.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
کتاب و کتابدوستان
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

   حکایت۱۰۶

                ارزش یک لغت

ابو عمرو بن العلاما زنی دانشمند نامی عرب که یکی از قراء سبعه بوده و در سال (۱۵۴) بکوفه وفات یافته است حکایت کرده که وقتی حجاج بن یوسف ثقفی در صدد گرفتاری و قتل پدر من برآمد پدرم از بیم او بطرف یمن گریخت و من نیز در آن سفر همراه او بودم.

 یک روز هنگامی که در صحرای یمن مشغول راه پیمائی بودیم شخصی بما رسید و این ابیات را خواند:

اصبر النفس   عن د کل مهم

ان فی الصبر حیلة  المحتال

لاتضیقن بالامور فقد تکشف غما ؤ ها بغیر احتیال

ربما تجزع النفوس من الامر له فرجة کحل العقال

یعنی : نزد هر پیشامد مهمی شکیبائی پیشه کن و خود را بصبر وادار زیرا چارهء چاره اندیشان در صبر است .

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image 

 

  حکایت۱۰۵

   از خجلت و شرمش ار شود فاش

                       یاد آر و دگر دروغ متراش

                                                           « ایرج »

            لاف وگزاف

خسروی هروی گویندهء این بیت :

  بستان حسن را گل روی تو آب داد

            گوش بنفشه را سر زلف تو تاب داد

که از شعرای معروف قرن نهم هجری بوده در مجلسی لاف میزد که پدر من در مجلس سروری که برای من ترتیب داده بود صد من زعفران و مصالح طعام بکار برده بود.

از او پرسیدند :

این همه زعفران در کدام طعام به مصرف رسید؟

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

  حکایت۱۰۴

   تو بر مایهء دانش  خود مایست

               که بالای هر دانشی دانشسیست

                                                      « فردوسی »

       شک میان دو و هشت !

از صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی ( متوفی بسال  ۷۶۴ ) صاحب کتاب « الوافی بالوفیات » پرسیدند:

این بیت مجنون عامری چه معنی دارد؟

اصلی و ما ادری اذاما ذکرتها

أأثنین صلیت الضحی ام ثمانیا

( در نمازم و هنگامیکه بیادم می آید که در نمازم نمیدانم که آیا در رکعت دوم از نماز ظهر استم یا در رکعت هشتم؟ ) آیا چگونه ممکن است که کسی در نماز میان دو رکعت وهشت رکعت شک داشته باشد؟

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

  حکایت۱۰۳

   منگر تو بدان که ذوفنون آید سرد

            در عهد و وفا نگر که چون آید مرد

   از عهدهء عهد  اگر برون  آید مرد

             از هرچه گمان  بری فزون آید مرد

                                                     «احمد جامی»

        نصیحت بی غرضانه

مهدی خلیفهء عباسی در سال (۱۶۹) در گرگان وفات یافت و پسرش هادی بجای او نشست و هارون پسر دیگرش بولایت عهد منصوب گشت زیرا خود مهدی هارون را ولیعهد هادی قرار داده بود. اما چندی بعد هادی در صدد برآمد که هارون را از ولیعهدی خلع کند و پسر خود جعفر را که طفل خردسالی بود بولایت عهدی منصوب نماید تا خلافت در نسل خودش باقی بماند! ازین سبب پس از مشورت با بزرگان قوم هارون را خلع نمود وبرای پسرش جعفر از مردم بیعت گرفت .

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

 حکایت۱۰۲

   خرده  بینانند در عالم  بسی

                  واقفند از کار و بار هر کسی

                                           « بهاء الدین عاملی »

        دلسوزی دو حریف

بعد از مرگ معزالدوله دیلمی (۳۳۵-۳۵۶) در میان عضدالدوله ابو شجاع فنا خسرو ابن رکن الدوله حسن بن بویه (۳۳۸-۳۷۲) و فخر الدوله ( ابوالحسن علی بن رکن الدوله ) (۳۶۶-۳۸۷) بر سر فرمانروائی نزاع در گرفت و فخر الدوله در سال (۳۷۱) شکست خورد وبطبرستان نزد شمس المعالی قابوس بن و شمگیر زیاری (۳۶۶-۴۰۳) رفت و به او پناهنده شد.

 عضدالدوله سفیری نزد قابوس فرستاد و پیغام داد که برادر من امیر علی (فخر الدوله) آنجا آمده و چون او با وصف برادری ، دشمن من است و بودن وی در آنجا بر خلاف مصالح دولت ما میباشد صواب آنست که او را گرفتار کرده نزد من بفرستی البته من هم در برابر این حسن خدمت فرمانروائی هر ولایتی را که بخواهی بتو وامیگذارم و در صورتیکه فرستادن او را لازم نمیدانی و از بدنامی بیم داری برادرم را همانجا محرمانه مسموم کن تا هم خاطر من از طرف او آسوده باشد وهم بدنامی دامنگیر تو نگردد.
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

 حکایت۱۰۱

      چونکه  بیرنگی  اسیر رنگ شد

              موسبی  با  موسبی  در جنگ شد

   چون به بیرنگی رسی کان داشتی

              موسی  و  فرعون   دارند  آشتی

                                               « مولانا جلال الدین بلخی»

            نکتهء عارفانه

شیخ ابو سعید ابی الخیر ( عارف مشهور متولد بسال ۳۵۷ و متوفی در سنه ۴۴۰ در میهنهء خاوران) عادت داشت که روز های چهارشنبه برای استحمام بگرمابه برود.

شیخ ابو محمد جوینی ( عبدالله بن یوسف فقیه معروف که در سال ۴۳۴ در گذشته است) نیز همین عادت را داشت و به همان گرمابه میرفت و در آنجا وقتی که یکدیگر را میدیدند ، اشارات و لطائف علمی و عرفانی برای یکدیگر بیان مینمودند.
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

 حکایت۱۰۰

    چندی  بغلط  بتکده  کردیم   حرم   را

            وقت است که از کعبه برآریم صنم را

                                                                           « نظیری »

                  افطاری

یکی از درباریان خلیفه مهتدی عباسی ( ابو عبدالله محمد بن واثق  ۲۵۵ -۲۵۶) حکایت کرده است که روزی در ماه رمضان نزد خلیفه بودم. وقت افطار نزدیک شد می خواستم بخانه بروم، خلیفه اجازه نداد و گفت :

همین جا بمان و افطار کن !

وقت افطار فرا رسید و سفرهء گسترده شد. من دیدم طبقی چوبین که چند گرده نان و اندکی گندنا و نمک و سرکه در آنست حاضر آوردند. خلیفه پیش نشست و مرا هم بصرف طعام دعوت کرد . من پیش خزیدم ولی در غذا خوردن تعلل میکردم.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

         حکایت۹۹

      با ادب باش تا بزرگ شوی

                  که بزرگی نتیجهء ادب است

                                                                      « جامی »

              رعایت ادب

ابو زید بلخی ( احمد بن سهل ادیب و دانشمند معروف که تصانیف بسیار در فقه و حکمت و لغت و ادبیات و ملل و نحل و علوم ریاضی باو نسبت داده شده و در روز جمعه ۲۰۳۲۲ در بلخ وفات یافته است و در شماره (۷۴) نیز حکایتی از او نقل شد) ذیعقده ء سال

 پس ازتحصیل دانش در شهر های عراق و خراسان ، قصد بازگشت به شهر خویش کرد و از راه هرات ببلخ رفت.

احمد بن سهل بن هاشم مروزی که از جملهء امراء خراسان ومرزبان مرو بود و بر شهر بلخ استیلا یافته بود آوازهءفضل و دانش ویرا شنید و او را بدربار خود دعوت کرد.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

      حکایت۹۸

          خاقانیا زنان طلبی آب رخ  مریز

      کان حرص کاب رخ برد آهنگ جان کند

                                                                 « خاقانی »

            کلچه زهر آلود

ابن رومی ( علی بن عباس بن جریج یا جرجیس ) که یکی از بزرگترین شعرای عرب در عصر خلفای عباسی بود ودیوان اشعارش معروف است، دریکی از روزهای سال ( ۲۸۴ ) یا ( ۲۸۶ ) مهمان قاسم بن عبدالله وزیر «المعتضد» خلیفه ( ۲۹۷ - ۲۸۹ ) بود.

چند روز پیشتر برای قاسم اطلاع داده بودند که ابن رومی ترا در اشعار خو هجو کرده است و قاسم از اثر شنیدن این خبر، کینهء ابن رومی را در دل گرفته کمر بقتل او بست و او را بقصد مسموم ساختنش به مجلس خود دعوت کرده بود.  
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

       

         حکایت۹۷

     تو نیکی میکن و در دجله انداز

               که  ایزد   در  بیابانت  دهد  باز

                                                        « سعدی »

          گذشت شاعرانه

یکنفر از شعرای معاصر ابن مغارفی ( ابو نصر حسن بن اسد بن حسن از شعرای زمان ملکشاه سلجوقی که ضمنآ در ردیف حکام و عمال آن دولت بود و بر شهر « آمد » و توابع آن حکومت میکرد و بالاخره بسال ۴۸۷ محبوس شد) یکی از قصائد او را بنام خود در مجلس احمد بن مروان والی ( مبافارقین ) انشاد کرد.

شخصی برای احمد بن مروان خبر داد که این قصیده از غسانی ( که تخلص همان شاعر بوده ) نیست بلکه گویندهء آن ابن مغارفی است .

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 81 - 90 از 214
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer