۲۴ ساعت

۱۵ حوت
۴دیدگاه

سیمای محمد حسین طالب قندهاری

تاریخ  نشر سه شنبه ۱۵ حوت  ۱۳۹۶ –  ششم  مارچ  ۲۰۱۸–  هالند

* – در تصویردستجمعی بالا از راست به چپ  : میرزا غلام نبی خان مرادی ، میرزا محمد جعفر خان قندهاری،سید اسمعیل بلخی ،میرزا عبدالغفار خان بیدارشاعر و محمد حسین طالب قندهاری نویسنده و شاعر و سایر هراتی ها و قندهاری ها .

**********************************

سیمای محمد حسین طالب قندهاری در پویه تاریخ ( * )

نوشتۀ : محترم استاد شاه محمود محمود

اتفاق، اتفاق ای اتفاق
هست هر یک قوم اسلامی یک انگشت وطن

جمع اگر گردیم زآهن می شود مشت وطن

الحذر تا نشکنی از تفرقه پشت وطن

الامان از کینه و تزویر و زنهار از نفاق

اتفاق، اتفاق ای اتفاق
” محمد حسین طالب قندهاری “

مقدمه :
فرهنگیان و اساتید و دانشمندان زمان ما با نام و شخصیت محمد حسین طالب قندهاری اشنایی کامل دارند . برخی کنارش بودند و برخی از محضر شریفش فیض بردند. فراز و نشیب روزگار هرگز قامتش را خم نساخت و چون اشعه زرین افتاب بر همه یکسان می تابید.

موصوف در قندهار و کابل و هرات به خصوص در حلقه فرهنگی و علمی بیشتر به ” طالب قندهاری ” شهرت داشت.
طالب قندهاری ادیب و شاعر زبانهای فارسی و پشتو بود . او نه تنها شعر می سرود بلکه شعر را میشناخت . در دوایر و وزارت خانه ها به وظایف مختلف اداری مشغول بود . شاید طبع سرکش و یا هم عدم توافق موصوف با دستگاه دولت ؛ طالب قندهاری را به گوشه یی دارالوکاله کشاند تا رفع دعاوی هموطنان خویش نماید .

به نظرم این دارالوکاله فقط برای تجمع و نشست فرهنگیان و دانشمندان و اساتید مرجع مناسب بود تا برای برپایی دعاوی مملکت در حضور طالب قندهاری سخنان ناگفته و پیام های ناشگفته خویش را به یکدیگر برسانند .

از خلال نوشته های که جسته و گریخته به نظر میرسد ؛ فرهیخته گان چون : سید اسمعیل بلخی ، پوهاند عبدالحی حبیبی ، پوهاند میرحسین شاه ، استاد علی اصغر بشیر هروی ، رسول خان پشتون، عبدالعزیز خان مدیر طلوع افغان، عبدالحسین توفیق شاعر و نویسنده ، ملا محمد علی هروی خطاط مشهور که کتیبه های مسجد جامع را با مهارت مانند هشتصد سال قبل خطاطی نمود ، محمد آصف فکرت و اکرم عثمان ….. را میتوان نامبرد که از ایشان شناخت و همنشین بودند.

برخی مانند اکرم عثمان در آغازین روزهایکه به دکلمه شعر پرداخت کیفیت صدا و آوا را از طالب قندهاری فراگرفته بود او می نویسد که : کسی که مرا با چند و چون دکلمه آشنا ساخت، استاد فزون‌ مرتبتم جناب محمد حسین طالب قندهاری بود. او به من یاد داد که مثلاً حروف صدادار الف و الف مد یا حرکات واو و یا را در شروع و وسط و آخر کلمه به چه طرز و تکیه، ملایم یا کشیده تلفظ کنم؛ کجا به اصطلاح وقف لازم دارم و در کجاها صعود و نزول تدریجی کلمات متصل و ترکیبی را رعایت کنم. (۱)
صحبت و برخورد دانشمندانه طالب قندهاری سبب تغییراتی ذهنی و فکری افرادی هم بود که بعد ها منیحث دانشمند و قلم به دست شهرت یافتند. واصف باختری در ضمن دیوان واصل از محمد حسین طالب قندهاری منحیث شاعر و نویسنده قابل احترام یاد می کنند (۲)
ناگزیر باید اعتراف نمود که نه تنها حکومت ها بلکه دانشمندان و حلقات فرهنگی تا امروز از ایشان کوچکترین یادی نکرده و نه کوشیده اند تا شخصیت و دانش او را با سیمینار و یا نشستی تجلیل نمایند و یا آثار او را به چاپ برسانند. ارزومندم حلقات فرهنگی و مسؤولین وزارت اطلاعات و کلتور در این زمینه دست به کار شوند.

طالب قندهاری کی بود؟
محمد حسین طالب قندهاری فرزند غلام حسین در حدود سال ۱۲۸۸ هـ ش در روستای گُندگان سه میل دور تر از شهر قدیم قندهار متولد شد خلاف آنچه برخی هموطنان ما؛ که موصوف در روستای ” یگاوند” ارزگان تولد یافت . پدر و مادر محمد حسین طالب قندهاری از شهر« گیزاو» ولایت ارزگان بودند که در اثر ناملایمات امیر عبدالرحمن خان به قندهار آمدند . طالب در طفولیت تعلیم و خواندن و نوشتن الفبا را در دامان خانواده و مدرسه و مسجد زاد گاه خویش روستای « گُندگان» فرا گرفت. سپس در اثر توجه مرحوم میرعبدالجواد آغا که از فرهیخته گان مذهبی شهر قندهار بود، به مکتب جدید التاسیس دوره یی امانی شامل گردید و تحت سرپرستی ایشان این مکتب را به پایان برد. و برای دست یابی به علوم بیشتر و یا رسیدن به مقاصد فرهنگی به کابل آمد و در مکتب ( مدرسه‌ حکام ) یا دارالحکام دوره یی امانی مشغول تعلیمات متوسطه و یا رشدیه گردید. در کنار تحصیل به دلیل علاقه یی مفرط به ادبیات و داشتن ذوق شعری،‌ به مطالعه و تحقیق ادبی همت گماشت و با علما و ادبای وقت به رفت و آمد و همنشینی پرداخت و ازاین طریق به ارتقای دانش خویش به ویژه در بخش ادبیات فارسی دری و سرایش شعر دست یازید .
در نواجی حدود ۱۴ یا ۱۵ سالگی اولین شعر خویش را سرود و مانند همه شعرآ ؛ تخلص « طالب» برای خویش برگزید. و از آنروز به بعد به طالب قندهاری شهرت یافت .
اما شرایط کشور برای موصوف دشوار گردید مکاتب و مدارس نسبت به قدرت رسیدن امیرحبیب الله کلکانی مسدود گردید و روزنامه ها و جراید و همه داشته های فرهنگی شاه امان الله خان از بین رفت . طالب قندهاری ؛ مجبور شد تا کابل را ترک نماید و به قندهار برگردد .
طالب قندهاری بعدا” که وضع کشور به ارامش گرایید و دیگر نه از شاه امان الله و نه از امیر حبیب الله کلکانی نشانی ماند به وظیفه اداری منحیث «‌میرزا » در قومندانی امنیه ولایت قندهار شامل کار شد. درسال ۱۳۲۲ هـ ش به جمع فرهنگی – سیاسی گروه ارشاد هرات به رهبری سید اسماعیل بلخی پیوست. ضمنا” با شناخت قبلی که با نایب الحکومه هرات غلام فاروق خان عثمان پدر اکرم عثمان داشت به وظایف در هرات پرداخت . درسال ۱۳۴۲ هـ ش به تقاعد سوق گردید و به کارهای آزاد و مطالعات و تحقیقات در تاریخ و ادبیات روی آورد.
طالب قندهاری در سال ۱۳۴۷ هـ ش دارالوکاله یی در دو منزل ( در یکی از اطاق ها سکونت مینمود و در منزل دیگر دفتر کارش بود ) در جاده خیابان در نزدیک مسجد پل خشتی کشود و مشغول فعالیت شد و برعلاوه رفع دعاوی هموطنان با شناخت قبلی که با مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی داشت ؛ همکاری خود را با جریدهء وزین ترجمان آغاز نمود . جریده متذکره به مدیریت شادروان استاد علی اصغر بشیر «هروی» و صاحب امتیازی پوهاند دکتور عبدالرحیم « نوین » از بیست و نهم حمل ۱۳۴۷ هـ ش = ۱۸ اپریل ۱۹۶۸ م هر پنجشنبه در مطبعهء دولتی کابل به زینت چاپ آراسته میشد. تا اینکه پس از ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ هـ ش که همزمان بود با سقوط سلطنت و به قدرت رسیدن سردار محمد داؤد ، بعد از چاپ چندین شماره از سال ششم نشراتی اش با تعدادی زیادی از نشرات آزاد دیگر از چاپ ایستاد.
امروز با ورق زدن کلکسیون های جریده ترجمان به خواندن مطالب و اشعارطنز گونه های با نام مرحوم محمد حسین قندهاری بر میخوریم که در پهلوی نویسنده گان دیگر چون مرحوم محمد امین مشعوف ، مرحوم مصلح و استاد عبدالکریم تمنا جریده را آذین نموده اند . (۳)
بعد از اینکه محمد داوود خان به قدرت رسید شرایط برای طالب دلخواه نبود و احتمالا” مریضی کلیوی ( گرده ) و یا قیودات مطبوعات و فشار های سیاسی طالب قندهاری قبل از آنکه دستگیر شود و به زندان برود ؛ مجبورشد تا وطن را ترک نماید. در قدم اول وارد ایران شد و به تداوی کلیه خویش دریک شفاخانه تحت تداوی قرار گرفت و بعدا” به زیارت عتبات عالیه به کربلا رفت و مدتی را در حوزه یی علمیه یی نجف توقف کرد و در این اقامت کوتاه گفته میشود با آیت الله خمینی و آیت الله خوئی که از بزرگان مرجع تقلید بود ملاقات کرد. در سال ۱۳۵۶ هـ ش به ایران بازگشت و درشهر قم اقامت نمود.
اما با آمدن آیت الله خمینی به ایران ؛ نسبت نزدیکی طالب قندهاری با ایت الله شریعتمداری سبب شد که فاصله میان طالب قندهاری وآیت الله خمینی بیشتر گردد. بنابران روز های دشوار طالب قندهاری فرا رسید تا جاییکه اجازه نداشت از ۲۵ کیلومتری شهر قُم بیرون برود.

آثار وکارکرد های فرهنگی :
طالب قندهاری به زبان های فارسی – دری پشتو و عربی تسلط کامل داشت . او شعر می سرود و طنز گونه های شعری قلم میزد . اشعار فراوانی از او در مطبوعات مرکز و ولایات به چاپ رسید؛‌ مهم ترین یا مشهورترین شعر او قطعه ای به نام ( اتفاق ) است که در سال ۱۳۲۰ هـ ش همزمان با جنگ دوم جهانی سروده و در نشریه یی ” اتفاق اسلام ” که در شهر هرات منتشر می شد به چاپ رسید. در سال ۱۳۲۲ هـ ش به جمع فرهنگی – سیاسی گروه ارشاد هرات به رهبری سید اسماعیل بلخی پیوست. در سال ۱۳۴۲ هـ ش به تقاعد سوق شد . در سال ۱۳۵۰ هـ ش اشعار محمد نبی واصل کابلی را جمع آوری و چاپ نمود . بعدا” همایون پرونتا مجددا” در سال ۱۳۷۳ هـ ش اشعار واصل کابلی انتشار داد و در سالهای اخیر بار دیگر دیوان واصل کابلی به اهتمام خانم دکتر عفت مستشارنیا نیز چاپ شده است.
محمد آصف فکرت در حدود سال ۱۳۶۳ هـ ش؛ نسخۀ خطی مجموعه یا دیوان اشعار محمد حسین طالب قندهاری را در آستان قدس در شهر مشهد دیده بود . کتاب متذکره با عنوان دیوان طالب قندهاری، به خط سید محمود حسینی با شمارۀ ۱۱۸۰۹ در بخش مخطوطات کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی به زبانهای فارسی و پشتو موجود است.(۴)
محمد حسین طالب قندهاری قبل از اینکه افغانستان را ترک نمایند دیوان اشعار پشتو وی چاپ شده است .
در اشعار طالب قندهاری؛ عشق و عرفان، نگرش و دیگاه اسلامی ، انتقاد از دربار و سلطنت، نا امیدی وعدم احساس مسؤولیت روشنفکران، به چشم میخورد . از نگاه صنایع بدیعه ؛ استعاره، تشبیه، تناسب، تلمیح و تخیل، تشخیص، تشبیه و بیان موسیقیایی داخلی و معنوی و بیانات مجازی مملو میباشد. (۵)
اخرین اثر که از موصوف به جا مانده است ؛ ” نگاهی به تاریخ دیروز و امروز افغانستان ” است که در سال ۱۳۶۲ هـ ش به چاپ رسیده است. این کتاب هر چند فشرده بوده و به زبان ساده و روان نگارش یافته است، اما وقایع مهم و ناگفته فراوانی از تاریخ غمبار کشور را بیان داشته است.
او علی رغم کهولت سن و کسالت مزاج، دست از کارهای فرهنگی و پژوهشی و سرایش نکشید. در شهر قم از سوی موسس دفتر تبلیغات کنونی حوزه یی علمیه قم دعوت شد تا برخی از کتاب های فارسی و عربی را که درباره یی معارف اسلامی و تاریخ اسلام نگاشته شده است،‌ به زبان پشتو ترجمه کند.(۶)
طالب قندهاری در زندگی اجتماعی مرد خوش برخورد بود، تنها زندگی میکرد و ازدواج نکرد تا بالاخره به عمر ۷۶ سالگی در سال ۱۳۶۴ هـ ش در شهر قُم زندگی را درعالم غربت و مهاجرت بدرود گفت .
مرحوم طالب قندهاری یک نویسندهء چیره دست، شاعر توانا و آزاد منش بود که به دو لسان فارسی – دری و پشتو شعر می سرود. نمونه ای از کلام طالب قندهاری که در شماره بیست و سوم سال اول ترجمان مؤرخ ۲۸ سنبله ۱۳۴۷ هـ ش به نشر رسیده بود.

این و آن

این را لباس پاره میسر نمی شود

و آن خنده بر قبای قناویز می زند

این یک زمفلسی دل ازهرچیزکنده است

وان یک ز کبر پای بهر چیز می زند

این یک فتاده پای پر از آبله براه

وان توسن مراد به مهمیز می زند

این یکچو چنگ گشته وچون چنگ درنواست

وان چنگ ها بزلف دلآویز می زند

این در بساط خویش ندارد بغیر آه

وان از نشاط ساغر لب ریز می زند

این را تب و تعب بربوده توان وتاب

وان یک ترانهء طرب انگیز می زند

این یک زرنج وغصه لبش خشک ودیده تر

وان بوسه ها به لعل شکر ریز می زند

این گریه از مظالم چنگیز می کند

وان خنده بر مظالم چنگیز می زند

آن را دی است خانه زآتش چو نو بهار

وین در بهار لرزهء پائیز می زند

گوش غنی به ویلون سالون بود، چه غم؟

داد از غریب بر در دهلیز می زند

ساقی بجام عدل اگر باده می دهد

(طالب) چرا سخن گله آمیز می زند (۷)

زیرنویسها :
۱ – افغان موج – سایت درنگی در آستانه هشتادمین فرسنگ ، منتشر شده در سه شنبه, ۲۳ قوس ۱۳۹۵ هـ ش .
۲ – باختری – واصف، هدیه به دوستان شعر، کابل نات، سال اول ، شمارهً سیزده، سپتمبر/ اکتوبر ، ۲۰۰۵ م .
۳ ـ هروی – قیوم بشیر ، یادی از زنده یاد طالب قندهاری ، سه شنبه ۱۴ جنوری ۲۰۱۴ م ، سایت ۲۴ساعت .
۴ – فکرت – محمد آصف ؛ یاد باد آن روزگار – با مترجم حدود العالم ، سایت کاتبان ، ۲۶حمل ۱۳۸۷ هـ ش .
۵ – ارزگانی – غلام حسن ، مدخلی بر اشعار مرحوم محمد حسین طالب قندهاری، سایت نی ، شماره نهم سال هشتم میزان ۱۳۸۹ = سپتامبر ۲۰۱۰ م .
۶ – شاعر آزادی خواه محمد حسین طالب قندهاری (۱۲۸۸– ۱۳۶۵ ش) شبکه اطلاع رسانی افغانستان.
۷ – هروی – قیوم بشیر، اثر فوق الذکر، همانجا .

 

۴ پاسخ به “سیمای محمد حسین طالب قندهاری”

  1. admin گفت:

    درود به برادر بزرگوار و استاد گرامی جناب آقای شاه محمود محمود ، تشکر از مقاله زیبا وعالی تان. خداوند مرحوم استاد محمد حسین طالب قندهاری و دیگر عزیزانیکه در این مقاله نامشان است و خود شان به رحمت حق پیوسنتد مغفرت کند و آنهاییکه زنده اند خداوند عمر طولانی وباعزت بشمول شما عنایت فرماید. زحمت زیادی در باره این مقاله معلوماتی کشیده اید . موفق وسلامت باشید . مهدی بشیر

    • برادر عزیز محمد مهدی جان بشیر تشکر و سپاسگزارم از این همه لطف و مرحمت برادرانه تان . نمیدانم شما به یاد دارید یا خیر شنیدم که مرحوم استاد بشیر هروی هر شماره ترجمان را که از چاپ بیرون میشد شخصا” به مرحوم طالب قندهاری می آوردند و در پهلوی اینکه در باره مطالب شماره آینده ترجمان رد و بدل میشد و چای کنار هم می نوشیدند. خداوند هر دو بزرگوار و داشمند وطن را مغفرت نمایند . برای شما همچنان سعادتمندی ارزومندم

      • admin گفت:

        استاد محترم جناب آقای شاه محمود محمود ، بلی یادم است و مرحوم پدرم هرهفته شماره جدید جریده ترجمان را به مرحوم طالب قندهاری میبردند ویا میفرستادند و گاهی هم بنده میبردم چون ایشان یکی مشترکین جریده ترجمان بودند. اما در مورد مطالب شماره آینده با کسی صحبت نمیکردند. ، ایشان درجاده نادر پشتون تقریبا مقابل مغازه قاری امان نوایی در منزل دوم دفتر و یا اتاقی داشتند بنام دارالوکاله طالب قندهاری و شما از من بهتر معلومات دارید. و اکثرعصر ها تعداد زیادی از دوستان فرهنکی و دانشمندان دور هم جمع میشدند و باهم صحبت میکردند ، شعر میگفتند و چای نوش چان میکردند.خداوند همۀ رفته گان شما و ما را بیا مرزد و ایشان را هم. زنده و سلامت داشته باشید.

  2. بنام خداوند غفّار
    بنده مرحوم محمد حسین طالب قندهاری را ازآوان طفولیت می شناختم. درآنزمان ایشان دروزارت داخلهء افغانستان عزیز مأموریت داشتند. درعین زمان مامای مرحومم علی اکبرخان کمندی وبرادر بزرگم محمد مهدی خان حیدری نیز درآن وزارت وظیفهء رسمی داشتند.آنها درمحیط کاری شان با مرحوم طالب قندهاری آشنائی ورفاقت پیدا نموده بودند.
    ازآنرو طالب قندهاری درخانه ما رفت آمد داشته وباخرد وکلان محبت زیاد مینمودند.
    من بادوخواهرزاده هایم در همان زمان درمسجد قلعهء هزاره های چنداول نزد استاد مرحوم مان قار ی جان محمدخان گلستانی خواندن قرآن کریم را یاد می گرفتیم.
    بعضی اوقات که مرحوم طالب قندها ری به منزل ما می آمدند، دربارهء آموختن قرآن کریم ومسایل اسلامی از ما پرسان نموده ومارا بسیار خردمندانه و بامهربانی زیادتشویق می نمودندومیگفتند که درمساجد مختلف علی الخصوص درمسجد شاه دوشمشیره علیه الرحمه برویم ودرفاتحه خوانی ها قرائت نمائیم.
    افسوس که درآنزمان از علمیت وسجایای مرحومی خبر نداشتیم تا از وجود مبارکشان استفاده های بیشتر می نمودیم.
    یکبار مرحوم طالب قندهاری با محمد علم خان لوگری قومندان امنیهء وزارت داخله با علامه شیخ بهلول به منزل ما در قریهء آببازک لوگر به مهمانی آمده بودند که ازمحضرشیخ بهلول در همان روز خاطرهء فراموش نا شدنی داریم.ایشان برای چندین ساعت بدون وقفه ازیاد شعر خوانی میکرند.
    از اشعار مرحوم طالب قندهاری چون در دست ما نبوده متأسفانه کمتر استفاده نموده ایم.
    ایشا ن یک شخص بسیار عالم،نهایت مهربان وخوش برخورد بودند.
    خداوند ایشانرا غریق دریای رحمت خویش گردانیده وبهشت برین را منزل ومآوای شان بگرداند.
    جهان سپاس ازاستاد گرامی شاه محمود محمود که مارا بیاد یشخص عالم و مشوق ما در آموختن قرآن کریم با تجویدبودند.
    بادرود فراوان داکتر حیدری

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما