۲۴ ساعت

۰۱ حوت
۲دیدگاه

از وطن تا وطن دوستی

تاریخ  نشر سه شنبه  اول حوت  ۱۳۹۶ –  ۲۰  فبروری  ۲۰۱۸–  هالند

از وطن تا وطن دوستی

نوشتۀ محترم درمحمد وفاکیش

    هر انسان با در نظرداشت مختصات تاریخی، جغرافیایی، شرایط رشد اجتماعی و فرهنگی و عقیده تی وطنی که در آن متولد شده است، احساسات، عواطف، هیجانات و انگیزه هایی دارد که بر سرشت و سرنوشت مردمانی که با او در یک ساحه معین جغرافیایی که وطن نامیده میشود عجین گردیده و به بخش بارزی از هویت ملی او مبدل شده است.

   از این رو وطن، میهن و مآوا در ذهن و روان هر افغان، آوای بر خاسته از سرزمینی است کوهستانی با دره ها، وادیهای سر سبز و رشته آبهای که از چشمه ساران زلال کوهساران افغانستان سرچشمه گرفته به در یاهای خروشان آن می آمیزند.

  موقعیت جغرافیایی افغانستان در قلب آسیا در طول تاریخ  گذر گاه تمدنهای باستانی بوده که از مسیر دره های پر خم و پیچ آن گذشته دست آوردهای علمی، فرهنگی و آقتصادی ملل منطقه را در دل قاره ها بهم پیوند داده است و شهروندان آن به سهم خویش بر پر باری تمدن پویای جهان بشریت افزوده اند.

  از آن بوده است که در دراز نای تاریخ پر از فراز و نشیب کشور، آنگاه که هر متجاوزی جهت اسیر ساختن مردم پا بر حریم افغانستان گذاشته اند، وطن دوستانی که طی زمامداری امیران و شاهان خود کامه رعایا و در برهه تاریخی کنونی اکثریت خاموش خوانده میشوند، از میان صخره ها، دره ها، وادیها و شهرهای و طن سر بلند کرده و با نثار جان شان دشمنان متجاوز را از سر زمین شان رانده اند.

همچنان نقش و سهم متبارز عده یی از زعمای که در سمت و سو دهی مقاومت ملی مردم افغانستان ایفای رسالت و اصالت وطنی و ملی کرده اند در طول تاریخ کشور مقام در خور ستایش و قابل افتخار دارد.

چنانکه ابو مسلم خراسانی شهسوار میهن ما با رهبری آگاهانه مردم ما، بنای خلافت خود کامه  اموی را برچید و زمینه را برای تآسیس خلافت عباسی فراهم آورد. هفتاد سال بعد از  او در گذرگاه تاریخ وطن، آزادی خواه نستوه طاهر فوشنجی سربلند کرد که با درهم شکستن اسارت حاکمان عرب، اساس دولت طاهری را گذاشت.

میرویس نیکه که با بصارت یک زعیم آګاه با روفتن ساز و برگ استیلای بیگانه، سنگ بنای سرزمینی را با حاکمیت واحد ملی گذاشت و ایدیالهای  بهیخواهانه آن نه تنها از جانب احمدشاه بابا این درویش تاج دار، برای تثبیت حاکمیت ملی مردم افغانستان  پیگیری، بلکه بادرایت، خبره گی و قیادت وی به واقعیت مبدل شد.

هکذا مردم افغانستان طی دو رویداد تاریخی یعنی شکستن زنجیر اسارت انگلیس در سال۱۹۱۹م. و بعد دفع تجاوز ابرقدرت شوروی نه تنها شهامت و قهرمانی خویش را به  دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی  به جهانیان نشان دادند، بلکه طی این دو رویداد تاریخی، جغرافیای منطقه و جهان را به نفع انسان آزادیخواه تغییردادند.

   پس ملتی که بااین مشخصات در تاریخ ملل جهان سربلند کرده چرا عده از وطن دوستان آگاهش آواره، ملا نماها اش سرلشکر بیداد و نا آگاهش آفتی برای ویران کردن خانه و کاشانه یی خود باشد.

 به باور من در بدنه جامعه ما تعبیر وطن به یک ساحه مشخص جغرافیایی محدود و محصور شده است در حالیکه زیور وطن مردمانی اند که در این ساحه معین جقرافیایی که وطن نامیده میشود زیست می کنند، آبادی، خود کفایی از نظر اقتصادی، رشد اجتماعی، فرهنگی و ثبات سیاسی است که بالاثر آن میتوان وطن را از گزند متجاوزان در امان نگهداشت و به استقلال واقعی دست یافت.

 پس وطن ریگستانی نیست که برای حفاظت از آن، باییست آنرا به سیم خاردار و دیوار های غیر قابل نفوذ محاط و هر گاهی درختی در این صحرای سوزان ریشه گرفت، قامت بر افراشت با شاخه ها و برگهایش سایه بان سر مردمی شد که در پناه آن بخواهند لمحه یی بیا سایند با راکت و خمپاره آنرا از نهاد برداشت و بدینوسیله زمینه ساز نفوذ اجانب شد، پوتانسیال امنیتی و دفاعی کشور را ناتوان، وحدت ملی را با سنگر ساختن از اقوام منسوب به خود در هم شکست، آنرا فاقد تفکر ملی ساخت و آنگاه فرصت را به لجن پراگنی ها، مداریان سیاست زده و فاقد وقار و صلاحیت را در سمت و سودهی جامعه فراهم آورد.

    از جانب دگر با کمال تأسف، تاریخ نگاران ما و حتی آنهاییکه معروف به واقعیت گویی و واقعیت نویسی در کشور و جهان اند، نسبت عدم امکان  و دسترسی به اسناد، صف طولانی این معرکه داران و جانبازان اصیل راه وطن و شایقان ترقی و تعالی آن را سهوأ یا قصدأ به دست فراموشی سپرده و چه بسا که درایت و قهرمانی  یک و یا چند تن این قهرمانان واقعأ ملی به نام دیگری رقم خورده است .

  پس در کشوری که در زمینه نثار جان حق به حق دارآن نرسد در موارد دگر هرگز حقی به حقدار نخواهد رسید. بناء روی فهرست  قهرمانان ملی، افتخارات آنها باید مکث کرد تا شمه یی از حق جان نثاران حقیقی راه سعادت، آزادی و رستگاری مردم ما ادا گردد. وهم چیزفهمان کنونی قبل  از اینکه روی ملاحظات سیاسی و قومی به تأیید و یا شماتت این و آن بپردازند چه خوب بود و چه خوب خواهد بود که بر وجوه وطندوستی و آزادیخواهی ملتی مسؤلانه و متعهدانه بحث و دقت کنند که حتی برای حفظ  کلام ”  آزاد بودن و آزاد زیستن  ” حاضر اند صد بار جان شیرین شان را فدا کنند.

مبرهن است که نقطه پایان گذاشتن  به این همه  بیراهه رفتن  ها که اکثر ریشه در مناسبات عقب اقتصادی، سیاسی، اجتماعی   و فرهنگی کشور دارند، کار سهلی نیست. صرف با صدور فرمان و یا تنفیذ قوانین  نمیتوان از شراین آفات استخوان سوز نجات یافت. فقط عمل آگاهانه برای رهایی از فقر و بیسوادی است که با امحای آن نه تنها میتوان بر اسارت منابع تمویل کننده خارجی پایان داد، بلکه میتوان راه تلقیات نادرست را که جهت به بیراهه کشانیدن اراده بالقوه و بالفعل مردم ما تا حال به کاربرده شده است آگاهانه بست.

درمحمد وفاکیش

 

۲ پاسخ به “از وطن تا وطن دوستی”

  1. admin گفت:

    دوست دانشمند و گرامی جناب آقای در محمد وفاکیش ، و اقعآ احساس تان قابل قدر است و تحلیل تان در مورد وطن دوستی دقیق ، عالی و همه جانبه است . موفقیت و سلامتتی تان را آرزو میکنم . مهدی بشیر

  2. درمحمد وفاکیش گفت:

    دوست عالی قدرم بشیر صاحب! از لطف،مهربانی و همکاری بیدریغانه شما یک دنیا سپاس.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما