۲۴ ساعت

۲۹ سرطان
۳دیدگاه

« هیچ سحر نمی شود »

تاریخ نشر  شنبه  ۲۹ سرطان ۱۳۹۸ –  ۲۰  جولای ۲۰۱۹ هالند

« هیچ سحر نمی شود »

محترم استاد عبدالهادی رهنما

شام سیاه کشورم هیچ سحر نمی شود

زاغ سیاه بد سرشت رنگ دگر نمی شود

دانش و عشق زندگی رفته ز کف فنا شده

در دل خشک این کویر کشت هنر نمی شود

در چمن خزان زده مرغ سخن سرا گهی

نغمه گر سرای دل جان پدر نمی شود

عشق ز دل ز دوده اند ، خنده ز لب ربوده اند

ظلم و ستم نموده اند ، ختم شرر نمی شود

بوی وفا نمی دمد ، از نفس ریا و کین

آیینه ی که بشکند جلوه اثر نمی شود

گوش بکن عزیز من گر کمکی تو عاقلی

کس به صداقت هیچگه صاحب زر نمی شود

آب رخُت چو آب جو پیش کسان مده به باد

نرخ خزف به قیمت درُ و گهر نمی شود

دست فقیر و بیوه را زود بگیر که میروی

سنگ لحد به زیر سر بالش پر نمی شود

سوخته جان رهنما از ستم زمانه اش

شام سیاه کشورش هیچ سحر نمی شود

عبدالهادی رهنما

 

۳ پاسخ به “« هیچ سحر نمی شود »”

  1. admin گفت:

    تا همین خاین های وطنفروش و برادر های فاسد شان در کشور ما باشند ، این شام سیاه هیچوقت سحر نمیشود .درود به برادر محترم و استاد گرامی آقای عبدالهادی رهنما و سروده مملو از احساس شان . مهدی بشیر

  2. عبدالهادی رهنما گفت:

    تشکر ازحضور صمیمانه برادر ادیب. خردمند و گرامی ام جناب محمد مهدی بشیر

  3. قیوم بشیر هروی گفت:

    استاد گرانمایه جناب رهنمای عزیز احساس پاک تان را می ستایم ، سعادتمند باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما