.
spacer
بیاد داشته باشید که ۲۴ ساعت مستقل بوده ، مربوط هیچ گروه  و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور نمیباشد.

 

 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
کتاب و کتابدوستان
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 حکایت۱۳۶ 

یا وفا  خود   نبود  در  عالم

یا کسی اندرین  زمانه  نکرد

کس نیاموخت علم تیر از من

که در آخر مرا  نشانه نکرد

                            «سعدی»

شاگرد نا اهل

تاریخ نشر شنبه چهارم سرطان ۱۳۹۰ - ۲۵ جون ۲۰۱۱

شخصی فقیه نما ، هر روز پیش از بر آمدن آفتاب ، بخانهء حکیم عمر خیام ( شاعر و فیلسوف و ریاضی دان معروف که ظاهرآ در حدود «۵۱۷ هجری» درگذشته است) میرفت و از او درس حکمت فرا میگرفت ولی در عین حال هنگامی که دور از استاد در محفلی راه می یافت از خیام بد میگفت و افکار عامه را نسبت به آن دانشمند ، دیگرگون می ساخت .

خیام از این مطلب اطلاع یافت و در فکر آن شد که این شاگرد ناسپاس را تنبیه کند، از این رو یک روز تنی چند از طبالان و ترم چیان را دعوت کرد که هنگام صبح پیش از آنکه شاگرد مذکور وارد خانه شود، درخانهء حکیم بیایند و در گوشهء مخفی شوند. 

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 حکایت۱۳۵ 

سینه یی  داری  اگر  در  خورد  تیر

در جهان شاهین  بزی  شاهین  بمیر

زنده گی را چیست رسم و راه و کیش

یک دم  شیری  به از صد سال میش

«اقبال»

نرگس و هلال

 
تاریخ نشر یکشنبه ۲۹ جوزا ۱۳۹۰ - ۱۹ جون۲۰۱۱

نرگسی عراقی ( متوفی بسال۹۳۸) هنگامی که در هرات اقامت داشت از جملهء بهترین شعرای در بار سلطانحسین میرزا بایقرا و از مقربان امیر علی شیر بشمار می رفت و در مجلس وزیر موصوف از محلی که هلالی جغتائی مقتول در سال ۹۳۶ در آنجا قرار میگرفت ، بالا تر می نشست و با این کار میخواست فضل و برتری خود را نسبت به هلالی وانمود کند.

یکروز هلالی ، به مجلس درآمده در موضعی که نسبت به جای دائمی نرگسی مقدم و بالاتر محسوب میشد ، قرار گرفت و مورد اعتراض نرگسی واقع شد.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 
 حکایت۱۳۴ 

چو نتوانی علاج درد کس کرد

میفزای از جفایش درد بر درد

                       «ناصر خسرو»

سنگ بجای نان

تاریخ نشر یکشنبه ۲۲ جوزا ۱۳۹۰  - ۱۲ جون ۲۰۱۱

این حکایت را مولانا عبدالرحمن جامی ( عارشف و دانشمند و شاعر معروف قرن نهم متوفی بسال ۸۹۸ ) بیان کرده است و ما در اینجا نقل بمعنی مینمائیم:

در یکی از روز های بهار با گروهی از دوستان بتماشای صحرا از شهر بیرون رفتیم و در موضعی خرم و دلکش فرود آمدیم و سفره انداختیم.

سگی از دور ببوی طعام ، خود را به آنجا که ما بودیم رسانید و منتظر ایستاد تا لقمه بطرف او بیندازیم.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 
 حکایت۱۳۳ 

محتسب   با   ساغر می  گر  مرا  سر  بشکند

با کم از سر نیست زان ترسم که ساغر بشکند

                                                        « ؟ »

اشتباه و استفتاء

تاریخ نشر شنبه ۱۴ جوزا ۱۳۹۰ - ۴ جون ۲۰۱۱

شریک بن عبدالله قاضی کوفه برای کاری بحضور خلیفه مهدی عباسی (۱۵۸-۱۶۹) وارد شده بود.

مهدی بافتخار قاضی یکی از خدمتگاران را خواست و گفت :

برای قاضی « عود » بیاورید. منظور خلیفه از « عود » همان چوب خوشبوئی بود که در مجمر میسوزانیدند.

خادم گمان کرد که مقصود خلیفه از « عود » ساز معروفی است که در میان اعراب رایج است و تا اندازهء شبیه به « تاری » می باشد.

فورآ رفت و « عود » بسیار زیبائی پیدا کرد و آورد و نزدیک قاضی گذاشت . قاضی از دیدن یکی از آلات موسیقی در مقابل خود متعجب شد و خطاب به مهدی گفت :

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 حکایت۱۳۲ 

زینهار از قرین بد زنهار

وقنار  با  عذاب  النار

                          « سعدی »

اسپ خوب و قرین بد

تاریخ نشر دوشنبه ۹ جوزا ۱۳۹۰ - ۳۰ می ۲۰۱۱

اسپ بسیار خوبی را که نظیر آن کمتر دیده شده بود برای ابومسلم « صاحب الدعوه» آورده بودند.

ابو مسلم از سرداران سپاه خود پرسید:

این اسپ برای چه کاری خوبست ؟

یکی گفت : برای اینکه انسان بر آن سوار شود و در راه خدا جهاد کند.

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 
  حکایت۱۳۱ 

شعر است هیچ  و  شاعری  از هیچ هیچتر

در حیرتم که بر سر هیچ این جدال چیست!

                                                  « سحاب »

مشاعره

تاریخ نشر یکشنبه اول جوزا ۱۳۹۰ - ۲۲ می ۲۰۱۱

قاضی شمس الدین محمد بن عبدالکریم طبسی هروی متوفی در هرات بسال (۶۲۴) وقتی از هرات به بخارا رفت و در آن شهر به مجلس صدر الشریعه که یکی از بزرگان فقهای بخارا بود و در شاعری نیز دست داشت وارد شد . صدرالشریعه قصیده ای را که در شب گذشته بمطلع ذیل :

برخیز که صبح است و شرابست و من و تو

و آواز  خروس  سحری  خاست  ز  هر سو

بر  خیز  که  بر  خاست   پیاله   بیکی  پای

بنشین  که  نشسته  است  صراحی   بدوزانو

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
   حکایت۱۳۰ 
 
از  خد ا   خواهیم    توفیق   ادب 

بی ادب محروم ماند از لطف رب

                  « مولانا جلال الدین بلخی »

 یک معنی در دو عبارت

تاریخ نشر شنبه ۲۴ ثور ۱۳۹۰ - ۱۴ می ۲۰۱۱

خلیفه هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳) شبی در رؤیا دید که دندانهایش از دهان بیرون افتاد،هنگام صبح معبری را طلبید و تعبیرخواب خود را ازاوجویا شد:

معبر گفت :

این خواب دلیل بر آنست که جمیع خویشاوندان شما پیش از مردن شما زنده گی را وداع گویند.

رشید را این تعبیر ناپسند افتاد و امر کرد تا معبر را برنجانند، آنگاه معبر دیگری را احضار کرد و از تعبیر خواب پرسید؟

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
  حکایت۱۲۹ 
 
آنچنان زی که گر رسد خواری 

نخوری  طعن  دشمنان  باری

این  نگوید    سر آمد   آفاقش

به از آن کز غم  تو شاد  بود 

                      « نظامی گنجوی » 

صلاح مملکت 

تاریخ نشر شنبه ۱۷ ثور ۱۳۹۰ - ۷ می ۲۰۱۱

خلیفهء عباسی ، عبدالله مأمون ( ۱۹۸-  ۲۱۸ ) با عبدالله بن سهل هاشمی در خلوت شطرنج می باخت و توصیه کرده بود که به هیچکس اجازه داخل شدن ندهد مخصوصآ فضل بن سهل ذوالریاستین را نباید از شطرنج باختن خلیفه اطلاع دهند و ضمنآ کسانی را که از این مطلب به فضل اطلاع بدهند به مجازات سخت ، تهدید کرده بود.

یکی از خادمان مأمون که ریحان نام داشت و هیچگاه دهان بدروغ گفتن نیالوده بود بر در سرای خلیفه استاده بود که ناگاه فضل بن سهل آنجا رسید و از او پرسید:
ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
 
  حکایت۱۲۸ 
 

عجب نبود گر از قرآن نصیبت نیست جز حرفی

که  از  خورشید  جز  گرمی  نبیند  چشم  نابینا

                                                          « سنائی »

ذوق سلیم 

تاریخ نشر یکشنبه ۱۱ ثور ۱۳۹۰ - اول می ۲۰۱۱

اصمعی عبدالملک بن قریب ادیب معروف عرب و صاحب حکایات نادره متوفی ( ۲۱۳  یا ۲۱۷ ) گفته است که من در محلی نشسته بودم و قرآن کریم را از حفظ تلاوت می نمودم و آیهء حکم سرقت را باین صورت قرائت کردم:

«السارق و السارقة فا قطعو ا ایدیهما جزاء بما کسبا نکا لا من الله و الله غفور رحیم.»

یکنفر عرب بیابانی که نزدیک من بود پرسید :

ادامه مطلب...
 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
Image
 
 
حکایت۱۲۷ 

شاه را به بود از طاعت صد سالهء زهد

قدر یک ساعت عمری که در آن داد کند

                                             « حافظ »

روش کشف جنایت در هزار سال پیش

  تاریخ نشر سه شنبه  ۶ ثور۱۳۹۰ - ۲۶ اپریل ۲۰۱۱ 

شخصی بحضور سلطان محمود غزنوی (۳۸۸-۴۲۱) باریاب شد و گفت :

مبلغ دوهزار دینار در کیسهء سر بسته بقاضی شهر امانت داده خود بسفر رفته بودم و اتفاقآ هر چه با خود برده بودم دزدان در راه از من گرفتند و من بازگشتم و آنچه بقاضی سپرده بودم بازیافت کردم ولی هنگامی که بخانه رفتم و سرکیسه را باز کردم بجای پولهای طلا درمهای مسین یافتم و نزد قاضی برگشتم و گفتم من طلا بتو سپرده بودم و اکنون بجای آن مس یافتم ، باید پولهای خودم را بمن تسلیم کنی . جواب داد که تو در وقت تسلیم کیسه ، آنرا سر بسته بمن دادی و محتویات کیسه را بمن نشان ندادی وهنگام بازگرفتن هم از تو پرسیدم که آیا این کیسهء خودت هست جواب گفتی که بلی کیسهء خودم و بمهر و نشانی خودم می باشد، دیگر این ادعا برای چیست ؟ من هر قدر نزد قاضی زاری کردم واز فقر و تنگدستی خود قصه آغاز نمودم نپذیرفت ومرا از خانه بیرون کرد، اکنون عرض حال خود را بسلطان تقدیم میکنم تا داد مرا بستاند. 
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 51 - 60 از 214
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

spacer

spacer