۲۴ ساعت

۱۳ میزان
۲دیدگاه

فرصت‌ طلبان رهبر و قمار سیاسی – تاریخی

تاریخ نشر شنبه  ۱۳ میزان  ۱۳۹۸ –  پنجم  اکتوبر  ۲۰۱۹ هالند

فرصت‌ طلبان رهبر

و قمار سیاسی – تاریخی

بخش بیشتری از سران سیاسی تاجیک‌ تبار در بهترین فرصت تاریخی بدترین بازی سیاسی کردند و دارند به این بازی بد و ننگین تاریخی ادامه می‌دهند.
بازیی که بربنیاد خودخواهی، منطقه‌ گرایی، سودجویی، طمع و توقع و گرفتن جای‌گاه سیاسی چند روزه و چند کرسی استوار است تا بر مصالح بزرگ کشوری، ارزشی، راه‌ بردی و حتا قومی. در این میان سران سیاسی اوزبیک، پشتون و هزاره نسبت به سران تاجیک و اکثر، جمعیتی، خوب بازی کردند.
در این جای تردید نیست که در بازی‌های سیاسی کشور ما اولویت‌های تباری، سمتی، زبانی و مذهبی در برابری با اولویت‌های ملی، حقوق بشری و انسانی بیشتر پررنگ است، اما در همین مقیاس و اندازه‌ گیری نیز سران سیاسی تاجیک و جمعیتی نتوانستند توازن سیاسی و قومی شان را در برابر دیگران نگه‌ دارند.
این نبود ثبات سیاسی و معامله‌های شخصی به جای معامله‌ی سازمانی و جمعی سبب شد تا یک بار دیگر فرصت فوق‌العاده‌ی تغییر بنیادی – تاریخی و ساختاری را از دست بدهند. آنان با این کار شان هم به ارزش‌های حقوقی و هویتی خود و قوم خود آسیب رساندند هم به روند مردم‌ سالاری، تغییر و منافع راه‌بردی اوزبیک‌ها، هزاره‌ها و اقوام کوچک دیگر.
 شماری فراوانی از سران سیاسی تاجیک‌ تبار در برابر تقلب، تعصب و تسلط کرنش کردند و یک بار دیگر فرصت مناسب سیاسی – تاریخی را قربانی اختلافات بچه‌ گانه‌ی درونی، خودخواهی، قدرت‌ طلبی، زراندوزی و منطقه‌ گرایی کردند. فرصتی که می‌توانست برای آحاد مردم و کشور یک برگه‌ی نو تاریخی را باز کند و قدرت انحصاری و یک‌ جانبه‌ی قومی را به اقتدار سیاسی و مشارکت ملی تبدیل کند.

فرصتی که می‌ توانست باور تمامیت‌ خواهی، اکثرپنداری و استیلای تباری را از ریشه نابود کند و یک درس بزرگ تاریخی برای هژمونیست‌ها و افزون‌ طلبان باشد؛ فرصتی که می‌توانست یک گام به سوی ارزش‌ گذاری به آرای مردم، روند مردم‌ سالاری، توازن و تفکیک قوا، مشارکت سیاسی ، وحدت ملی و رفتن به سوی دیگرگونه‌ گی و ثبات و پایداری باشد.       سران سیاسی تاجیک با تفرق، پراکنده‌گی و روی‌کرد سودجویانه‌‌ی مقطعی شان توانستند این فرصت طلایی را بکشند و توازن را به سود تمامیت‌ خواهان دیگرگون بسازند. این سرانِ فرصت‌ طلب و بی‌ برنامه با این کار شان هم گور خود را کندند هم گور مردم شان و دیگران را. حاکمیت موجود و تمامیت‌خواهان با توسل به ابزار توطئه، تزویر، تطمیع، ترس و تفرقه توانستند تا حدود قابل ملاحظه‌ یی به مرزهای پیروزی و احیای استیلای تباری‌ – سیاسی و ادامه‌ی این روند نامیمون نزدیک شوند. 

     موضع‌ گیری‌های ناشیانه، گذرا و مبتنی بر عقده و غیر ملیِ این سران زمینه را برای یارگیری و مداخله‌ی رقیبان مستبد و تبارگرای شان مهیا کرد تا به طبل پیروزی بکوبند و یک بار دیگر خواب رفتن به ارگ را ببینند. آنان می‌توانستند با پیوستن به دسته‌ی ثبات و هم‌ گرایی سنگِ تمام سیاسی را بگذارند و دیدگاه جهانیان را نیز در پیوند به وزنه‌ی سیاسی خود تغییر بدهند.

     همین اکنون سران حاکم دسته‌ی دولت‌ ساز زیرآبی می‌ روند و به گونه‌ی سازمانی در صدد لغزاندن پاهای بی‌ اراده و متزلزل اعضای دیگری از میان سران و فرماندهان تاجیک‌تبار و سران هزاره و اوزبیک اند تا بتوانند پس‌ لرزه‌های سنگین پس از اعلان نتایج انتخابات را مدیریت کنند. آنان با هر ابزاری (پول، تطمیع و تهدید) می‌خواهند بازی را ببرند؛ برای خود مشروعیت بخرند و به جهانیان چنان وانمود کنند که بیشترین رای و اجماع را با خود دارند. آنان برنامه‌ی از پیش‌ طرح شده و راه‌ بردی حال و آینده‌ی خود دارند و از خطوط سرخ شان، که اقتدار قومی با ابزار سیاسی و ساختاری جمهوریت و اختیارات فرا قانونی شخص رییس‌ جمهوری است، به هیچ روی نمی‌گذرند. در برابر نبود ثبات سیاسی در میان سران جمعیت و تاجیک‌ تبار و سیاست‌ ورزی روزمره و زیکزاکی آنان، پیروان اندک این سران را چنان گیج ساخته است که حیران مانده اند چگونه خود را با سیاست‌ ها و گفته‌های دیروز و امروز رهبران شان خود را عیار و هماهنگ کنند؛ به کی دوست و به کی دشمن بگویند و چگونه دشنام‌ها و نفرت‌های دیروز را انکار کنند و روی‌کرد امروز را چگونه توجیه کنند.

در کل و در فرجام پیام و انتباه این نوشته به سه نکته‌ی زیر فشرده می‌شود:

     ۱- سران حاکمِ دسته‌ی دولت‌ ساز به دمکراسی واقعی باور ندارند و می‌خواهند با توسل به تقلب، تغییر موازنه و شعارهای ریاکارانه به حاکمیت تک‌ قومی و استیلا و انحصار سیاسی خویش، به هرشیوه‌ی ممکن ادامه دهند و خود را پیروز انتخابات اعلان نمایند.

     ۲- تجربه‌ها و شواهد بیان‌ گر این است که سران سیاسی معامله‌ گر تاجیک‌ تبار، در گام نخست و در گام‌های بعدی سران معامله‌ گر اوزبیک و هزاره بازنده‌های اصلی میدان سیاسیِ پس از انتخابات خواهند بود؛ حتا اگر در کنار آقای غنی و دسته‌ی دولت‌ ساز هم باشند. بدون تردید پس از پیروزی دسته‌ی دولت‌ ساز روند مجاهد ستیزی، از میان‌ برداشتن جزایر قدرت و خلع صلاحیت مهره‌های پیوسته به این دسته پی‌گیری خواهد شد و حضور مهره‌های درشت غیر پشتون در این دسته و حاکمیت بعدی نمادین خواهد بود.

      ۳- در برگه‌های تاریخ به خط درشت نوشته خواهد شد که شماری از سران اقوام با ناپخته‌ گی سیاسی، خودخواهی و موضع‌ گیری‌های نسنجیده‌ی خود مصالح ملی، ارزش‌ها و هویت خود و هم‌ تباران خود را قربانی معامله‌های آشکار و پنهانِ زود گذر و سود جویانه کردند. سرانی که جز به منفعت خود، خانواده و حواریون مبلغ و کام‌ جوی شان در پای هیچ ارزش دیگر نایستادند و با این اشتباه تاریخی شان تداوم تبعیض، خودکامه‌ گی و استبداد سیاسی را تضمین و تحکیم کردند.

 عنایت الله باور بامیک
 

۲ پاسخ به “فرصت‌ طلبان رهبر و قمار سیاسی – تاریخی”

  1. admin گفت:

    درود به دوست محترم آقای باور بامیک ، تشکر از نوشته عالی تان. واقعآ این فریبکاران و متعصبین تفرقه انداز ها در طول زندگی خود کاری به تفع ملت و کشور نکردند و هدف شان قدرت و دولت است. امیدوارم که تمام مردم افغانستان از شمال تا جنوب واز شرق تا غرب از هر قوم و ملیتی که اند با هم متحدانه در فضای دوستی زندگی نمایند و فریب این خاین ها را نخورند.
    جناب آقای بامیک لطفا دیدگاه خود را علاوه در فیسبوک در سایت هم مانند دیگر نویسنده ها و شاعران محترم بنویسید تا دیگر دوستان هم اینکار را بکنند.
    مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما