.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
طبیب بگو مرض من چه و چاره ام چیست ؟

نوشته : دوکتور محمد سعید « سعید افغانی »

طبیب بگو مرض من چه و چاره ام چیست ؟

« قسمت دوم »

علامه محمد سعید « سعید افغانی »
علامه محمد سعید « سعید افغانی »
مریض :  طبیب عزیز و گرامی را مراتب احترام تقدیم میدارم و اجازه  میخواهم  که  در حضور چنین طبیب دانشمند به صحبت خویش دوام دهم ،  زیرا صحبت شما  درد های مرض من را یکا  یک  شرح داده به چنان تشخیص مواجه میباشم  که گویی  طبیب محترم  به چشم سرمعاینه  نموده ، تجربه و تحلیل درست میفرمایند .

اینکه شما  میدانید  که مرض  من  چیست و تشخیص درست  نموده اید ؛  قابل  ستایش  و قدر است ! فلهذا ؛ مریضان  اجتماع  از تشخیص  شما مراتب  امتنان  فرمایند  ،  اعتماد  و اطمینان  بر تشخیص اجتماعی  تقدیم کنند و یا شما در راه معالجه اساسی اشتراک  مساعی مقدور را بخرچ  رسانند ،  مگر جای نهایت تاسف و تاثر است که شما  در عمل  نمیتوانید چطور معالجه اساسی را به میان آورید.  

 قبلآ گفتم  باید مریضان با شما در راه معالجه اساسی  اشتراک مساعی مقدور به خرچ رسانند   و من باور دارم  اگر این عملیه درست انجام  گردد ،  آن  وقت شما  میتوانید که چطور  محاسبه اساسی  را بمیان ارید .

محترما :  نمیدانم چرا تا حال  دانشمند ان  و عناصر صالح  بی طرف و  جریانی  نتوانسته اند  که  در مقابل چنین  اوضاع  بحرانی  تبادل افکار را بمیان آرند  و وجوه  مشترک را  تعین  کنند !

آیا نمیدانید  و یا نمیتوانید  در مقابل  خطر  مدهش  جبهه واحد  را تشکیل  دهند ؟

محترما :  اوضاع  روز ،  از هر طرف به اثبات  میرساند  که اگر  بعد از این هم  به اغفال ادامه  داده شود ، موجودیت اجتماعی را از دست خواهند  داد.

اوضاع  داخلی و خارجی  به مرحله احساس  توصل  نموده ،  مگر با  این هم  بولهوسان  به  مقدرات مریضان  بازی طفلانه  مینمایند  و با  این  همه  مشکلات  از اوضاع  بحرانی  پر است  و چوکی های علاج  مریضان را به  نا اهلان  میسپارند ،  یعنی :

انانیکه  فکر و اندیشه ندارند  و بجز از منافع  شخصی و آن هم به ا حساس نا معقول  متوجه میگردند .

آنانیکه تضاد ها را تولید و عقده ها را تزید میخشند .

آنانیکه سالیان دراز خون  بیچاره گان را چشیده و احساس  ملی  را  هیچ  احترام  ندارند .

آنانیکه مقدسات ملی و روحی  به نزد شان  ارزش  ندارد .  

آنانیکه اهل کار  را فلج  ساخته و شخصیت های کاذب را بمیان  میارند .

آنانیکه علم و فضل و تجربه به  نزد شان ، بدون  چاپلوسی  و تملق  ارزشی  ندارد .

آنانیکه  به ساز دیگران رقص  میکنند  و از خود غافل اند .

آنانیکه دشمن کلتور و شقافت خود اند و خود  را هم  در خود  سراغ  ندارند .

آنانیکه حیات عامه  و منافع آنهار به تباهی مواجه ساخته و با این هم بکمال جسارت و جرآت خدمات بی ارزش خود را حساب میکنند  و خورد را به خروار  و خروار را  به خورد  محاسبه دارند ...

افسوس  صد افسوس :  بحال ملتیکه ارزش ها در آن  بی ارزش  و بی ارزش در آن  ارزش دار د .

افسوس:  بحال آن مریضان بی چاره ؛  که چاره آنها به  مرگ  و فنا خاتمه  میابد  و در و قت  مرگ نالش  خویش را به سمع عاطفه  رساننده  نتوانسته . 

افسوس : بحال آن ملتی که روز بروز احساس و شعور ملیت را از دست  داده ،  مغایر و مقایس های خوب و بد شان  تنها و تنها در خوردن و نوشیدن و دم  خوش  بدون التفات  به آینده  و مستقبل  مضمر  باشد .

افسوس :  به حال آن اقوامی  که تحلیل واقعی اوضاع را از دست داده از معلول  به  علت و از علت به علت الولیت و اخر به  مبدا ،  تمام  کشیدگی ها  و بی نظمی ها  پی نمیبرد .

پس ؛  نمیدانم  نتیجه  چه  خواهد  شد  و خاتمه  چه  خواهد  بود ؟

طبیب  :  تشکر از احساس پر شعور شما ،  تحلیل شما درست و مشوره شما از  احساس ملی  نشست کرده ،  مگر باید ملتفت  باشید  که این  نوع هیجانات شما خطری  دارد ؛  میترسم این  هیجانات  شما افراطی  نگردد .

 بنآ توصیه مینمایم  که شما باید هیچ  وقت اعتدال را از دست ندهید  و به نظر من علاج  شما در سیر تدریجی  معالجه است !!

من بارها  به  شما  توصیه  کرده ام ، که باید  مایؤس نباشید  و حساب معالجه امراض  خود را  چنان دقیق در نظر بگیرید  که حتی به حساب معالجوی  شما مکروبهای  ضد ، در صحت  شما هم  واقعیت پیدا نکند ؛  حتی اگر نشود  مکروبها را  هم  به نام  مکروب  یاد نکنید !!!

درست است که این  نوع حرکت  در تاثیر نهایت بطی  بوده ،  مگر  دلایل من  برای استفاده  مثبت  از این حرکت نهایت  قوی میباشد و بصراحت به شما میگویم  که باید ساده و خوش باور نباشید تا  نشود کار را  نکرده ،  مورد  حمله اغیار قرار گیرید .

شما حق بجانب هستید که از مکروب ها شکایت میکنید  واز نارسای های معالجوی  نالش  مینماید ، مگر بگوید که این نالش  و شکایت شما  باید  با کی مطرح  بحث  قرار داده  شود ؟

من  نمیگویم :  با اشخاص  خبیر و صالح  مفاهمه   نکنید ،   بلکه میگویم  باید  تخمین   شما در تعین اشخاص  خبیر و صالح  خطا  نشود .  

من نمیگویم :  که درد را با اهل درد جهت رسیدن به معالجه اساسی بحث نفرماید ، بلکه  میگویم این نوع  بحث را با بی دردان  مطرح  نکرده  و مخصوصآ با آنهایکه از درد دیگران حظ  و لذت میبرند .

من  نمیگویم :  که علاج  ده ساله  را اگر بتوانید  در یک روز بمیان  نه آرید ،   مگر شرط  این است  که در تخمین توان خود خطا  نشوید  و فرصت های  معقول را عقب  نه اندازید .

من نمی خواهم  :   شما جرات اخلاقی را از دست  دهید ؛  بلکه  میگویم ،  جرات اخلاقی را در موقع آن استعمال  کنید .

من باور دارم :  که اگر تشخیص درست  ووسایل  معالجه  تهیه  و  فرصت   مساعد  گردد ،  معالجه اساسی  حتمآ  بمیان آمده  میتواند .

مگر ؛   فن  اساسی  معالجه  در  نزد  من  همان  است  تا  زمینه تبادله  افکار را  فهمید ؛   و وجوه  مشترک  مساعی را پیدا  کرد !!!

البته با این هم ؛  فیصله انجام  خدمات اجتماعی ، بدست  رجال  دانشمند و اولاد  صالح  وطن  خواهد بود ...

پایان قسمت  دوم

دکتور محمد سعید   « سعید افغانی »

مورخ  ۱۴ قوس ۱۳۵۰ هجری شمسی ـ کابل  

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer