.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
قسمت چهارم و اخیر پَرودی وپَرودی سازان
Image
 
گفتاری درباب یکی ازشیوه ها  
 
یا اشکال بسیار معمول درطنز پردازی 
 
  قسمت چهارم و اخیر
 
سه شنبه ۷جدی ۱۳۸۹ - ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰  م
 
جلال نورانی
جلال نورانی
پرودی های شکلی وپرودی های مضمونی . دراولی ازشکل نسخۀ اصلی تقلید می شود. درپرودی مضمون مدار ، تفکر یا مضمون دریک شکل تغییر نیافته دگرگون می شود . مثلاً وعظ های کومیک شاعران درقیافۀ یک واعظ که هدف شاعر برداشتن پرده ازروی ریا کاری می باشد. دراینجاست که ما باپرودی سروکارداریم.... تفاوت میان یک تقلید محض وپرودی ، مانند تفاوت پرتریت یک آدم با کاریکاتور وی است .... پس می توان گفت که پرودی تقلیدی است با اندک تغییر شکل دادن - همراه با نیش زدن ، مبالغه کردن ، تعجب برانگیزکردن ، شاید هم مقداری اهانت آمیز کردن قربانی... هرگاه هنرمندی بتواند تون صدا ، نحوه حرکات ، تکیه کلام ها وحالات روحی مردی یا زنی را عیناً تقلید نماید ، بیننده وشنونده درنهایت خواهد گفت : آه چقدر عالی تقلید میکند.... عیناً مثل خود «او» است ( مانند تقلید ها ی بلبل هروی ، زلمی آرا ، اسماعیل ارم ، آصف پیمان)
ولی زمانیکه درتقلید بعد ازمتوجه شدن به شباهت نسخۀ اصلی ، نسخۀ تقلیدی ، پرودی ساز ما را با استفاده ازمبالغه وتکنیک های دیگر ، متوجه چیزهای دیگر می سازد ، خصلتی را برملا می سازد ویا خطایی را نشان میدهد، آنوقت متوجه می شویم که ما دربرابر خود پرودی را داریم ، طنز داریم .(۴۶)

گیلبرت هایت در« اناتومی طنز » می نویسد : پرودی یکی ازاشکال بسیار مطبوع ودلپذیر طنز است ، یکی ازاشکال بسیار طبیعی وشاید بسیار قانع کننده وغالباً بسیار اثر گذار ....

یک پسر خرد سال وخواهر خرد سال او لباس های پدر ومادر خود را پوشیده اند ، پسرک بروتهای ساختگی هم گذاشته است وهردو حرکات پدر ومادر را تقلید می کنند ، اینکار شان خنده دار است ، اما اگر می توانند برخی ازندانم کاری ها واشتباه های پدر ومادر را هم نشان بدهند ، آنوقت دربرابر ما پرودی قرار دارد. (۴۷)

گیلبرت هایت پرودی را یک «شبه ژانر» می داند واو درتقسیمات عمومی ، به تقسیم کردن پرودی به : پرودی شکل وپرودی محتوا معتقد است.

فرید هوسهولدر درمجلۀ Classical philology شمارۀ ۳۹ سال ۱۹۴۴ درمقاله اش زیرعنوان «پرودی » نوشته بود: پرودی باید بر روی اثر یک نویسندۀ معین ویک مودل معین بازسازی شده باشد .

درآن زمان دراوروپا استفاده ازپرودی مانند امروز وسعت وپهنای زیاد نداشت وبیشتر پرودی ها برمبنای تقلید طنز آمیز از رومانهای معروف نوشته می شدند.

جان جمپ John jump که کتابی دربارۀ برلسک نوشته است ، پرودی را یکی ازاشکال برلسک می داند(۴۸) من برلسک را بعداً توضیح می کنم وتفاوتهای آنرا با پًرودی ازقول پژوهشگران نیز نشان خواهم داد.

ساموئیل جانسون هم یک تعریف مختصر، اما جالبی ازپرودی به دست می دهد. او می گوید:« پرودی اثری است که درآن کلمات ویا مفکورۀ یک نویسنده گرفته شده وبا یک تغییر بدیع وجالب برای هدف دیگری به کاربرده شده باشد ومفیدیت دیگری به میان آورده باشد» (۴۹)

این سوال به میان می آید که : گرفتن مفکورۀ یک نویسنده وتغییر شکل دادن به آن چقدر مجاز است ؟ آیا نویسندۀ اصلی مانند آن شاعر عصرجامی ( منظورم ساغری است) فریاد برنخواهد آورد، ولو ازدرون گور، که دزدان معانی ، معانی اشعارش را دزدیده اند؟ به جواب این سوال پروفیسر لیندا هچن که گفتم نظریه پرداز امروزی پرودی سازی است ، اززبان مایکل فوکلت Michel foucault پاسخ می دهد:

«این عقیده که هنرمندان وآفرینشگران وموجدان معانی ، صرفاً می توانند یگانه مالکان آن «معانی » خوانده شوند، مربوط به آن مقطع تاریخ هنراست که عصر «فردگرایی » خوانده می شد.» (۵۰)

ریچارد سن Richard son معتقد است که : پرودی نویس باید هنرمند، منتقد وشاعر باشد وتوانمندی آنرا داشته باشد که با ساختن پرودی ، تحسین خواننده را برانگیزد .(۵۱ )

مارگرت روز درکتاب « پرودی - قدیم ، مدرن وپست مدرن » می نویسد : یک راه تعریف کردن پرودی ازطریق مثالهایی که درآن فورم یا شکل نسخۀ اصلی تقلید می شود ولی محتوی تغییر می کند، ما را خوبتر به درک پرودی می رساند . اما پرودی هایی هم هستند که اول تقلید می شود وبعد تغییر می کند ، هم شکل وهم محتوی .

داکتر لیویس Leavis وساختار گرایان دیگر اهمیتی به پرودی قایل نبودند وطرفدار کنار گذاشتن آن بودند، اما مارگرت روز یک بار دیگر درکتاب فوق الذکر براهمیت پرودی وپرودی سازی تاکید کرد ونقش آنرادرادبیات وهنرهای مٌدرن وپٌست مٌدرن برازنده دانست . به نظر این مؤلف سؤ تفاهم ها درشناخت وتعریف دقیق پرودی بیشتر ناشی ازآن بوده که به یکی دوتا ازخصوصیت های پرودی توجه شده وازسایز خصلت های آن غفلت شده است . درگذشته پرودی را دارای این خصوصیات می دانستند :

۱-      اشتقاقی - صرفی ، شناسایی ،

۲-      خصلت کومیک آن ،

۳-      برخورد پرودی ساز با نسخۀ اصلی ،

۴-      عکس العمل خوانند دربرابر پرودی ،

۵-      پرودی کردن مجموع یک سبک مانند دن کیشوت.

مارگرت روز می گوید : درمجموع دوتئوری عمده در رابطه به پرودی وجود دارد. نظریه اول اینکه پرودی ساز درصدد تحقیر مولف نسخنه اصلی هم است . نظریه دوم : پرودی ساز با مؤلف نسخه اصلی احترام وعلاقه مندی دارد. (۵۲)

در رابطۀ به تئوری «علاقه مندی» پرودی ساز به نسخۀ اصلی مارگرت روز ازقول Gilbert Murray می گوید: اریستوفان آثار اوروپید را پرودی می کرد، اما وی به نامبرده علاقمندی داشت .

در رابطه به تئوری اول مارگرت روز، برخورد پرودی ساز را با نسخۀ اصلی ، مخالف خوانی یا Song sung -angaist می خواند وتئوری دوم را « همخوانی» songsung-besld که اولی به «نقیضه» ودومی به «نظیره» نزدیک است .

محقق آلمانی Iutz Rohrlch نیز برخورد پرودی ساز را با نسخۀ اصلی دوگونه میداند: گونه اول - پرودی ساز سبک مورد علاقۀ خود را ازکسی تقلید می کند.

گونۀ دوم - پرودی ساز سبک نسخۀ اصلی را برای عصر خود مضحک می یابد وآنرا مضحک  تر تقلید می کند تا خنده آفرینی کند وبرآن سبک ریشخند بزند .

زمانی درایران وافغانستان بعضی از مؤلفان سعی می کردند درانشای خود دربکار گیری لغات وترکیبات عربی بسیار افراط نمایند. مثلاً به عوض رفت وآمد می نوشتند - ایهاب وذهاب یا بجای خوردنی ها می نوشتند ماکولات ، اطعمه ، اثربه... من پرودی هایی را دیده ام که این عربی گرایی افراطی را ریشخند کرده اند.

مارگرت روز می گوید : اگر پرودی که تقلید سبک یا فورم یک نسخۀ قبلی است ، حاوی چیز « تازه یی » نباشد، آن پرودی ارزشی ندارد. برعکس اگر دارای ارزش های جدیدی باشد ، مانند یک اثر بکر ومستقل ، ماندگار می شود.

به نظراو حتمی نیست که پرودی ساز نسخۀ اصلی را حتماً تحقیر کند. اگر پرودی ساز با «علاقه مندی» به نسخه اصلی ، قصد طنز پردازی داشته باشد، او می تواند بسیاری از زیبایی های نسخۀ اصلی را وارد کارخود سازد، او می تواند با مقلوب سازی ومضحک سازی واستفاده ازتناقض کارش را انجام دهد . مثلاً قهرمانان دانا، دلاور وسخی نسخۀ اصلی اصلی را بی عقل ، جبون وخسی بسازد. آن گونه که عبید زاکانی در « اخلاق الاشرف » این کار را کرده است .

زمانی یک محقق منظومۀ رستم وهومن را که درآن رستم وهومن بعد ازمختصر نبردی تصمیم می گیرند جنگ را کنار گذاشته ودرعوض با همدیگر همجنس بازی کنند ، توهینی ازسوی عبید زاکانی به فردوسی بزرگ خوانده بود.

درحالیکه چنین نیست . عبید زاکانی درآن منظومه پهلوان نما ها وپهلوان پنبه های کون دریدۀ عصر خود را به نمایش می گذارد وهرگز قصد توهین فردوسی را نداشته است .

بهترین دلیل برای این ادعای من یکی از « نصایح » او دررسالۀ صد پند اوست که گفته است :« درکودکی ... از دوست ودشمن وخویش وبیگانه ودور ونزدیک دریغ مدارید تا دربزرگی به درجۀ ..... وجهان پهلوانی ومعروفی برسید .»

برخی ازپژوهشگران درتفسیر پیشوند کلمۀ پرودی paro که آنرا مخالف خوانی دانسته اند. می گویند که پرودی باید حتماً سرچپۀ نسخۀ اصلی باشد . یکی ازاین محققان هرمان کولرHerman Koller آلمانی است . او درمقالۀ خود تحت عنوان Die parodie درسال 1956 نوشت که پرودی باید حتماً مخالف خوانی باشد ودرتناقض یاتضاد  کامل با نسخۀ اصلی آفریده شده باشد . اما یک محقق آلمانی دیگر ویلهلم هورن Wilhem Horn درسال 1970 نظر او را رد کرد ونوشت که حتمی نیست پرودی ، مخالف خوانی نسخه اصلی باشد ، او پرودی های اریستوفان را از آثار اروپید مثال آورد.

پرودی ساز می تواند محتوای نسخۀ پرودیک خود را درتناقض با نسخۀ اصلی بسازد، هدف او از این کار کومیک ساختن طنز است وحمله براماجهایی که خودش درنظر دارد .

طنزپرداز با تغییر دادن خصلت ها وعملکرد های آدمهای پرودی خود، درتضاد با آدمهای نسخه اصلی بیهوده گی ها وناهنجاری های عصر خود را نشانه می گیرد ومسخره می کند .(۵۳ )

ریوالد J.G.Riewald نیز درکتابش «پرودی - به مثابۀ نقد» نوشت : پرودی ریشخند کردن نسخۀ اصلی نیست .

پرودی همیشه خصلت انتقادی دارد، ولی باید حس شود که پرودی ساز به نسخۀ اصلی سمپاتی دارد وقصدش بی اعتبار کردن نسخۀ اصلی نیست .(۵۴ )

تئوری که پرودی مضحکه وسرچپه سازی ویا تحقیر مودل اصلی است ، حالا دیگر نزد محققان از اعتبار افتاده است .

امروز بیشتر به دوباره سازی ومٌدرن سازی نسخۀ اصلی وکمیک ساختن آن ازطریق پرودی سازی می اندیشند.

فورمالیست های روسی ، عمدتاً باختین ، شکلوفسکی ویوری تونیافف ، پرودی را رشد تدریجی ادبیات می دانند .

میخاییل باختین Bakhtin می گفت : پرودی دیزاین یک بیان دوصدایی است که ترجمان احساس دوگوینده باشد.

باختین درسال ۱۹۲۹ پرودی را این گونه فورمولبندی کرد:

Parod = double voiced

وبوندBond   در۱۹۳۲ پرودی را صرفاً برلسک عالی توصیف نمود.

من قبلاً به بی میلی لیویس اشاره کردم. علت این بی میلی وی به پرودی ناشی ازآن بود که فکر می کرد پرودی سازی جلو خلاقیت را می گیرد ودشمن نبوغ ونوآوری است.

درسال ۱۹۷۸ دریدا هم پرودی را یک کار غیر استادانه خوانده بودوجنت Gentte درسال ۱۹۸۲ پرودی را حداقل انتقال یک متن ، حتی انتقال مسخرۀ یک متن خوانده بود.

بسیاری ازمنتقدان دیگر نیز پرودی را به رسمیت نمی شناسند و«خلاقیت » نمی دانند . بعضی ها پرودی را یک اثر هنری میدانند ، بدون اینکه دربند آن باشند که آنرا پرودی بنامند یا کدام شیوۀ دیگر . به این موضوع روویت ریرت هم اشاره کرده است .(۵۵ )

اما لیندا هچن که گفتم نظریه پرداز پرودی سازی درعصر حاضر است ، می گوید :

چنین اظهار نظرها وبی اعتنایی به اهمیت پرودی درعصر حاضر درواقع ته نشینی اعتقاد های نابغه پرستانه ناب آفرینانه وفرد گرایانۀ عصر رومانتیسیتم است که تاکنون دربسیاری ازذهنیت ها برجای مانده است .

لیندا می گوید : بعضی ها حتی پرودی را میکروبی ، ضئ خلاقیت وحتی درجمله سرقات ادبی قرار می دهند...

با درنظرداشت دیدگاه های نو در رابطه به پرودی ومسأله حقوق ایجادگر (Copyright ) نباید پرودی را طوریکه دردیکشنری ها معرفی کرده اند -« تقلید مسخره آمیزاثری » تعریف کرد... پرودی نوعی تقلید است ، اما این تقلید هنرمندانه وخلاقانه است ، آیرونیک است ( هرچند نه همیشه ) وتقلیدی به «مصرف » نسخه اصلی نیست ، ازخود نیز مایه گذاشتن است . پرودی دریک فارمولبندی اصلی ، تکراری است که با بار انتقادی تازه به قضایای تازه با نسخۀ اصلی ، بیشتر ازشباهت ، مفارقت های اساسی دارد..... درموسیقی آنچه که معمولاً « قرض گیری» ازپارچه های دیگر نامیده می شود، آگاهانه صورت میگیرد وبیشتر خصوصیت موسیقی عصر حاضر است . بسیاری ازموسیقی دانان امروزی ، بخشهایی ازموزارت ، بتهوون ، باخ ودیگران را گرفته اند.

درهنرهای تجسمی نیز چنین است . مثلاً درنقاشی .... تغییرات میان متن اصلی ونسخۀ پرودیک برمحور هدفها واماج ها می چرخد.

لیندا می گوید :  به نظرجرارد جنت پرودی سازی باید به چیزهای کوتاه محدود شود ، مانند پرودی کردن بعض اسم ها ، اصطلاحات ، ضرب المثلها ، اشعار کوتاه .

لیندا طنز وپرودی را جدا جدا تعریف می کند . به نظر او طنز می تواند پرودی را درخدمت خود استخدام کند. او درعصر حاضر برخی ازسریالها وبرنامه های تلویزیونی را پرودی های طنزی می داند .(۵۶ )

میخاییل باختین گفته بود: درعصر حاضر کاربرد پرودی کم ومحدود است ، زیرا دموکراسی وجود دارد وپرودی مریض گونه رشد می کند. (۵۷)

اما درسی سال اخیر دیده شد که درسینما وتلویزیون پرودی رشد بسیار داشته است.

برخی ازناقدان ادبی معتقد اند که پرودی ازنسخۀ اصلی هم امتیاز بیشتر دارد. یعنی پرودی همه چیز نسخه اصلی را دارد ، برعلاوه چیزهای اضافی دیگری هم دارد.

رولاند بارتس معتقد است که پرودی می تواند قاعده گرا باشد، محافظه کار باشد ، تحریک کننده باشد وانقلابی . به عقیدۀ وی پرودی مکمل یک اثر دیگراست . با رنگ کومیک که به نسخۀ اصلی می دهد ، می تواند مانند یک اثر بکر جلوه کند. اینکه پرودی می تواند اثر محافظه کارانه ویا برعکس دگرگون کننده داشته باشد، خصوصیت پارادوکسی پرودی را برملا می سازد . به همین علت است که ناقدان ادبی نمی توانند در رابطه به هدف پرودی هم نظرشوند.

این منتقد می پرسد : پرودی آیا یک تقلید وتغییر معصومانه است ؟ آیا مسخره می سازد؟ چیزی را نفی می کند؟

چیزی را القاح می کند؟ ارزشی را تغییر می دهد؟ (۵۸)

نابوکف می گوید : طنز درس عبرت است وپرودی مسابقه (بازی ) ، طنز نمی خواهد به کسی یا چیزی (قربانی خود) اعتبار وشخصیت بدهد ، بلکه مسخره می کند وخرد می سازد، اما با حربۀ پرودی می توان لحن خود را شکل ادیبانه وفاخر داد. پرودی خنده آفرینی طنز را بیشتر می سازد .

به نظرلیندا هچن پرودی سازی برای آغاز کار نویسنده گان خوبست ودربه شهرت رسیدن شان کمک می کند حتی بسیاری ازنویسنده گان درواپسین آثار شان هم پرودی سازی کرده اند . عمده ترین آثار جین اوستین پرودی بوده اند . لیندا همچنان می گوید که فلوبر واندره ژید نیز برخی ازرومان های خود را به شکل پرودی نوشته اند. فالکنر با پرودی کردن ادبیات گذشتۀ امریکا وارد عرصۀ ادبیات شد . ادوارد سعید درکتاب «جهان ، متن ونقد» می گوید : نویسنده نمی تواند ازشرایط عقیدتی ایکه «جهانی » باشد ، برکنار باشد . حتماً آثار بسیار مهم جهان چیز های مشترک ویا شبیه به همدیگر دارند .

این مشترکات ولو بسیار اندک باشند وما نتوانیم نام پرودی برآن بگذاریم ، بازهم وجود دارند ونوعی تاثیر پذیری هرنویسنده را ازنویسنده گان دیگر همیشه می توان حس کرد.

کی وین Kawin درکتابش « تکرار درادبیات وسینما » می نویسد : پرودی تقلید محض نیست ، حفظ شیوه های گذشته هم نیست ، بلکه تقلیدی است که بیشتر تفاوتها را میان گذشته وحال نشان می دهد.

مولف دیگری گفته است : کارهای برشت بهترین نمونۀ استفاده ازپرودی درتیاتر است . برشت عظیم ترین نقش را در تیاتر ازطریق پرودی سازی واستفاده از این شگرد بازی کرد. (۵۹)

دن هاریس نویسنده کتاب « فلم پرودی » نقش پرودی سازی را درسینما دردهۀ هفتاد بسیار برجسته می داند . به نظراو مصرفٍ شگردٍ آیرونی هیچگاهی در دنیا مانند فلم های پرودیک دهۀ هفتاد اینقدر زیاد نبوده است . البته دردهۀ شصت نیز فلم های پرودیک بسیار بودند. امروز کمیدی های پولیسی وجاسوسی درواقع پرودی سازی ازروی فلم های جمیزباند ، مایک هامر وفلم های الفرد هیچکاک می باشد . علاوه ازآن فلم های ترسناک ارواح وفرانک شتاین ودراکولایی به شکل پرودیک وکومیک باز سازی می شوند.

او می گوید : اینکه پرودی سازی یک ژانر است یا یک فورم یا استایل من حکم قطعی ندارم . اما میدانم که با مسخره Spoof کردن فلم های قدیمی می توان فلم های جدید وپرفروش ساخت. درمواردی می خواهم فلم پرودی را یک Meta- genre بنامم .... حتی بیشتر ازآن می خواهم آنرا یک Mode بی ترتیب بخوانم ، درحالیکه بسیاری ازنظریه پردازان ( به تعبیر آیرونیک آنانیکه کتب مستقل دربارۀ پرودی نوشته اند) پرودی سازی را یک پروسه قانونمدار می دانند .

 اما هستند کسانیکه پرودی را یک اثر بی شکل ویک حمله اله بختی برمؤسسات مستقر وروابط وضوابط موجود وانمود می کنند ، حتی جوزوف دن پرودی را میکروبی ساختن نسخۀ اصلی خوانده بود.( ۶۰)

جوزف دن ازجملۀ همان ناقدان ادبی  است که بسیار مبالغه آمیز اهمیت خواننده ومنتقد ادبی را بالاتر ازمولف وآفرینشگر ادبی می داند . او می گوید : پرودی وطنز توسط خواننده خلق می شود ومنتقدان ، نه با متن ادبی خویش (۶۱)

لیندا هچن دریک کتاب دیگرش :« پرودی مودرن وباختین » پنج میتود پرودی سازی را توضیح کرده است .

سرچپه سازی وتغییردادن نامها دریک اثر ، آنهم به گونۀ آیرونیک یکی ازاین میتود هاست . من قبلاً به نامهای نامرد خان ، ملانادان و.... دریک اثر جیمزموریه اشاره کرده بودم.

درفلم های پرودیک «اوستین پاور» متوجه می شویم که قهرمانان فلم نام های آیرونیک دارند ، مانند : داکتر شیطان وچاق حرامزاده .

لیندا هچن ازقول یک مولف دیگر -Richard Dyer می گوید : نامهای کرکتر های یک اثر پرودیک درواقع «زیگنال یا مٌعًرف شخصیت معینی » درداستان ویا فلم است .

این نامهای قصداً تحقیر آمیز ویا رسوا کننده ، برای این به کارگرفته می شوند که شخصیت مورد نظرپرودی ساز درنقش اصلی خود دراثر پرودی شده تجلی روشن داشته باشد. لیندا دیدگاه باختین را توضیح می کند: یک اثر پرودیک می تواند باگرفتن روح «نسخۀ اصلی » یا سبک نسخۀ اصلی با تغییر لهجه ویا عملکرد «قهرمان جدید » پرودی ، یا «اثر» خود را به میدان بکشد.(۶۲ )

لیندا درکتاب دیگر خود ( رک به ماخذ شماره ۵۶ ) درحالیکه پرودی را یک شکل ویژه برای طنز پردازی ( به خاطر حمله وانتقاد ) می داند اضافه می کند که پرودی تکراری همراه با بار انتقاد است . دراین تکرار ما بیشتر متوجه تفاوت میان پرودی ونسخۀ اصلی می شویم تا شباهت های آن دو. اگر ازلحاظ ساختاری بخواهیم پرودی را تعریف کنیم : پرودی آن نوع تقلید ادبی است که درآن خصوصیات شکلی وسبکی اثر اصلی حفظ می گردد ، ولی محتوا وموضوع منقلب می گردد.

بسیاری ازپارچه های موسیقی مودرن ، تقلید پرودیک پارچه های قدیمی اند مانند کارهای موسیقی شوین برگ که درواقع پرودی میلودی های ستراونسکی هستند.

درهنر پلاستیک نیز پرودی را می بینیم . برخی ازنقاشی های کوبیزم وابسترکت ونقاشی های هندسی بیشتر از اینکه تقلید محض باشند ، پرودی هستند . درجریان قرن ۱۷ و۱۸ ونیمۀ اول قرن نزده پرودی سازی بیشتر درخدمت « طنز سیاسی بود، اما بعد ها پرودی های غیر سیاسی بیشتر شدند.(۶۳ )

اما درافغانستان به علت جنگ وسیاسی شدن بیش ازحد زنده گی افغانان ، پرودی های سی سال اخیرعمدتاً سیاسی هستند .

لیندا هچن با وصف اینکه درپرودی سازی تغییر دادن محتوای نسخه اصلی را حتمی می داند ، می گوید : دربعض موارد بسیار حتمی نیست که محتوا بسیار رادیکال تغییر نماید .

او مثال می زند ، وقتی که Beerbohm از روی یک اثر برنارد شاو پرودی نوشت غیر ازتقلید سبک شاو، موضوع اثرش را هم حفظ کرد، منتهی بیربوم برخی ازکرکتر های شاو را به صورت مبالغه آمیز بازسازی نمود. درواقع کار او بیشتر به کار کاریکاتور سازان مانند بود.

دراینجا باید متذکر شد که هرگاه تقلید از روی یک اثر ( نسخه اصلی ) همراه با تفاوتهای معین نباشد ، امکان دارد «نسخۀ جدید » پرودی نه ، بلکه چیز دیگر باشد. امکان این نیز وجود دارد که کار تا سرحد سرقات ادبی plagiurlsm یا شوخی فریب آمیز hoax برسد. برای مشخص کردن خصوصیات پرودی به چند نوع تقلید دیگر مانند برلسک ، تراوستی ، کاریکاتور سازی وپاستیج pastiche وفارس هم باید اشاره نمایم وتفاوت آنها را با پرودی بنمایانم ، چه بعضی ازپژوهشگران برخی از این تقلید ها را درپهلوی پرودی به گونه مترادف آورده اند ومغالطه ایجاد کرده اند.

تقلید چند نوع دیگر ورابطۀ آنها با پرودی :

همان گونه که درادبیات دری وعربی داشتن « گوشه چشمی » به آثار دیگران ، ازسوی گوینده جدید ، چه این نظرداشت بدبینانه باشد یا خوش بینانه ، به گونه های مختلف عرض وجود می نماید ، در ادبیات مغرب زمین نیز چنین است .

درادبیات ما برخورد با آثار دیگران ، ازسوی نوآوران به گونه های نقیضه ، نظیره ، استقبال ، تضمین ، تلمیح و.... تجلی می یابند . درمغرب زمین نیز چنین است . غیر ازپرودی سازی، در ادبیات غرب چندین نوع «تقلید » و« پیروی » دیگر هم متداول اند. دراینجا چند نوع آنرا بررسی می کنم .

سعی خواهم کرد شباهت ها وتفاوتهای شان را با پرودی هم نشان بدهم .

۱-    برلسک Burlesque :

براولی واتسون دردکشنری خود برلسک را یک طرح بسیار وسیع ادبیات معرفی می کند که کمتر قانون پذیر است .

آنرا میتوان مضحکه (جوک ) هم خواند . این کلمه از ریشه ایتالیایی Burla مأخوذ است که شوخی معنی می دهد. درگذشته برلسک تنها درتیاتر کاربرد داشت.( ۶۴)

مک کوئین پاپ نیز در دایره المعارف خود آنرا «نوعی نمایش روی صحنه » معرفی کرده است که زیاد مسخره آمیز است ومی تواند طنز آمیز هم باشد .

یکی ازخصوصیات برلسک کاربرد کلمات کوچه وبازار است وخندیدن ومضحکه کردن برمسایل جدی .

ویکتور فورنل v. fornel درتفاوت میان پرودی وبرلسک می گوید: پرودی که بسیاری اوقات با برلسک اشتباه می شود

تفاوت آنها در اینست که در پرودی شرایط اجتماعی شخصیت داستان را عوض می کنیم، اما در برلسک تناقص میان گفتار و کردارشخصیت و شخصیت اجتماعی او را به نمایش می گذاریم.

لیندا می گوید: برلسک از طرف شمال و جنوب با فارس و کمیدی و از شرق و غرب با لوده گی و طنز متصل است. و آنچه را که انعکاس می دهد می تواند مضحکه باشد، استهزا باشد یا گروتسک و یا طنز باشد. ولی به هر حال باید خنده بر انگیز باشد. هر گاه برلسک رایک شراب نو در یک بوتل کهنه بخوانیم، پرودی را می توان یک شراب نو خواند که مزة قدیمی و کهنه دارد و اثر گذاری آن روشن و دلپذیر است.

مارگرت روز در کتابش نطز هاوس هولدر را ذکر می کند که گفته است: برلسک می تواند یک بازی کومیک و مسخره باشد، حتمی نیست که از روی یک مودل ادبی تقلید شده باشد. هنریک مارکویچ رواج یافتن اصطلاح برلسک را از روی کلمه ایتالیایی Burla در قرن شانزده در فرانسه می داند.

ریچموند بوند در کتابش English Burleque Peotry برلسک را نوعی شعر مضحک و مسخره آمیز می خواند که شاد و لذت بخش باشد، اما مارکویچ آنرا شبیه به گروتسک می داند. شعری که به گونة وحشتناک در آن کلمات کوچه و بازار به کارگرفته شده باشد.

به قول مارکرت روز، در قرن ۱۸ تراوستی و برلسک آنقدر معمول شد که کاملاً به جای پرودی به کار میرفتند و تفاوت این دو اصطلاح با پرودی غالباً از میان رفته بود. بسیاری از محققان قرن بیستم نیز نه تنها برلسک را نوعی از پرودی می شمارند، حتی آنها را یک چیز می دانند. آنها نمونه های قدیمی پرودی را که بر بنیاد برلسک آفریده شده اند مثال می آورند. برادلی واتسن در سال ۱۹۴۰ نوشته بود که پرودی، برلسک است، در صورتیکه تقلید نسخة اصلی به گونة کومیک و مضحک صورت گرفته باشد.

دوشاخة اساسی آثار خنده دار و تمسخر آمیز عبارتند از کمیدی و برلسک. در اولی بر اشخاص معین تمسخر می زنند و خصلت هایی را برجسته می سازند، مانند کمیدی خسیس مولیر و در دومی کرکتر را کاملاً معکوس می سازند به همین علت برلسک دوگونه ساخته می شود.

یکی از معرفی و به نمایش گذاشتن یک آدم کوچک و حقیر به گونة یک قهرمان و دیگر آدم مهم و با فضل که مانند بیسوادان و مردم کوچه و بازار گپ می زند. بهترین مثال برای نوع اول «دن کیشوت» است و برای نوع دوم- «خدایان» اثر لوسیان. (۶۵) باند Bond جوهر اصلی ظرافت را در تناقص جستجو می کند. زمانیکه شگرد تقلید هم بر این تناقص افزون گردد آنگاه برلسک به وجود می آید پس به نظر او برلسک عبارت است از به کار گیری تقلید از یک چیز جدی یا رفتار جدی و خلق تناقض میان شکل و محتوا، تناقض میان شخص و شیوة بیانش، تناقص میان ادعا و عملکردش.

پیروان ارسطو نیز می گفتند که کمیدی یعنی نشان دادن آدمها به گونه حقیر تر و جوزف ادیسون با موافقت به این نظر گفته بود: کمیدی یعنی نشان دادن آدمها، بدتر از آنچه که هستند، یعنی حقیر و خنده آور.

آرتو پولارد زمانیکه هر دونوع برلسک را توضیع می کند یکی آنرا برلسک عالی Hige burlesque و دیگری رابرلسک نازل Low burlesque می نامد. او می گوید: طنز غالباً از حماسه استفاده می کند، هر چند به ندرت چنین شباهتی با آن دارد. حماسه به عنوان والاترین شکل ادبی حیطة وسیعی را برای تحریف های طنز فراهم می آورد، چه از طریق تحقیر مستقیم و چه از طریق تمجید مسخره آمیز. هر دو شیوه شکل هایی از برلسک هستند. در برلسک نازل قهرمانان مثل پتیاره ها و اوباش، شلیته ها و اراذل گپ می زنند و عمل می کنند. هودیبراس Hudibras اثر باتلر نمونه خوبی از مسخره گی نازل یا برلسک نازل است.

دراین اثر نویسنده ما جرای یک شوالیه پیوریتن را توصیف می کند. این اشرافی نه با بیان فخیم و شایستة شهزاده ها، بلکه به زبان عوام گپ می زند.

اما در برلسک عالی آدمی از عوام الناس با زبانی فاخر گپ می زند. (مانند بیان نامة وارثان زمین اثر واصف باختری) مثلاً در ایدن، زمانیکه پادشاه جانشین خود را انتخاب می کند این گونه او را توصیف می کند:

تنها شدول به کمال، تصویر مرا در خود دارد.  

از عنفوان جوانی به بلوغ در کند ذهنی رسید.

تنها شدول در میان همة پسرانم کسی است که بلاهتش کاملاً اثبات شده است.

پولارد ادامه می دهد:

شیوة طنز حماسی Moske epic صرفاً تقلید شوخی آمیز نیست زیرا تقلید شوخی آمیز در سبک مورد تقلید خود اغراق می کند و به این ترتیب آن مودل را مورد طنز قرار می دهد. اما در طنز حماسی (پرودی کردن یک اثر حماسی) از مودل خود استفاده می کند تاچیز دیگری را از طریق مقایسه به طنز گیرد و در این مقایسه یا شباهت دادن آزادی و عمل زیادی دارد. (از خواننده می خواهم برای درک بهتر این گفته های آرتور پولارد موش و گربة عبید زاکانی را بار دیگر با دید نو مطالعه کنند.)

سویفت در اثرش «نبرد کتابها» شیوه طنز حماسی راکاملاً به کار گرفت و تمام واژه های مربوط به جنگ را آنگونه که در آثار هومر و «ویرژیل» یافت می شود به کار گرفت.

اما با این کار برلسک نازل را نیز در میان آورد.(۶۶)

برای روشن شدن هرچه بیشتر برلسک عالی و برلسک نازل من از آوردن مثالهایی در ادبیات مغرب زمین صرف نظر می کنم و به خواننده توصیه می نمایم تا منظومة «بیان نامة وارثان زمین» اثر استاد واصف باختری و طنز کوچک «مربای  دال» اثر مسعوده خزان را به دقت بخوانند.

۲ - تراوستی Travesty

یک نوع تقلید و یا وامگیری از اثر دیگران نیز وجود دارد که آنرا در مغرب زمین تراوستی می نامند که معنای آن به قول پاول سکارون «تغییر لباس دادن» است و ماخوذ از کلمة فرانسوی travestire می باشد. در قرن هژده تراوستی و برلسک به قدری معمول شذ که غالباً به جای پرودی به کار می رفت.

به نظر لیندا هچن تئوریسین معاصر پرودی، تراوستی نویسان شکل را تقلید نمی کنند، صرف محتوا را تقلید می کنند. جمال میر صادقی در واژه نامة خود آثار دهخدا رازیر عنوان «چرند و پرند» در جریدة صور اسرافیل تراوستی خوانده است.

۳ - کاریکاتور Caricature

بسیاری از منتقدان ادبی پرودی را کاریکاتوریک کردن یک اثر دیگری می دانند.آنان باتوجه به اینکه آدمها هم در پرودی و هم در کاریکاتور باژ گونه ترسیم می شوند، این خصلت را در پرودی و در کاریکاتور مشترک می پندارد. کریستو فرستون در کتابش زیر عنوان پرودی می نویسند که در کاریکاتور، اثر باید یاد آور نسخة اصلی باشد و گاهی به پورتریت نزدیک می شود. اما در پرودی نویسنده تا سرحد کمترین شباهت دست آزاد دارد.

اشبی کاریکاتور را مبالغه آمیز کردن قیافه و شمایل می داند

(C.R.Ashbee, caricature,London 1928.p.3)

به نظر او، هوگارت با نشان دادن تباین میان کرکتر و چهرة اصلی، خصلت اساسی کاریکاتور رانشان داده است. کاریکاتور از کلمة ایتالیوی caricare آمده است که زیاد بار کردن «اضافه بارداشتن» معنی می دهد. فروید هم در کتابش «مزاح و ارتباط آن با نا خود آگاه۱۹۰۵» می گوید: در پرودی سازی، ما عالی را به طرف تنزل می بریم و در این عملیه با کاریکاتوریک کردن شخصیت ها خنده آفرینی می کنیم.

اما باید گفت که پرودی سازی را با کاریکاتور سازی نباید یک چیز دانست. کاریکاتور ابزاری است که هم طنز، هم کمیدی، هم پرودی می تواند آنرا در خدمت خود استخدام کند.

۴ - سرقات ادبی و شوخی های فریب آمیز.

وامگیری از آثار دیگران گاهی تا سرحد سرقات ادبی Plagiurism میرسد. اما شوخی فریب آمیز که در مغرب زمین آنرا hoax می نامند تا حدودی مجاز است. این دونوع فعالیت ادبی را نیز نباید با پرودی یکی دانست. هرگاه ایدة اساسی یا برخی از خصوصیات ویژة یک اثر یا طرح و توطئه منحصر به فرد یک داستان یعنی Plote داستان را، نویسندة دیگری کاپی می کند، ما آنرا در جملة سرقات ادبی می شماریم. اما شوخی فریب آمیز چیز دیگریست.

گاهی نویسنده چیزی می نویسد که در آن شباهت های عمدی با یک اثر دیگر تاحدی است که خواننده را به شک می اندازد، سرگیچه می سازد و فکر می کند که شاید اثر اولی را قبلاً درست نخوانده و این شاید همان اثر قبلی باشد، در چنین آثار، نویسنده قصد شوخی با خواننده را دارد. مارگریت روز این نوع شوخی یا hoax را چنین توضیع می کند: «نوشته y طوری ساخته شده است که باید مانند x بنماید، منظور نویسنده آنست که خواننده را غافل سازد که گویا  اثرx  را می خواند... اما باید دانست که پرودی نمی تواند چیزی شبیه hoax باشد. اثر پرودیک y ناگهانی یاد اثرx را در خواننده زنده می کند، نه اینکه اورا به شک بیندازد که گویا اثرx را می خواند.»(۶۷)

جیمز جویس از نویسنده گانی است که هم پرودی دارد و هم شوخی فریب آمیز hoax

۵ - پاستج Pastiche

یک نوع کاری ادبی نیز وجود دارد که در آن نوعی از وامگیری از آثار دیگران از طریق وصله پینه کردن بریده هایی از آثار شان ساخته می شود. در نقاشی هم این کار صورت گرقته است. جادادن وصله ها و پینه ها از آثار دیگران را Pastiche می گویند. آوردن یک بریدة جدی از یک اثر دیگر در میان اثر طنز آمیز، هزل آمیز و یا کومیک خویش، در صورتی که میان آنها یک ارتباط شگفت انگیز برقرار کنیم، اگر هنر نباشد، حد اقل می توان آنرا یک مهارت یا خوش ذوقی نامید.

برخی از محققان گاهی واژه های پرودی و پاستج را به گونه مترادف پهلوی هم آوردند. اما به نظر ما گریت روز، این هر دو یک چیز نیستند.

این شیوه در فرانسه بسیار رواج داشت. بعضی ها در مورد این دو واژه اصطلاحات پرودی آگاهانه و پرودی غیر آگاهانه را هم به کار برده اند. اما باید گفت که پرودی همیشه خصلت «کمیک» را همراه دارد، اما پاستج یا پینه کاری می تواند به کلی غیر کمیک هم باشد. پاستج تولید مجدد اثری است که درآن هم شکل و هم محتوای اثر دیگر با دست کاری و جعل کاری مجدداً بمیان می آید اما پرودی ساز هم گاهی از طریق منتاژ کاری پرودی خود را شکل می دهد. گاهی یک فلم سینمایی یا تابلوی نقاشی به گونه یی ساخته می شود که آدم را به یاد «لحاف قورمه یی» می اندازد. از این شیوه بعضاً در مهندسی هم استفاده می شود و ساختمان هایی ساخته میشوند که در آن بخشهایی از شکل قصر های قدیمی معروف را می توان دید. بسیاری از افغانها در رستورانهای مودرن شان در امریکا و اروپا با گذاشتن اشیایی مانند: چلم آفتابه و لگن، بالشتها، خورجین ها، تبرزین، کجکول، کاغذ پرانها، قفس کبک، تفدانی، اتوی آتشی، غربال، واسکت افغانی، چپن و غیره، فضای دلپذیری برای مهمانان خود ایجاد می کنند.

ادوارد لوسی و سمت در فرهنگ اصطلاحات هنری خود اصطلاح پاستج فرانسوی یا Pasticcio ایتالیوی را چنین تعریف کرده اند: یک کار هنری که در آن ستایل یا برخی از عناصر آثار دیگران وام گرفته شده باشد، چه آگاهانه چه غیر آگاهانه، چه به گونة مبالغات آمیز و یا غیر آن.(۶۸)

استاد علی اصغر بشیر در سرمقاله های طنزی خود در ترجمان باجابه جا کردن عباراتی چون: نگه کردن عاقل اندر سفیه، الناس علی دین ملوکهم و یا ابیاتی از دیگران و یا قصه های کوچک قدیمی، مقاله اش را دلپذیر تر می ساخت و طنز خود را قوت می بخشید. ازین شیوه عبدالاحد عشرتی، احسان الله سلام و طنز پردازان امروزی ما هم با مهارت استفاده می نمایند. این نوع وامگیری از کار دیگران بسیار شبیه به تکنیک دیگری در ادبیات و کارهای تحقیقی است که آنرا «نقل قول» یا به اصطلاع غربی آن Quotation می نامند.

تکنیک کوتیشن در پرودی سازی و در طنز پردازی به این منظور به کار گرفته می شود تا با جا دادن تکه هایی از متون دیگر در متن جدید خود، نویسنده یا به استدلال خود قوت می بخشد و یا خنده آفرینی می کند.

من قبلاً گفتم که در ادبیات کلاسیک ما عبید زاکانی با چند اثر معروفش بهترین پرودی ساز زبان دری محسوب است، اما در کلیات زاکانی ما رباعیاتی را هم می بینیم که آنرا می توان پاستیج خواندند پرودی. زاکانی با استفاده از تکنیک کوتیشن این پاستج را ساخته است. اما این رباعیات پرودی و یا طنز نیستند و همه هزلیات اند بعداز معرفی مختصر این چند نوع دیگر تقلید و وامگیری و نشان دادن تفاوت های زیاد ویا اندک شان با پرودی، دوباره بر میگردم به پرودی. مارگرت روز می گوید: پرودی غالباً به هدف طنز آفرینی ساخته می شود وپرودی را شکلی از طنز و گاهی تکنیکی در طنز پردازی می شمارند، ولی در موارد معین تفاوت هایی میان طنز و پرودی وجود دارد.یک فرق اساسی طنز با پرودی اینست که طنز مجبور نیست شباهتی با کدام نسخة قبلی داشته باشد و یا بخشهای از یک اثر را تغییر شکل بدهد و یا در متن خود از متن دیگری وامگیری نماید- آنگونه که در پرودی معمول است. طنز می تواند آفرینشی باشد کاملاً مستقل و بدون اتکا به هر چیز دیگر (۶۹)

و همان مؤلف اضافه می کند: اگر تیوری های مدرن، ماقبل مدرن  پست مدرن را بررسی کنیم دیده میشود که پرورده ها معروفی چون دن کیشوت و تریستان شاندی همه کمیک بوده اند اما بعداز رنسانس تا قرن بیست بیشتر پرودی ها را در هیأت برلسک مشاهده می کنیم. تحلیل تیوری های جدید نشان داد که پرودی را صرفاً شکلی از تقلید محض دانستن چندان درست نیست. دريك كتاب به زبان انگليسي كه وقف مطالعة طنز درروسيه شده است چنين مي خوانيم :يكي از تكنيك هاي بارز طنز امروز روسيه ، پرودي است .

پرودي مثل خود طنز گاهي نوع ادبي وگاهي ژانر به حساب مي آيد وحتي بعضي ها آنرا Mode يايك روش مي خوانند .

پرودي طنز راكمك مي كند . پرودي يك ستراتيژي براي طنز پردازي هم قلمداد شد ه است كه بوسيله آن طنز پرداز آماج خود را مورد حمله قرارمي دهد .(۷۰)

دركتاب (( خند ه درروسيه قديم )) ضمن اين‌كه  برخي از مهمترين خصوصيات پرودي درروسيه توضيح شده است ، برمعروف بودن نسخه اصلي تاكيد شده است (۷۱)

من درآغاز اين كتاب ، پيش از اين كه به معرفي پرودي بپردازم وتيوري هاي آنرا بنمايانم ، كوشيدم با آوردن چندين نمونه از پرودي ها ، خواننده را به موضوع مورد بحث نزديكتر بسازم . اكنون كه به پايان اين بحث رسيده ام ، مي كوشم با ارائه چند نمونه ديگر خواننده را آن آگاهي دست بدهدكه به راحتي تشخيص بدهد ، طنزي راكه مي خواند از نوع پرودي است وبا استفاد ه از شگرد پرودي سازي ساخته شده است .باباي طنز دري ، عبيد زاكاني چند قرن پيش ازامروز با پرودي كردن لغت نامه ها دررساله (( تعريفات )) بهترين نمونه پرودي درطنز آوري رادربرابر مان قرار داد . اينك به پرودي سازي در لغت نامه از خامه طنز پرداز امروز وطن ما ، نصير احمد نشاط پنجشيري توجه نماييد كه پرودي خود را درلغت نامه منظوم خود چقدر استادانه بيان فرموده است .

جالب اينست كه آقاي نشاط ، عنوان منظومه خود را نيز با استفاد ه از صنعت تحريف Distoration  لغت نامه نه ناميده ، بلكه (( لگد نامه )) ناميده است .

توجه نماييد به پرودي آقاي نشاط :

الطبل جنگ :سازدل انگيز آبشار

الدنشین: فسانة امحای کوکنار

الزورگیر: خانه بدوشان در بدر

الحقپرست: آدم ریشوی رشوه خوار

الگدودی: کمال هدایات مصلحین

الاتفاق: ضرطة بدبوی روزگار

الکش وگیر: حکمت مردان مجلسی

النیک بخت: آنکه شد از کار برکنار

المسلکی: گروه وزیران بی مقام

الصلح: از منازعه یک نام مستعار

المفتری: کسی شده حق او تلف

المختلس: کنایه زمردان با وقار

الحق زن: مزاح سیاسی مرد ها

الکارخیر: دزدی پنهان و آشکار

المصلحانه: وحدت روباه با خروس

البی خطر: رفاقت خرگوش و سوسمار

المشک تازه: گند و کثافات کوچه ها

الصادقانه: وعدة ارباب اقتدار

البی ادب: کسان سخن پرور و حلیم

البار دوش: مردم ذیعقل و هوشیار

الشعر: استعارة حیض الرجال عصر

الاتهام: آنچه نویسد خبرنگار

الکذب محض: آنچه که گویند شاعران

الهیچ و پوچ: طنز مقفا و نیشدار

نصیر احمد نشاط پیشگویی منجمان را نیز پرودی کرده است و با تقلید از سبک منجمان این منظومة 

طنز پرودی را ساخته است:

پیشگویی دارم از علم نجوم

درد فقر وجهل، درمان می شود

گربه حاشا گفته از کشتار موش

شب با غار موش مهمان می شود

مرغ، خویشی می نماید با شغال

گرگ، یار گوسفندان می شود

درمیان باز و کبک و خرس و بز

دوستی وعهد و پیمان می شود

می شود دریای کابل تخته پوش

سقف او، آیینه بندان می شود

از مسیر چنداول تاتخته پل

آب نلها باز چالان می شود

قصر زور آباد هر دزد و دغل

ضبط و توزیع برغریبان می شود

کس نماند در وطن چادر نشین

خانه مثل شلغم ارزان می شود

از خزانه در زمان گدودی

هرکه دزدی کرده، پرسان می شود

کس به سر قفلی نگیرد منصبی

کار یابی، مفت و آسان می شود

قوم پرست و سکتاریست خیره سر

همچو زانی، سنگباران می شود

گرکسی تشخیص شد میهنفروش

جابه جا از لنگ آویزان می شود

می دهد دیموکراسی بار وبر

خلق غمکش، شاد و خندان می شود

پیشگویی های من، صد سال بعد

واقع اندر کابلستان می شود

در کابل از قدیم ا لایام تعدادی از دوبیتی ها سرزبانها بود که باکلماتی چون «سر در یای کابل» آغاز می شدند.

طنز پردازی به نام مستعار «میرزا شله» در مجلة شبخند، پرودی این دوبیتی ها را ساخته است که چند تای آنرا نقل می کنیم

سردر یای کابل تخت بند است

دوسه رنگ نوت جعلی در چلند است

دلم سوزد به حال قوم غازی

چرا در روی عالم ریشخند است

***

سر دریای کابل جوره بلبل

چراغ شهر کهنه تا ابد گُل

سر سایر جوانان چون کدو صاف

تفنگدارش بود مرغوله کاکل

***

سردریای کابل، میوه بازار

ولیکن میوه خوری گشته دشوار

ندارد اعتباری پول ملی

بود نرخ و نوا از روی کلدار

مجلة طنز«زنبیل غم» که به همت محمد عثمان اکرم (عقرب) وضیا کوشا در کابل منتشر می شد، بخش اعظم طنز های آن پرودی بودند. حتا فالنامه های معمول در مجلات دیگر را پرودی می ساختند. همین گونه ژانر های مختلف ژورنالیستیک مانند خبر، مصاحبه وحتی اعلان را پرودی می کردند. پرودی چیستان ها و ضرب المثل ها نیز در این مجله فراوان بودند. در شماره دوم، دور دوم «زنبیل غم» سال 1385 در طنزی زیر عنوان «باستان شناسی پارلمان» طنز پرداز که گویی خواسته است ریشة پارلمان را در شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و اشعار سعدی و حافظ و تاریخ بیهقی نشان بدهد.  سبک نثر خود را و هم اشعار پرودیک این طنز را به تقلید از سبک هرکدام از نامبرده گان نگاشته است. در اینجا بریده هایی از طنز اورا می آورم تا خواننده بداند چگونه طنز پرداز شگرد پرودی را به کار گرفته است. حدس من اينست كه اين پرودي را يما ناشر يكمنش نوشته است:

چنین گفت جمشید، آن زنده یاد

که این پارلمان را بیاورده باد

به عهد من است این که آمد پدید

شتر گربه کس این چنین نافرید

توانا بود هر که دانا بود

مگر پارلمان جای ملا بود؟

مگر تاریخ مسعودی که مشهور به تاریخ بیهقی است در این مورد (در مورد پارلمان) پرده از روی حقایق تاریخی برمیدارد... و من که ابوالفضلم، از رسول خلافت امریکا شنیدم که سلطان از جامعه مدنی و پارلمان وطنی صحبت می فرمود که استادم بونصر مشکان عطسه هازد واشک خوشحالی بردامن چکانید و روی گردانید و زبان خاموشانید و هیچ نگفت که دانایان خود دانند که پارلمان داشتن، شاخک چسپاندن است برجان جور... در دفتر اول مثنوی مولوی یک حکایت آمده که نشان می دهد عرفای ما نیز بی توجه به مسایل پارلمانی نبوده اند:

گفت کرزی، کاکه تیغون را که هی

یک خبر دارم توای فرخنده پی

پارلمان آمد به کشور پارلمان

در جوابش گفت آن نامهربان

چون بگفتی، پس بگویم، در مپیچ

پارلمان ها پیش ما صفر است و هیچ

ماز بالاییم و بالا می رویم

گرنیایی ما که تنها می رویم

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس بگویم پارلمان را صد سلام

من خبر کردم ترا ای بیخبر

ای برادر غم نداری بزبخر

سعدی برای این که بر اهمیت پارلمان تأکید بیشتر نموده باشد نام اثر خود را بوستان گذاشته و با ایجاد نوعی تناسب میان پارلمان و بوستان خواسته که یک ذهنیت مثبت در مورد به وجود بیاورد

شنیدم که در پارلمان عجم

نمودند برجنس مردان ستم

رة نیک مردان آزاده را

گرفتند و بستند دروازه را

مبادا رود مردی، در آن سرای

که او جو فروشیست گندم نمای

زجنس سیه سر گزیدند، زود

هر آنچه که در دم دست بود

بود از علامات آخر زمان

که سرمی برآردزن از پارلمان

چنان قحط سالی شد اندر وطن

که محتاج گشتند، حتی به زن

زن و پارلمان وای بر روز ما

خدا حافظ ای روز پیروز ما

چه خوش گفت دانای دانسته راز

به بعضی از اینها، بگویید باز

بنی آدم اعضای یک دیگر اند

هلو، سر، افسوس، بعضی خرند

یکی دیگر از طنز پردازان پراستعداد و به نام رسیدة وطن ما که مانند احسان الله سلام و پرتو نادری از خاک پاک بدخشان است، نجیب الله دهزاد می باشد. این طنز پرداز توانا نیز با شگرد پرودی سازی علاقة زیاد دارد. در مجموعه طنز های خود «خطبه های مولوی مایکل» موصوف مقدمة کتابش را زیر عنوان «بی مقدمه» به گونة پرودی نوشته است. چندین طنز دیگر کتابش نیز همه پرودی هستند مانند طنز های:

«باز سازی»، «ما در افغانستان گپ زد»، «روز بدت مبارک»، «لغدنامه»، «خبرتکان دهنده» و چند تصنیف پرودیک او که پرودی آهنگ های معروف است. او بیوگرافی خود را در آخر کتابش هم پرودی کرده است. یکی از تصنیف های وی این است:

جنگی جنگی جنگی جان، جان جان

مره کردی پریشان

در این کشور آمدی، وای وای

اجل را کردی ارزان

از بالا فرمان آمد

راکت به میدان آمد

راکت جوره جوره وای

وای وای

کابل به گریان آمد

ویک آهنگ استاد مهوش را پرودی کرده که آغازش چنین است:

وقتی رعیت شوی راز دلته گفته نتانی

چقدر سخته خدایا، چقدر رنج است خدایا

رهبرت خنده کنه بادیگران،

توبسوزی و برش گریه کنی

رهبرت بیایه بپرسه که چرا!!!

توبرش گفته نتانی...

و آهنگی از وجیهه را هم پرودی کرده است:

اورلی لی لی دخترم

ای نورچشم ترم

دختر من کلان شوه

خانم قومندان شوه

معلم همکاران شوه

روغن و نسک حاصل کنه

اما بهترین پرودی دهزاد زیر عنوان «نیایش روز هنگام» از عمق بسیار برخوردار است:

نیایش روز هنگام

خدایا

باغبان این ملک

درسایة بیداد خوابیده است

بزهمسایه برگ آسایش مان را میجود

کلاغان مهمان خوشه های ارزش را دانه دانه می تكانند

 دیوار جنوب شرقی باغ مان فرو ریخته است

توله سگ روستای دور روی مزارم بدمستی می کند

خدایا

سبزه های شهامت باغ زیر پای حادثه شده اند

پیچک آغوش سپیدار از ملاریای داس میلرزد

وتنة یخ زدة عدالت در مقام تبر توحش به زانومی افتد

خدایا

عطش تقوی از درز بستة لب های ایمان فرو می چکد

آب مقدس زهد، دیکر در جوی روان ما جاری نیست

و قصریان سالوس با کلوخ تذویر تیمم میزنند

صوفی جامة بی نمازش را به کفاره داده است

خدایا

چراغ هاي کلبه های شهر از بخشش نور شانه خالی کرده اند

ضجة درد حقیقت در تاریکی ضمیر مان شنید نیست

وحاکمان، اهلیت را باسیاست معاوضه می کنند

اینجا شهر داری نیست،

سنگینی از دحام فساد، ترافیک طهارت را مسدود کرده است.

وقاضیان برسفرة دربار شراب

«کرنش» می نوشند

کریما

کودکان ما «ادب » را به سنگ می بندند

دوشیزگان خرام را

درجاده ها به حراج گذاشته اند

اینجا معنویت با نا سلامت روح درتقلاست

خدایا شعبۀ رسید حاجات ات

همیشه باز است

ولی هیچکس « بل » تقوی را نمی پردازد

(۷۲)

معمولاً انجمن ها، نهاد های حکومتی وغیر حکومتی وسازمانها ، درموارد معین ، به مناسبت های معین ، «فرمان» ویا «حکم » صادر می کنند . فرمانها وحکم ها شیوۀ نگارش معین ومشخص خود را دارند وهمگان با آن آشنا هستند .

همچنان درپایان سیمینار ها وبا سایر گردهم آیی ها قطعنامه صادر می گردد. قطعنامه ها هم شیوه معمول وشناخته شده دارند . طنز پردازان معاصر پرودی های زیبایی از این «ادبیات » حکومتی - انجمنی ، ساخته اند. احسان الله سلام یک پرودی زیبا از «فرمان » را زیرعنوان « فرمان عاشقی » چنین نگاشته است :

« تاجایی که دیده شده است ، عده یی ازمنسوبان پولیس ملی با استفاده اززمینۀ قدرت وپریدن از دیوار اصلاحات اداری ، خود شان را درآغوش عشق وعاشقی می اندازند وبینی عاشقان را پیش انترپول می برند.

برای جلوگیری ازانتشار ویروس عاشقی درپیکر زیبای پولیس ملی وتعیین حدود اربعۀ عشق دراین دستگاه ، فرمان زیررا صادر می کنم :

۱-  هنگام اجرای اصلاحات پولیسی ، تمام افرادی که برای قاپیدن مقام های چاق ولاغر تعیین می شوند، پیش ازهمه ، قلب های شان جهت تشخیص مرض عاشقی به عاشق گاه جامعۀ جهانی فرستاده شود.

۲-   درمیدان تعلیم وتربیه به پولیسان ملی فهمانده شود که عاشق مادر وطن باشند ، نه عاشق دختر وطن .

۳-  هرگاه درجریان وظیفه ، قلب پولیسی با ویروس عشق مبتلا شد، بی درنگ قلبش بیرون آورده شده وبه ادارۀ اصلاحات عاشقی فرستاده شود.

۴-   سیاه سران وعاجزه هایی که جهت عرض وداد به چشمک خانه های پولیس ملی می روند . برای آنکه تیرنگاه های مقامات به قلب  ویا جا های دیگر شان اصابت نکند ، یا ریش وبروت بمانند ویا سوراخک های چادری شان را قیرریزی کنند.

۵-   مقام هاییکه یک بار به مرض عشق گرفتار شده اند ، نباید به جاهای دیگر تبدیل شوند ، زیرا عشق آنان آتشین تر می شود وتمام منطقه را می سوزاند .

۶-   با احترام به ارزش های بازار آزاد ، درتمام نهاد های پولیس ملی ، عشق ورزیدن به دالر وایرو مجاز است ، اما به کلدار وافغانی ، ممنوع .

۷-   تمام افراد پولیس مؤظف هستند که شب ها عاشق شوند، زار زار بنالند ، بسوزند وبسازند تا بیدار وشب زنده دار بمانند.

۸-   منسوبان پولیس مکلف هستند که دلباختۀ سودایی وعاشق کور وکر تروریستان شوند تا حین انجام وظیفه عقب نشینی نکنند.

۹-   برای کسانیکه درعشق هراس افگنان هراسی به دل راه نمی دهند ، رتب های افتخاریٍ عشقونکی ، عشقندوی، عشقنیار ، عشقمن ، عشقی مل ، عشق وال ومل عشق وال اهدا شود.

 ۱۰ - این بیت عاشقانه با خط زرین نبشته شود وبردر ودیوار پولیس خانه ها آویزان شود.

هرکه عاشق شد جگر خون وپریشان می شود

گربود پولیس ملی ، کیک تنبان می شود

با احترامان عاشقانه

مل عشقوال عاشقیار

رئیس عمومی عاشق کشان

دراین پرودی احسان الله سلام با استفاده از شگرد تحریف Distotlon ترکیبات طنزی می سازد ، مانند:

اداره اصلاحات عاشقی ، چشمک خانه های پولیس ، تیر نگاه های مقامات ، عشق مل ، عشقندوی ، مل عشق وال ، پولیس خانه وغیره.

همچنان شگرد های آیرونی وطعنه درین طنز زیاد است ، که خوانندۀ باریک بین به آن توجه می کند.(۷۳ )

دریک پرودی دیگر که سرتا پا با استفاده ازصنعت Sareasm نوشته شده ژانر خبر، آنهم خبر ارتقای کارمندان پرودی شده است :

«براساس پیشنهاد وزارت «پرت وپوست » ، آن عده ازکارمندان ریاست جت وجولا که با تًک ودًوهای شکم پرستانه ، وظایف وطن پرستانۀ شان را انجام داده اند ، یک یک رتبۀ علمی ازجانب مقامات بلند قامتٍ چپه شاخ برای شان منظور گردیده است:

م) جناب خیزک شاه از رتبۀ بٌرسکار به رتبۀ بالشکار .

و) جناب بلبل پور از رتبۀ بلی قربان به رتبۀ چشم قربان.

ز) آقای صابون گل از رتبۀ قروتمال به رتبۀ ماستمال.

ه) جناب کمرچنگ ازرتبۀ چاپلوسمل به رتبۀ چاپلوسیار.

پ) آقای دمبریده از رتبۀ زهرافگن به رتبۀ شیرافگن.

ا) محترم خمیریار از رتبۀ شکمبو به رتبۀ شکمپوه.

ک) جناب چابک نفس از رتبۀ کراچی سوار به رتبۀ کروزین سوار.

ی) آقای پٌچلٌ زی از رتبۀ بگیل یار به رتبۀ چًلوسوال.

ابتکار دیگر پرودی ساز درطنز بالا شماره گذاری افراد ترفیع کرده به عوض اعداد به حروف است که ازمجموع حروف از بالا به پایین -«موزه پاکی » بدست می آید.(۷۴ )

من به پرودی سازی پند نامه ها درین جستار به «رسالۀ صد پند » عبید زاکانی اشاره کرده بود.

دررساله پرودیک عبید ازقاضی ومحتسب وریا کاران دین فروش گرفته تا قدرتمندان وزورمندان وبازاریان سود جو وسود خواران ودغلبازان ، کسی ازنیش قلم عبید ، جان به سلامت نبرده است . ودرعصر ما طنزپردازان معاصر نیز این ژانر را پرودی سازی کرده اند . بازهم از احسان الله سلام می خوانیم :

·      اگر می خواهید بزرگ همگان باشید ، به یک پیر هفتاد سالۀ کمرچنگ هم بگویید: بچه جان کجای میروی؟

·      ناامیدی ها را مثل مهمانان خارجی درآغوش بکشید تا امیدهای کم زرو وبی زور فریب تان ندهند.

·      مثل گدام غله درون گرا باشید . هرچه می بینید ومی شنوید ، در درون تان ذخیره کنید تا بیرون دیگران محفوظ بماند.

·      ازترس همیشه بترسید، زیرا ترس برادر مرگ است چون مرگ حق است ، پس ترس هم برادر حق است . گذشته از این ، اگر آدم بترسد، هرکس دوستش دارد.

·      بهتراست مرغ تفکر تان دولنگ داشته باشد تا خروس تعصب اذیتش نکند.

·      اگر نمی توانید گوشت گوسفند بخرید، هفتۀ سه بار با اهل واولاد تان غییت گوسفند را بکنید ، یقین داشته باشید که گوشتش را خورده اید.

·      ازترکاری وسبزی ، به خوردن ملی عادت کنید، زیرا دروطن ما هر روز از زیر پلو ، ملی می برآید.

·      تابستان خونسرد وزمستان خونگرم باشید، تا ازسرما وگرما چملک نشوید.

·      همیش عینک سیاه بپوشید، تا کس نداند که آدم خوشبین هستید یا بدبین .(۷۵ )

مثالهای پرودی های زیبا درمجموعه های طنزی طنزپردازان ما فراوان است . درپایان کتاب نمیدانم تا چه اندازه حق مطلب ادا شده است وخواننده به درک دقیق ازپرودی وپرودی سازی دست یافته است.

امیدوارم این نخستین کتاب در رابطه به شکلی ازطنزراه را برای پژوهش های گسترده تربعدی هموار سازد

پایان

عقرب ۱۳۸۹

رویکرد ها :

۱-      حاجی فیروز- کتاب فکاهی سال - تالیف اسدالله شهریاری، غلام علی لطیفی ، رها ومنوچهر محجوبی . تهران ، ۱۳۴۳ ، ص ۲۱ .

۲-      احسان الله سلام ، درد دل قلم ، کابل ، ۱۳۸۱ ، ص  .

۳-      شفیق پیام ، جشن جنازه ، کابل ، ۱۳۸۴ ص ۵۲ - ۵۵ .

۴-      مجلۀ شبخند ، شماره ۱ ، ص ۶ .

۵-      همانجا ، شمارۀ ۲ و۳، ص ۶ .

۶-      جریدۀ ترجمان ، سال دوم ، ۱۳۴۸ ، شماره ۲۰ ، ص۲.

۷-      احسان الله سلام ، درد دل قلم ، ص ص ۷۰ ، ۷۱ .

۸-      ادبیات فارسی تاجیکستان ، ازرودکی تا بیدل ، ص۶۷.

۹-      رویا صدر ، بیست سال با طنز ، تهران ، ۱۳۸۱ . ص ۱۸۵ .

۱۰- نامۀ آهنگر سال اول ، شماره ۱۵ ، ص ۲، ۱۳۵۸

۱۱- دخو ، سال اول شماره ۱ ، ص ۱ ، ۱۳۵۸

۱۲- نوح نوحیان عبیدی دیگر در دورۀ قاجار ، امریکا ، ۱۳۸۵ ، ص ۱۶۶

۱۳- فریدون توللی ، التفاصیل ، چاپ سوم ، ص ص ۶۹ ، ۷۰ .

۱۴- رویا صدر ، بیست سال با طنز، ص ۱۸۵ .

۱۵- فرزاد ، گنجینۀ لطایف ، تهران ، ۱۳۷۳ ، ص۳۶۰.

۱۶- بیژن اسدی پور وعمران صلاحی ، طنز آوران ایران ، چاپ چهارم ، ۱۳۷۲ تهران ، ص ۱۵۹ .

۱۷- مهدی اخوان ثالث (م، امید) ، نقیضه ونقیضه سازان ، تهران ۱۳۷۴ ، ص۱۱.

۱۸- همانجا ، ص۱۲.

۱۹- همانجا ، ص ۱۵ .

۲۰- همانجا ، ص ص ۲۸ ، ۲۹ .

۲۱- همانجا ، ص ۲۹ .

۲۲- همانجا ، ص ۱۲۲ .

۲۳ - همانجا ، ص ص ۱۳۹ -۱۴۶.

۲۴ - همانجا ، ص ص ۱۴۵ -۱۷۷.

 ۲۵ -  HASAN JAVADL. Satire in Persian

Literature/ 1988 .Fairleigh Dickin son

University press/ London and Toronto:

Associated University press.p.49.

۲۶ - مجلۀ ره آورد، شماره ۶۵ سال ۱۳۸۲ .ص ۱۸۲ .

۲۷- ایران نامه - مجلۀ تحقیقات ایران شناسی ، دورۀ شانزدهم ، ص ۹۷ .

۲۸. Leonard Feinberg, Introduction to Satire, The lowa STATE university press. 1967. P 185.

۲۹ - ماخذ انگلیسی بالاص ص ۱۸۸- ۱۸۹

۳۰- عبدالحسین زرینکوب، نقد ادبی، جلد دوم ،ص ۱۶۰ .

۳۱ - عبدالحسین زرینکوب، شعر بیدروغ، شعر بی نقاب. ص۱۶۷ .

۳۲ - ناصر نیکو بخت، هجو در شعر فارسی، دانشگاه تهران. ۱۳۸۰ ، ص۹۷.

۳۳ - . Gilbert Highet. The Anatomy of Satire Princeton University press, 1962. P 69.

۳۴ - . A.S Martin, On Parody, New york, 1896, P.1,2

۳۵ - . DAVID KIREMIDJIAN, A STUDY OF Modern Parody, Garland Publishing,ING. New York and London, 1985, p.4

۳۶ -. Margaret. A. Rose, Parody: ancient, modern and Post- modern, 1993, P.281.

۳۷ - جمال میر صادقی- میمنت میر صادقی، واژه نامة هنر داستان نویسی- فرهنگ تفصیلی اصطلاح های ادبیات داستانی، تهران ۱۳۷۷، ص ص ۲۷۱-۲۷۳.

۳۸ - حسن جوادی، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، انشارات کاروان، ۱۳۸۴، ص ص. ۲۹۰ -۳۲۰ .

۳۹ - -Frank Palmeri, Satire in Narrative, University of Texas Press, Austin 1990, P. 133-137

۴۰ -ماخذ انگلیسی شماره ۲۸ ، ص ۵۳

۴۱- منیژه باختری، انگبین نیشخند و شرنک نوشخند، جستاری در باب طنز پردازیددر پهنة ادبیات زبان فارسی دری در افغانستان، میزان ۱۳۸۸، کابل، ص۱۰۴ .

۴۲ - ماخذ روسی شماره ۴۲  در اینجا انداخته شود.

۴۳ -ماخذ روسی بالا ص۳۹ .

۴۴ - ماخذ روسی شماره ۴۴ در اینجا انداخته شود.

۴۵ - ماخذ انگلیسی شماره ۲۸ . ص ص ۱۸۰ - ۱۸۸

۴۶ - ماخذ انگلیسی شماره ۳۹ - ص ص ۶۹ -  ۷۰ 

۴۷ - ماخذ انگلیسی شماره ۳۳ -ص۶۷ .

۴۸ -  John. D. Jump, Burlesque(London: Methuen, 1972) P.18.

 ۴۹ - Dwight Macdonald, parodies. An Anthology from Causer to Beerbohm and After (New York: rondom House, 1960) P.557.

۵۰ - . Linda Hutchen, A Theory Century of Parody, The Theachings of Twentieth Century Art fotms (London: Methuen, 1985) P.4

51- Herbert Richard Son,  Parody, The English Association Pamphlet, Number 92, Aug 1935,

 ۵۲- ماخذ انگلیسی شماره 36، ص ص 5-46.

۵۳ - همانجا، ص ص 47- 52.

۵۴ -J.G.Riwald, (Parody as Critilsm) - Neophilologus 50, (1966), P.132.

۵۵ -Rivot, Eart, (The Novel as Parody Jhon Barth) 1963, P.80.

۵۶ -Linda Hutcheon, A Theory of Parody. 1985, P.5-76.

۵۷ - Bakthin, Mikhail, The dialogic Imagination, Tex, and London: University of Texas Press, 1981, P.71

۵۸ - Barthos, Roland, The  Discontinous Universe, New York: Basic Books. (1972 b) P.119.

۵۹ - Weisstein, Ulrich, The Lonely Boal: brechet's First Play as a Parody of Hanns Johsts. P. 13.

۶۰ -دن هاریس فلم پرودی ص ۶ - ۷

۶۱- Dane, Joseph,(Parody and Satire: A Teoritical Model) Genre vol 13 summer 1980 P. 145.

۶۲ -Hutcheon, Linda (modern Parody and Bakhtin, Notrhwester University Press, 1989, P.88

۶۳ -همان ماخذ انگلیسی شماره ۵۶ - ص ص

۶۴ - Watson bradlee, (Dictionary of Wofld Literature, New York, 1953, P.43

۶۵ - ماخذ انگلیسی شماره ۵۲ - ص ص ۵۶ - ۶۶  

۶۶- آرتو پلارد، طنز، ص۵۹ .

۶۷ - رک به ماخذ انگلیسی شماره ۵۲ ، ص۷۰ .

۶۸-Edward Lucie- Smith, The Thames and Hudson Dictionary of Art Terms, London 1984, P.141.

۶۹- -ماخذ ۵۲ ص ۸۱

۷۰ -Karen L.Ryan- Hayes, Contemporary Russian Satire, Cambridge University Press, 1995.P5.

۷۱ - ماخذ شماره ۷۱ روسی در اینجا انداخته شود.

۷۲- نجیب الله دهزاد، خطبه های مولوی مایکل، کابل۱۳۸۶. صفحات مختلف.

۷۳- احسان الله سلام، پوقانة ملی، چاپخانه طباعتی و صنعتی احمد، ۱۳۸۷، ص ص ۴۶-۴۷.

۷۴- احسان الله سلام، فردا جلسه داریم. کابل، ۱۳۸۵ ص۱۲۰.

۷۵- همانجا ص ص ۵۵-۵۶.

****

پایان 

جلال نورانی

کابل - افغانستان 

 

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer