.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
جلال نورانی - این بار تنها طنز نویس

جلال نورانی
جلال نورانی
گفتگویی با جلال نورانی

  مصاحبه و نوشته ء : قیوم بشیر 

جلال نورانی 

این بار

تنها طنز نویس

 

  بخش چهارم وآخرین
 

5 - طنز یعنی اثر هجو گونه و خشمآگین - طنز نویس کینه توز و آزار دهنده.

   در رده بندی چهارگانه قبلی دیدگاه های پژوهشگرانی را باز تاب دادم که کمابیش به طنز و طنز نویس ، دلسوزانه تر، خیرخواهانه تر و علاقه مندانه تر می نگرند. باید دقت نمود که بوده اند پژوهشگرانی که به طنز به مثابه یک ژانر زهرناک نگریسته اند وطنز پرداز را یک انتقامجو ، هتاک ، نا متعادل و بدبین تصور کرده اند. برخی از پزوهشگران به اثرمند بودن طنز معتقد نبوده، خندهء طنز را یک نیشخند شیطانی ، عاری از صمیمیت و ناشی از بدخواهی شمرده اند. این پزوهشگران ، درین اعتقاد، به گتفه های برخی از طنز پردازان اشاره کرده اند. به گونه مثال جوناتان سویفت طنز پرداز نامدار انگلیس می گفت : « مهم ترین هدف من در همهء کارهایم آنست که جهانیان را بیازارم ، نه آنکه سرگرم شان کنم » و این هم گفته هموست : « همچون فرزانهء خندان - من خشم خود را در قالب طنز می ریزم ، هرچند باید دانست که من اگر می توانستم دارشان می زدم.»

   یک پژوهشگر دیگر گفته بود : « طنز نوعی سادیزم ظریفانه است که به وسیله آن هردو - هم طنز پرداز وهم خوانندهء طنز - به نوعی از یک بیان خشونت آمیز لذت می برند وکیف می کنند.»

پژوهشگری به نام پیر بایل Peirre Bayle مؤلف « فرهنگ ادبیات انتقادی » طنز را یک هنر زهردار معرفی کرده است که بیرحمانه و غیر واقعی است . طنز نه اصلاح می آورد ونه از خطا می تواند جلوگیری کند. به نظر او طنز نویسان هجو سرایان ، تهمت گران و دشنام دهندگان همه از یک قماشند که « مثل سگ دیوانه » هدف شان فقط زخم زدن و کشتن است.

   پژوهشگری گفته بود : « چون احساس برتری جویی و تهاجم عنصر اساسی در طنز است ، بنا بر آن خشونت وخصلت بیرحمی همیشه در طنز حضور می یابد.»

   داکتر ادموند برگلر می گوید: « مردم طنز نویس را خوش ندارند، زیرا می دانند که حملهء نابغه گونه وظریفانه او بر قربانی ، ناشی از طبیعت سادیستی و شیطانی اوست ، و طنزش ویرانگر است وبی رحم.»

   هامبرت ولف در کتابش « یاد داشتهایی بر طنز منظوم انگلیس » در رابطه به طنز پرداز نامدار انگلیس الکساندر پاپ  نوشت : « او یک نابکار پست و کینه توز است .»
 

پس مشاهده می شود که پزوهشگران مختلف در یک هیرارشی از بالا تا پایین و یا از پایین تا بالا ، از مورچهء بی آزار تا پلنگ تیز دندان - از فرشته تا شیطان - برای طنز پرداز جایگاهی تعیین کرده اند .

   بشیر : نورانی صاحب ، آغاز طنز نویسی مدرن در افغانستان به نظر شما چه زمانی بود و چهره های شاخص و پیشکسوت درین عرصه کی ها بودند؟

   نورانی : با وصف اینکه در اشعار شعرای قرن نزدهم افغانستان ، حتی عایشه درانی ، ما « انتقاد اجتماعی» و نکوهش معایب را مشاهده می کنیم ، با وصف اینکه در دوره مشروطه خواهی در آغاز قرن بیستم و نهضت امانی آثاری را روبروی خود داریم که به حق از دید پزوهشگری که در رابطه به طنز افغانستان تحقیق می کند، قابل اعتنا توانند بود، اما من توضیح آن دوره ها را فعلآ می گذارم . به نظر من آغاز طنز مدرن در افغانستان را باید از نخستین سالهای دهه 1940 و یا به حساب شمسی 1320 پیگیری کنیم.      

   به شما معلوم است که در دههء چهل قرن بیستم چند رویداد عمده در کابل اتفاق افتاد:

1 - آغاز نشرات رادیو.

2 - تأسیس انجمن های ادبی کابل و هرات .

3 - انکشاف مطبوعات .

4 - تأسیس صحنه های تیاتر ، تیاتر بلدیه و تیاتر مرستون و تیاتر هرات .  

5 - تبارز شخصیت های فرهنگی چون استاد صلاح الدین سلجوقی ، شایق جمال ، عبدالرشید لطیفی ، استاد برشنا ، عبدالحی حبیبی ، بینوا ، صدقی ، ضیأ قاریزاده ، استاد غوث الدین رسام و ده ها تن دیگر.

   به نظر من بزرگترین اثر گذار بر رونق گرفتن طنز نویسی در افغانستان ، صحنه تمثیل ویا تیاتر بوده است. چنین فکر می شد که درامه های صحنه تمثیل باید بیشتر کومیدی ها باشند، زیرا مردم ازین طریق زودتر به صحنه های تمثیل جلب می شوند. بیان نارسایی های اجتماعی و تقبیح عادات زشت و اصلاح جامعه با لحن شوخی آمیز از تیاتر شروع شد . پس من هرکدام از شخصیت هایی را که درین دهه درامه های کمیدی نوشته اند و یا ترجمه کرده به روی صحنه پیاده نموده اند، از نخستین مشوقان طنز پردازان همان دهه و دهه های بعدی می دانم.

   در همان هنگام استاد برشنا ، استاد غلام علی امید، استاد میمنه گی و دیگران کشیدن کارتون را برای مطبوعات آغاز کردند که در سالهای بعد سید مقدس نگاه ، استاد محمد یوسف کهزاد و بعد ها پروفسور دکتور عبدالرحیم نوین این هنر را ادامه دادند. همچنان درامه هاییکه استاد عبدالرشید لطیفی نوشت و یا ترجمه نمود، ترجمه های آثار مولیر توسط موسی نهمت ، محمد علی رونق ، نمایشنامه های نوشته شده توسط استاد برشنا ، عثمان صدقی ، غلام حضرت کوشان ، عبدالرحیم سرخوش ، عبدالقیوم بیسد ، علی محمد ذره عبدالواحد بهره ، سایر هراتی ، سید مقدس نگاه ،  محمد رفیق صادق ، عبدالرشید جلیا ، محمد اکبر پامیر ، محمد ناصر غرغشت ، واسع لطیفی  و دیگران در همین دوره بود که سرودن اشعار کومیک ( طنز منظوم ) کم کم رواج یافت . دو کرکتر خیالی به نامهای عجب خان و رجب خان اختراع شدند وشاعران در دیالوگ های منظوم و کومیک از زبان این دو کرکتر نارسایی های جامعه را به باد انتقاد می گرفتند. زمانیکه غلام علی امید به میمنه تبدیل شد، در روزنامهء محلی آنجا مطابق روحیه محل دو کرکتر توره و جوره را خلق کرد و در اشعار و کارتونهای وی توره و جوره به شوخی شوخی بر مشکلات و نارسایی ها طعنه می زدند.          

   در دهه پنجاه میلادی نشر کارتون و طنز منظوم ادامه یافت . عبدالغفور صبوری با سرودن اشعار کومیک مانند شایق جمال معروف گردید ، اما متأسفانه زود زندانی شد. مرحوم محمد ابراهیم نسیم در صحنه بلدیه اشعار کومیک صبوری و دیگر شاعران را در میان پرده های تیاتر همراه با موزیک می خواند و مردم را می خنداند.

   روشن است که در دوره صدارت محمد هاشم خان ودیگر صدراعظمان اهل خانواده سلطنتی انتقادات و اعتراضات طنز پرداز ، از سطح تقبیح رشوه ، چرس کشیدن ، گرانفروشی ، مشکلات آدم های دوزنه ، کثافت جاده ها ، بی نظمی ترافیک ، رسم ورواجهای بیجا و .... بالاتر نمی رفت ، اما با این هم ، برای رواج طنز ، این آثار از اهمیت زیاد برخوردار اند. انتقاد از مقامات بالایی دولت طبعآ در آن روزگار نه میسر بود و نه ممکن . تنها نشریه و یا جریده ای می توانست از مقام صدارت و سلطنت افغانستان انتقاد نماید که در بیرون از مرز های افغانستان به چاپ می رسید. چنانکه مرحوم عبدالحی حبیبی بعد از اینکه با رژیم آنوقت قهر کرد و به پاکستان گریخت و نشریه ء را تحت عنوان ( افغانستان آزاد) در پاکستان منشتر کرد با استفاده از عدم دسترسی مقامات افغانستان به وی شدید ترین انتقادات را متوجه دستگاه حاکمهء آنوقت افغانستان ساخت. مرحوم حبیبی در این نشریهء برون مرزی خود از سلاح طنز نیز غافل نبود و توانست بر رژیم افغانستان تحت سیطرهء محمد هاشم خان صدراعظم بتازد. بگونه مثال موصوف کارتون های مقامات بلند مرتبت دولتی افغانستان را به چاپ می رسانید. به یکی از دیالوگ های منتشره درین جریده توجه نمایید:

 صدراعظم : ( در تیلیفون ) والی کابل ! فورآ عبدالحی حبیبی را دستگیر کن .

والی : صدراعظم صاحب ! عبدالحی حبیبی در پیشاور است و پیشاور مربوط ولایت  کابل  نیست ، من او را نمی توانم دستگیر کنم .

صدراعظم : پس یک عبدالحی دیگر را دستگیر کن .

والی : مولوی عبدالحی پنجشیری  را؟

صدراعظم : نه ، عبدالحی عزیز را ، از شهر نو.

تا نیمه دوم دهه شصت قرن بیستم فقط درامه های کومیدی بودند وبرخی درامه ها و یا دیالوگ های کومیک رادیو ویگان کارتون و طنز منظوم و یا منثور در گوشه و کنار این روزنامه و یا آن مجله. هیچ جریده مستقل ومخصوص طنز وجود نداشت . چاپ کارتون ویا طنز ها در نشریه ها بسته به ذوق آمران نشریه ها بود. مثلآ مطبوعاتیان با ذوقی چون استاد سراج الدین وهاج ، محمد عثمان صدقی ، ضیأ قاریزاده ، عباسی ، علوی ، حبیبی ، کشککی ، میوند وال ، شکریه رعد ، بشیر رفیق ، سرشار شمالی ، محمد شفیع رهگذر و ... که ذوق عالیتر داشتند، در نشریه های خود به طنز و کارتون بیشتر موقع می دادند . برخی از آنان مانند اقای وهاج خودش با نامهای مستعار طنز می نوشت و یا فکاهیات خارجی را ترجمه می کرد و به چاپ می رسانید. در نیمه دوم دهه شصت قرن بیستم حادثهء عظیمی در رابطه به طنز افغانستان رخ داد و آن تولد نخستین جریدهء طنز و فکاهی افغانستان به نام ترجمان بود.

   بشیر : بلی درین دهه که به نام دههء قانون اساسی هم معروف است ، درحدود سی نشریه مستقل و غیر دولتی چاپ می شدند که در میان آنها « ترجمان » نخستین جریده ای بود که منحصرآ وقف طنز وکارتون شده بود.  من آگاهی دارم که شما طنز نویسی را به صورت حرفه یی در ترجمان آغاز کردید. در بارهء به وجود آمدن جریدهء « ترجمان»  صحبت کنید ، زیرا هر دو مؤسس جریدهء ترجمان مرحوم نوین و مرحوم بشیر به جاودانگان پیوسته اند.

   نورانی : قصهء به وجود آمدن «  ترجمان » دلچسپ است . در آغاز دهه شصت ، رئیس روزنامه انیس مرحوم رهگذر و مدیر مسوول مجله ژوندون مرحوم بشیر رفیق بودند. استاد علی اصغر بشیر که به حیث مأمور اجیر در ژوندون کار می کرد  در کنار کار های ادبی  و تحقیقی خود ، دو صفحه مجله  ژوندون  را « کچری قروت» نامگذاری کرد ودرین دو صفحه اشعار کومیک ، طنز های منثور وکارتون چاپ می کرد. کارتونهای کچری قروت را بیشتر دکتور نوین وگاهی غلام علی امید ودیگر نقاشان رسم می کردند. زمانیکه  با استفاده از قانون مطبوعات دکتور نوین به فکر تأسیس جریدهء ترجمان افتاد ، متوجه شد که بدون استاد بشیر این کار ناممکن است . استاد بشیر با فداکاری کار دولتی را ترک گفت ومدیریت مسوول جریدهء مستقل « ترجمان» را متقبل شد . این جریده غوغا بر پا کرد. یکی از محبوب ترین ، پرخواننده ترین و پر تیراژ ترین جریده کابل بود و به زودی تعداد زیادی از شاعران و نویسندگانی که ذوق طنز پردازی داشتند و نوشتن طنز را از ترجمان آموختند به دور دکتور نوین و استاد بشیر جمع شدند.

   بشیر : و شما که در همان آغاز نشرات ترجمان یکی از پرکار ترین همکاران این جریده بحساب می آمدید، در آن سالها  محصل  فاکولتهء حقوق  نیز  بودید.  شما چی ربطی میان رشته اصلی تان حقوق  و طنز نویسی می بینید؟

   نورانی : اساسآ طنز نویسی هیچ ربطی با یک حرفه معین و یا بخشی از علوم ندارد. پایه اصلی طنز پرداز شدن در ذهن هرکس قرار دارد و آن همان « حس قوی درک ظرافت» است . حرفه اصلی دکتور نوین نیز طبابت و معلمی در فاکولته طب بود. به یاد دارم که یکی از بهترین طنز نویسان ترجمان داکتر سید مسعود طلوع بود که طبیب گوش وگلو بود - در بعضی نوشته هایش به شوخی این طور امضأ می کرد: ( دکتور طلوع متخصص گوش و گلوع). یک نویسنده دیگر ترجمان - فتح محمد ولی پور - خیاط بود و استاد بشیر به دکان خیاطی اش در قلعه فتح الله خان می رفت ونوشته هایش را می گرفت . دو شاعر طنز پرداز دیگر را به خاطر دارم که هر دو صاحب منصب اردو بودند - فیض محمد عاطفی و صفر علی مینه ور. همین گونه سایر همکاران ترجمان ، متعلم مکتب ، محصل پوهنتون ، مأمور دولت و اهل کسبه بودند. حتی مرحوم حیدر نیسان که در لندن مأموریت داشت اشعار خود را از انگلستان برای ترجمان می فرستاد. از جمله شاعران بعضی شان دوام دارتر با ترجمان همکاری داشتند، مانند عبدالکریم تمنا ، میر محمد امین مشعوف ، ملزم کندزی ، پائیز حنیفی ، غلام علی امید ، میر آقا فاروق ، نصیر احمد نشاط پنجشیری و ... بعضی همکاران گاهگاهی شعر کومیکی می سرودند، مانند: رازق فانی ، اسداله شعور ، عزیز آسوده طهماس ...چون در کتاب تحقیقی ایکه در رابطه به « ترجمان » در دست تألیف دارم ، اسمای شریف همهء همکاران ترجمان را خواهم آورد. درین جا از تذکر این لست طویل خودداری می کنم. باید اضافه کنم که در دورهء ریاست جمهوری مرحوم محمد داؤد جریده ترجمان ، جریده طنز و فکاهی شوخک و سی جریده دیگر به کلی از میان رفتند، اما در صفحات مجله ژوندون وروزنامه انیس و سایر نشریه ها من وسایر علاقه مندان طنز چون آقایان سراج وهاج ، حسین هدی ، مهدی دعاگوی ، عبدالله گوهرزاد وچند تن دیگر به طنز پردازی ادامه دادند.

   بشیر : وضع طنز نویسی در دهه هشتاد چگونه بود؟

   نورانی : این دهه را دهه انقطاب هم می نامند، چه بعد از حادثهء هفت ثور 1357 تعداد زیادی از هموطنان عمدتآ در ایران و پاکستان مهاجر شدند. تا جاییکه خبر دارم در نشریه های خارج از کشور طنز نویسانی چون حلیم تنویر و عبدالاحد عشرتی طنز می نوشتند. حتی عبدالاحد عشرتی هم طنز های منظوم وهم منثور داشت. این دو طنز نویس مجموعه های طنز خود را هم چاپ کرده اند. در داخل کشور در انجمن نویسندگان افغانستان بخش طنز ایجاد شد و مجموعه طنز های من وسایر طنز پردازان به چاپ رسیدند ومحافل خوانش طنز هم دایر می شد. از چهره های بسیار شاخص  طنز درین دوره هارون یوسفی ، ظاهر ایوبی ، هژبر شینواری ، کاتب پاسون ، منان ملگری ، واحد نظری ، فاروق عطایی ، بلقیس بسمل ، رازق فانی ، دستگیر نایل ، شفیق پیام ، عزیز آسوده ، وحید صمد زی ، عظیم جسور ، معروف قیام ، وحید قیومی ، حمید مفید ، غوث زلمی ، برشنا نظری ، نصیر احمد نشاط ، طلا باز حبیب زی و چند تن دیگر بودند.

   بشیر : نورانی صاحب ، فکر می کنم به آخر خط رسیده ایم ، به عنوان آخرین سؤال می خواهم بپرسم که وضعیت طنز در حال حاضر چگونه است وآینده طنز افغانستان را چگونه می یابید؟                               

   نورانی : سخن گفتن از وضعیت طنز در حال حاضر بسیار دشوار است ، زیرا قلمزنان افغان درین عرصهء ادبی سخت پراگنده اند، ما از کارهای همدیگر آگاهی درست نداریم ، کسانی هستند که طنز منظوم ، منثور وتصویری دارند ومتأسفانه ما از ایشان بی خبر و حتی نشریه های مستقل طنز چاپ می شوند که من فقط نام شانرا شنیده ام و شاید نام برخی از آنها را هم نشنیده ام ، چه رسد به نام همکاران شان. اما من به آینده طنز سخت خوش بین و امیدوار هستم به این دلایل :

1 - تعدادی از معروف ترین و شناخته شده ترین فرهگیان ما توجه ومحبت به طنز وطنز نویسی نشان می دهند وحتی طنز هایی هم خود شان نوشته اند ویا در بارهء طنز و شناخت آن کمر همت بسته اند مانند: داکتر اکرم عثمان ، رهنورد زریاب ، لطیف ناظمی ، داکتر صبور اله سیاه سنگ، سمیع حامد ، پرتو نادری و .... 

2 - در ایران وافغانستان پژوهش های ادبی و هنری در رابطه به طنز قویآ آغاز شده است .

3 - چهره های بسیار درخشان و تازه نفس وارد عرصه طنز شده اند که بعضی آنان مانند: یما ناشر یکمنش ، احسان اله سلام ونجیب اله دهزاد، از تئوری های طنز هم آگاهی درست و دقیق دارند.

4 - قدیمی ها هنوز هم ذوق و علاقه مندی خود را به طنز از دست نداده اند، مانند: هارون یوسفی ، وهاج ، هژبر شینواری ، نصیر احمد نشاط و ...

5 - چهره های مبتکر و نو ظهور در ده پانزده سال اخیر بسیار زیاد بوده که بسیاری از آنان را نمی شناسم ، اما نامهایی که به چشم من خورده و یا آثار شانرا خوانده ام اینها هستند: صادق پیکار ، آذرخش مستور ، ضیأ افضلی ، م .ه. یوسفی ، وکیل شینواری ، حمید عبیدی ، ننگیار نا آشنا ، س زهیر شینواری ، سید عبدالقادر رحیمی ، عمر ننگیار ، مستوره خزان ( رنجوره ) ، عثمان اکرم ( عقرب ) ، قدیر  سراج ، سید حسین نجیبی  و خود  شما  آقای قیوم بشیر.

 Image باید اضافه کنم که یک تعداد عزیزان طنز پرداز با اسمای مخفف و مستعار می نویسند که دسترسی به هویت اصلی شانرا ناممکن می سازد. امیدوارم تعداد بیشتر از هم مسلکان خود را در هرجاییکه باشند بشناسم و از طنز های شان لذت ببرم.

   بشیر : آقای نورانی ... از لطف تان تشکر و جهانی سپاس از معلوماتی که ارائه نمودید موفق وکامگار باشید.                                                     پایان

24 ساعت: نورانی را ببین جطور با عجله میره حتی پشت سر خود را هم نگاه نمیکنه . گناه قیوم است که او را سوال پیچ کرده و معلوم میشه خیلی خسته شده است. باید او را صدا کنم :

نورانی  صاحب ، اوه نورانی ... کجا میروی ؟ لطفآ یک لحظه صبر کن ، او اصلآ جواب نمیدهد و نمیخواهد عقبش را هم  سیل کند. آیا با من قهر است من که چیزی برایش نگفتم . شاید قیوم از زبان مه برایش چیزی گفته ..نه امکان نداره او عادت نداره در غیاب کسی حرف بزنه ، پس چی شده ؟ حالا فهمیدم قیوم زیاد پر گویی کرده ونورانی هم کم حوصله  شده . خوب کمتر سوال میکرد ، . نه اینهم  درست نیست او هیچوقت کم حوصله نمیشد .فکر کرده  من میخواهم در مورد مسایل داخلی کشور سوالاتی را مطرح کنم ،او نمیخواهد به سوالات من پاسخ بده و... حالا باید از قیوم کمک بخواهم چون نزدیکش است:

قیوم جان، قیوم  هوش کن که نورانی از پیش ات نرود .

قیوم : از نورانی چی میخواهید؟  مصاحبه اش تمام شده ، میرود استراحت کند.

قیوم ، مثلیکه فراموش کردی ، او باید یکی از طنز های جدید خود را به اختیار سایت 24 ساعت بگذارد زیرا   خواننده گان محترم آن بی صبرانه منتظر اند. لطفآ طنز را تو بگیرو بفرست ، در غیر آن من با تیلفون های بی موقع  خواب هر دو یتان را خراب خواهم کرد.

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer