.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
وزارت امور خارجه پس از سقوط دوکتور نجیب الله

  یادداشت های یک دیپلومات      

  

میر حسا م الدین برومند
میر حسا م الدین برومند
          ادامه یادداشت اول

 

       وزارت امور خارجه

 

       پس از سقوط 

 


      دوکتور نجیب الله

 

     میر حسا م الدین برومند دیپلومات سابق افغانستان درآلمان  

 

درین خصوص گفته میشد که استاد ربانی به هیچ قیمتی حاضر نیست  یک سیاستمدار تکنوکرات وآگاه در راس وزارت خارجه داشته باشد . الغیب وعند الله !

 

تلاشهای غفورزی عملا کمتر از صلاحیت های یک وزیر نبود ، صلاحیت هایی که خود آنرا با کار وابتکار سیاسی تبارزداده بود ولی وقتی در برابر یک تکنوکرات یک بنیاد گرا سد واقع شود ، فرجامش را خود تصویر نما یید .

 

با آنکه جنگ ، بیعدالتی وصد ها پدیده منفی دیگر در کشور بیداد مینمود که مسلما وزارت خارجه نمیتوانست از آن بی تا ثیر بماند ، غفورزی به بلند بردن ظرفیت کا دری ، حمایه معنوی از کا رمندان مستعد ونمایاندن دور نما های روشن کاری ، طور مستدام  در کارمندان تحرک وامید ایجاد مینمود .وی با ابتکار عمل در آن حالات بحرانی که طالبان پا برگلوی این ملت گذاشته بودند ، برای ارتقاء دانش سیاسی دیپلوماتان تلاش ورزیده ، گروپ هایی را برای بلندبردن  ظرفیت در وزارت برای سفر به خارج نیزآماده ساخت .

 غفورزی درسیاستگذاری های اش بر کلیدی بودن نقش وزارت امور خارجه در قبال مسایل ملی ، منطقوی وبین المللی  ، همواره تاکید میورزید . خوب به خاطر دارم وی قبل از  آخرین سفرش که همانا اشتراک در اسامبله ملل متحد بود وچند روز بعد آن، طالبا ن بر کابل مسلط شدند ، در دفترش حدود یک ساعت از وقتش راغرض مصاحبه  برای هفته نامه « شهر» به من اختصاص داد . غفورزی پس  ازفراغت از انجام مصاحبه بامن ، اظهار داشت که ، هرگاه یک وزیر امور خارجه قانونی ، فعا ل وبا تدبیر در وزارت خارجه وجود میداشت ، در شهر اینهمه خشونت وراکت ومصیبت نمیبود وهمه قضایا با نشست در پشت میز مباحثه میتوانست راه حل بیابد .

 

وی که نسبت راکتبارا ن حزب اسلامی وطالبان در میدان هوایی کابل، بایست از میدان هوایی بگرام پرواز مینمود ، با عجله دستم را فشرد وگفت : باید تا یک ساعت دیگر در میدان هوایی بگرام باشم .

 

غفورزی در حالیکه تبسم برلب داشت گفت :«  برومند ، اگر زند ه بود یم  ، بلاخره یک کاری برای نجات وطن وملت انجام خواهیم داد ، با قی آن طرف را خدامیداند  »

 

داکتر لفرایی را شخصا آدم آرام وفهمیده وبا درایت یافتم . او تمام مکاتیب واسناد را که مدیران شعبات می آوردند ، کلمه به کلمه ونقطه به نقطه میخواند .سلیقه بخصوصی در بیان مطالب داشت .

 

هفته یک تحلیل سیاسی ، یک تحلیل نظامی ، تهیه گزارشات نظامی از وضعیت جنگها وارسال آن به     نمایند ه گی  های سیاسی ، نوشتن اعلامیه ها ،احتجا جیه ها  وابلاغیه های وزارت خارجه  ، تهیه گزارش به ریاست جمهوری ، اخبار ملاقات ها وگزارش های سیاسی وزارت وامثالهم را که بدستور وی تهیه مینمودم ، سرا پا میخواند وبعد چنانیکه تکیه کلامش بود میگفت : « صحیح است ، روانش کنید

 

در رابطه مساله یی که همیشه به عنوان یک خاطره تلخ در ذهنم باقیمانده اینست که حدودا  چند ماه قبل ازمسلط شدن طالبان در پایتخت ، داکتر لفرایی وحید مژده را که صرفنظر از تعلقات تنظیمی اش ، انصافا یک شخصیت فرهنگی برازنده وفرهیخته ویک مجاهد واقعی وگذشته از همه انسان نهایت شریف است ومن برایش همیشه قلبا احترام میگذارم ، به عنوان مدیر اطلاعات ونشرات تعیین نمود.

 

روز پنجشنبه بود  ومن کما فی السابق مثل هرپنجشنبه دیگر باید تحلیل سیاسی هفته را نوشته از نظر لفرایی گذشتانده وبه نماینده گی های سیاسی گسیل میداشتم .چون مژده جدیدا  مدیرشعبه تعیین شده وروز اول کارش در شعبه بود ، نزاکتا تحلیل را تحریر وروی میزش گذاشته ، از پروسه کار در زمینه به وی معلومات دادم .مژده با وسعت نظرتمام  وابراز احترام بیحد ، از من خواهش کرد که کما فی السابق به این روش کار ادامه بدهم ،اینر ا اظهار داشته  ، دوسیه مطلب را در دستم داد وگفت که این را خودت ببر !

 

لفرایی آن روز همینکه چشمش به من افتید ، برخلاف همیشه که سلا م علیکی واحوالپرسی صمیمانه نموده وبه نشستن روی کوچ مقابلش دعوت مینمود ( لفرایی هیچگاهی پشت میز کارش دیده نشده ،عادت داشت روی کوچ یکنفری اتاقش نشسته وبه امور برسد )  وخود  به خواندن مطالب میپرداخت ، بالحن تندی که به نظرم کاملا غیر مترقبه آمد ، پرسید :

 

 « خیریت اس آقای برومند ؟» .

 

گفتم : تحلیل تمام است .آقای مژده از من خواستند که این مطلب را من خدمت شما بیاورم .

با کراهت دوسیه را از دستم گرفت .فقط عنوان مطلب را از نظر گذشتاند ه، دوباره آن را در دستم داد وگفت :  لطفا دیگر سلسله مراتب را در نظر بگیرید . آقای مژده باید خودش مطالب را بیاورد .

 

با خود گفتم : نه بدان شوری شور ، نه بدین بی نمکی ... .وی همیشه با احترام واکرام تمام به من میگفت که پیش من مسوول شعبه خودت استی  ، آقای  پنجشیری چون اکثرا در شعبه سوم سیاسی مصروف است ، « باید » روزانه همیشه همرایم در تماس باشی ودر مواقع لازم هدایت بگیری .

 

با خود اندیشیدم : نباید فراموش میکرد در بد ترین حالات جنگی با قبول هرنوع ریسک وحتی گذشتن از جان درآن راکتباران ، شهیمانه ایستاده ووظیفه را مقدس شمرده بودم  .. .

حین برگشت موضوع را با مژده طرح کردم .وی مرا به فراموش کردن موضوع  دعوت کرد .

....واما چندین بار دیگر که مژده رخصتی های بیست روزه گرفت ، به تقاضای لفرایی لبیک گفته ، از امور رسید ه گی نمودم .

 

 صرفنظر از همه،انسان ها اکثرا عاری از عیب نیستند . چنانیکه گفته آمد ، داکتر نجیب الله لفرایی فطرتا  انسان فاضل وبا دانش ، یک مجاهد راستین وشخص آرامی بود که برخی از ژست ها واعمال را شاید روی مصلحت ها وناگزیری ها انجام میداد.

 

 ( در یاد داشت های بعدی خواهیم دید که رنگین سپنتا که حدودا سی سال را ، فارغ از آگاهی ازدرد وطن سپری نموده  وازجانبی سنگ دفاع از مردم را در سینه میکوبند ، علی الرغم اینکه یک شخصیت علمی مطرح ویک دانشمند آگاه اند  ، با خوش باوری وحرف روی که از شخصیت ناموری چون سپنتا به دور است  چگونه بدون رهیابی به کنه واقعیت ، نه تنها حیات یک همکار دیرین وزارت بلکه خانواده وی را به تهلکه می اندازند . شاید جناب شان هم نه از روی عقده بل از روی مصلحت دست به این کار زده باشند .

فراموش نکنیم تاریخ را بیشتر ما ناظرین حقایق ولمس کنند ه گان آن رقم میزنیم تا آینده گان ، چون مخصوصا کارنامه های قدرتمندان امروز، عملا همه از پیش دیده گان حقبین  ما میگذرد .)

 

لفرایی  در روز اشغا ل کابل توسط طالبان ، تا 6 شام در وزارت مشغول پینگپانگ بود  .

 

یک مسا له تا امروز نزد من معما باقی مانده است . داکتر لفرایی که تقریبا 80 فیصد دوره زمامداری استاد ربانی را مستقیما عهده دار مطلق وزارت خارجه بود واز نظر تنظیمی یک جمعیتی زیاد نزدیک به استاد ربانی ، پیرو چه سیاستی بود .؟

 

 این درست که اکثریت وزراء ومسوو لین عمده دولتی در گذشته وحال محاسبات شان را به خاطر ابقاء شان در کرسی های باد آورده داشته وبیلانس شان را چنان متعادل میسازند که نه تنها درحال بلکه در آتیه نیز فرصت های طلا یی را دردست داشته باشند .

 

ولی تعقیب سیاست دولبه ، به باور من  شایسته شاء ن مسلمان واقعی چون لفرایی نمیتوانست باشد . شهر در آتش جنگ میسوخت وراکت های حکمتیار از چهار آسیاب برای نابودی وبلعیدن زن ومرد وپیر وبرنای پایتخت شلیک میشد وروزانه صد ها خانواده را غرق ماتم رفتگان شان مینمود . خبر اول رسانه های  داخل کشور وجهان را راکت پراگنی های حزب اسلامی تشکیل داده و در اخبار وتبصره هایشان ، به تکذیب حملات وتهاجم ضد انسانی حکمتیار ونیرو های تحت امرش میپرداختند  واشعاری در نکوهش حکمتیار مخصوصا پخش سرود معروف هجو: « آفرین حکمتیار ، خوب خدمت میکنی »  از رادیو ی دولتی افغانستان رسما پخش میشد ، لفرایی با آوردن نام حکمتیار در تبصره ها وتحلیل ها جدا عکس العمل نشانداده ، به من میگفت که آوردن نام حکمتیار هیچ ضرور نیست .

 

بعد ها شایع شد که میان حزب اسلامی وطالبان روابطی ایجاد شده است .

با آمد آمد  طالبان ، مخصوصا ورود شان در روز 6 میزان به کابل وبیتفاوتی لفرایی از ین حادثه سخت در تعجب افتیدم .

 

آن روز نیز با وجود ترس ورعب در شهر وندان کابل که به جهت  ورود طالبان در ولسوالی سروبی ونزدیک شدن شان در پایتخت ، رشحه براندام همه پدید آورده بود ، لفرایی منظم وبی هیچ هراسی ، گویی که آب از آب تکان نخورده ، تا ساعت پنج عصر ، آوانیکه در شهر دیگر همه مطلع شد ند  که طالبان تا تانک تیل مکروریان رسیده اند ، در دفترش بود و بعد طبق معمول سایر عصر هابه تالار قصر ستور رفت وبا طرزی که از وزرای معروف افغانستان در گذشته ودوست شخصی لفرایی بود به بازی پینگپانگ پر داخت . لفرایی همیشه به من گفته بود که « اگر من مصروف پینگپانگ بودم ، فرقی نمیکند همانجا مطالب را برای خواندن ویا اگر ضرورتی به امضا ء بود برای امضا ء بیاور ! ».

  

  من نیز که در شعبه تنهای تنها بوده وناچار بودم وظایف سپرده شده مقام وزارت یعنی لفرایی را تکمیل نما یم . با اختتام کار به تالار رفته ودر گوشه یی ایستاد بودم تاکه نظرش به من بیفتد وپیش بیاید ، ناگهانی متوجه همایون سکرتر جوان وشیک پوش دفتر لفرایی که زیاد به وی نزدیک بوده ومیگفتند لفرایی دوست پدرش است ، شدم که شتابزده ونفس سوخته خودش را به لفرایی رسانیده با لحن استفهام آمیزی گفت :

 

 « وزیر صاحب ، شما چه میکنید ؟. طالبان داخل کابل شده وهمه جا ها را گرفته اند ، شما هنوز هم مصروف  پینگپانگ استید » .

لفرایی پرسید : « تو چرا اینقدر ترسیده ای ؟»

 

سکرترش جوابداد: لفرایی صاحب ، همه اعضای کابینه وروسا ء وکلان ها از کوتل خیر خانه تیر شدند میترسم یکبار راه بند نشود و نمانید .

 

همینطور هم شد .لفرایی با آن که خانه شخصی اش در شهر نو بود ، مدتی را در منزلی در خیر خانه سپری نمود .بعداز چند روز همکاران وزارت آگاهی یافتند که شهر  کابل را ترک گفته است .

 

                                          ( سلسله یادداشت ها ادامه دارد )

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer