.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
وضع کودکان افغانستان و جهان

استاد نظری آریانا
استاد نظری آریانا
   نظری آریانا           

           وضع کودکان

 

   افغانستان و جهان

 

« به هر اندازه یی که سرمایه گذاری بالای اطفال کمتر شود به همان پیمانه بخت و اقبال کشور ها کوتاه تر می شود. »

                              گزارش وضع اطفال جهان در سال 2001 ص 43

براي دريافت دقيق و چندين جانبۀ وضع كودكان كشور و جهان آشكار است كه از راه فراهم آوري مختصر و شتابزدۀ موادِ يك مقاله يا سخنرانيِ محدود نمي توان به مقصود نايل آمد. براي تحقق اين مهم بايد به كاري بزرگ و گسترده بر مبناي بشرشناسي و جامعه شناختي دست يازيد و سازماندهي كارگاه پژوهشي عظيمي با ابعادي در پهناي جهانِ ما مورد نياز است كه به گمان بنده تا هنوز جايگاه آن خالي است. من بدين باورم كه نهاد نيرومندي چون يونيسفِ سازمان ملل متحد از چنين آماجي بهره ور است و متأسفانه در اثر محدوديتهايي كه پيش آمده در افغانستان از چند و چون تلاشها و فعاليتهاي آن آگاهي چنداني نداريم. شايد از عواملي كه باعث بي خبري مدهش ماست يكي هم ضعف ارگانهاي نشراتي و اطلاعاتي اين سازمان باشد كه ارقام و فكتها و نتايج به دست آمده از مطالعات و بررسيهاي يونيسف و كوششهاي آن را براي كَنْد و كاوِ اوضاع و شرايط كشورهاي مختلف در قبالِ حقوق كودك و مادر و حمايت از اين دو قشر اجتماعي حساس و مهم را به موقع و به صورت همه جانبه در دسترس تمام ملل قرار نمي دهند و سازماندهي توزيع نشريات و تبليغات آن دچار نارساييهاي جدي است.

اين نكته را از جهتي در اين جا تذكر دادم كه خودم براي گردآوري و ارايۀ ارقام و واقعيتهايي كه در اين مقال به آنها نياز داشتم با دريغ و درد نتوانستم از مراجع و مآخذ و نشريه هايي كه يونيسف يا بخش ديگري از سازمان ملل متحد در دسترس گذاشته باشد سود لازم را ببرم. براي اين كار، صرف به جزوه يي با عنوان « وضع اطفال جهان در سال 2001 » نگاهي كردم كه ترجمه يي دست و پا شكسته و تحتِ لفظي به زبان فارسي دري دارد؛ و اين تنها منبعي بود كه ميسر شد. اين از سازمان جهان شمول يونيسف؛ و اما در كشور خود ما كه اصلاً به اين گونه مسايل پرداختي نشده و هر عاملي كه بوده ( جنگ يا كمبود بودجه و عدم توجه و سازماندهي و يا ناآگاهي از اهميتِ حقوق كودك و مثل هر مورد ديگر بي اعتنائي در اين عرصه) امروز نه تنها دربارة كودكان و خانواده ها كه در تمام زمينه هاي پژوهش علمي و بررسيهاي اجتماعي دچار چنان فقري شده ايم كه نمي توانيم از هيچ مرجع يا مأخذي كمك بخواهيم. اين هم رُخِ تاريك ديگري از قضيۀ افغانستان است. و من البته ناگزيرم خاكه يي از برداشتها و دريافتهاي كُلي خودم را در اين جا پيشكش كنم كه البته به دور از إشكال و كمبود نيست و اميدِ پوزش دارم.

به هر صورت، وقتي مي خواهيم نگاهي داشته باشيم به وضع كودك در افغانستان از هر مدخلي كه وارد شويم بايد به اين مسأله بپردازيم كه اقشار و گروهها و لايه هاي اجتماعي ما كدامها و در چه وضع و حالي مي باشند؛ زيرا كودكانِ افغان هم مجرد و سوا از دسته بنديها و لايه ها و اقشار مردم نيستند و آنچه كه بر كُلِ نفوس كشور حادث شده برايشان نيز صدق مي كند.

مردم افغانستان را عمدتاً دهقانان و روستا نشينان يا دهاتيها و در درجۀ دوم شهرنشينان و در درجۀ سوم كوچيان تشكيل مي دهند. اين البته تركيب كُلي نفوس كشور ماست. در روستاها و قريه ها بيشتر دهقانان بي زمين و كم زمين، باغداران، مالكان كوچك و متوسطِ اراضي و باغها كه براي معامله و دكانداري به شهر مي روند، صاحبان حِرفه ها و پيشه هايي چون آهنگري، نجاري، قاليبافي، گليم بافي، گِلكاري، پيله وري، كرباس بافي و امثالهم؛ صاحبان وسايطِ نقليه، دلالان، علافها، دكاندارانِ محلي و فروشنده گان دوره گرد زنده گي و كار مي كنند و سطح رفاهِ خانواده ها بسته به امكاناتِ مادي و ابزاركار و توليدي است كه در اختيار دارند. البته اكثرِ مردم از رفاه و توانايي ناچيزي برخورداراند و در نتيجه كيفيتِ زنده گيِ درون خانواده گي آنها در مرزِ بخور و نمير است و همه اعضاي خانواده از مرد و زن تا كودك و از پير و جوان تا كُهنسالترين افراد ناچار اند براي رسيدن به لب نان و پاره يي لباس و جايي براي گذران با تمام نيرو تلاش و كوشش كنند. شمارِ بزرگي از اين كوششها حتا مايه هاي يك زنده گي بسيار نازل را هم به سختي تكافو مي كند و درنتيجه سخني از توجه و مواظبتِ خاصِ كودكان، چه از نگاه جسمي و چه از نگاهِ فكري و رواني، نمي تواند مطرح باشد. هنگامي كه پدران و مادران نتوانند ابتدائي ترين مايحتاجِ خود را فراهم كنند، ديگر طبيعي است كه كودك هم ماهيتِ موجودي اضافي و سربار را اختيار مي كند و فكر و خيالِ غذا و پوشاك، صحت و تربيتِ او كلاً خلاصه مي شود به خوراك و پوشاكي ناچيز و زنده گاني او همواره در معرض تصادف و بادهاي سموم يا موافق و مخالف قرار مي گيرد كه انواع تباهيها و مصايب را در قبال دارد. سه سالِ اول عمر كودك كه از نظرِ كارشناسانِ زيست و پرورش بنياديترين وهلۀ حيات محسوب شده و داشته هاي نيك و بد آينده تماماً در همين زمان در وجود و روانِ او فراهم مي آيند و تركيب مي شوند؛ و براي گروهِ كثيري از كودكان وطن ما، به ويژه روستانشينان، اصلاً دوره يي است كه والدين اميد چنداني به ماندن و باليدنِ طفل خود ندارند و نظری مشخص و برنامه يي هم، چه به صورت شخصي و خانواده گي و چه به صورتِ رسمي و اجتماعي، در زمينه مطرح نيست و اگر قبلاً در اين باره انديشه هايي مي شد و قدمكي هم، هرچند لرزان و ناقص و كوتاه مدت در جاي جاي كشور برداشته مي شد، اكنون ديگر فاتحۀ آن به كلي خوانده شده و دست و چشمِ گرسنه و خسته و نوميدِ مردم ما متوجه خيرات و مبراتي است كه از آن سوي مرزها بايد به ما الطاف شود و چنين وانمود مي شود كه اين تقدير ماست و بايد آن را بپذيريم و لام تا كام خاموش باشيم. واكسين و خالكوبي را بايد ديگران براي كودكانِ ما انجام دهند؛ به مشكل سوءِ تغذي مادران و اطفال ما بايد ديگران رسيده گي كنند؛ منابعِ آب آشاميدني ما را ديگران بايد مراقبت و درست كنند و غمِ صحت ما و كودكانِ ما را ديگران بايد بخورند؛ و قس علي هذا. در اين ميان تنها كاري كه براي ما مي ماند، شكايت كردن، فرمايش دادن، تماشا، بهره جويي، راحت طلبي و جنگ است بر سرِ خواني كه ديگران در مقابل ما مي گسترند؛ و بدبختانه اين امر ديگر براي عدۀ زيادي به شغل و حِرفۀ سودآوري مبدل شده است و ايشان نمي خواهند از آن دست بكشند.

در شهرهاي افغانستان وضع از اين بدتر است؛ زيرا ساخت و سرشتِ گروهها، دسته ها و لايه هاي نفوس خيلي پيچيده تر، زنده گي و گذرانِ روزمره در آن بي نهايت دشوار و در اثرِ تراكمِ نفوس در محلات و محيطهاي تنگ، شرايط بهداشتي بسيار خراب و زيانبار است. در شهرها، به علاوۀ قشر كوچكي از مردمِ مرفه به شمولِ زميندارانِ كلانِ ساكن مراكز شهري، تاجران و سرمايه دارانِ خورد و كلان و ميانه حال، پيشه وران و صاحبانِ حِرفه هاي گوناگون، كاركنان و كارمندانِ رسمي، از بلندپايه تا دون پايه، آموزگاران، ملاها و روحانيان، دكاندارانِ مختلف، واسطه ها و جلابان و دلالانِ معاملات؛ بيكاره هاي همه كاره، طوافان، دستفروشان، كارگرانِ روزمزد و گداها و كاركنان شبكة انتقالات و دارنده گان وسايط نقليه، طبيبان، معلمان، انجينيران وتخنيكران و اعضاي دهها گروه و دسته و صاحبانِ حرفه و شغلِ ديگر به شمول نظاميان و نظاميگران با پيوندها و رابطه هاي آشكار و پنهان مسلكي و الزامي و طبيعي و مصنوعي در اوضاع و احوالي بسيار غامض به سرمي برند و اكنون كه روستاهاي كشور در اثر تداوم جنگها و درگيريهاي دو و نيم دهة اخير صدمات و خسارات بزرگي برداشته و كوچ كشيها و مهاجرتهاي اجباري از دهات به شهرها، تركيب سابقه دار و سنتي نفوس را برهم زده عدم تجانس و توافق را به ميان آورده مشكلاتِ عظيمي را در راه توسعة اقتصادي و گسترشِ خدماتِ اجتماعي، فرهنگي و صحي و بهداشت محيطي به بارآورده است كه بدون شك بر چند و چون زنده گي مردم ما اثري منفي مي گذارد؛ و شما از اين گفته برداشت كنيد؛ مثلاً در قدم اول آلوده گي شديد محيطِ زيست، دو ديگر، كاهشِ منابعِ غذايي و آشاميدني، تنزيل امكاناتِ نهايت محدود و ناچيزِ تعليماتِ عمومي؛ تقاضاي زياد و روزافزون در تمامِ زمينه ها و امكاناتِ بي اندازه كم و ناكافي، كمبودِ فاحشِ درمانگاهها و ركود تمام كوششهاي وقايوي تا حد تقرب آن به نقطة صفر؛ ناتواني وحشتناك شبكه و نظامِ آموزش و پرورشِ در حال احتضار؛ و از همه مهمتر و خطرناكتر براي آيندۀ كشور، عدم توجه و رسيده گي به وضع و حال مادران و كودكان و به خصوص نوزادانِ الي سن سه ساله كه مرحلة تشكل جسمي، فكري و روحي اين آينده سازان است و با كمالِ غفلت از نظر ما به دور مانده.

اين يك فاجعه است و به هر اندازه كه در غفلت خود راجع به آن فرو مي رويم آيندۀ كشور ما تاريكتر مي شود؛ و اگر ما بگذاريم كه نسلهاي آيندة جوانان ما به همين گونه بدون التفات، عطوفت، غمخواري و توجه مسؤولانه به دنيا بيايند و در روندي تصادفي رشدكرده خودشان در جستجوي راه زنده گي، ناآگاهانه و جاهلانه گام بردارند، يقيناً كه از همين حالا آينده يي براي كشور خود تصوركرده نمي توانيم و نه هم جاي اين است كه دست به روي دست بنشينيم و چشم به راهِ معجزه يي باشيم.

كوچيان وطن ما هم از محرومترين نفوسِ مملكت هستند كه ضربه هاي زيادي را متحمل شده اند. افراد مرفه در بين اين تودۀ مردم فعلاً كمتر به نظر مي خورند. ناامني، جنگهاي خانمان برانداز و خشكساليهاي متواتر، بيشتر كوچيان ما را مثل روستاييان به مردمي سخت بي بضاعت و مسكين مبدل كرده است و عدۀ كثيري از آنها به مراكز شهري يا بيرون از كشور آواره شده اند و ديگر از مال و رمه و نَي و نمدِ چوپاني شان اثري نيست. اين طايفه هم كه سكۀ در به دري و رنج و بدبختي از ازل به نام شان ضرب خورده از وضعِ دست به دهني نيز كه در سابق داشتند افتاده اند و در مراكز شهري مي بينيم كه روز تا روز عدۀ بيشتري از آنها به خيلِ بي شمارِ گدايان مي پيوندند و بچه ها و جوانان شان يا مجبور به برداشتنِ سلاحِ اين و آن مي شوند و يا براي مزدوري و « خواري » در بدترين شرايطِ قابلِ تصور، نيرو و استعدادِ كار تربيت نديدۀ خود را به قيمت ناچيزي در داخل و خارج به معرض فروش مي گذارند؛ چنان كه دهاتيهاي سرگشته و گرسنه و بينواي ما اين كار را مي كنند؛ چنان كه پيشه وران و صاحبان حِرفه در شهرها به اثر ورشكسته گي و بي رونقي كسب و كار  وفن و مسلك شان ناگزير از چنين كاري اند. توجه و پرداختن به كودك و حق حيات و پرورش و تعليم و تربيت و نگهداشتِ او به گونه يي كه عُرف و عنعنۀ سرتاسري اين آب و خاك بوده و هست و از آنِ كوچيان را نيز چنين قياس توان كرد، چيزي است كه تا كنون قاعده و ضابطۀ محكم و معيني نداشته. بچه به دنيا مي آيد، يعني خدا به آدم بچه مي دهد و از اين كه به او دهن داده است، روزي هم داده ( هر آن كس كه دندان دهد، نان دهد ) و اگر عُمرش بر جاي باشد، خودش هم مي ماند و بزرگ مي شود و اگر نه، مي رود و ديگر خير و خلاص! اين فشرده يي از تلقياتي است كه جامعة ما به صورت عام راجع به كودكان دارد و ما تا هنوز به آن پايه از مدنيت نرسيده ايم يا نگذاشته اند برسيم كه بنشينيم و فكري به حال بچه هايمان بكنيم و آنها را به چيزي بگيريم و براي آيندۀ شان و در حقيقت براي آيندۀ خود و كشور مان خط و نشاني بكشيم و راهي بگشاييم و هدف و آرمانِ والا و روشني برگزينيم تا «مخذول الدنيا والآخره» نگرديم و نسلهاي بعداز ما نگويند كه چه اسلافِ نادان و غافل و خايني داشتيم كه سراپا غرقِ خودخواهي و راحت طلبي و هزارگونه كوفت و مرض بودند و ما را با كمال نابينايي و بي فكري در جهاني از جهالت و تيره روزي و گم گشته گي رهاكردند و خودشان به دَرَك واصل شدند.  

از احساس مسؤوليت در اين گستره نمي توانيم شانه خالي كنيم؛ به ويژه اكنون كه جهان شاهد و ناظرِ احوال ماست و گام به گام حركات ما را مي پايد و تحليل و تفسير مي كند و ما را با قواعدِ همان عرف و تعامل و رسم و رواجِ كهن خودمان و با شالوده ها و نصوص صريحِ آيينِ مقدسِ اسلامِ عزيزِمان كه حمايت و رعايتِ حال و حقوقِ مادران و فرزندان را از اهمِ واجبات شمرده است به شدت مجاب مي كند و فرصت نمي دهد كه ديگر بيراهه برويم و براي خاك در ديده گانِ خلق خداپاشيدن و مغالطه كردن, تُرهات ببافيم. نه، ديگر ممكن نيست و جهان وطني ما هم آن قدر تكان خورده و در هم كوبيده شده كه ديگر مرزي با جهانِ بزرگ ندارد و همان طور كه دنيا در معرضِ ديد ما قرارگرفته ما صد بار بيشتر در معرضِ ديد دنيا واقع شده ايم و دوست و دشمن در جهان گواهِ احوال و كوچكترين حركات ماستند.

ما مي پذيريم كه در حقِ كودكان افغان كوتاهي و غفلت از حد گذشته و عوامل خودي و بيگانه، آشنا و نا آشناي آن را هم يك به يك مي توانيم برشماريم و به باد انتقاد بگيريم؛ ولي آيا جهانِ بيرون از مرزهاي كشور ما در قبال كودكان، كاملاً آرماني و سراسر پذيرفتني است؟ گمان نمي كنم. بياييد در اين باره به گزارش مختصري از يونيسف كه با ارقام و آمار همراه است و بر دوران اوليۀ كودكي مليونها نونهال جامعۀ بشري پرتو مي افكند نگاهي بيندازيم. « يونيسف تصميم گرفته است توجه اساسي اين گزارش را [ در سال 2001 ] بالاي دوران اولية حيات، صفر تا سه ساله گيِ عمر متمركز سازد؛ زيرا اين دوران در چگونه گي شكل گيري بقية دورانِ كودكي نقش قاطع دارد. » در گزارش آمده است:

« سال گذشته [ 2000 ] تقريباً 129 مليون طفل به دنيا آمدند.

« تقريباً يازده مليون طفلِ كمتر از پنجساله در همين سال، عمدتاً در اثر عواملِ به سهولت وقايه پذير، مردند.

« در سال 1989، پنج قاتلِ اساسي اطفال عبارت بودند از: عواملِ پيش از ولادت 20%، بيماريهاي دستگاه تنفسي 18 امراض اسهالي 17%، بيماريهاي وقايه پذير با واكسين 15% و ملاريا 7% .

« در كشورهاي در حال رشد، بيشتر از 20% اطفالِ داراي شرايط، شاملِ مكتب نيستند.

« تقريباً بيست مليون طفل، در اثر برخوردهاي جنگي آواره شدند.

« بيشتر از ده مليون طفل كمتر از 15 ساله مادران شان را و يا هم پدر و هم مادرشان را در اثرِ بيماري « ايدز » از دست دادند.

« تقريباً 177 مليون طفل، عمدتاً در اثرِ سوء تغذي زنان حامله رشد ناقص دارند.

« همه ساله نزديك به 15 مليون دختر 15 - 19 ساله ولادت مي كنند. » صص 2-3

در جاي ديگري از اين گزارش مي خوانيم:

« يك اعشاريه دو مليارد ( 2،1 ) انسان به شمول پنجصد مليون طفل، روزانه با كمتر از يك دالر عايد زنده گي مي كنند، و كشورهاي فقير، مبالغ هنگفتي را صرفِ بازپرداختِ بيشتر از دو تريليون دالر قرضِ خارجي مي كنند، به جاي اين كه اين مبالغ را در بخشِ تعليم و تربيه، صحت، و زيربناي اقتصادي سرمايه گذاري كنند. كشورهاي غني كه از رفاهِ بيسابقه برخوردارند، كمك كافي نكرده اند.

« به خاطر حضور هميشه گي خشونت در خانه ها، مكاتب و در بين جوامع، و به خاطر فشارِ عواملِ بين المللي مانند تعزيرات اقتصادي، اطفال جبراً به طرف جنگها كشانده مي شوند، حقوق شان مورد انكار قرارگرفته و آنها را با خطر مستقيمِ مرگ مواجه مي سازند.

« اچ. آي. وي /  ايدز HIV /AIDS  همه ساله بيشتر از دو مليون انسان را مي كشد و محافظتِ اطفال در مقابل خطِ اول جبۀ جنگ و مراقبت را مورد انكار قرارمي دهد.

« مگر توجه و مواظبت از كوچكترين كودكان، درحالي كه تضمين كردنش دشوار است، بسيار مورد نياز است. »

اين تصوير كوچكي از وضع كودكان جهان است و به خوبي نشان مي دهد كه منهاي كشورهاي سرمايه داري پيشرفته و با چشم پوشي بر دشواريها و نارساييهايي كه خودِ همين كشورها در روندِ نگهداري و رشدِ سالم كودكانِ خود دارند، بيشترين كشورها، به ويژه در جهانِ به اصطلاح سوم يا رو به انكشاف عميقاً با مسايلِ وابسته به كودكان درگيرند و به نسبتهاي متفاوتي تلاش مي ورزند كه راه حلِ اين مسايل را دريابند و بنيادِ استواري براي كودكان خود كه سازنده گانِ فردايند به وجود آورند.

حالا اين موضوع به درستي مطرح شده است كه « جوامع بايد روي دورۀ اوليۀ حياتِ كودكي سرمايه گذاري كنند. » ص3 ؛ زيرا: « اين سرمايه گذاري، سودمنديهاي اقتصادي بزرگي را براي آينده از طريق صرفه جويي در خدماتي مانندِ تعليمات صحي و درماني، مراقبتهاي صحي و احياي مجدد، تأمين مي كند. » ص3 به كاهشِ نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي و نابرابري ميان اين عمل به كاهش نابرابري ميانِ مردان و زنان ياري مي رساند و « از راه بهبودِ اهليتِ افراد به كشورها بهترين زمينه را براي رقابت در اقتصاد جهاني فراهم مي كند. » ص4

با مقايسة دقيق وضع و حالِ كودكان افغانستان با كودكانِ جهان در مقطعِ تأريخي كنوني به اين نتيجه مي رسيم كه

        1.    بايد بي اعتنائي در برابر شرايطِ دشوار و بسيار خطيرِ زنده گي كودكان افغان و همراه با آن حيات و كم و كيف گذران و صحتِ مادرانِ شان خاتمه يابد؛

        2.        در تمامِ تصاميم و تصاويبِ رسمي به حفظ و حمايت حقوقِ كودكان و والدين شان رجحان داده شود؛

        3.    امكاناتِ گستردۀ صحي و مشورتي به صورت ارزان و رايگان براي كودكان و مادران شان فراهم و به طور دوامدار در دسترس آنان گذاشته شود؛

        4.        به والدين كمك شود تا شيوه هاي درستِ مواظبت و تربيتِ كودكان را فراگيرند و به كارببرند؛

        5.        با خشونت و تبعيض در تمام اشكال و سطوح آن كه دشمن رشد و انكشاف نيروها و استعدادهاي سالم و خلاقۀ كودكان است مبارزه شود؛

        6.        به سهم فعال و نظر و علايقِ كودكان و زنان در زنده گي شان ارج گزارده شود؛

        7.    به تخصيص بودجه هاي لازم و مستمر براي حمايت و بهبودِ شرايطِ زاد و ولد و نگهداشت و پرورشِ سالم كودكان توجه جدي صورت گيرد؛

        8.    كودكانِ معيوب، يتيم، مهاجر و بيجاشده در محراقِ توجه و برنامه هاي خاصِ سازمانها و ارگانهاي حكومتي و غيرحكومتي قرارگيرند و تمام كوششها در اين عرصه به صورت اضطراري و همآهنگ صورت گيرد؛

         9.        چون زنان در پرورش كودكان تأثير مثبت و درازمدت دارند بايد در خانه و اجتماع داراي قدرت و صلاحيت باشند؛

       10.   جوامع فقير روستاها و محلاتِ فقيرنشينِ شهرها كه كودكانِ آنها محرومترين و بي حق ترينِ موجودات اند در صدرِ برنامه هاي بازسازي، كمك و توسعه قرار داده شوند؛

       11.   به تجربه هاي موفقِ كشورها و جوامع ديگر در زمينة سرمايه گذاري بر بهبودِ حياتِ نسلِ آينده و تهدابگذاري مطمين براي بالنده گي جسمي و شگوفايي استعدادها و نيروهاي مثمر و سازندۀ كودكان ارج گزارده شيوه هاي مناسب و مفيد براي جامعۀ افغاني به كار رود؛

       12.   بشريتِ صلحدوست و به ويژه مسلمانانِ جهان به سرنوشت و آيندۀ تاريك آن كودكانِ افغاني كه در بيرون كشور خود دچار محروميتها، مشكلات و خطرهاي جدي مي باشند و هويتي شايسته ندارند توجه لازم مبذول دارد؛

       13.   احيا و ايجاد و تقويۀ مراكز رهنمايي خانواده، كودكستانها و مدارس در رأس تمام كاركردها و برنامه هاي امارتي [ اصطلاح همان زمان ] و رسمي و مؤسسات ذيعلاقۀ بين المللي در افغانستان قراربگيرد؛

       14.   اخبار و واقعيتهاي مربوط به كودكان و مادران، هرچند ناگوار هم باشند به وسيلۀ وسايل مفاهمۀ جمعي به اطلاعِ عامه رسانده شوند و مورد بحث و فحص و ارزيابي قراربگيرند؛

          15.      نظام قضائي حمايت از طفل و مادر، تقويه و تجهيز و با مؤثريت و كارآيي بيشتر و با كيفيتِ عالي در جامعه تبارز كند.

در پايان آرزو مي كنم كه جامعۀ انساني، مردم و مقامات ما به كودكان به حيث عطيۀ بزرگ الهي و سرمايۀ هنگفت ملي نگاه كنند و نگذارند كه بي اعتنائي و غفلت و ناداني دربارة كودكان منجر به تداومِ جهل، خرافات، فقر، بيماريهاي جسمي و رواني، خشونت، گرسنه گي، تبعيض، فرهنگ ستيزي، انواعِ انحراف، جرايم و جنايات و خلافكاري, و شيرازۀ زنده گي ما و در واقع كتله يي از بشريت از بنياد متزلزل شود.                                                                                                   به امید خدا*   

____________________________________

* اين متن سخنراني نويسنده است  در « سمينارحقوق طفل » كه از سوي انجمن ادبي هرات با حمايت مالي ادارهء « يونيسف » به تأريخ  سال1422هـ ق (1380هـ ش) در تالار هوتل « موفق » شهر هرات داير شده بود. يكي از دوستان پس از شنيدن سخنراني در پايان سمينار هوشدار داد كه « از اين سخنراني بوي خون مي آيد. » چيزي نگذشته بود كه نويسنده در حالي كه وظيفهء مديريت مسؤول مجلهء « كودك » نشريهء انجمن ادبي را بر عهده داشت بنا به امر شفاهي رئيس اطلاعات و كلتور آن وقت ولايت هرات از اشتراك در جلسات شوراي رهبري انجمن ادبي محروم شد؛ در اثر عدم پرداخت معاش تعيين شده در طول تقريباً سه و نيم ماه از سوي انجمن ناگزير به ترك وظيفه گرديد و هنگامي كه در مؤسسهء غیر دولتی« افغان ايد » وظيفه يي به او محول کردند، رئيس اطلاعات و كلتور ضمن صحبتي خصوصي با يكي از مسؤولان مؤسسه شكايت كرده بود كه « ما اشخاصي با ( چنين و چنان انديشه ها ) را از دفاتر خود تصفيه مي كنيم  و شما به آنها كار مي دهيد!... به خدا قسم، اگر ( فلاني ) فاميلدار نمي بود يك روز هم او را نمي گذاشتم كه ... !» و هنگامي كه يونيسف تصمیم به چاپ متن سخنرانيهاي سمينار گرفت بنا به سليقه و عكس العمل شديدِ رئيس يادشده، دست اندركاران انجمن در مورد گزینش و چاپ اين متن ازسكوت و بی اعتنایی كه پسنديده و مقرونِ به صلاح شان بود استفاده كردند.

 

 

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer