۲۴ ساعت

۰۴ حمل
۷دیدگاه

از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی

تاریخ نشر یکشنبه  چهارم  حمل  ۱۳۹۸ – ۲۴ مارچ ۲۰۱۹ هالند  

حکایت ۲۷۲

ای شیخ برو مسئلهء  عشق  بیاموز

هرچند که این مسئله آموختنی نیست

« مشتاق »

عاشق دروغی

ابوالعتاهیه ( ابواسحق اسمعیل بن قاسم شاعر معروف عرب متوفی بسال (۲۱۱ یا ۲۲۱) بعشق ومحبت «عتبه» کنیزک مهدی عباسی شهرت یافته بود وبیشتر تغزلات شعری وی نیز بنام عتبه است.

وی در عین حال که بشغل شعر و شاعری مصروف بود، پیشهء سفال فروشی داشت و هر سال در روز « نوروز» و «مهرگان» اشعاری را که در مدح خلیفه سروده بود بدربار می فرستاد.

وقتی ، این دوبیت را سرود و بر پارچهء معطری نوشت ودر ظرفی سفالین گذاشت  وبرای خلیفه فرستاد:

نفسی  بشیئی  من الدنیا معلقه

الله  والقائم   المهدی   یکفیها

انی الایأس  منها ثم  یطمعنی

فیها احتقارک بالدنیا و مافیها

یعنی : نفس من به چیزی از دنیا تعلق خاطر پیدا کرده است که خدا وخلیفه می توانند آنرا کفایت کنند.

من از بدست آوردن آن نومیدم ولی همت بلند خلیفه که دنیا و مافیها را ناچیز می شمارد مرا برای تحصیل آن تطمیع می نماید.

مقصودش از « چیزی از دنیا » عتبه بود و چون خلیفه محبت او را به عتبه شنیده بود کنیزک مذکور را بوی بخشید.

هنگامی که عتبه از بخشش خلیفه مطبع شد ، شیون وزاری آغاز نمود و گفت:

ای امیر مؤمنان ، خدمت های مرا فراموش کردی و مرا به مرد زشت روی سفالفروشی که از راه شاعری نان می خورد بخشیدی؟

خلیفه بر عتبه رحم آورد واز فرستادن او بسوی ابوالعتاهیه منصرف شد و امر کرد تا همان ظرف سفالین را از پول نقد پر کنند وبابوالعتاهیه برسانند.

ابوالعتاهیه از امر خلیفه اطلاع یافت ونزد گماشتگان خلیفه رفت و گفت :

قصد خلیفه از پول نقد : دینار بوده و باید ظرف مرا از دینار پر کنید.

آنان قبول نکرده گفتند:

ما آنرا از درهم پر می کنیم واگر خلیفه تصریح بدادن دینار کند در آنصورت درهم ها را بدینار مبدل می نمائیم.

این اختلاف ، مدت یکسال طول کشید واو هر روز به گماشتگان خلیفه رجوع می کرد و مطالبهء دینار می نمود وآنها قبول نمی کردند.

این خبر به عتبه رسید و گفت :

این عاشق درغگوی اگر در عشق خود صادق می بود، یکسال وقت خود را در کار تبدیل درهم بدینار صرف ومرا فراموش نمی کرد.

سلسله این حکایات آموزنده و جالب ادامه دارد…

 

۷ پاسخ به “از هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی”

  1. admin گفت:

    دوستان عزیز !

    اینک حکایت ۲۷۲ از کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی تالیف شاد روان استاد بشیر هروی را تقدیم شما عزیزان نموده ام. امیدوارم که سلسله این حکایات را به دوستان تان هم ایمیل نمایید تا آنها از مطالعه آن مستفید شوند. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

  2. عبدالله هروی گفت:

    درود به برادر گرامی آقای محمد مهدی بشیر ، روح زنده یاد استاد بشیر هروی شاد و جنتها نصیب شان که باز هم یکی از حکایت های آموزنده شانرا از کتاب هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی را در سایت وزین ۲۴ ساعت نشر نموده اید. موفق و سلامت باشید.

    • admin گفت:

      تشکر از برادر محترم جناب آقای عبدالله هروی ، خداوند رفته گان شما را مغفرت کند .شما زنده وسلامت باشید. مهدی بشیر

  3. برهان الدین سعیدی گفت:

    دوست معظم و دانشمند بشیر صاحب !
    حکایت ۲۷۲ استاد بزرگوار شادروان هروی صاحب را بنام « عاشق دروغی » خواندم و از این حکایت اموزنده حظ و لذت بردم .
    الهی ؛ روح استاد بزرگوار هروی صاحب را شاد داشته و بهشت فردوس نصیبش گردد و همچنان برای شما دوست معظم و فامیل محترم یکبار دیگر سال نو و بهار نو را مبارک باد گفته و صحت ږ کامیابی شما را استدعا دارم . بااحترام برهان الدین سعیدی

    http://www.said-afghani.org/seite-makalat/ustad-bashir-herawi-25.09.2011/hakaeate-%20272-%2025.03.2019-%20Bashir%20Herawi.pdf

    • admin گفت:

      جهانی سپاس از دوست و برادر دانشمند و گرامی جناب آقای برهان الدین سعیدی ، تشکر از حسن نظر تان. از خواننده گان محترم و علاقمندان کتاب خواهشمندم که بالای لینک بالا کلیک کنند و علاوه از حکایت های زنده یاد استاد بشیر هروی مقالات شاد روان مولانا سعید افغانی را هم مطالعه نمایند. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

  4. عزیزه عنایت گفت:

    بسیار داستان زیبا بود درود بر روح پاک شاد روان بشیر هروی .
    شما بسلامت باشید که به اشتراک گذاشتید

    • admin گفت:

      درود به خواهر گرامی خانم عزیزه عنایت ، جهانی سپاس از حسن نظر تان. زنده و سلامت باشید. مهدی بشیر

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما