۲۴ ساعت

۲۱ جوزا
۲دیدگاه

تاریخ این مرزو بوم بر باد شد

تاریخ نشر یکشنبه ۲۱ جوزا ۱۳۹۶ –  ۱۱ جون ۲۰۱۷–  هالند

تاریخ این مرزو بوم بر باد شد

جان پاکان در خطر افتاده است

بی بها چون خاک در افتاده است
۲۱,۳,۱۳۹۶

محترم محمد معروف نیکزاد

باز بنگر رسم ای از تقدیر را

حلقه های قصه چون زنجیر را

قصه های این زمان را بنگرید

وین عجائب داستان را بنکرید

خیمه ها و کانتینرانی رو به رو

خنده های دشمنان و گفت و گو

تاریخ این مرزو بوم بر باد شد

زان سبب گویم که دشمن شاد شد

حلقه ، حلقه دام های تذویر را

حیله ، حیله مکر گرگی پیر را

نیش چون ماری بجان ریش زنند

بیدریغ در پای هر در ویش زنند

جان پاکان در خطر افتاده است

بی بها چون خاک در افتاده است

چند دلقک خواب در قصری خموش

زر پرست گشته در اوصاف چوموش

تاجیران خون فروشی گشته اند

سر خوش از شوق دریشی گشته اند ‌

کانتینیر بر درب شهر افتاده است

شرم از دیده و بصر افتاده است

نیکزاد

 

 

۲ پاسخ به “تاریخ این مرزو بوم بر باد شد”

  1. admin گفت:

    درود به دوست عزیز و گرامی آقای محمد معروف نیکزاد . تشکر از احساس تان . باید به عرض برسانم که این جانی های وحشی و برادران وطنفروش شان در ارگ و خارج ارگ بزودی علاوه از کانتینر ها و دیوار های کانکریتی چاه های عمیقی را حفر خواهند کرد و از خشم ملت در آنجا پت میشوند تا جان بدهند . موفق باشید. مهدی بشیر

  2. Nikzad گفت:

    وباز هم سپاس گذارم از همدلی دوست ارزشمندم جناب محمد مهدی بشیر عزیز که آشفته گان کلک هنرشان عاشقان وطن هستند چون خودیشان جناب بشیر صاحب چه بیگم قلبن ،دوست تان دارم خدمت شمارا نمیشه درین ساده گی ها پاسخ داد مهربان و با حس عالی سمت و سوی چهار تا شاعر نظر داری آفرین

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما