۲۴ ساعت

۰۳ سنبله
۲دیدگاه

هویت گمشده ما ،ادامه فصل هشتم

تاریخ نشر  دوشنبه  سوم  سنبله  ۱۳۹۹ –  ۲۴  آگست  ۲۰۲۰ هالند

هویت گمشده ما
شهر ها، قلعه ها و حصار های افغانستان (۵۰)
ادامه فصل هشتم

نوشتۀ : محترم استاد شاه محمود محمود

مختصات شهرستان زرنج مرکز نیمروز

سپهدار گرشاسپ تا زنده بود

نه کردش زبون کس نه افکنده بود

به هندوبه روم وبه چین از نبرد

بکرد آنچه دستان و رستم نکرد

(گرشاسپنامه اسد طوسی)

مؤرخان و آثار تاریخی با اضافه آثار بدست امده باستانی از لای ریگ ها و سنگواره ها که در اثرحفریات باستان شناسان بدست می اید معتبرترین منابع اند که ما را به مقصد میرساند و برای تهیه مطالب تحلیلی جدید کمک می نمایند.

به همین منوال کتاب مجهول المؤلف تاریخ سیستان یگانه تک نوشته است که با غنای تاریخی و جزییات جغرافیای سیستان و نیمروز را منبعی مستند می توان نامید.
آنچه مؤرخین به گوشه های اوایل دوره اسلامی سیستان دسترس ندارند. برخلاف نخستین نوشته های تاریخی اعراب مبنی بر فتوح و پایه فرمانروایی آنها منتهای علاقمندی این تازه واردان را به این مرز و بوم نشان میدهد.
گرشاسپنامه بنای شهر زرنگ را به گرشاسپ نسبت می دهد و می گوید که وی دژ بزرگی در میان شهر برآورد که سرش به ماه می رسید و جویهای بکند و آب هیرمند را به شهر آورد. به روایت اسد طوسی ، جمشید شاه آریانا که به دست ضحاک ستمکار از کشور خود رانده شده است به آسانی با دختر کورنگ، شاه زابلستان ازدواج میکند. بنابران گرشاسپ نیز مانند نواده خود رستم پیوند نزدیکی با سیستان و زابلستان دارد.
مؤلف ناشناخته تاریخ سیستان می نویسد که این گرشاسپ و دودمان او بودند که سیستان و نواحی مجاور را بنیاد و ابادان کردند، اما گزارش او با گرشاسپ نامه متفاوت است .

موصوف اضافه میکند که گرشاسپ هنگامی که ضحاک به ویران کردن جهان و ستم به جهانیان می پرداخت شهر زرنگ را برآورد و پیش بینی کرد که آبادانی شهر تا ۴۰۰۰ سال بپاید. پس از چندی بست، الرخج، زمینداور و کابل را نیز که متصرفات پیشین نیای مادری گرشاسپ، یعنی همسر جمشید بودند به قلمرو او افزوده شدند.(۱۷)
مرحوم پوهاند عبدالحی حبیبی پژوهش ارزنده در مورد زرنج دارد که از منابع و مآخد مستند و معتبر برای تحقیق خویش استفاده برده است . که در این مختصر از آن نوشته که ، شامل درهای شهرستان زرنج، نهرها و بازار زرنج است ، استفاده خواهیم برد.

در [ دروازه ] های شهرستان زرنج
بدان که شهر زرنج شارستانی داشت که تنها این شارستان به اندازهء چند شهر بود که آنرا مدینه العذرا میگفتند. و در اطراف شارستان ربضی و خندقی بود: آبهای شهر در آن خندق میریخت. شارستان زرنج حصنی و خندقی داشت و ربض را نیز سوری بود.
شهر های قدیم ما عموماً دارای سه حصه آبادانی بودند، اول کهندژ که معرب آن (کهندز) (قندوز) است که در بین همه آبادانی ها واقع و از قلعه و گاهی خندقی هم میداشت، دوم شارستان که بعد از قلعه و خندق کهندز بر دور آن عمران میشد و دارای عمارات خود شهر می بود این شارستان را هم حصنی و خندقی احاطه میکرد و به اصطلاح پارسی (اندرون) میگفتند ، بر گرداگرد شارستان ربض میبود و به فتحین که به پارسی (بیرون) نامیده میشد و ربض هم حصنی محکم و خندقی میداشت از اشارات جغرافیون برمیآید که زرنجِ ما دارای کهندژی نبود و شاید ارگ بجای آن بود البته شارستان و ربضی داشت که شرح آن داده شد.
تفصیل پنج دروازه آهنین شارستان را جیهانی و اصطخری چنین نگاشته اند:
۱– درِ نو: متصل در، دوم
۲– در، کهنه: (عتیق) : نزدیک درِ نو که این هر دو دروازه غالباً طرف غرب شهر بود و از آن به پارس میرفتند و بنا بر آن، درِ کهنه درِ پارس هم نامیده میشد. که امیر(خلف) در سال (۳۶۰ هجری) آنرا غارت و ویران کرد.
۳– درِ کرکویه : که از آنجا بسوی کرکویه و خراسان میرفتند و غالباً طرف شمال بود.
۴ – درِ نیشک : که از آنجا به بُست روند ولی در نسخه ی اشکال العالم (رامسک) نوشته شده که سهو کاتب است چه نیشک از رساتیق سیستان بود و در این دروازه جای بود بنام کدهء در نیشک در آنجا از مردم پذیرائی میشد.
۵– درِ طعام: که از آنجا به روستا روند و آباد ترین در ها درِ طعام است این دروازه در کتب تاریخ زیاد ذکر میگردد مثلاً تاریخ سیستان در نکات متعدد آنرا میاورد.(۱۸)
منهاج السراج مورخ دوره غوری که به سال (۶۰۳ یا ۶۱۳ هجری) به شهر زرنج سجستان رفته بود از مشاهدات خود گوید که: درِ طعام به جنوب شهر واقع و بیرون آن موضعی بود که آن را ریگ گنجان میگفتند و در جوار آن موضع بر سر بلندی قصری خرابی موجود است و یعقوب لیث از این جا به فتح شهر و تاسیس شاهی متوجه شده بود.(۱۹)
استاد حبیبی در جغرافیایی تاریخی افغانستان اضافه میکند که ربض زرنج نیز دروازه های دامینویسد که جیهانی غیر از پنج دروازه اهنین شارستان زرنج، دیگر در ها را شرح نمی دهد. و فقط همین قدر میگوید: که ربض سیزده در داشت و اصطخری این دروازه ها را چنین می شمارد. ؛ ۱ – باب مینا ( میتا) به سوی پارس، ۲ – باب جرجان، ۳ – باب شیرک، ۴ – باب شتاراق ( شتاراو)، ۵ – باب شعیب ، ۶ – باب نوخیک ( نوخیزک)، ۷ ـ درِ الکان ( الکار)، ۸ – باب نیشک، ۹ ـ باب کرکویه، ۱۰ ـ باب استریس یا اسپریس یعنی میدان اسپ دوانی، ۱۱ ـ باب غنجره، ۱۲ ـ باب بارستان، ۱۳ – باب روذگران( رویگران) (۲۰)

جوی های شهر زرنج
شهر زرنج آب های جاری و روانی داشت که نهر های را از رود هیرمند کشیده بودند. ابن حوقل به انهار جاریه ی زرنج اشارتی میکند که در میان خانه های آن شهر جاری بود. این جوی ها بنام های دروازه ها معروف شده که از آن شهر میآمد. مثلاً : جوی کهنه ، جویِ درِ نو ، جویِ درِ طعام .
آبهای این جوی ها را نیز میتوان از این عبارت کتاب منسوب به جیهانی تخمین کرد و اندازه ی جوی ها چون جمع شود آسیا وار باشد.
آبهای که از این سه جوی شهر زرنج میآمد. نزدیک مسجد جامع دو حوض کلانی داشت که آب روان درون آن میرفت و باز بیرون میآمد و در سرای ها و خانه ها و سردآبه های مردمِ شهر جاری میشد و بیشتر سرای های شهر و ربض از آن مستفید میگشت و این آب های جاری در شهر زرنج بوستان ها را تشکیل داده که از درِ پارس تا درِ مینا به مسافت نیم فرسنگ بهم پیوسته و بازار ها را هم سر سبز و سیراب میساخت.
به اصطلاح آن وقت هر یکی از این نهر های سه گانه را بنام همان دروازه رود هم میگفتند مثلاً رودِ طعام که از هیرمند کنده شده و به درِ طعام میگذشت و آن نواحی شهر را سر سبز میکرد. علاوه بر آن بنام ( آب) بزبان نهری در شارستان ضبط شده که خانه میر ارتاشی بر لبِ آن بود و این آب هم غالباً از هیرمند میآمد.(۲۱) در مورد نهر های بزرگ و بند های اب سیستان در بخش اینده صحبت میکنیم .

بازار های زرنج
از جمله بازار های شهر زرنج اسواقی که گرداگرد مسجد جامع اندرون ربض واقع بود بغایت آبادان بود لیک بازار های بیرون ربض آنقدر آبادانی نداشت ، عمرو لیث بازاری را بنا نهاده بود که بنام وی شهرت داشت و عایدات این بازار را بر مسجد و بیمارستان وقف کرده، این بازار نهایت مشهور و خیلی گرم بود .
چنانچه هر روزه اجرت دکانهای آن تا یک هزار درهم میرسید. ابن حوقل نیز بازار عمرو لیث را به همین صورت تذکر میدهد و پدید میآید که بازار عظیمی بوده و عواید آن هم روزانه هزار درهم.
دیگر از بازار های شهر بنام بازار سراجان یاد میشد و سرّاج ظاهراً زین ساز است.
تا کنون هم رسته سرّاجان در بازار های آن بوده و در این بازار یمین الدین بهرامشاه ابن حرب از طرف فدایی ملا حده به قتل رسیده بود. بازار دیگری که به ما معلوم است بازار نو نام داشت و شاید به درِ نو شهر زرنج مربوط بود این بازار به سال (۳۱۵ هجری) در ماه ربیع الاول سوخت.(۲۲)

 

۲ پاسخ به “هویت گمشده ما ،ادامه فصل هشتم”

  1. admin گفت:

     خواننده گان محترم !
    اینک برادر دانشمند ما جناب استاد شاه محمود محمود لطف نموده ادامه فصل هشتم هویت گمشده ما را در مورد  ولایت نیمروز که حاوی معلومات  تاریخی ، دلچسپ و خواندنی است برشته تحریر در آورده و بدسترس علاقمندان آن قرار داده اند .  بنده هم آنرا تقدیم شما عزیزان خواننده مینمایم . امیدوارم که سلسله این مقالات جالب را  مطا لعه و بدسترس دوستان و عزیزان تان قرار دهید تا آنها هم از مطالعه آن مستفید و نظریات ، پیشنهادات و انتقادات سالم خود را ارایه نمایند. موفقیت استاد گرامی را خواهانم . مهدی بشیر

  2. برادر گرانقدرم محمد مهدی جان بشیر را بابت این صفا و صمیمیت که در ورای این پیام نهفته است تشکر و سپاسگزارم . با انتشار دوباره این مطالب در سایت وزین ۲۴ ساعت ، مدیون زحمات شما میباشم . همیشه با دیزاین و رنگ های مناسب که پروگراف ها را برجسته میسازد مطالب را خواندنی تر میسازید .
    من هم ارزومندم تا هموطنان و خوانندگان هموطن مان این مطالب را مطالعه ، کاستی ها و اضافات اگر ضرورت باشد و یا نامها و برخی مطالب را تصحیح نمایند برایم بنویسند تا آنرا تنقیح نمایم
    در پایان یکبار دیگر از شما برادر عزیز سپاسمندم که همیشه همراه و همگام اید سعادت و بهروزی را همراه باشید لحظات زندگی تان مملو از شادی و خوشی باشد

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما