.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
قسمت سوم پَرودی وپَرودی سازان
Image
 
گفتاری درباب یکی ازشیوه ها  
 
یا اشکال بسیار معمول درطنز پردازی 
 
  قسمت سوم
 
دوشنبه ۶ جدی ۱۳۸۹ - ۲۷ دسامبر ۲۰۱۰

جلال نورانی
جلال نورانی
طوریکه ملاحظه می کنید حتی فرهنگ ها در مغرب زمین هم تمام ابعاد و جهات پرودی را به درستی به شناسایی نیاورده اند.

درک دقیق و عمیق مهدی اخوان ثالث تحسین بر انگیز است ولی انتخاب کلمه «نقیضه» برای پرودی از سوی وی و علامه قزوینی مطلقاً غلط و گمراه کننده است. لیونارد فین برگ در کتابش Introduction to satire می گوید: « بر طبق قاعدة پرودی باید «نسخه اصلی» که از روی آن «پرودی» می سازیم، باید به قدر کافی معروف و شناخته شده باشد.»(۲۸)

این اصل زرین را اخوان ثالث هم گفته است،  همچنان اخوان ثالث به گونه گونی پرودی اشاره کرده است. لیونارد فین برگ هم می گوید: برای پرودی ساز Parodist ساحه چنان بزرگ ووسیع است که به حساب نمی گنجد به گونه مثال هنری لابوچر Hanry labouchere سرود ملی انگلستان و امبروس بریسAmbrose bierce   سرود ملی امریکا را پرودی ساختند، و اما پرودی معروف در ادبیات همان اثر ولتر به نام «کاندید» است که در واقع پرودی یکی از داستانهای معروف عصر وی می باشد. همین گونه، فلدینگ، مارک تواین و الکساندر پاپ آثار معروف عصر خویشرا پرودی ساختند. حتی استیفن لی کوک قصه های ارواح و داستانهای پولیسی مروج عصر خود را به شکل پرودی ارائه می نمود. مورای شیسگال Moray Shisgall تکنیک های تیاتر پوچی و پسی میسم فلاسفه اکزیستانیالیست را پرودی کرده مسخره نمود. به عقیدة فرایمر، برشت نه تنها نظریه پرداز بود، بلکه با استفاده از شگرد پرودی در تیاتر، تیاتر مودرن را بازسازی کرد.(۲۹)

از دوست طنز پردازم آقای عبدالنافع همت شنیدم که یک کمیدین پاکستانی به نام نور اوس(نور هوس) سرود ملی پاکستان را پرودی کرده بود و حکومت پاکستان ویرا مدتی زندانی ساخت.

تقلید های که در ادبیات کلاسیک دری از مضامین دیگران صورت گرفته است یا به شکل نقیضه عرض اندام کرده و یا به شکل نظیره و در برخی از موارد توارد، تا سرحد سرقات ادبی هم رسیده است. سلمان ساوجی گفته است:

 معنی نیک بود، شاهد پاکیزه بدن
که به هر چند، در او جامعه دگرگون پوشند

هنر است اینکه، کهن خرقة پشمین زبرش

بدر آرند و در او، اطلس و اکسون پوشند

(۳۰)

داکتر زرینکوب می گوید: این طنز و هزل در بعض موارد از نوع خاصی است از قبیل آنچه اروپایی ها پارودیا می خوانند و در واقع عبارت است از آنکه سبک بیان، طرز فکر و یا حتی لفظ و عبارت یک شعر شاعر را بگیرند و به کلام او که جدی است، رنگ شوخی دهند و مسخره. نمیدانم این را باید به چه نام خواند؟ ... نقیض که شاید به بعضی خاطر ها بگذرد عام تر است و در آن لازم نیست کلام شاعر اصلی را رنگ غیر جدی دهند.(۳۱)

از گفته های فوق به روشنی درک می کنیم که زرینکوب نیز اصطلاح نقیضه رابرای پرودی نپذیرفته و به تفاوت بارز از نقیضه و پرودی اشاره کرده است. قطران تبریزی نیز نقیضه را به معنی جواب گویی به جد مطمح نطز داشته می گوید

آن شاعری کند به جهان نقض شعر من

کو شعر ووزن نبشناسد از شعیر

پرودی ها گاهی بیشتر از نقیضه به نظیره نزدیک تر اند. اما در ادب فارسی نظیره ها نیز شوخی آمیز نه بلکه تقلیدی هستند به جد. نظیر گویی عموماً ناشی از اعتقاد مبرم شاعر و نویسنده به طبع و قریحة و قاد و سخن آفرین خویش است و چون پاره ای از شاعران و نویسنده گان می خواهند مهارت و برتری خود را در شاعری و نویسنده گی به اثبات برسانند، به شیوه شاعران پیشین و یا هم عصر در همان سبک و همان وزن و قالب و قافیه هنر خویشرا عرضه می کنند. چنانکه سعدی شیرازی نظیره یی بر داستانهای شاهنامه فردوسی ساخته و می گوید:

نداند که مارا سر جنگ نیست

و گرنه مجال سخن تنگ نیست

توانم که تیغ زبان بر کشتم

جهان سخن را قلم در کشم

بیا تا در این شیوه چالش کنیم

سر خصم را سنگ بالش کنیم

و سپس دو مثنوی کوتاه حماسی به شیوة فردوسی می سراید.(۳۲)

گیلبرت هایت در «اناتومی طنز» می نویسد:

فرق بین تقلید یا نظیرة طنز آمیز و نظیره های دیگر مانند تفاوت میان پرتریت و کاریکاتور است. هر دو شبیه مدل اصلی هستند، ولی هدف یکی انعکاس سیمای یک شخص به صورت طبیعی است و دومی انعکاس کومیک سیمای شخص با مبالغه و یا تغییر برخی از خصوصیات چهره.(۳۳)

شما وقتی به آیینه نگاه می کنید، تصویر خود را عیناً در آیینه مشاهده می کنید. اما در اکثر شهر های جهان در پارک های عمومی خانه ای وجود دارد که آنرا خانة خنده می نامند در درون این خانه در هر چهار دیوار آیینه های بزرگ قدنما نصب شده اند. تصاویر شما در هر کدام از این آیینه ها منعکس می شوند. اما این آیینه ها مقلوب اند. مثلاً در یک آیینه می بینید که هم قد شما و هم بر شانة تان هردو یک متر است. چشمان بینی و گوشهای تان دگرگونه معلوم می شوند. در آیینه دیگر قد تان دونیم متر می شود، از کلة دراز، گردن و پاها و دست های دراز دراز تان قاه قاه به خنده می افتید... کودکان با دیدن و الدین خود در این آیینه ها فریاد ها و چیغ های ناشی از تعجب و خوشحالی سرداده فریاد می زنند: هاهاها... مادر مه ببین... پدر...پدر خود را تماشا کنید... چه رقم شده اید. واقعاً تصویر های شما در هر آیینه به گونة عجیبی تغییر شکل می یابند، گویی مسخ شده  و تحریف شده باشند. در طنز پردازی برای خنده آفرینی از شگردی استفاده می شود که آنرا صنعت تحریف Distortiom می نامند.طنز پرداز، عمدتاً در پرودی سازی، نامها، جملات، ضرب المثل ها را پرودی کرده با استفاده از این صنعت کمیک می سازند. در برنامه زنگ خطر در تلویزیون طلوع برنامه های عید و نوروز را زیر این شعارهای پرودیک عرضه کرده بودند: « معید شما تشکر» «پیروز تان نوروز باد»

احسان الله سلام چند نهاد دولتی و غیر دولتی را به گونة پرودیک تغییر داده است، مانند: وزارت مداخله «وزارت تعصیلات عالی»، « وزارت صحت خامه»، «اتحادیة هنر بندان»

 مختصری در بارة پیشینة پرودی:

قدیمی ترین کتابی را که من دربارة «پرودی» در کتابخانة دانشگاه موناش در ملبورن به انگلیسی پیدا کردم، نوشتة A.S MARTIN  است که در سال ۱۸۹۶ در نیویورک به چاپ رسیده است. مارتین نوشته است: «قدامت تاریخی پرودی سازی به اندازة قدامت ادبیات جدی است... پرودی از لغت یونانی Parodia گرفته شده است که بخش اول آن Paroaoide - آهنگ یا تضیف معنی می دهد. به این صورت پرودی را تخت اللفظی «روی دیگر آهنگ» می توان ترجمه کرد یا ماواری آهنگ. از عقب-روی دیگر- و از آن سو، معنی می دهد. و بخش دوم آن

یک تعریف قدیمی پرودی چنین بود: «پرودی یک نوع تقلید ادبی است که در آن شکل اثری که تقلید می شود حفظ ولی محتوا تغییر یابد.(۳۴)

دیوید کریمیدیان در کتابش «تحقیقی در پرودی مدرن» می نویسد: «نخستین کسی که پرودی را به عنوان یک ژانر مطرح کرد ارسطو بود. او تراژیدی، کمیدی، میم و طنز را چهار گونة هنر نمایشی خوانده بود و مقصودش از میم (تقلید) همان پرودی است.(۳۵)

مارگرت روز در کتابش «پرودی در عهد قدیم، مدرن و پست مدرن» می نویسد: هگمون در قرن پنجم ق م حماسه های قدیمی را پرودی کرد و ارسطو کارهای او و نیکو خارس را توضیح نمود. همچنان آثار اریستوفان «بقه ها» و «پرنده گان» نیز پرودی هایی اند که در یونان قدیم نوشته شده بودند...»

مارگرت روز همچنان می گوید: در پست رنسانس پرودی باز خوانی (آواز دیگری به شکل مسخره آمیز خوانده شد چنانکه J.C Scaliger  در ۱۵۶۱ گفته بود، و تغییر شکل دادن کلمات یک متن چنانکه Jhon florio در ۱۵۹۸ گفته بود در سالهای  ۶۷- ۱۷۵۹   پرودی را انتقادی و کمیک ساختن اثر دیگری می خواندند مانند«دن کیشوت و تریستان شاندی»(۳۶)

داكتر ناصر نيكوبخت مي نويسد : «دريونان قديم به اشعار حماسي هزل آميزي برخورد مي كنيم كه به پاورديا موسوم است .استاد اين فن اريستوفان است كه درنمايشنامةغوكان نمونه خوبي از آن بدست مي دهد 0000از نمونه هاي ديگر پارود يا كه ارسطو نام برده منظومة ديلياد يا حماسه بددلان اثر نيكو خارس است كه ظاهراً تقليد مسخره  آميز از منظومة ايلياد هومر است وقصد نيكو خارس از انشاي اين قصيده دست انداختن هومر ومسخره كردن كتابش بوده است .»

درواژه نامةفرهنگ آمده است :«دراصطلاح ادبي پاوردي تقليد مسخره آميز ازكلمات ، سبك ، نگرش ، لحن وعقايد نويسنده اي ، ياشيوة خاص درنوشتن است وشاخه  يي از طنز محسوب مي شود ... كتاب « اخلاق الا شراف » نوشتة عبيد زاكاني كه نقيضه اي {پرودي } است بركتاب «اوصاف الاشراف »خواجه نصيرالدين طوسي .... كتاب « مقويم »نوشتة سرهنگ ميرزا رضا خان افشار نقيضه {پرودي } تقويم هاي قديمي است ....مانند غزلهاي شيخ بسحاق اطعمه ونظام قاري يزد ي كه اولي باآوردن نام خوراكي هاو دومي بانام لباس ها به شيوة سعدي وحافظ غزل مي سرودند ... (۳۷) داكتر حسن جوادي مي گويد : يك پارودي كتابي است كه به تقليد از معراج نامه هايي كه به فارسي ياعربي نوشته شده به قلم ذبيح  بهروزاست كه درتاليف آن اسم مستعار خنده آور ابن ديلاق رابراي خودبرگزيده . وي كتاب «گندستان « رابه تقليد ازگلستان سعدي نوشته است .

سرگذشت حاجي باباي اصفهاني نوشة جيمزموريه راآقاميرزاحبيب اصفهاني ترجمه كرد . جيمز موريه به تقليد ازسنت رومان هاي پيكارسك گاهي اسماي مضحك چون ميرزا احمق ، ملا نادان ، نامردخان وغيره به شخصيت هاي خود مي دهد.... سعید نفيسي نامها ي برخي ازادبا ودولتمردان هم عصر خود راپرودي كرد . مانند داكتر منوچهر ادبار ( داكتر اقبال ) ، داكتر ديپلماسي ( داكتر سياسي ) ،‌سيداحمد كجروي ( سيد احمد كسروي )، داكتر مهر علي عورتگر ( لطفعلي صورتگر )، سريع الامان گريزان پر( بديع الزمان فروز انفر)(۳۸)

به نظرمارسون Marson پرودی ساز با بهره برداری از دومعنایی (ایهام) وتجنیس ، متن را دو صدایی می سازد.

فرید هوسهولدر  Fred HoUseholder درکتابش (پرودی - فیلولوژی کلاسیک ۱۹۴۴ ) می نویسد که پرودی های روم ویونان قدیم درواقع «خواندن» عین ترانه بود با تغییرات قابل توجه ، ولی انتقاد وکومیک ساختن ازضروریات پرودی سازی محسوب نمی شد(۳۹)

پروفیسر لیونارد فین برگ در« مقدمه یی برطنز » می گوید : پرودی برپایۀ تقلید بنا می شود. درفابل ها که حیوانات وارد داستان می شوند ، برای آن مورد دلچسپی واقع می شوند که حیوانات ( با تقلید اعمال انسانها ) به مثابۀ قهرمانان داستان عمل می کنند...

به عقیدۀ فین برگ طنز نویس گاهی جهان را چون صحنه نمایش پپت شو(تیاترگدی) می بیند که درآن انسانها مثل ماشین عمل می کنند . او ازبرگسون نقل قول می کند که گفته است :« مضحک وخنده آور فقط انسان است ، اشیای بی جان وحیوانات زمانی ما را به خنده می اندازند که چیزی ازاعمال انسانها را تداعی کنند . ما برحیوانات نمی خندیم ، وقتی که مثل حیوان رفتار می کنند، اما وقتی سگی را می بینیم که روی دوپا راه میرود، خرسی معلق می زند وحیوان دیگری ازمیان یک حلقه می جهد ویا به نحوی ادای اعمال انسانها را درمی آورد ، به خنده می افتیم .(۴۰ )

واقعیت نیز همین است ، زمانیکه جورج اورول Drwell پرودی یک جامعۀ کمونیستی را دریک رومان (مزرعۀ حیوانات ) ساخت که درآن خوکها حکومت داری می کنند وقوانینی وضع کرده اند ، خنده برانگیزی رومان پرودیک خود را به وسیله اعمال خوکها تامین کرده که مثل انسانها ، نظم ، قانون وحکومتداری را انجام می دهند . طوریکه قبلاً هم گفتم اریستوفان در دواثر پرودیک خود « پرنده ها » و«بقه ها » بوسیله این حیوانات برخی ازخصلت های انسانی را به نمایش گذاشت .

اناتول فرانس نیز در«جزیرۀ پنگوئین ها » ومارک تواین در« افسانۀ یک سگ » ، «دم اسپ» وچند طنز پرودی دیگر عین کار را انجام داد.

درهنرهای نمایشی ، mime نوعی ازپرودی است . درمغرب زمین زمانی یک کمیدین به نام ریچ لیتل Rich little  اطوار ، طرز سخنرانی وحرکات شخصیت های سیاسی ، ستاره های سینما ودیگر آدمهای معروف وشناخته شده را تقلید می نمود وهمگان را به خنده می انداخت ، ولی وی نه قصد انتقاد ونه قصد آزار یاخوارسازی آنانرا داشت .

جوانی افغان به نام زلمی آرا نیز چنین می کند، اما او گاهی قصد نیش زدن دارد وخوارسازی .

همان گونه که گفتم درادبیات دری پرودی نویسی را عبید زاکانی به معنی واقعی آن آغاز کرد ومن نمونه هایی از پرودی های عبید را خواهم آورد، اما برای معرفی کردن این شیوه ویا شگرد طنز پردازی نخستین بار درکتاب «ژانرهای وسایل ارتباط همگانی » اثر سه مولف : ابراهیم عثمان ، کاظم آهنگ وعنایت رشید دردهۀ شصت تلاش صورت گرفت ، اما متأسفانه کتاب متذکره بسیار مختصر وبسیار ناقص پرودی را معرفی کرد وکسی را درک درستی ازپرودی ازآن حاصل نشد. هنگام تبصره بردوکتاب طنز « احسان الله سلام» درمجله گلبرگ من نیز کوشیدم اندکی پرودی را معرفی کنم . خوشبختانه محقق سخت کوش وآگاه منیژه باختری درکتابش « انگبین نیشخند وشرنگ نوشخند» بهتر پرودی را معرفی کرده است . منیژه باختری غیر ازاین که گونه های عمدۀ پرودی را توضیح کرده است ، به ریشۀ یونانی پرودی وصورت نوشتاری پرودی درانگلیسی اشاره کرده می گوید: « معادل این واژه را درزبان فارسی دری نقیضه دانسته اند»

وبالا فاصله درپاورقی تذکر می دهد :« چون دردوره های مختلف معنا های مختلف به نقیضه قایل بوده اند، به این دلیل ، من برای جلوگیری از اشتباه ، این پرداخت طنزی را به نام انگلیسی آن «پرودی » می نامم.» (۴۱)

اینکه منیژه باختری مانند حد اقل ده پانزده مولف وپژوهشگر ایرانی با فتوای نادرست مرحوم قزوینی ومرحوم اخوان ثالث درخط گمراهی نیافتاده است ، نشان دهندۀ درک دقیق وعمیق منیژه ازطنز ، پرودی ، نقیضه ، نظیره وسایر اصطلاحات معمول ادبی می باشد ، پس آفرین براین دانشی زن تیزبین .

ایرشف درکتابش « نثر طنز شوروی » می نویسد:

« درجنوری ۱۸۵۹ دبرولیوبوف درنشریۀ خود به نام سورمینیک (معاصر) بخشی را به طنز اختصاص داد. این بخش مخصوص طنز درآن نشریه زیرعنوان «اشپلاق» طنزهایی ازنوع پرودی را به چاپ می رساند... بعد ها «اشپلاق » به حیث یک نشریۀ مستقل به چاپ میرسید که همۀ مطالب آن طنز بودند...جریدۀ اشپلاق با استفاده ازتجربه های طنز پردازان فرانسوی ، آلمانی وانگلیس انواع طنز وازجمله پرودی سازی را انکشاف داد.... پرودی هایی که دبرولیوبوف دراشپلاق ویک نشریۀ دیگر به نام ایسکرا (اخگر) ازسال ۱۸۵۹ تا ۱۸۷۳ به چاپ رسانید ، ازشهرت زیاد برخوردار گردید .»(۴۲ )

طبعاً درسایر نشریه های طنزی روسیه دراواخر قرن نزدهم ودو دهه نخست قرن بیستم ، که تعداد شان ازبیست نشریه بیشتر بود، طنز پردازان روسی فراوان پرودی سازی کرده اند . همان مولف می گوید :« بعد ازانقلاب اکتوبر(۱۹۱۷) در روسیه جریدۀ طنز «ساتیریکن » متوقف شد.

طرفداران طنز قدیم که با کمونیزم موافق نبودند ، مقاومت کردند ونشریۀ دیگری به نام «ساتیریکن جدید » را چاپ نمودند. بعد ازچند شماره این نشریه هم متوقف شد وافرچنگو مدیر مسؤول آن وچند طنز نویس دیگر به کشورهای دیگر فرار کردند...« تعدادی ازطنز نویسان که درروسیه باقی مانده بودند ، چندی بعد یک نشریۀ طنز به نام « گیوتین » را چاپ کردند. این نشریه شعار معروف کمونیست ها - «کارگران جهان متحد شوید» را اینگونه پرودی کرد: « بورژوا های جهان متحد شوید... وبگریزید» (۴۳)

نگارنده نمیدانم که باپرودی کوچک بالا ، نشریۀ مذکور بورژوازی را مسخره کرده است یا کمونیست ها را، اما عمرکم دوام نشریه ، که مصرف شش شماره چاپ شد ومتوقف گردید ، نشان می دهد که حکومتٍ جدید کمونیستی نشرات آنرا برنمی تافته است .

مولف دیگر روسی فرولف می نویسد:« درمیان منتقدان ادبی روس یوری تینیانف اولین کسی بود که درکتابش « داستایفسکی وگوگول - وتئوری های پرودی » پرودی را توضیح کرده است . بعدها ادیبان مهاجر روس ازجمله باختین دراین زمینه ازجمله نظریه پردازان شناخته شدند...

تینیانف نوشته بود. تقلید سبک معینی گام اول درپرودی سازی است که ازطریق کمیک ساختن متن اصلی پرودی می آفریند .» (۴۴)

درزبان دری قبل ازعبید زاکانی ، ماچندین نوع برخورد شاعران را با شاعران دیگر وآثار شان داشتیم که به نامهای : تضمین ، تلمیح ، نقیضه، نظیره، جوابگویی ، توارد وسرقات ادبی نامیده شده اند . اما من اثری را که آنرا بتوان پرودی خواند ، ندیده ام، این تنها عبید زاکانی است که نخستین بار آثاری به وجودآورد ، که به معنی واقعی کلمه پرودی می باشند ، مانند : موش وگربه ، اخلاق الاشراف ، رسالۀ صد پند ولغت نامه ، (رسالۀ تعریفات )

بعد ازعبید ، شاعران زیادی پرودی سازی را یاد گرفتند وآثار طنزی به میان آوردند. بعد ازاختراع چاپ ، جریدۀ طنز «ملانصرالدین » را نخستین نشریه طنز درآسیای میانه می دانند وبعد ها درایران نشریه های « صوراسرافیل» و«نسیم شمال» چلنگر ،آهنگر ، توفیق ، کاریکاتور، گل آقا وده ها نشریه طنزی دیگر بدون استثنا نوع پرودی طنز را با استفاده ازتجربیات عبید زاکانی ومقلدانش ، به کاربسته اند.

درافغانستان ازسراج الاخبار تا دهۀ چهل خورشیدی شاید بتوان نمونه هایی ازپرودی های افغانی را پیدا کرد. درصفحات طنزی «کچری قروت» درژوندون وبعد درنخستین جریدۀ طنز افغانستان - «ترجمان » طنز پرودی ها را بسیار می یابیم .

دردهۀ شصت خورشیدی درنشریه های« اخبار هفته » ، «سباوون » ،« نگاه » ، «شوخک » وغیره ، ظاهرایوبی ، بلقیس بسمل ، حمید عبیدی ، کاتب پاسون ، واحد نظری ، هارون یوسفی ، فاروق عطایی ، بصیر پاکزاد ، رازق فانی ، دستگیر نایل، منان ملگری ، وحید غروال ، حمید مفید، وحید قیومی ، غوث زلمی ودیگران زیاد پرودی نوشته اند.

تاجاییکه درسالهای اخیر، من مجموعه های طنز ، طنزپردازان افغان را دیده ام ، نود درصدشان ازشیوه پرودی درطنز پردازی استفاده کرده اند که بعض نمونه ها دراین کتاب خواهد آمد . اما درهمین جا ذکر می کنم که شاخص ترین وبهترین پرودی ، منظومه ایست زیرعنوان « بیان نامۀ وارثان زمین » اثر استاد واصف باختری.

اندکی دربارۀ تئوری های پرودی

غیرازولفگنک کایزرومیخاییل باختین ده ها نظریه پرداز دیگر دربارۀ پرودی وپرودی سازی کتابهایی به انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی ، هسپانوی وسایر زبانها نوشته اند. دردانشگاه های جهان ، پژوهشگران حتی دررابطه به پرودی درتیاتر ، پرودی درسینما ، پرودی های تلویزیونی ، پرودی درنظم ، نثروژانر های مختلف ادبی وژورنالیستی ، تحقیقات جداگانه را به چاپ رسانیده اند. درکشورهای انگلیسی زبان دوخانم پروفیسر به نام های «لیندا هچن » و«مارگرت روز» زیاد معروف هستند که هرکدام دررابطه به «پرودی » پنج کتاب نوشته اند( درشش هفت سال اخیر که نگارنده ازکارهای جدید شان آگاهی ندارم شاید تعداد کتابهای شان زیادتر شده باشد.)

لیندا هچن بیشتر به حیث نظریه پرداز درپرودی شناخته شده است ومارگرت روز به حیث پژوهشگر درانواع پرودی ها وتاریخچۀ آن. دراین بخش کتاب به صورت پراگنده به برخی ازتئوری های پرودی اشاره می کنم ودرقسمت اخیر نمونه هایی ازپرودی را خواهم آورد، تا این جستار دربه شناخت آوردن پرودی پژوهشگران جوان را مدد رساند.

لیونارد فین برگ در«مقدمه ای برطنز» جاییکه به پرودی میرسد ومساله «تقلید» وشباهت میان «نسخه اصلی - نسخه ای که پرودی ساز با تقلید طنز آمیز از روی آن، پرودی خود را می سازد، نظرالدوس هکسلی را می آورد : ازنگاه روانشناسی هرگاه کلمات وحرکات کسی ، ازسوی کس دیگر ، حتی بدون مبالغه « بدون تغییر هم تقلید شود، بازهم خنده برانگیز است.

فین برگ ازبرگسون هم نقل قول می کند: شباهت زیاد میان دونفر ، زمانیکه پهلوی هم قرار میگیرند خود به خود مؤجد خنده می شود، زیرا ما را به یاد تولیدات ماشینی متحد الشکل می اندازد ، درحالیکه چهره های آدمها متفاوت ازهمدیگر است....

فین برگ بعد ازاینکه برقاعدۀ معروف پرودی که باید نسخه اصلی ، معروف وشناخته شده باشد، تاکید می کند می گوید: پرودی حتی می تواند تقلید اعمالٍ انسانها ازسوی حیوانات باشد، طوریکه در« مزرعه حیوانات » جورج اورول دیدیم . مولف هنگام اشاره به پرودی سازی درنمایشات تمثیلی می نویسد : پرودی کردن نمونه های دینی مختص به عیسویت نیست .

هاریر یک سیاح آلمانی که مدتی درتبت به سربرده است ، قصه می کند که درنمایشات سالیانه تیاتری درقصر تابستانی دالایی لاما نمایشات پرودیک را دیده است که بسیاری ازجنبه های حیات تبتی ها را به باد انتقاد می گیرد - به شمول مذهبیون بودایی .

گروپی ازهنرمندان با لباس روحانیون بودایی روی صحنه حاضر شدند ویک نمایش پرودیک را اجرا نمودند .(۴۵)

فرانک پالمری Frank palmeri  درکتاب «طنز در روایت » می نویسد :« پرودی را می توان به دونوع اساسی تقسیم کرد:

ادامه دارد....

 

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer