۲۴ ساعت

۱۶ عقرب
۲دیدگاه

محفل قدردانی از ملکهء تیاتر افغانستان

تاریخ  نشرسه شنبه  ۱۶ عقرب  ۱۳۹۶ –  هفتم  نوامبر  ۲۰۱۷–  هالند

محفل قدردانی از ملکهء تیاتر افغانستان ، بانو حبیبه عسکر

 و تذکری به جناب وزیر.

محترم قیوم بشیر«هروی»

ملبورن – آسترالیا

هفتم نوامبر ۲۰۱۷

بتاریخ بیست ونهم اکتوبر سال روان محفل با شکوهی بمناسبت بزرگداشت و قدردانی از کارکردهای بانوی تیاتر افغانستان محترمه حبیبه عسکر از جانب انجمن فرهنگی ویکتوریا (نوای فرهنگ) با همکاری تلویزیون جهانی زن در شهر ملبورن و با اشتراک  مدیر مسئول هفته نامه وزین افق محترم ضیاء ضیاء که از شهر سیدنی تشریف آورده بودند و با شرکت اعضای محترم انجمن فرهنگی باختر و تعدادی کثیری از فرهنگیان وفرهنگ دوستان شهر ملبورن با حضورداشت بانو حبیبه عسکر برگزار گردید.

آنچه درخور توجه و قدردانی می باشد تلاش های پیگیر  فرهنگیان مقیم ملبورن است که همواره برای حفظ ارزش های ملی و فرهنگی هموطنان ما در این سرزمین زحمت می کشند.  برنامه اخیر نیز یکی دیگر از برنامه هایی بود که نه تنها توسط هموطنان مهاجر ما استقبال واز آن قدردانی شد ، بلکه در سراسر جهان توسط آنهاییکه از انجام آن مطلع شدند درخور توجه قرار گرفت.

با آنکه عزیزان گرانقدری مخلصانه با تلاش های شبانه روزی خویش برای برپایی چنین برنامه هایی زحمت می کشند، جا دارد برای ارزش نهادن به این زحمات نکاتی را مورد نظر بگیریم که می بایست در خلال چنین محافلی بدان توجه صورت گیرد که قرار ذیل است:

۱ –  ارزش دادن به وقت خود ودیگران:  

 متآسفانه بی توجهی عده ای ازعزیزان هموطن ما در شرکت نکردن بموقع در بسا محافل و مجالسی که برگزار می گردد باعث می شود تا اکثرآ این محافل با تأخیر آغاز شده و با عجله به پیش برده شود.

شاید تعدادی مصروفیت رسمی نداشته و بقول یکی از دوستان روزی شان از سوی خیرخواهان حواله می شود وبرای شان فرقی نمی کند که دیر بخانه برگردند یا زود ، اما باید بپذیریم که اکثرآ مصروفیت های کاری دارند و چه بخواهند وچه نخواهند صبح خیلی زود باید به وظایف شان حاضر شوند .

نمی دانم با آنکه هر کدام ما سالهاست بدور از وطن زندگی می کنیم هنوز متوجه این موضوع نشده ایم که برای خیلی از آدم ها وقت ارزش بسزایی دارد ، منجمله  خودم ، بخاطر اینکه اکثر این برنامه ها در روزهای تعطیلی آخر هفته برگزار می شود و بدون شک پس از یک هفته کاری تمام کارهای شخصی چون دید و بازید های فامیلی ،دیدار دوستان ، رسیدگی به باغ و باغچه منزل ، شرکت در مراسم ختم قرآنکریم و گاهگاهی فاتحه خوانی، جمع شدن اعضای خانواده دور هم و بسا کارهای دیگر که بیشتر اینها لازم است در همین دو روز آخر هفته انجام گیرد ، اما دیر رسیدن تعدادی برای حضور داشت در چنین محافلی سبب می شود تا خللی در اجرای این برنامه ها پدید آید. امید وارم این عزیزان اگر برای وقت خود شان ارزشی قایل نیستند ، لااقل به دیگران احترام بگذارند.

۲ – قناعت نکردن  به وقتی که در اختیار شان گذاشته می شود وتوجه نداشتن به وقت سایر سخنرانان :                                 

یکی دیگر از مشکلات جاری در چنین محافلی وقت کشی بعضی از افراد است که متآسفانه هیچگاه بدان توجه نداشته و زمانی که پشت میز خطابه قرار می گیرد گویا تنها سخنران این محفل  بوده و یا رفع دلتنگی مینماید و یا اینکه از صحبت های خویش بیش از هرکسی دیگری لذت می برد !  چه بسا اتفاق می افتد که چنین افرادی از موضوع بدور شده  و نمی توانند صحبت خویش را جمع  بندی نموده و به سخنران بعدی موقع دهند.

این یک بعد موضوع ، بعد دیگرآن تکرار جملات توسط سخنرانان بعدی می باشد که فکر می کنند اگر صحبتی کوتاهی داشته باشند از ایشان گله می شود که چرا کم حرف زدی!

اگر مروری بر رویداد های محافل گذشته صورت گیرد می بینیم که این یک امر مبرهن و هویداست زمانی که محفلی به یک مناسبت مشخصی برگزار می گردد ، موضوع مورد نظر برای همه روشن است ، چه خوب است پس از آنکه سخنران اولی صحبت هایش را بپایان برساند ، فرد دومی با توجه به گفتار فرد قبلی صحبتش را ادامه دهد و نکاتی را که توسط شخص قبلی یادآوری شده است از صحبت هایش حذف نماید تا افراد بیشتری بتوانند گفتنی های شانرا بیان کنند.

بار ها اتفاق افتاده که در بسا محافل فرهنگی توسط مجریان برنامه و بعباره ای دست اندرکاران برگزاری محافل از مهمانان احترامانه تقاضا بعمل آمده که کوشش کنند صحبت های شانرا بطور خلاصه و حتی المقدور درظرف چند دقیقه خاتمه بخشند ، اما باتآسف می بینیم که خیلی از این عزیزان گویا در دلتنگی خاصی قرار دارند و فقط منتظر فرصتی می باشند تا ناگفتنی های شانرا بیان کنند ، صرف نظر از تقاضای مجری برنامه  ، تنگی وقت و یا تلف نمودن وقت سایرین.

۳ – دور شدن از موضوع برنامه :

چه خوب است همیشه این جمله را در نظربگیریم کههر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد” . یعنی موضوع برنامه را نباید از نظر دور داشته باشیم و صحبت ما در ارتباط به همان محفل و همان جلسه باشد ، نه اینکه با سؤ استفاده از موقعیتی که برای ما پیش آمده حرف هایی را بیان کنیم که درخور آن محفل نیست.

در ارتباط به موضوع ذکر شده بد نیست به موضوعی اشاره کنم که در محفل اخیر بدان برخوردم.

در میان مهمانان محفل یکی هم حضورداشت محترم عبدالخالق فضل بود که شخص محترمی می باشد و از معرفی ایشان توسط مجری برنامه چنین بنظر می رسید که گویا زمانی مسئولیت یکی از وزارت خانه های کشور را نیز بدوش داشته و بنظرم یکی از میراث داران حکومت افغانستان بشمار می روند ، چون با وجود اینکه چندین سال از سبک دوش شدن ایشان از این پست می گذرد ، اما هنوز هم بنام وزیر صاحب یاد می شود ، گویا داشتن یک پست دولتی که برای خدمت به هموطنان بصورت مؤقت به شخصی سپرده می شود درجه ای است که برای دریافت آن سالها تحصیل نموده و مانند داکتر ، انجنیر ، استاد ، پوهاند ، پروفیسور وغیره مستحق دریافت دایمی آن باشد.

این یک طرف قضیه ، طرف دیگر قضیه قرار گرفتن جناب وزیر صاحب در پشت میز خطابه و صحبت جناب ایشان درخصوص موضوعی می باشد که بهیچ عنوان ارتباطی به محفل آن شب نداشت.

صحبت جناب وزیر صاحب که شخصآ به ایشان احترام دارم و یکی از هموطنان بزرگسال ما مقیم شهر ملبورن  می باشند  و بقول خود شان حدود ۴۵ سال است که در آسترالیا زندگی می کنند موضوعی بود در مورد زبان .

ایشان با قرار گرفتن در پشت میز خطابه چنین گفتند:

دوستان عزیز می دانید که ما یک زبان با ارزش و همگانی داریم یعنی زبان دری ( که با کف زدن حاضرین استقبال شد) و خواهش من از همه این می باشد که کلمات و حرف های دیگر زبان ها را داخل آن نسازید ، بدون شک منظور شان زبان پارسی یا فارسی بود که متاسفانه فکر می کنند که زبان دری و فارسی دو زبان جداگانه ومختلف می باشد.

با توجه به داغ شدن موضوعات زبانی در این اواخر گویا جناب وزیر صاحب هم نخواستند تا از قافله عقب بمانند و لازم دیدند اظهار نظری در این باره داشته باشند.

بد نیست خدمت جناب ایشان بعرض برسانم که تفاوتی میان زبان های دری فارسی رایج در افغانستان ، دری تاجیکی رایج در تاجیکستان وبعباره ای همین فارسی یا پارسی رایج در ایران وجود ندارد و همه یک زبان واحد بوده و تنها گویش آن متفاوت است که افراد به لهجه های مختلف آنرا بیان نموده و تکلم دارند. اگر جناب وزیر صاحب نیز گمان شان اینست که تفاوتی میان اینها وجود دارد باید گفت که ایشان  سخت در اشتباه بوده و این برداشت شان مانند این است که انگلیسی زبانان آسترالیا ، انگلیس ، امریکا ، کانادا و یا نقاط دیگر جهان که به زبان انگلیسی حرف می زنند زبان متفاوتی دارند ، در حالیکه همه یک زبان انگلیسی بوده و طرز صحبت و یا گویش افراد متفاوت است و یا همین زبان پشتوی رایج در افغانستان که تعدادی از هموطنان ما بدان صحبت می کنند مثل پشتوی کندهار ، جلال آباد ، کنر ، بادغیس ، پکتیا و سایر نقاط کشور که همه در اصل یک زبان پشتو بوده و طرز گفتار و گویش مردم فرق می کند.

و حتی در خود افغانستان فارسی زبانان ولایات مختلف هرکدام به لهجه های متفاوتی حرف می زنند ، مثلآ فارسی هرات با فارسی کابل ، بلخ ، غزنی ، هزاره جات وسایر نقاط متفاوت است و یا در شهر های ایران لهجه های اصفهانی ، مشهدی ، یزدی ، تهرانی و غیره هرکدام فرق می کند ، ولی خط نوشتاری چه در افغانستان ، چه درایران ویا در تاجیکستان همه یکسان می باشد که  بدین ترتیب می توان گفت یک زبان در سه نام متفاوت.

نکته ای دیگری که لازم به یادآوری می باشد اینست که زبان فارسی در افغانستان تا اوایل دهه چهل خورشیدی فارسی خوانده می شد نه دری و این حکومت شاهی محمد ظاهرشاه بود که آنرا از فارسی به دری تغییر داد و در سال ۱۹۶۴ میلادی درج قانون اساسی آن سال نمود، وگرنه قبل از آن در تمام قرار داد ها، پیمان ها ، فرمان های رسمی دولت و حتی کتب درسی مکاتب ، فارسی نوشته می شد نه دری.

به امید اینکه هموطنان عزیز ما با اتحاد وانسجام همیشگی و درک واحترام متقابل به ارزش های ملی و فرهنگی خویش جلوتفرقه افگنان متعصب را گرفته و نگذارند با دامن زدن مسایل زبانی ، قومی ، منطقوی و حتی سلیقوی باعث ویرانی بیشتر سرزمین مشترک ما شوند. از خداوند متعال استقرار صلح و ثبات دایمی در کشور عزیز ما را تمنا نموده و در اخیر از دست  اندرکاران محترم انجمن فرهنگی ویکتوریا ( نوای فرهنگ) و همچنین تلویزیون جهانی زن اظهار سپاس و امتنان نموده ، مؤفقیت و سرفرازی شانرا آرزومندم.  و همچنین جا دارد تا از دوست و همکار عزیزم محترم آصف درویش هنرمند مستعد کشور که با آهنگ های زیبا و صدای دلنشین خویش محفل را به پایان برد تشکر و قدردانی نمایم ، به امید مؤفقیت روزافزون این هنرمند جوان.

با عرض حرمت

قیوم بشیر «هروی»

 

۲ پاسخ به “محفل قدردانی از ملکهء تیاتر افغانستان”

  1. admin گفت:

    درود به برادر عزیز و گرامی ام قیوم جان و تشکر از دوستان و عزیزان فرهنگی شهر ملبورن آسترالیا که در محفل با شکوهی که بمناسبت بزرگداشت و قدردانی از کارکردهای ملکه تیاتر افغانستان محترمه خانم حبیبه عسکر ترتیب شده بود اشتراک نموده بودند و جهانی سپاس ازبرادر عزیزم قیوم جان که این مطلب زیبا را نوشته اند. نکتۀ دیگری راباید به عرض برسانم این است که جناب وزیر صاحب که حتما مربی داشتند و مربا خوردند و وزیر شدند و مانند وزرای فعلی و ارگنشینان فاسدآن از نام وزیر صاحب و غیره لذت میبرند و لی میخواهند در مقابل مردم صحبت کنند ولی نمیدانند که چی میگویند و باید اول خوب فکر نمایند و بعدآ شروع به حرف زدن کنند. و از اینکه در مورد کشور ، مردم و زبان هایشان چیزی معلومات ندارند بهتر است خاموش باشند و چنانچه گفته اند سنگ بجایش سنگین است. موفقیت قیوم جان و اشتراک کننده گان این محفل فرهنگی و هنری را از خداوند بزرگ خواهانم . به آرزوی موفقیت و سلامتی خانم حبیبه عسکر. زنده باشید. مهدی بشیر

  2. قیوم بشیر «هروی» گفت:

    با درود وسلام خدمت شما مهدی جان گرامی ممنون و سپاسگزارم از زحمات قابل قدر تان.
    متآسفانه افراد مغرض و متعصب دراین اواخر در سراسر جهان پا از گلیم خویش فرا تر نهاده و به زبان ستیزی آغاز نموده و بدین ترتیب در صدد تفرقه افگنی میان اقشار مختلف کشور ما میباشند و میخواهند با دامن زدن موضوع زبان از آب گل آلود ماهی بگیرند ، به امید اینکه هموطنان عزیز ما با هوشیاری تمام جلو این دسیسه گران قرن بایستند و با همآهنگی و انسجام مشت محکمی بر دهان یاوه سرایان کوردل بزنند.
    مؤفق و سرفراز باشید
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر «هروی»

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما