود درآوردن آن، چه تلاش هاى مذبوحانه اى از خود نشان داده اند. از نقطه نظر تاريخى نيز مخاطب با روند جريان روشنفكرى در افغانستان و فراز و فرودهاى آن در بخش ذيل آشنا مى گردد.
«
افغانستان و كشورهاى همسايه « بخش قابل تامل اين كتاب است كه نويسنده به صورت گذرا به مسايل منطقه و همسايگان افغانستان در ارتباط با جريان روشنفكرى مى پردازد.
از ديگر ويژگى هاى كتاب، مقوله « طرزى و ادبيات » و « تاثير مشروطيت بر شعر ما » است. در مباحث ادبى جاى چنين بحثى خالى بود كه بشير سخاورز با بررسى تحليلى و محتوايى شعر طرزى و تاثير انديشه هاى وى بر شاعران آن روز، خلا آن را تا حدودى پر كرده است.
مباحث مطرح نشده

سرا ج الاخبار بعنوان دومين نشريه چاپى افغانستان، نقش مهمى در تاريخ استقلال و آزادى افغانستان ايفا كرد ومحل تربيت نسل جديدى از آزاديخواهان و روشنفكران افغانستان گرديد . طرزى با اقدام خود شيوه نوينى ازروزنامه نگارى روشنگرانه را پايه گذارى كرد. از اينرولازم بود نويسنده كتاب پيش از ورود زودهنگام به بخش « ساختار بيرونى سراج الاخبار » فصل جديدى را با عنوان « انتشار سراج الاخبار » مى گشود تا خواننده در ابتدا امراز چرايى و چگونگى انتشار آن، آگاهى مىيافت. جالب آنكه دسترسى به تمامى شماره هاى سرا ج الاخبار براى نويسنده مقدور بوده است.
انتشار سراج الاخبار
افغانستان بعد از هندوستان، قفقاز و ايران چهارمين كشورى است كه با انتشار روزانه شمس النهار به فاصله 93 ساله خود با روزنامه نگارى فارسى در هند و فاصله 37 ساله با روزنامه نگارى ايران پايان بخشيد.
با هجوم انگليسى ها و تعطيلى شمس النهار  نخستين روزنامه افغانستان  تا 20 دى 1284 ( 11 ژانويه 1906) يعنى 28 سال پس از تعطيلى شمس ا لنهار  تلاشى براى انتشار روزنامه در افغانستان صورت نگرفت. دردوره امير حبيب الله خان عده اى از روشنفكران و علماى دينى در سال 1905 م. با تشكيل انجمن سرا ج الاخبار و متعاقب آن درخواست رسمى از حكومت براى انتشار جريد ه هاى تحت نام « سرا ج الاخبار افغانستان » با موافقت حكومت وقت، اين جريده به عنوان دومين روزنامه افغانستان فعاليت خود را با مديريت عبداالروف خان مدرس مدرسه شاهى افغانستان  از 20 دى 1284 ( 15 ذيقعده 1323 ب هعبارتي 11 ژانويه 1906 ) آغاز كرد.
در پى انتقادات شديد سرا ج الاخبار به دربار و مخالفت انگليسىها با انتشار آن، از ادامه انتشار سرا ج الاخبارجلوگيرى شد.
گرچه در مورد شمس النهار، حمله انگليسىها به افغانستان بهانه هاى براى تعطيلى نخستين جريده
افغانستان شد؛ اما اينبار اين دخالت مستقيم انگليسىها بود كه باعث گرديد سرا ج الاخبار تنها پس از انتشارنخستين شماره متوقف گردد و يك وقفه شش ساله را تجربه نمايد. با بازگشت محمود طرزى به افغانستان، با موقعيتى كه وى نزد امير حبيب الله خان داشت، تقريباً پس از دو سال تلاش خستگى ناپذير توانست نظر درباررا براى دريافت اجازه انتشار سرا ج الاخبار جلب نمايد.
به اين ترتيب انتشار دوره دوم سرا ج الاخبار از 16 مهر1912 / 1290 م . با شكل و شمايلى متفاوت از گذشته در 16 صفحه به صورت دو هفتگي آغاز شد.
 

سرانجام سراج الاخبار در 27 آذر 1297 به همراه ضميمه خود يعنى سراج اطفال به تعطيلى گرفتار آمد ونشريه امان افغان به جاى آن شروع به انتشار كرد.
در بخش معرفى « آثار طرزى » نام كتاب ذيل ازقلم افتاده است:
 
تاريخ حرب؛ ترجمه تاريخ جنگ روس و ژاپن ( 1905 - 1904 ) است كه در چهار جلد تهيه شده است.
دو جلد اول و دوم در سال 1334 ق. ( 1916 م.) و دوجلد ديگر يك سال بعد به چاپ رسيد.
محمود طرزى ترجمه اين كتاب را بنابه درخواست اميرحبيب الله در سال 1910 م. قبل از انتشار سراج الاخبار در دارالترجمه تركى به اتمام رسانده بود (نصير، 1367 ، ص؟). براى كسب اطلاعات بيشتر درباره آثار محمود طرزى مى توان به كتاب مقالات محمود طرزى درسراج الاخبار مراجعه كرد (سهام، 1367 ، ص 19).
در قسمت ذكر « مأخذ فارسى » نشانى از منابع ذيل نيافتم و اين حكايت از بى اطلاعى نويسنده از منابع مورد اشاره دارد:
1 . پروين، ناصرالدين. تاريخ روزنامه نگارى ايرانيان ود يگر پارسى نويسان، ج اول، تهران: مركز نشر دانشگاهى، 1377 ش.
2   . تنوير، محمدحليم. تاريخ و روزنامه نگارى افغانستان. هلند: انستيتوت تحقيقات و بازسازى افغانستان در هلند، جدى (دى) 1378 .
3
3 . سهام، نصير. محمود طرزى. كابل: انتشارات كميته دولتى طبع و نشر ج 1. 1، 1367 .
4 . عصمت اللهى، محمدهاشم. نظام مطبوعات افغانستان. تهران: بيكران، تابستان 1382 (سهام، 1367 ، 191 ).
نقايص موجود در كتاب
در بخش »سالشمار زندگى طرزى «، سال تولد طرزى 1866 م. ذكر شده است. در صورتى كه وى در روزچهارشنبه اول سنبله (شهريور) 1244 ش. برابر با اول ربيع الثانى 1282 ق. ( 23 آگست 1865 م.) در شهر غزنى ديده به جهان گشود (سهام، 1367 ، ص 1) .البته در برخى منابع نيز همين اشتباه تكرار شدهاست.
اما در معرفى « آثار طرزى » نقايصى به چشم میىخورد كه بهتر بود تلاش بيشترى براى تكميل آنها صورت مى گرفت:
1 . گزيده شعر غلام محمد طرزى (ص 21 ) . منتجات غلام محمد طرزى به خط محمود
:
منتخب اشعار ديوان غلام محمد طرزى كه در سال 1304 ق. ( 1886 م. ) كار كتابت آن در شام تكميل گرديده است. اين اثر را محمود طرزى بعد از اينكه به وطن برگشت به برادرش عبدالخالق هديه كرد « (سهام، 1367 ، ص 5 ).
2 .  سياست نامه دارالسعادت، دمشق، سال 1888 م. (ص 21) .
 «
سياحتنامه در سعاده: شرحى است از سفراستانبول. اين اثر به طبع نرسيده و متن كامل آن نيز در دست نيست. فصلى از اين اثر در كتاب (از هر دهن سخنى و از هر چمن سمنى) زير عنوان (يك شبى دربوغار دلنواز گذشتانده ام) آمده است (سهام، 1367 ، ص 6 ).
3 .از هر دهان سخنى و از هر چمن سمنى (ص 22 ). « از هر دهن سخنى و از هر چمن سمنى» در مقدمه اين اثر آمده كه اين مجموعه قسمت اول كتاب دبستان معارف ( 1890 م.) میىباشد و اضافه گرديده كه (دبستان معارف ما نخواست كه از حسن و جمال ادبيات محروم بماند و اين است كه قسم ادبيات آنرا جداگانه يك اثرى ترتيب دادم و اسم آنرا (از هر دهن سخنى و از هر چمن سمنى) گذاشتم. ولى گمان نشود كه سراسر از خط و خال و مى و محبوب بحث خواهد راندنى: اكثر از آثار نشريه ادبيه جديده تشكيل يافته است) (سهام، 1367 ، ص 6 ).

  4 . روضه حكيم، كابل، 1913 م. (ص 22 ). « بخش ديگريست از كتاب دبستان معارف كه درسال 1308 ش. در دمشق و شام جم عآورى و تاليف شده و در سال 1331 ش. در مطبعه عنايت در كابل به زيورچاپ آراسته گرديده است » (سهام، 1362 ، ص 7 ).
5 .مطالعه صحيحه (ص 22 ).  « مطالعات صحيحه: كار ترجمه اين اثر را محمود طرزى از زبان تركى به درى در 18 رجب 1318 ( 1900م.) به اتمام رسانيده است » (سهام، 1367 ، ص 7 ).
6 . سوانح، ترجمه به فارسى توسط وهاب طرزى، كابل، 1967 م. (ص 22 ). « سوانح زندگى :  اين اثر در ژانويه 1908 به خواهش يكى از دوستان طرزى به زبان تركى نگارش يافته است.
اثر متذكره در اسد { مرداد } سال 1355 بوسيله عبدالوهاب طرزى ترجمه گرديد » (سهام، 1367 ، ص 7 8 ).
7 .سياحت دور جوهوا. (ص 22  ) . « سياحت در جوهوا » (سهام، 1367 ، ص 8 ).
8 . بيست هزار فرسخ سياحت زير بحر (ص 22 ).« بيست هزار فرسخ سياحت در زير بحر» (سهام، 1367 ، ص 8 ) .
9 .مجموعه غزليات (ص 23 ). « پراكنده: مجموعه شعرى محمود طرزى است كه در سال 1333 ق. ( 1915 م.) در چاپخانه عنايت به چاپ رسيده است. در اين مجموعه اشعار طرزى از سال 1896 م. تا وقت چاپ اثر گنجانيده شده است» (سهام، 1367 ، ص 9) .
10 . ديدني ها و شنيدنى ها (ص 23 ). « ديدنى ها و شنيدنى ها: زندگى نامه و خاطرات محمود طرزى است كه در هشت باب تنظيم شده است » (سهام، 1367 ، ص 9 ).
بشير سخاورز در بخش  « پان اسلامى، پان آسيايى يا نشناليزم » كتاب در معرفى محمود طرزى به عنوان يكى از شاگردان سيد جمال الدين، پسوند « افغانى » را براى سيد بكار برده است و در ذكر ويژگى هاى اين شخصيت انديشمند و مبارز در جاهاى ديگر تنها از نام « سيد » يا «سيد جمال الدين » استفاده كرده است.
از جمله ويژگ ىهاى مورد اشاره درباره سيد جما ل الدين در اين كتاب اين است كه او براى نخستين بار از واژه « اتحاد اسلامى »  استفاده كرده و در بخش « افغانستان و كشورهاى همسايه » نيز اشاره گرديده كه تنها كسی كه توانست اين كشورها را (ايران و هندوستان) در مبارزه بر ضد استعمار متحد سازد « سيد جمال الدين » بود.
نكته حائز اهميت اينجاست كه در مورد مليت سيد جمال الدين اتفاق نظر قطعى وجود ندارد. لذا خواننده با مطالعه اين دو بخش تامل برانگيز در میىيابد كه همه اين افتخارات تنها منسوب به يك شخصيت « افغانى «است. بنابراين بهتر بود نويسنده محترم كتاب براى
جلوگيرى از ايجاد هرگونه شائبه اى، از همان نام «سيد جمال الدين » در نوشته خود بهره مى جست تا متهم به يك سونگرى نگردد.

سخن پايانى:
سال ها جنگ و كشمكش هاى سياسى در افغانستان نويدبخش آينده اى نامعلوم براى همگان بود. فضاى نگران كننده آن دوره، باعث از بين رفتن تدريجى دستاوردهاى فرهنگى و مطبوعاتى شده بود.
متاسفانه به دليل فضاى جنگى و دسترسى نداشتن به نشريات قديمى، تحقيقات بنيادى و علمى در زمينه
تاريخ مطبوعات افغانستان كمتر صورت يافته است و اكنون كه فضاى نسبتاً آرامى بر افغانستان حاكم گشته، بررسى هايى از اين دست به شناخت بهتر ما از وضعيت مطبوعات افغانستان كمك شايانى خواهدكرد. هما نگونه كه نويسنده كتاب براساس مطالعه سرا ج الاخبار توانست
به واكارى شخصيت طرزى بپردازد و روش مبارزه او با شيوه هاى كهنه در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى را بيان نمايد. اين كتاب از نقط هنظر تاريخى منبع ارزشمندى براى محققان از سرنوشت دومين نشريه مهم افغانستان يعنى سرا ج الاخبار به حساب میىآيد.
پى نوشت ها:
1. This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it  

2 .كتاب هاى نامبرده در آرشيو شخصى نگارنده موجود است.

3 . به عنوان نمونه مى توان به مقالات ذيل اشاره داشت:
 
ژوبل، محمدحيدر. « محمود طرزى پدر مطبوعات افغانستان». عرفان، شماره دوم، كابل، 1337ش.
 
آهنگ، محمدكاظم. « محمود طرزى و محى الدين انيس نخستين قربانيان سانسور مطبوعات». مجله تعاون ، شماره 6 ، 1337 ش.
 
توريان، گران؛ « غلام محمود طرزى »1 و 2 دردسترس:
www.zendagi.com
4.
Hert ford shire-
5. Literature studies and Developments-5
مآخذ:

1 . سايت www.aftab.ir

2 . سايت www.rawz.ana.com
3 . سهام، نصير؛ [كتاب] محمود طرزى، كابل، انتشارات كميته دولتى، طبع و نشر ج. 1، 1367 ش


 




 

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer